به گزارش ادارهکل روابط عمومی و امور بینالملل نهاد کتابخانههای عمومی کشور، 14 فوریه، در تقویم جهانی بهعنوان روز اهدای کتاب نامگذاری شده است. این روز، بهانهای برای افزایش دسترسی افراد، بهویژه کودکان به کتاب است.
مهدی خطیبی در یادداشتی به مناسبت این روز نوشت: «امروز، روز جهانی اهدای کتاب است؛ روزی که در ظاهر به عملی ساده فرا میخواند: بخشیدن کتاب. اما همین کنش ظاهرا ساده، اگر اندکی مکث کنیم، به یکی از عمیقترین و ماندگارترین اشکال بخشش بدل میشود؛ بخششی که نه با مصرف پایان میپذیرد، نه با فرسودگی کمرنگ میشود، و نه با گذر زمان ارزش خود را از دست میدهد. کتاب برخلاف بسیاری از هدیهها، چیزی نیست که «تمام شود»؛ بلکه چیزی است که آغاز میشود.
اما فلسفه این روز، پیش از هر چیز، به یک نزدیکی اشاره دارد: به هدیهدادن کتاب به کسانی که برای ما مهماند. به آن دایره کوچک و صمیمی که نامش خانواده است، دوستی است، رفاقت است. اهدای کتاب، در این معنا، انتخابی شخصی است؛ نه از سر عادت، بلکه از سر شناخت. ما کتابی را به «کسی» میدهیم که فکر میکنیم با جهان او نسبتی دارد، یا شاید بتواند پنجرهای تازه در ذهنش بگشاید.
اهدای کتاب، در معنای عمیق خود، واگذاری یک شیء نیست؛ سپردن یک تجربه است، انتقال یک امکان، گشودن دری به جهانی که شاید گیرندهاش هرگز بیواسطه به آن راه نمییافت. کتاب حافظه فشرده انسان است: عصاره رنجها، پرسشها، کشفها و رؤیاهایی که در زبان شکل گرفتهاند تا از مرگ فردی فراتر روند و به حیات جمعی بپیوندند. وقتی کتابی را به عزیزی هدیه میدهیم، در حقیقت بخشی از این حافظۀ مشترک را - با امضای عاطفه خود - به او میسپاریم.
در جهانی که شتاب، سطحیخوانی و فراموشی به قاعده بدل شدهاند، کتاب هنوز ایستادگی میکند. هنوز از ما میخواهد مکث کنیم، بنشینیم، به جملهای بازگردیم، در سکوت تأمل کنیم و بگذاریم معنا آرامآرام در ما رسوب کند. هدیۀ کتاب، از این منظر، نوعی مقاومت فرهنگی است؛ مقاومتی آرام اما پیگیر، در برابر زوال توجه و تقلیل تجربهٔ انسانی به تصویرهای گذرا و پیامهای فوری.
کتاب، برخلاف هدیههای مصرفی، حامل رابطهای دیرپاست. گیرنده کتاب، حتی اگر آن را همان روز نخواند، آن را در قفسه میگذارد، نام اهداکننده را به یاد میآورد، و روزی - شاید سالها بعد - کتاب را میگشاید و در همان لحظه، پیوندی ناپیدا دوباره برقرار میشود. گویی کتاب، زمان را خم میکند و امکان گفتوگویی را فراهم میآورد که از مرزهای اکنون عبور میکند؛ گفتوگویی میان «منِ امروز» و «توِ آن روز».
در فرهنگهای کهن، کتاب همواره بیش از یک شیء بوده است. نسخههای خطی، حاشیهنویسیها، یادداشتهای شخصی و نامهایی که بر صفحهٔ اول نوشته شدهاند، همه نشان میدهند که کتاب محل تلاقی فرد و جمع، دانش و عاطفه، تاریخ و زندگی روزمره بوده است. سنت هدیۀ کتاب، ادامهٔ همین نگاه است: کتاب بهعنوان امانتی که باید دستبهدست شود، خوانده شود، و دوباره به جریان بازگردد.
اهدای کتاب، همچنین کنشی اخلاقی است. در آن، نوعی اعتماد نهفته است: اعتماد به توانایی دیگری برای خواندن، فهمیدن، پرسیدن و دگرگونشدن. ما با هدیهدادن کتاب، به مخاطب خود میگوییم: «تو را شایستۀ این گفتوگو میدانم» و چه اعتمادی عمیقتر از آنکه کسی را در گفتوگویی خاموش اما جدی شریک بدانیم؟
از سوی دیگر، کتاب هدیهای است که رهایی میبخشد. برخلاف توصیههای مستقیم یا اندرزهای آشکار، کتاب تحمیل نمیکند؛ پیشنهاد میدهد. خواننده میتواند بپذیرد، رد کند، مکث کند یا با متن وارد کشمکش شود. همین رهایی است که کتاب را به ابزاری یگانه برای اندیشیدن بدل کرده است. اهدای کتاب، دعوتی است بیاجبار؛ دعوتی به اندیشیدن مستقل، آن هم در نهایت احترام.
نباید فراموش کرد که کتاب، برای بسیاری هنوز کالایی دستنیافتنی است. نابرابری در دسترسی به کتاب، نابرابری در دسترسی به امکان اندیشیدن است. از اینرو، اهدای کتاب میتواند کنشی اجتماعی نیز باشد؛ تلاشی کوچک اما مؤثر برای گسترش عدالت فرهنگی. کتابی که به دست کودکی میرسد، شاید مسیر زندگی او را تغییر دهد؛ نه با وعدههای بزرگ، بلکه با گشودن افقهایی تازه.
روز جهانی اهدای کتاب، بیش از آنکه جشن کتاب باشد، یادآوری مسئولیت ما در برابر آن است. کتاب اگر خوانده نشود، اگر در گردش نباشد، اگر از قفسهها به زندگی راه نیابد، به شیئی خاموش بدل میشود. اهدای کتاب، راهی است برای بازگرداندن آن به حیات اجتماعی؛ برای زنده نگهداشتن گفتوگویی که قرنهاست انسان با خود و جهانش آغاز کرده است.
شاید زیباترین جنبه اهدای کتاب، این باشد که نتیجه آن هرگز کاملا در اختیار ما نیست. نمیدانیم کدام جمله در ذهن گیرنده خواهد ماند، کدام تصویر او را دگرگون خواهد کرد و کدام پرسش مسیر تازهای پیش پایش خواهد گذاشت. این نادانی، نه ضعف، که فضیلت این کنش است؛ زیرا کتاب، همانگونه که زندگی، همیشه فراتر از نیتهای ما عمل میکند.
امروز، اگر کتابی هدیه میدهیم - به دوستی، به یکی از اعضای خانواده، به کودکی کنجکاو، یا حتی به خودمان - در حقیقت به آیندهای نامعلوم سلام میکنیم. آیندهای که شاید در آن، کسی صفحهای را ورق بزند و احساس کند تنها نیست؛ کسی پیش از او همین پرسش را داشته، همین درد را زیسته، و آن را به زبان آورده است، و مگر هدف نهایی فرهنگ، جز همین پیوند ناپیدا میان انسانها در دل زمان نیست؟
روز جهانی اهدای کتاب، یادمان میآورد که گاه سادهترین هدیهها، عمیقترین اثرها را دارند. کتاب هنوز یکی از شریفترین شکلهای بخشش است؛ بخششی که نه فقط چیزی میدهد، بلکه چیزی را بیدار میکند.»
ارسال نظر