به گزارش روابطعمومی ادارهکل کتابخانههای عمومی استان خراسانشمالی، گاهی اوقات روایتهای کتابخانه از دل یک امانت ساده بیرون نمیآید، بلکه در چشمان جستوجوگر مسافری شکل میگیرد که کتابخانه را نه فقط یک فضای عمومی، که خانه میبیند.
رقیه دستان؛ کتابدار کتابخانه عمومی اندیشه شیروان، این خاطره را اینگونه بازگو میکند: در هیاهوی روزهای تابستان که پارک کوثر میزبان مسافران بسیاری بود، حضور دو دختر نوجوان با پوشش زیبای جنوبی، فضای کتابخانه را تماشایی کرد. آنها از روستای دهنو و شهرستان قرقازی استان هرمزگان آمده بودند. نگاههای کنجکاوشان در قفسهها میچرخید و شوق کشف کردن در چشمانشان موج میزد.
این کتابدار با اشاره به اهمیت لحظات در سفر، ادامه میدهد: وقتی با آنها همکلام شدم، متوجه شدم تنها دو ساعت تا زمان حرکتشان باقی مانده است. معمولاً در این زمان اندک، مسافران ترجیح میدهند در پی کارهای دیگری باشند، اما این دو نوجوان با اشتیاقی مثالزدنی، کتابهایی را انتخاب کردند و نشستند. انگار نه انگار که مسافر بودند و باید میرفتند؛ آنها در آرامش سالن مطالعه غرق شده بودند و با همان لباسهای زیبای سنتیشان، تصویری از پیوند ایران بزرگ را در کتابخانه اندیشه ثبت کردند.
دستان با تأکید بر تأثیر این لحظات برای یک کتابدار میگوید: شاید برای دیگران دو ساعت، زمان کوتاهی باشد، اما برای منی که شاهد بودم این دو مهمان عزیز، سفر را رها کردند تا در پناه کتاب آرام بگیرند، لحظهای فراموشنشدنی بود. کتابخانه فقط قفسه و میز نیست؛ جایی است که مسافران دوردست، در آن احساس آشنایی میکنند.
این روایت ساده اما دلنشین از نسلی که کتاب را همسفر همیشگی خود میداند، بار دیگر یادآور شد که کتابخانههای عمومی میتوانند در هر گوشهای از این سرزمین، ایستگاهی برای آرامش و دانایی باشند؛ فرقی نمیکند مقصد سفر، شیروان باشد یا هرمزگان، وقتی کتاب در میان باشد، هر نقطهای از ایران، خانه است.

