سه‌شنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۵ - ۱۱:۰۹

به‌مناسبت روز بزرگداشت مولانا و با حضور استادان دانشگاه برگزار شد؛

مولاناخوانی در کتابخانه مرکزی اسفراین؛ از «نی‌نامه» تا غزل‌های دیوان شمس

خراسان شمالی - کراپ‌شده

نشست ادبی طنین عرفان و ادب با همکاری مؤسسه مردم‌نهاد سمن وابسته به اداره ورزش و جوانان، در کتابخانه مرکزی اسفراین برگزار شد؛ برنامه‌ای که در آن استادان دانشگاه و علاقه‌مندان به ادبیات فارسی، با سخنرانی، خوانش شعر و گفت‌وگو به بررسی اندیشه و آثار مولانا پرداختند.

به گزارش روابط‌ عمومی اداره‌کل کتابخانه‌های‌عمومی استان خراسان‌ شمالی، به‌مناسبت گرامیداشت مولانا جلال‌الدین بلخی، نشست ادبی «طنین عرفان و ادب» با میزبانی کتابخانه مرکزی ابوالعباس اسفراینی و همکاری مؤسسه مردم‌نهاد سمن وابسته به اداره ورزش و جوانان برگزار شد. در این نشست، جمعی از علاقه‌مندان به ادبیات فارسی، استادان دانشگاه‌های فنی‌ومهندسی و پیام‌نور، فرهنگیان و روحانیون حضور داشتند و ابعاد گوناگون فکری و ادبی مولانا را بررسی کردند.

در بخش آغازین، نوراله دنیوی‌راد، دارنده دکترای تاریخ، محمدتقی بهنام‌فر، دارنده دکترای شیمی، محمدحسین بهنام‌فر، دارنده دکترای تاریخ، محمد اصغرزاده و محمدعلی اکرامی‌فر، هر دو دارنده دکترای ادبیات، درباره جایگاه مولانا در ادبیات فارسی و اثرگذاری او بر فرهنگ جهانی سخن گفتند و با خوانش و تفسیر ابیاتی از آثار این شاعر نامدار، حاضران را با گوشه‌هایی از اندیشه او همراه کردند.

در ادامه، مهمانان به تفأل و خوانش آثاری از دیوان شمس و مثنوی معنوی پرداختند؛ از جمله «بشنو این نی چون شکایت می‌کند»، «ای رستخیز ناگهان»، «بی‌همگان به سر شود» و «من نه منم». ماهان زیبایی، عضو فعال کتابخانه مرکزی اسفراین نیز غزلی از مولانا را برای حاضران دکلمه کرد.

ماهان زیبایی، عضو کتابخانه مرکزی ابوالعباس اسفراینی در ابتدای این جلسه به خوانش شعر پرداخت که به شرح زیر است:

این من نه منم آن‌که منم، گوئی کیست 

گویا نه منم در دهنم، گوئی کیست 

من پیرهنی بیش نیم، سر تا پای 

آن کس که منش پیرهنم، گوئی کیست 

در ادامه محمدتقی بهنام‌فر خواند:

بشنو این نی چون شکایت می‌کند 

از جدایی‌ها حکایت می‌کند 

کز نیستان تا مرا ببریده‌اند 

در نفیرم مرد و زن نالیده‌اند 

سینه خواهم شرحه‌شرحه از فراق 

تا بگویم شرح درد اشتیاق 

هر کسی کو دور ماند از اصل خویش 

بازجوید روزگار وصل خویش 

من به هر جمعیتی نالان شدم 

جفت بدحالان و خوش‌حالان شدم  ..............

محمدعلی اکرامی‌فر در ادامه خواند:

بی‌همگان به سر شود، بی‌تو به سر نمی‌شود 

داغ تو دارد این دلم، جای دگر نمی‌شود 

دیده عقل مست تو، چرخه چرخ پست تو 

گوش طرب به دست تو، بی‌تو به سر نمی‌شود 

جان ز تو جوش می‌کند، دل ز تو نوش می‌کند 

عقل خروش می‌کند، بی‌تو به سر نمی‌شود 

خمر من و خمار من، باغ من و بهار من 

خواب من و قرار من، بی‌تو به سر نمی‌شود 

جاه و جلال من تویی، مملکت و مال من تویی 

آب زلال من تویی، بی‌تو به سر نمی‌شود 

گاه سوی وفا روی، گاه سوی جفا روی 

آن منی، کجا روی؟ بی‌تو به سر نمی‌شود  ...............

نوراله دنیوی‌راد در ادامه خواند:

ای رستخیز ناگهان، وی رحمت بی‌منتها 

ای آتشی افروخته در بیشه اندیشه‌ها 

امروز خندان آمدی، مفتاح زندان آمدی 

بر مستمندان آمدی، چون بخشش و فضل خدا 

خورشید را حاجب تویی، امید را واجب تویی 

مطلب تویی، طالب تویی، هم منتها هم مبتدا 

در سینه‌ها برخاسته، اندیشه را آراسته 

هم خویش حاجت خواسته، هم خویشتن کرده روا 

ای روح‌بخش بی‌بدل، وی لذت علم و عمل 

باقی بهانه‌ست و دغل، کاین علت آمد و آن دوا  ..........

این نشست با بخش پرسش‌وپاسخ استادان و حاضران درباره آموزه‌های عرفانی و سبک ادبی مولانا به پایان رسید.

مولاناخوانی در کتابخانه مرکزی اسفراین؛ از «نی‌نامه» تا غزل‌های دیوان شمس

مولاناخوانی در کتابخانه مرکزی اسفراین؛ از «نی‌نامه» تا غزل‌های دیوان شمس