دوشنبه ۲۲ تیر ۱۴۰۵ - ۱۴:۴۲

مروری بر کتاب «فوتبال و فلسفه»؛

محبوب‌ترین ورزش جهان، زمینه‌ای برای جدی‌ترین تأملات فکری

فلسفه و فوتبال

«فوتبال و فلسفه» کتابی است که نشان می‌دهد محبوب‌ترین ورزش جهان می‌تواند زمینه‌ای برای جدی‌ترین تأملات فکری باشد. ارزش اصلی این اثر در آن است که مرز میان «اندیشیدن» و «لذت بردن» را کمرنگ می‌کند و به خواننده می‌آموزد که می‌توان همزمان هوادار پرشور یک تیم بود و درباره چیستی و چرایی این علاقه نیز اندیشید.

به گزارش اداره‌کل روابط عمومی و امور بین‌الملل نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور، این روزها که تب فوتبال با برگزاری جام جهانی بار دیگر به اوج خود رسیده و چشم میلیون‌ها نفر در سراسر جهان به مستطیل سبز دوخته شده است، شاید فرصتی مناسب‌تر از این نباشد که سراغ کتابی برویم که می‌کوشد از پسِ هیجان گل‌ها و نتیجه‌ها، به لایه‌های ژرف‌تر این بازی بیندیشد. «فوتبال و فلسفه» دقیقا در چنین لحظه‌ای معنا می‌یابد: آنجا که شور تماشا با میل به فهمیدن گره می‌خورد و خواننده می‌پرسد، چرا این بازی این‌چنین جان و دل آدمیان را تسخیر کرده است. این کتاب می‌کوشد همین پرسش را، در میانه هیاهوی جام جهانی، به تأملی فلسفی بدل کند.

مشخصات کتاب

عنوان: فوتبال و فلسفه؛ ذهن زیبا، بازی زیبا

ویراستار/گردآورنده: تد ریچاردز

مترجم: عیسی عظیمی

ناشر: نشر مرکز

حوزه موضوعی: فلسفه ورزش، فلسفه عمومی، مطالعات فرهنگی فوتبال

ژانر: جستارهای فلسفی، مجموعه‌مقالات تحلیلی

زمان تقریبی مطالعه: ۱۵ ساعت

مرورنویس: مهدی خطیبی (مترجم، نویسنده، پژوهشگر)

خلاصه محتوا

«فوتبال و فلسفه» مجموعه‌ای از جستارهاست که در آن گروهی از نویسندگان و فیلسوفان می‌کوشند پدیده فوتبال را از منظر مفاهیم بنیادین فلسفی بازخوانی کنند. ایده محوری کتاب ساده اما عمیق است: فوتبال صرفا یک بازی یا سرگرمی نیست، بلکه آینه‌ای است که پرسش‌های دیرین فلسفه (درباره زیبایی، اخلاق، عدالت، هویت، زمان و حتی معنای زندگی) در آن بازتاب می‌یابد.

نکته درخور توجه آنکه کتاب نه‌تنها در محتوا، بلکه در شکل و معماری خود نیز به فوتبال وفادار مانده است. ساختار اثر بر اساس استعاره یک مسابقه فوتبال سامان یافته و فصل‌بندی آن، گام‌به‌گام، مراحل یک بازی کامل را دنبال می‌کند. این هم‌نشینی فرم و محتوا، خواندن کتاب را به تجربه‌ای شبیه تماشای یک مسابقه بدل می‌کند و یکی از ابتکارهای جذاب آن به شمار می‌آید. سامان متن به این ترتیب است:

نیمه اول، با عنوان «طبیعت بازی»، به‌سراغ بنیادی‌ترین پرسش‌ها می‌رود: فوتبال در ذات خود چیست، چه نسبتی با طبیعت انسان و میل او به بازی دارد و چرا این بازی این‌چنین در سراسر جهان فراگیر شده است. این بخش، همچون آغاز یک مسابقه، زمین را برای تأملات بعدی آماده می‌کند.

بین دو نیمه، با عنوان «قوانین نانوشته»، به آن دسته از هنجارها و آدابی می‌پردازد که در متن قوانین رسمی بازی نیامده‌اند اما رفتار بازیکنان و هواداران را شکل می‌دهند؛ مانند بیرون انداختن توپ هنگام مصدومیت حریف یا بازگرداندن توپ به تیم مقابل. این بخش، همچون استراحت میان دو نیمه، فرصتی برای تأمل در اخلاقِ نانوشتهٔ زمین بازی فراهم می‌آورد.

نیمه دوم، با عنوان «بازی زیبا»، به محور زیبایی‌شناسی اختصاص دارد و همان درون‌مایه‌ای را می‌کاود که در عنوان فرعی کتاب نیز آمده است: «بازی زیبا» چیست و چرا برخی حرکت‌ها یا بازی‌ها را زیبا می‌نامیم. اینجا پرسش از نسبت هنر و فوتبال، و از اینکه آیا زیبایی این بازی در نتیجه است یا در شیوه اجرا، به میان می‌آید.

وقت اضافه اول، با عنوان «هواداری»، به پدیده تعلق و وفاداری می‌پردازد: چرا انسان‌ها این‌چنین عمیق به یک تیم دل می‌بندند، تعصب هواداری چه نسبتی با هویت فردی و جمعی دارد، و معنای وفاداری به یک باشگاه در طول زمان چیست. عنوان «وقت اضافه» به‌درستی نشان می‌دهد که این مباحث، گرچه فراتر از بدنه اصلی بازی‌اند، بخشی جدایی‌ناپذیر از تجربه فوتبال‌اند.

وقت اضافه دوم، با عنوان «فوتبال و جامعه»، دامنه بحث را به ساحت اجتماعی و سیاسی می‌گستراند و به نقش فوتبال در جامعه، نسبت آن با قدرت، اقتصاد، هویت ملی و پدیده‌های فرهنگی می‌پردازد؛ اینکه این بازی چگونه از یک سرگرمی به نیرویی اجتماعی و فرهنگی بدل شده است.

ضربات پنالتی، با عنوان «کار به پنالتی می‌کشد»، همچون مرحله نهایی و سرنوشت‌ساز یک مسابقه، به پرسش‌های پایانی و تنش‌برانگیز می‌پردازد؛ لحظه‌هایی که در آن‌ها عدالت، شانس، فشار روانی و تصمیم‌گیری به اوج خود می‌رسند.

در پایان، بخش «اعضای تیم» به معرفی نویسندگان جستارها اختصاص دارد و پس از آن، «سپاسگزاری و نمایه» می‌آید که دسترسی به مفاهیم و موضوعات کتاب را آسان می‌کند.

عنوان فرعی کتاب، «ذهن زیبا، بازی زیبا»، همین پیوند میان تأمل فکری و تجربه زیسته فوتبال را برجسته می‌کند و نشان می‌دهد که لذت بردن از این بازی می‌تواند با اندیشیدن درباره آن همراه شود.

تحلیل ساختاری

کتاب همانند دیگر آثار مجموعه «فرهنگ عامه و فلسفه» (Popular Culture and Philosophy)، ساختاری ماژولار دارد؛ یعنی از جستارهای مستقلی تشکیل شده که هر یک به قلم نویسنده‌ای متفاوت نوشته شده و موضوعی خاص را پی می‌گیرد. اما آنچه این کتاب را از نمونه‌های مشابه متمایز می‌کند، چارچوب‌بندی هوشمندانه آن است: همان‌گونه که در خلاصه آمد، جستارها نه در فصل‌های خشک و شماره‌گذاری‌شده، بلکه در قالب مراحل یک مسابقه فوتبال (دو نیمه، بین دو نیمه، دو وقت اضافه و ضربات پنالتی) چیده شده‌اند. این تمهیدِ ساختاری چند کارکرد دارد. نخست، به مجموعه‌ای از مقالات پراکنده، نوعی پیوستگی روایی و ریتم آشنا می‌بخشد؛ خواننده‌ای که با فوتبال آشناست، ناخودآگاه با منطق پیشروی کتاب همراه می‌شود. دوم، خود این فرم، تجسمی از پیام محوری کتاب است: اینکه فوتبال و اندیشه را می‌توان درهم تنید. سوم، چینش موضوعات از مفاهیم بنیادین (نیمه اول) به‌سمت مسائل پیچیده‌تر اجتماعی و نهایی (وقت‌های اضافه و پنالتی)، نوعی تصاعد منطقی پدید می‌آورد که خواننده را به‌تدریج از سطح به عمق می‌برد.

نقطه قوت دیگرِ این سازمان‌دهی، تنوع دیدگاه‌ها و امکان مطالعه غیرخطی است. خواننده می‌تواند بنا بر علاقه خود سراغ هر جستار یا هر «مرحله» برود، بی‌آنکه ناچار به خواندن کتاب از آغاز تا پایان باشد. وجود بخش «اعضای تیم» در پایان نیز به خواننده کمک می‌کند تا با پیشینه فکری هر نویسنده آشنا شود و جستارها را در بستر تخصص نویسندگانشان بفهمد، و نمایه پایانی دسترسی موضوعی به مفاهیم را تسهیل می‌کند.

در مقابل، ماهیت مجموعه‌مقالاتیِ اثر دو پیامد دارد. نخست، ناهمگونی در عمق و لحن میان جستارها؛ برخی فصل‌ها فنی‌تر و فلسفی‌ترند و برخی دیگر روایی‌تر و سبک‌تر. دوم، نبودِ انسجام مفهومیِ یکپارچه‌ای که در یک کتاب تک‌مؤلفه دیده می‌شود؛ هرچند چارچوب فوتبالی کتاب تا حد زیادی این کاستی را جبران کرده است. این دو ویژگی، نقطه‌ضعف ذاتی این ژانر است و نه ایرادی خاص این کتاب.

از منظر زبانی، ترجمه عیسی عظیمی کوشیده است مفاهیم فلسفی را با حفظ روانی متن به فارسی برگرداند. با توجه به آمیختگی اصطلاحات تخصصی فلسفه با زبان ورزشی و گاه عامیانه، این کار چالش‌برانگیز بوده و حفظ تعادل میان دقت مفهومی و خوانایی، از مهم‌ترین آزمون‌های چنین ترجمه‌ای است. به‌ویژه برگردان عناوین استعاری بخش‌ها (مانند «کار به پنالتی می‌کشد») نشان می‌دهد که مترجم کوشیده است لحن بازیگوشانه و دوپهلوی متن اصلی را نیز منتقل کند.

مخاطب هدف

این کتاب طیف نسبتا گسترده‌ای از خوانندگان را دربر می‌گیرد:

علاقه‌مندان به فلسفه که می‌خواهند کاربرد مفاهیم انتزاعی را در یک پدیده ملموس و روزمره ببینند و دریابند که فلسفه صرفا بحثی آکادمیک و دور از زندگی نیست.

هواداران جدی فوتبال که فراتر از نتیجه مسابقه به لایه‌های عمیق‌تر این بازی می‌اندیشند؛ به‌ویژه بخش‌های «هواداری» و «قوانین نانوشته» برای این گروه جذابیت ویژه‌ای دارد، چون تجربه زیسته آنان را به زبان فلسفی بازمی‌گوید.

دانشجویان و پژوهشگران مطالعات فرهنگی، جامعه‌شناسی ورزش و فلسفه ورزش که به‌دنبال متنی مقدماتی و در عین حال تأمل‌برانگیز هستند؛ بخش «فوتبال و جامعه» برای این مخاطبان اهمیت بیشتری دارد.

خوانندگان عمومی که به متنی فکری اما سرگرم‌کننده علاقه دارند و از تلاقی دو حوزه ظاهرا ناهمگون لذت می‌برند.

آشنایی مقدماتی با مفاهیم فلسفی مطالعه را آسان‌تر می‌کند، اما پیش‌نیاز قطعی نیست؛ زبان کتاب و چارچوب آشنای فوتبالی آن به‌گونه‌ای است که خواننده بدون پیشینه تخصصی نیز می‌تواند با آن ارتباط بگیرد.

مقایسه با آثار هم‌رده

این کتاب بخشی از مجموعه پرشمار «فرهنگ عامه و فلسفه» است که در آن پدیده‌های فرهنگ مردمی از دریچه فلسفه بررسی می‌شوند؛ آثاری چون «هری پاتر و فلسفه» یا «ماتریکس و فلسفه» نمونه‌های همین مجموعه‌اند و چند عنوان از آن به فارسی نیز ترجمه شده است. آنچه «فوتبال و فلسفه» را در این میان متمایز می‌کند، انطباق ساختار کتاب با موضوع آن است؛ در حالی که بسیاری از آثار این مجموعه به فصل‌بندی متعارف بسنده می‌کنند، این اثر فرم خود را نیز در خدمت موضوع قرار داده است.

در مقایسه با کتاب‌های صرفا تخصصی فلسفه ورزش، زبان این اثر عامه‌فهم‌تر و کمتر فنی است و بیشتر بر برانگیختن کنجکاوی خواننده تأکید دارد تا بر بحث‌های نظری سنگین.

در مقایسه با کتاب‌های تاریخی یا تاکتیکی درباره فوتبال، تمرکز این اثر نه بر رویدادها، آمار و فنون بازی، بلکه بر پرسش‌های مفهومی و معنایی است؛ یعنی به‌جای «چگونه فوتبال بازی می‌شود»، می‌پرسد «فوتبال چه معنایی دارد».

همین تمایز، کتاب را به پلی میان دو دنیای ظاهراً دور (فلسفه و ورزش) بدل می‌کند و جایگاه ویژه‌ای در میان آثار فارسی این حوزه که هنوز نسبتاً اندک‌اند، به آن می‌بخشد.

کاربرد در ترویج خواندن و توسعه سواد فرهنگی

یکی از کارکردهای کمتر دیده‌شده اما ارزشمند این کتاب، ظرفیت آن برای ترویج کتاب‌خوانی در میان مخاطبانی است که معمولا با متون فلسفی یا نظری ارتباط نمی‌گیرند. فوتبال، به‌عنوان پرطرفدارترین ورزش جهان، نقطه ورودی آشنا و دلپذیری فراهم می‌کند که می‌تواند خواننده را، تقریبا بی‌آنکه خود بداند، به ساحت اندیشه و تأمل بکشاند. به بیان دیگر، کتاب از علاقه‌ای موجود (شور فوتبال) برای پروراندن عادتی تازه (مطالعه تأملی) بهره می‌گیرد.

این ویژگی، اثر را به ابزاری مناسب برای کتابخانه‌ها، باشگاه‌های کتاب‌خوانی و برنامه‌های ترویج مطالعه بدل می‌کند؛ به‌ویژه برای نوجوانان و جوانانی که شور هواداری دارند، اما هنوز با لذت کتاب‌خوانی انس نگرفته‌اند. چارچوب آشنای کتاب (چینش جستارها بر اساس مراحل یک مسابقه) نیز این مسیر را هموارتر می‌کند، زیرا خواننده می‌تواند بنا بر علاقه، از هر «مرحله» وارد متن شود و خود را ملزم به خواندن خطی و یک‌نواخت نبیند.

در سطحی فراتر، این اثر به توسعه سواد فرهنگی یاری می‌رساند. سواد فرهنگی فقط به معنای آشنایی با هنر و ادبیات نیست، بلکه توانایی دیدنِ لایه‌های معنایی در پدیده‌های روزمره را نیز در بر می‌گیرد. کتاب به خواننده می‌آموزد که حتی یک بازی نوددقیقه‌ای را می‌توان از منظر زیبایی‌شناسی، اخلاق، عدالت و هویت بازخواند، و همین نگاه تحلیلی، مهارتی است که از زمین فوتبال به دیگر عرصه‌های زندگی نیز سرایت می‌کند.

سرانجام، با توجه به اندک‌بودنِ منابع فارسی در حوزه فلسفه ورزش و فرهنگ عامه، این ترجمه می‌تواند جرقه‌ای برای گفت‌وگوهای فکری تازه در زبان فارسی باشد و خوانندگان را به‌سراغ آثار عمیق‌تر در این حوزه بفرستد. از این رو نه‌تنها یک کتاب، بلکه دروازه‌ای به‌سوی خواندن بیشتر است.

جمع‌بندی

«فوتبال و فلسفه» کتابی است که نشان می‌دهد محبوب‌ترین ورزش جهان می‌تواند زمینه‌ای برای جدی‌ترین تأملات فکری باشد. ساختار آن، که بر اساس مراحل یک مسابقه فوتبال (از نیمه اول تا ضربات پنالتی) سامان یافته، به مجموعه‌ای از جستارهای مستقل، انسجام و ریتمی آشنا بخشیده و خود به نمونه‌ای از پیوند فرم و محتوا بدل شده است. تنوع موضوعات نیز، از سرشت بازی و زیبایی‌شناسی تا هواداری، جامعه و عدالت، طیف گسترده‌ای از پرسش‌ها را پوشش می‌دهد.

ارزش اصلی این اثر در آن است که مرز میان «اندیشیدن» و «لذت بردن» را کمرنگ می‌کند و به خواننده می‌آموزد که می‌توان همزمان هوادار پرشور یک تیم بود و درباره چیستی و چرایی این علاقه نیز اندیشید. ناهمگونی لحن میان فصل‌ها، یگانه محدودیت قابل ذکر آن است که آن هم ذاتی این گونه آثار محسوب می‌شود و چارچوب هوشمندانه کتاب تا حد زیادی آن را جبران کرده است.

برای کسی که می‌خواهد فوتبال را فراتر از نتیجه مسابقه و آمار بازیکنان ببیند و به معنای فرهنگی و فلسفی آن بیندیشد، این کتاب مدخل مناسبی است. برای تعمیق مطالعه نیز مراجعه به منابع پایه فلسفه ورزش و زیبایی‌شناسی در کنار این اثر پیشنهاد می‌شود.