به گزارش روابط عمومی ادارهکل کتابخانههای عمومی استان خراسان رضوی/ ماریه رحیمی؛ کتابدار کتابخانه عمومی ثارالله مشهد: «این پرسش، تنها یک کنجکاوی ساده نیست؛ بلکه بازنمایی یک تردید عمیق در عصر ماست. در دورانی که با یک لمس کوتاه بر صفحهی نمایش گوشی میتوان به اقیانوسی از اطلاعات دست یافت، حضور فیزیکی در مکانی به نام کتابخانه ممکن است برای بسیاری امری پرسشبرانگیز، متعلق به گذشته یا نوعی نوستالژی رو به زوال به نظر برسد. اما واقعیت جاری در میان قفسههای کتابخانههای عمومی، روایت دیگری را بازگو میکند؛ پاسخی که نه در آمارها، بلکه در «کارکرد وجودی» و «معنای حضور» نهفته است.
فراتر از مخزن کتاب؛ کتابخانه به عنوان «مکان سوم»
برای درک اینکه چرا کتابخانهها هنوز هم مخاطب دارند، باید از نگاه سنتی «کتابخانه به عنوان انبار کتاب» فاصله بگیریم. در جامعهشناسی مدرن، مفهومی به نام «مکان سوم» (Third Place) مطرح است؛ فضایی که نه خانه است و نه محل کار، بلکه بستری است برای تعاملات اجتماعی، یادگیری غیررسمی و پیوند میان انسانها. کتابخانهی امروز، دقیقاً همین مکان است. کتابخانه مکانی است که احساس تعلق و حضور در آن، معنایی فراتر از گذشته یافته است. در جهانی که فضاهای عمومی روزبهروز بیشتر به نفع فضاهای تجاری و مصرفگرا عقبنشینی میکنند، کتابخانه یکی از معدود قلمروهای باقیمانده است که در آن «انسان بودن» بر «مصرفکننده بودن» اولویت دارد. اینجا مکانی است که در آن برابری، عدم تبعیض و حریم خصوصی، نه به عنوان شعار، بلکه به عنوان ارزشهای بنیادین و زیربنای یک زیست مدنی تجربه میشود.
کتابخانه به عنوان مکانی که متعلق به همهی مردم جامعه است، نه تنها با سکوت و آرامش حاکم بر فضایش، مکانی برای کاهش استرس و دوری از فشار و همهمهی زندگی غالب این روزهاست، بلکه برای مشارکت در تعاملات اجتماعی، تبادلات فرهنگی و نیز یافتن شبکههای ارتباطی از افراد همفکر، همسلیقه و همراه نیز مکان مناسبی است. محافل ادبی، باشگاههای کتابخوانی، نشستهای کتابخوانی و دیگر فعالیتهای جمعی، نمونههایی از این دست شبکههای ارتباطی در کتابخانههای عمومی هستند.
در جستوجوی تمرکز در عصر «فرسودگی اطلاعاتی»
ما امروز بیش از آنکه با کمبود اطلاعات مواجه باشیم، دچار «فرسودگی اطلاعاتی» هستیم. الگوریتمهای شبکههای اجتماعی، توجه و تمرکز ما را کاهش داده و ما را در مارپیچی بیسروته از محتواهای کوتاه و سطحی گرفتار کردهاند. در چنین وضعیتی، کتابخانه نقشی مهم و حیاتی پیدا میکند: پناهگاهی فعال برای تأمل، تمرکز عمیق و درنگی آگاهانه. اگر فضای مجازی و اینترنت محل «جستوجوهای پرشتاب» است، کتابخانه محل «یافتن و درنگ» است. سکوت کتابخانه، نه یک سکوت تحمیلی و آزاردهنده، بلکه فرصتی برای شکلگیری گفتوگویی عمیق میان خواننده و منابع اندیشه است. اکنون حضور در کتابخانه، دیگر یک ضرورت برای دسترسی به متن نیست، بلکه یک «انتخاب آگاهانه» برای بازیابی قدرت تفکر و فرار از شتاب بیوقفهی دنیای دیجیتال است.
روایتهایی از جنس حضور؛ حضوری آگاهانه و پرمعنا
به عنوان کتابداری که هر روز شاهد این حضور است، پاسخ پرسش «مگر میآیند و چرا میآیند؟» را در چهرههایی میبینم که هرکدام نمایی از ضرورت این حضور را نمایش میدهند.
آقای «س»، کارمند بازنشستهای که هر روز با طمأنینه از پلههای کتابخانه بالا میآید، نمونهای از پیوند میان دانایی و هویت است. او صرفاً برای خواندن روزنامه یا ورق زدن کتابهای ادبی و تاریخی نمیآید؛ او میآید تا در فضایی نفس بکشد که به او به عنوان یک «جویندهی دانش» احترام میگذارد، نه یک فرد از کارافتاده. کتابخانه فضایی پذیرا برای حضور او به عنوان یک «سرمایهی اجتماعی» است؛ جایی که پیوند میان نسلها و استمرار معنای زندگی در آن تحقق مییابد.
برای خواهران «الف» که کتابها را با دقتی وسواسگونه انتخاب میکنند و میان خود به اشتراک میگذارند، کتابخانه یک «شبکهی توزیع عدالت» است. حضور آنها یادآور این واقعیت است که دانش نباید کالایی گرانقیمت باشد که تنها در دسترس عدهای خاص قرار گیرد. کتابخانه، تضمینکنندهی این حق بنیادین است که دسترسی به آگاهی، فارغ از توان مالی، برای همگان در کتابخانهی عمومی ممکن میشود.
برای «میم» کوچولو، کودک دبستانی که میان قفسههای بخش کودک ساعتها گم میشود، کتابخانه اولین تجربهی استقلال فکری است؛ جایی که او نه بر اساس فشار خانواده یا تکلیف مدرسه، بلکه بر اساس کنجکاوی شخصی و اشتیاق برای تجربههای جدید، مسیر یادگیریاش را انتخاب میکند. در چشمان او میتوان نخستین جرقههای انتخاب آگاهانه را دید؛ انتخابی که شاید سالها بعد، شکلدهندهی مسیر زندگیاش شود.
کتابخانه؛ مکانی منعطف و پویا
برخلاف تصور رایج، اینترنت رقیب کتابخانه نیست، بلکه ابزاری است که ضرورت وجودی کتابخانه را دوچندان کرده است. در اقیانوس بیانتهای دادههای وب، ما بیش از هر زمان دیگری به «تسهیلگر» و «اعتبارسنج» نیاز داریم. نظریهپردازان علم کتابداری و اطلاعات، ازجمله دکتر فتاحی، کتابخانه را مکانی با ارزشهای فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و علمی ویژه میدانند؛ نهادی که برای بقا باید متحول شود. از نظر آنها کتابخانه، در ذات خود، مکانی پویا و زنده است و خود را با تغییرات و تحولات جامعه وفق میدهد و تکامل مییابد.
طبق نظر مایکل گورمن که قوانین رانگاناتان را بهروز نموده است، کتابخانهها به انسانیت خدمت میکنند؛ به همهی اشکال انتقال دانش احترام میگذارند؛ از فناوری هوشمند برای تقویت خدمات بهره میگیرند؛ از دسترسی آزاد به دانش حمایت میکنند و با حفظ ارزشهای گذشته، به خلق آینده کمک میکنند. بدینترتیب، کتابخانهی عمومی امروز از یک نهاد «منبعمحور» به یک نهاد «انسانمحور» تبدیل شده است. کتابخانه دیگر صرفاً جایی برای نگهداری کتاب نیست؛ بلکه تولید ارزش افزوده میکند، زیرا مکانی است برای پرورش تحلیل و تفکر نقادانه؛ جایی که در آن یاد میگیریم چگونه در عصر اخبار جعلی، سره را از ناسره تشخیص دهیم.
کتابخانه هنوز هم ماناست
در نهایت، وقتی از من میپرسند «آیا هنوز کسی به کتابخانه میآید؟»، به جای پاسخ دادن، به دستهایی اشاره میکنم که هنوز هم عطف کتابها را لمس میکنند و چشمهایی که هنوز هم در سکوت تالار مطالعه، به افقهای دورتری خیره شدهاند. بله، هنوز هم میآیند. آنها میآیند، چون در جستوجوی معنا هستند و کتابخانهها یکی از مقبولترین و پذیراترین بسترها برای این جستوجوست. کتابخانههای عمومی نه تنها مانا هستند، بلکه مکانهایی امن برای رواج آگاهی در کالبد شهر هستند. آنها صرفاً پناهگاهی دور از جهان پرآشوب این روزها نیستند، بلکه پنجرهای هستند برای بهتر دیدن، عمیقتر فهمیدن و در نهایت، انسانیتر زیستن در جهانی که مدام در حال شتاب گرفتن است. کتابخانه، درنگ صبورانهی انسانها در بیقراریهای عصر دیجیتال است.