شنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۹:۲۰

در تیتکانلو برگزار شد؛

برگزاری محفل شعرخوانی «صبح صادق» با حضور شاعران محلی

خراسان شمالی - کراپ‌شده

محفل شعرخوانی «صبح صادق» با حضور جمعی از شاعران و علاقه‌مندان شعر و ادب فارسی و با شرکت ۲۵ نفر از اهالی فرهنگ و ادب در شهر تیتکانلو برگزار شد.

به گزارش روابط‌عمومی اداره‌کل کتابخانه‌های عمومی استان خراسان‌شمالی، محفل شعرخوانی «صبح صادق» با حضور جمعی از شاعران و دوستداران شعر و ادبیات فارسی و با حضور زهرا حامدی، عضو شورای شهر تیتکانلو، برگزار شد. در این برنامه که با حضور ۲۵ نفر از علاقه‌مندان فرهنگ و ادب همراه بود، شاعران به قرائت تازه‌ترین سروده‌های خود پرداختند.  

در این محفل ادبی، مهدی صائبی، عبدالله افکار، حسین رمضان‌زاده و سمیه جاذمی، شاعر و نویسنده، آثار خود را برای حاضران قرائت کردند.  

مهدی صائبی در این نشست شعر خود را با عنوان «صبح صادق» قرائت کرد: 

چرا چشم از نگاه تو هراسان است؟  

چرا زیبایی لبخند تو از من گریزان است؟  

تو را بیگانه از باغ پر از پروانه دزدیده 

برای غربت و آهت دلم همواره لرزان است 

اگر زیر گلویت را سپردی بر لب دشنه 

برای من تماشایش نماد عشق و ایمان است 

بیا لب را به بزم شعر من با خنده معنا کن 

اگر چه قافیه تنگ و ردیفم بند زندان است 

شکوه عشوه‌های تو مرا مستور می‌سازد 

دمی که روی زیبایت به بزم خواب مهمان است 

بمان با خاطرات اندکت در خاطراتم 

حضور تو به هر بیت غزل‌هایم نمایان است 

چرا دل می‌بری با میوه‌ها از باغ کهنه 

چرا با ما جفاکاری برایت سهل و آسان است؟  

اگر می‌شد نسیم صبح صادق را به چنگ آرم 

برای خلوتم با تو «صبا» لبریز باران است

در ادامه این برنامه، سمیه جاذمی، شاعر و نویسنده، نیز سروده‌ای با عنوان «باغ خزان‌زده» را درباره زندگی حکیم ابوالقاسم فردوسی قرائت کرد: 

به قرن چار و پنج اندر خراسان 

تولد یافت فرزندی ز ایران 

پدر دهقان و دهقان‌زاده بودش 

خدا مال فراوان داده بودش 

پسر بر علم ابیات آشنا بود 

حسابش از همه مردم جدا بود 

چنان افتاد علمش بر سر کار 

رسید آن شهرتش تا پای دربار 

بگفت از معنوی و مثنوی‌ها 

که دنبالش بگشتن غزنوی‌ها 

از این رو پادشاه او را ندا داد 

به او قولی ز اموال و طلا داد 

نویسد شعرها در وصف سلطان 

بگوید قدرت و اوصاف ایشان 

بگوید کشورش مهد جهان است 

همه از قدرت شاه زمان است 

ابوالقاسم نشست بر پای پیمان 

شب و روزش سرود از مهد عرفان 

چقدر افسانه گفت از سام و شاپور 

از آن رودابه و بهرام در گور 

زمان‌های زیادی گفت سیاوش 

نوشت از بیژن و از زال و از رخش 

چقدر از رستم و سهراب گفت او 

از آن تهمینه بی‌تاب گفت او 

چه‌ها بر او گذشت در خان رستم 

چه زجری می‌کشید هر دم، دمادم 

نوشت از ساوه و سپهر توران 

به این اشعار شد او فخر ایران 

تمام ثروتش رفت پای این کار 

جوانی‌اش گذشت و حال او زار 

پسر سی سال در شعر و ادب بود 

برایش شاهنامه روز و شب بود 

به پایان که رسید آن شاهکارش 

به پیش غزنوی افتاد کارش 

تمام عمر و مالش این اثر بود 

ولی در نزد سلطان بی‌ثمر بود 

بگفتا شعر تو از ما به دور است 

به دور از مذهب و فرهنگ و نور است 

نمود آن مرد را بدنام و حیران 

شکست آن حرمتش در کنج زندان 

زمانی بعد از زندان رها شد 

به درد و صد مرض هم مبتلا شد 

چنان او گوشه‌گیر و منزوی شد 

که خلوت برگزید و اوخروی شد 

به تنگدستی گذشت آن عمر پربار 

شکست آن عهد را محمود دربار 

و بعد از مرگ هم محمود سلطان 

بگفتا او نبود هرگز مسلمان 

جدا باید شود از اهل ایمان 

نباید دفن گردد پیش ایشان 

به باغ خانه‌اش مدفون گردید 

رها از این غم و زندون گردید 

همان باغی که این‌گونه خزان شد 

نماد علم و عرفان در جهان شد

همچنین فائزه پناهی دیگر شاعر شهرستان فاروج سروده ای با عنوان «کوچه غروب» را برای حاضران خواند: 

از حنجره گنجشکان،  

نغمه صبح می‌تراود،  

و باران، بر شانه‌های شهر،  

آرام می‌چکد.  

خاک نم‌خورده،  

عطر زندگی می‌پاشد،  

و غبار خاطرات دیرسال قلب‌ها را،  

از چهره سنگفرش‌های بی‌جان،  

به نرمی می‌شوید

غروب،  

در کوچه‌ای تنگ گیر کرده‌اند،  

چنان‌که شب،  

آخرین رشته‌های روشنایی را 

از لای پنجره‌ها می‌رباید.  

و تاریکی چون رودی 

سایه‌ها را می‌بلعد.  

چراغ‌ها 

به زحمت نفس می‌کشند،  

لرزان و خسته،  

مثل شمع‌هایی که باد 

با انگشتان سردش 

مدام خاموش و روشنشان می‌کند.  

با این همه،  

در عمق همین تاریکی انباشته،  

هنوز 

رد باریک امیدی هست؛  

نخی از سپیده 

که از دل ابرهای سنگین 

آرام‌آرام 

به صبح می‌رسد

در پایان این محفل ادبی، حاضران ضمن گفت‌وگو درباره شعرها و تبادل نظر پیرامون موضوعات ادبی، بر تداوم چنین نشست‌هایی برای تقویت فضای فرهنگی و ادبی در میان علاقه‌مندان تأکید کردند.

برگزاری محفل شعرخوانی «صبح صادق» با حضور شاعران محلی