به گزارش روابط عمومی اداره کل کتابخانه های عمومی استان تهران؛ در پی حملات ضد انسانی دشمن صهیونی-آمریکایی به کشور و لزوم غلبه در میدان روایتگری جنگ، کارگاه آموزشی «روایتنویسی مقاومت» با عنوان «تو رستم تَهَمتَنی ...» با تدریس سارا عرفانی؛ نویسنده و مدرس داستاننویسی ظهر امروز دوشنبه ۱۴ اردیبهشتماه ۱۴۰۵ با حضور هدی رضایی بدر، سرپرست اداره کل ترویج کتابخوانی و امور فرهنگی نهاد کتابخانه های عمومی کشور، مرضیه خالویی؛ مشاور اجرایی معاونت توسعه کتابخانهها و ترویج کتابخوانی نهاد و جمعی از علاقهمندان داستاننویسی، در سالن جلسات کتابخانه مرکزی پارک شهر تهران برگزار و به صورت آنلاین در بستر فضای مجازی اسکای روم پخش شد.

سارا عرفانی، مدرس کارگاه با اشاره به اهداف برگزاری این کارگاه داستان نویسی گفت: ماحصل تلاش ما در این برنامهها این خواهد بود که شما علاقهمندان به نویسندگی را تشویق کنیم تا بتوانید شکارچی خوبی برای اتفاقات باشید.
وی افزود: بسیاری از ما نویسندگان در مورد مسائل و شخصیتهای مختلف مینویسیم و به آنها فکر میکنیم، نویسنده باید بسیار حساس و دقیق باشد تا از هیجان سازی یا سلبریتی سازی رنج و مصیبت جلوگیری کند، هدف اصلی باید انتقال واقعیت، ایجاد همدلی و یادآوری انسانیت در دل فجایع باشد، ارائه تصویری صادقانه و عمیق از تاثیر جنگ بر زندگی افراد، کلید روایتگری موثر در چنین شرایطی است.
مدرس کارگاه در ادامه به بیان ۸ نکته کلیدی در روایتنویسی جنگ شامل تحقیق و مستندسازی عمیق، زاویه دید، شخصیتپردازی قهرمانان جنگ، فضاسازی و صحنهپردازی، زبان و لحن، ساختار روایت، موضوعات و مضامین، جنبههای اخلاقی و انسانی پرداخت و گفت: موضوع تحقیق و مستندسازی عمیق نخستین نقطه کلیدی است و در این بخش مواردی همچون اهمیت دقت تاریخی، جمع آوری جزئیات حسی و شناخت شخصیت ها مطرح است به صورتی که تحقیق باید بر اساس منابع موثق، اسناد، گزارشهای دست اول، خاطرات، مصاحبهها و حتی دادههای میدانی (در صورت امکان) انجام شود در غیر این صورت عدم دقت تاریخی، تمام روایت را زیر سوال میبرد.
وی جمعآوری جزئیات حسی را شامل تمرکز بر جزئیات دیداری، شنیداری، بویایی، چشایی و لامسه بیان کرد و گفت: جنگ فقط صحنه نبرد نیست، بلکه شامل بوی باروت، صدای آژیر خطر، خستگی سربازان، طعم غذای سرد و… نیز میشود.
مدرس کارگاه در بیان شناخت شخصیتها به درک انگیزهها، ترسها، امیدها و روابط شخصیتها پرداخت و گفت: حتی شخصیتهای فرعی نیز باید باورپذیر باشند.
بیان زاویه دید
عرفانی در ادامه سخنانش زاویه دید را دومین کلید روایت نویسی بیان کرد و گفت: انتخاب هوشمندانه اولین محور در این بخش است، تصمیم بگیرید روایت از دید چه کسی یا چه کسانی بیان میشود. آیا راوی اول شخص (یک رزمنده، یک غیرنظامی) است؟ یا سوم شخص؟ هر کدام مزایا و معایب خود را دارند، دومین محور در این بخش محدودیتها و امکانات است؛ زاویه دید اول شخص، صمیمیت و درگیری عاطفی بیشتری ایجاد میکند اما تنها به دانسته ها و تجربیات یک فرد محدود است. زاویه دید سوم شخص، دامنه وسیعتری را پوشش میدهد.

مدرس کارگاه سومین کلید شخصیتپردازی قهرمانان جنگ را در سه موضوع فراتر از کلیشه ها، توسعه شخصیت و انسان سازی دشمن بیان کرد و گفت: در روایت نویسی از کلیشه ها نباید فراتر رفت؛ از ساختن قهرمانان بینقص یا ضدقهرمانان تکبعدی پرهیز کنید. شخصیتها باید ترکیبی از نقاط قوت و ضعف، شجاعت و ترس، خشم و دلسوزی باشند.
وی افزود: در موضوع توسعه شخصیت؛ نشان دهید که چگونه تجربیات جنگ، شخصیتها را تغییر میدهد. رشد یا زوال آنها بخشی حیاتی از روایت است؛ سومین موضوع این بخش انسانسازی دشمن باید در صورت امکان، ابعاد انسانی طرف مقابل را نیز نشان دهید. این کار نه تنها روایت را عمیقتر میکند، بلکه از شعارزدگی جلوگیری مینماید.
فضاسازی و صحنهپردازی
مدرس روایت نویسی در ادامه سخنانش به بیان چهارمین کلید که فضاسازی و صحنهپردازی است پرداخت و گفت: فضا باید حس و حال دوران جنگ را به خواننده منتقل کند؛ وحشت، اضطراب، سکوت مرگبار، ناامیدی، یا لحظات کوتاه امید (ایجاد اتمسفر)؛ نبردها نباید صرفاً صحنههای پر از هیجان و خونریزی باشند. باید پیامدها، تلفات، و تأثیر روانی آنها بر افراد را نیز نشان داد (توصیف صحنههای نبرد)؛ جزییات محیطی شامل توصیف مکانها (سنگرها، شهر ویران، بیمارستان صحرایی) به باورپذیری موقعیت کمک میکند.
زبان و لحن
عرفانی زبان و لحن را پنجمین کلید در روایت نویسی عنوان کرد که شامل سه بخش انتخاب لحن مناسب، زبان مردم و قدرت سکوت و ابهام می باشد و گفت: لحن روایت (اندوهگین، حماسی، تلخ، واقع گرایانه) باید با موضوع و پیام مورد نظر نویسنده همخوانی داشته باشد؛ استفاده از زبانی که منطبق با شخصیتها و فضای دوران جنگ باشد. گاهی زبان عامیانه یا اصطلاحات خاص، واقعگرایی را افزایش میدهد. گاهی آنچه گفته نمیشود، یا ابهام در برخی نقاط، تأثیر بیشتری نسبت به بیان صریح دارد.
ساختار روایت
مدرس کارگاه ساختار روایت شامل خطی یا غیر خطی؛ نقطه اوج و گره گشایی و شروع و پایان موثر را ششمین کلید بیان کرد و گفت: آیا روایت به ترتیب وقوع اتفاقات است یا دارای فلشبک، فلشفوروارد و روایتهای موازی؟؛ هر روایت داستانی، نیاز به یک نقطه اوج دارد. تصمیم بگیرید چگونه تنش را بالا ببرید و در نهایت آن را حل (یا باز) بگذارید؛ در روایت نویسی باید داستان شروع قوی که خواننده را جذب کند و پایانی که تأثیرگذار باشد و ذهن خواننده را درگیر کند بیان شود.
موضوعات و مضامین
وی در ادامه سخنانش موضوعات و مضامین را هفتمین کلید داستان نویسی عنوان کرد و گفت: این بخش شامل سه قسمت فراتر از نبرد، مفاهیم انسانی و پیام نویسنده می شود؛ جنگ تنها در میدان نبرد نیست. پیامدهای جنگ بر خانوادهها، جامعه، روح و روان انسانها و مسائل اخلاقی را نیز پوشش می دهد؛ باید بدانید در داستان نویسی مفاهیم انسانی همچون شجاعت، ترس، وفاداری، خیانت، عشق، از دست دادن، امید، ناامیدی. این مفاهیم در بستر جنگ برجستهتر میشوند و پیام نویسنده در این بند بسیار مهم است؛ نویسنده چه پیامی را از طریق روایت خود منتقل میکند؟ درس عبرت، یادآوری، نقد، یا تجلیل؟
جنبههای اخلاقی و انسانی
مدرس کارگاه سه موضوع قربانیان جنگ، تاثیر روانی و تصمیمات دشوار را جزو هشتمین کلید در داستان نویسی دانست و افزود: فراموش نکنید که جنگ تلفات انسانی بسیاری دارد، چه رزمنده و چه غیرنظامی. نمایش رنج و قربانیان، بُعد مهمی به روایت میبخشد؛ جنگ باعث ترومای روانی میشود. نشان دادن این تأثیرات بر شخصیتها، عمق اثر را زیاد میکند و موقعیتهای جنگی اغلب افراد را مجبور به گرفتن تصمیمات اخلاقی دشوار میکند. بررسی این موقعیتها، به روایت بعد فلسفی میبخشد.
عرفانی در ادامه مباحث تئوری تمرین های عملی را به اعضای حاضر در نشست ارائه کرد و به آنها تمرین هایی همچون نوشتن یک صحنه کوتاه از زاویه دید یک سرباز یا یک کودک در جنگ، یا توصیف یک بوی خاص در جبهه گفت و به تحلیل آثار آنها پرداخت و نمونههایی از آثار موفق در زمینه روایتنویسی جنگ (داستان، رمان، فیلمنامه) را برای تحلیل و نقد در کلاس بیان داشت.
روایت نویسی موشک باران
در بخش دوم این کارگاه آموزشی روایت نویسی موشک باران مطرح شد و استاد کارگاه گفت: در شرایطی که موشکباران در برخی شهرها رخ میدهد، نویسنده با چالشها و فرصتهای منحصربهفردی برای روایتگری مواجه است. نحوه روایتگری در این شرایط میتواند بسیار تأثیرگذار باشد و به ابعاد مختلف جنگ و تأثیرات آن بر زندگی انسانها بپردازد.
وی تمرکز بر تجربههای زیسته و روزمره، روایتگری انسانی و عاطفی، جنبههای بصری و عینی، زاویه دیدهای متفاوت، نقد و واکاوی و استفاده از قالبهای متنوع را جزو چند رویکرد و نکته کلیدی در این بخش بیان کرد و در توضیح هر یک به بیان مطالبی پرداخت.

مدرس کارگاه در بیان تمرکز بر تجربههای زیسته و روزمره گفت: روایت میتواند بر چگونگی ادامه یافتن زندگی عادی در شرایط غیرعادی تمرکز کند که به اصلاح زندگی زیر سایه موشک گویند باشد؛ خرید کردن، رفتن به سر کار، تحصیل کودکان، دید و بازدیدهای خانوادگی، اما همه اینها با اضطراب و احتیاط همیشگی بیان شود؛ نشان دادن لحظاتی که زندگی به طور ناگهانی و غیرمنتظره تغییر میکند؛ صدای آژیر، دویدن به سمت پناهگاه، انتظار در سکوت (تغییرات ناگهانی) و توصیف صداهایی که در زمان موشکباران شنیده میشوند (صدای آژیر، انفجارها، سکوت بعد از آن)، بوهایی (مانند بوی خاک بلند شده پس از انفجار)، حس ترس، سرما یا گرما در پناهگاه (جزئیات حسی روزمره).
وی در بیان روایتگری انسانی و عاطفی به سه شاخص ترس و اضطراب، امید و مقاومت و آسیب های روانی اشاره کرد و گفت: روایت میتواند به عمق ترس و اضطراب انسانها، بهویژه کودکان و سالمندان، در لحظات موشکباران بپردازد؛ حتی در سختترین شرایط، انسانها به دنبال راهی برای امید و بقا هستند. روایت میتواند درباره شیوههای مقابله، دلگرمی دادن به یکدیگر و حفظ روحیه صحبت کند، جنگ و موشکباران اثرات عمیقی بر سلامت روان افراد میگذارد. نمایش این آسیبها، از جمله کابوسها، اضطراب فراگیر، و مشکلات تمرکز، میتواند بسیار مهم باشد.
عرفانی بیان ویرانی و بازسازی، پناهگاه ها و طبیعت و جنگ را از جمله جنبههای بصری و عینی در روایت نویسی بیان کرد و گفت: توصیف چگونگی تبدیل شدن منازل، خیابانها و زیرساختها به ویرانه و در عین حال، تلاش مردم برای بازسازی و بازگرداندن زندگی به حالت عادی؛ روایت از درون پناهگاهها، فضایی که در آن غریبهها به هم نزدیک میشوند، تجربههای مشترک دارند و گاهی سختیها را با هم تقسیم میکنند و تضاد بین آرامش طبیعت و آشوب جنگ. مثلاً گلی که از میان آوار سر برآورده یا پرندهای که بر فراز آسمان آرام پرواز میکند، در حالی که در پایین، زندگی در خطر است از جمله نکاتی است که در بیان جنبه های بصری و عینی روایت نویسی باید لحاظ شود.
مدرس کارگاه در ادامه سخنانش به زاویه دیدهای متفاوت در کودکان، زنان، بزرگترها و سالمندان و حرفه ای های خط مقدم اشاره کرد و گفت: روایت از دیدگاه کودکانی که از بمباران میترسند، مفهوم جنگ را به درستی درک نمیکنند، یا با از دست دادن عزیزانشان روبرو میشوند، از دید زنان که چگونگی مدیریت خانواده، مراقبت از کودکان، و حفظ روحیه در شرایط بحرانی را دارند؛ نگاهی به خاطرات گذشته، مقایسه با دوران جنگ کنونی و احساس ناامیدی یا پایداری که از دید بزرگترها و سالمندان است و حرفهایهای خط مقدم که شامل امدادگران، پزشکان، آتشنشانان که مستقیماً درگیر نجات جان انسانها و مقابله با پیامدهای موشکباران هستند در روایت نویسی بسیار پر اهمیت است.
وی در ادامه موضوع نقد و واکاوی را که شامل پیامدهای بلندمدت و جنبه های اخلاقی است را بیان کرد و گفت: فراتر از خود موشکباران، روایت میتواند به پیامدهای بلندمدت آن برای جامعه، اقتصاد، و سلامت روان افراد بپردازد. بررسی سکوت جامعه جهانی، نقش دیپلماسی، و پیامدهای انسانی تصمیمات سیاسی.
عرفانی سپس استفاده از قالبهای متنوع همچون داستان کوتاه: تمرکز بر یک لحظه، یک شخصیت، یا یک رویداد خاص؛ خاطرات و روایتهای دست اول: تشویق مردم به نوشتن تجربیات خود برای ثبت تاریخی؛ شعر: انتقال احساسات و تصاویر قوی در قالبی فشرده و نیو مدیا و مستند آنلاین: استفاده از پادکست، ویدئو، و روایتهای تعاملی برای رساندن پیام به مخاطبان گستردهتر است را بیان کرد.
مدرس کارگاه سخنان خود را با بیان یک نکته مهم ادامه داد و گفت: نویسنده باید بسیار حساس و دقیق باشد تا از "هیجانسازی" یا "سلبریتیسازی" رنج و مصیبت جلوگیری کند. هدف اصلی باید انتقال واقعیت، ایجاد همدلی و یادآوری انسانیت در دل فجایع باشد. ارائه تصویری صادقانه و عمیق از تأثیر جنگ بر زندگی افراد، کلید روایتگری مؤثر در چنین شرایطی است.

نکات نوشتن صحنه مزار شهدا با حضور خانواده
عرفانی بازدید از مزار شهدا و صحبت با خانوادههای آنها را فرصتی حساس و ارزشمند برای خلق اثری عمیق و تأثیرگذار بیان کرد و در این موقعیت، رعایت نکاتی همچون حساسیت و احترام، حریم شخصی، زمان سنجی، مشاهده جزئیات را ضروری دانست و گفت: حساسیت و احترام؛ اولین و مهمترین نکته است. شما با درد و خاطرات زنده و زندهشده افراد روبرو هستید. سکوت، نگاه مهربان و حضوری متواضعانه، کلید ورود به حریم خصوصی آنهاست؛ حریم شخصی شامل لباس، ظاهر و رفتار شما باید نشاندهنده احترام به فضای مذهبی و شخصی باشد. از رفتارهای جلب توجهکننده یا پرسیدن سوالات بیش از حد شخصی اکیداً پرهیز کنید؛ زمانسنجی امر مهم دیگری می باشد؛ زمان مناسب برای نزدیک شدن و شروع صحبت را تشخیص دهید. گاهی بهتر است ابتدا شاهد حضور آنها باشید و وقتی احساس کردید آمادگی دارند، با احترام نزدیک شوید.
وی افزود: مشاهده جزئیات توجه به نشانهها، عکسها، گلها، نوشتهها روی سنگ مزار و نحوهی تعامل اعضای خانواده با مزار و یکدیگر دقت کنید. این جزئیات، خودشان داستان دارند و ملاحظه حال خانواده از جمله نکات مهم هستند؛ اگر اعضای خانواده در حال گریه شدید یا ابراز ناراحتی عمیق هستند، ممکن است زمان مناسبی برای طرح سوال نباشد. صبر کنید یا اگر حس کردید مزاحم هستید، با یک اشاره یا لبخند معنادار، خداحافظی کنید؛ هرگز درباره احساسات، حرفها یا نحوهی سوگواری آنها قضاوت نکنید. هر فردی تجربهی منحصر به فرد خود را دارد.
کارها و رویکردهای نویسنده
مدرس کارگاه در ادامه مباحث مطرح شده کارها و رویکردهای نویسنده را به معرفی درست، درخواست اجازه، شنونده خوب بودن، ابراز همدردی، همراهی در لحظه و ثبت با اجازه بیان کرد و گفت: خود را با صداقت و روشنی معرفی کنید. بگویید که برای چه کاری یا چه اثری (مثلاً کتاب، مقاله، خاطرهنویسی) آنجا هستید و علاقهمند به شنیدن صحبتهایشان هستید؛ قبل از هر چیز، اجازه صحبت را بگیرید. عبارتی مانند "اجازه هست چند کلامی با شما صحبت کنم؟ " بسیار مفید است. ؛ مهمتر از پرسیدن، شنیدن است. به دقت به حرفهایشان گوش دهید، حتی به مکثها و سکوتهای بین جملات؛ با گفتن جملاتی کوتاه و صادقانه، همدردی خود را ابراز کنید. "میدانم چقدر سخت است" یا "روحشان شاد" میتواند کافی باشد؛ شاید بهترین کار، همراهی در لحظه باشد. گاهی صرف حضور شما، یک همراهی عاطفی است و اگر قصد ضبط صدا یا نوشتن دارید، حتماً دوباره اجازه بگیرید.
وی در ادامه سخنانش با بیان اینکه هدف اصلی ایجاد فضایی برای شنیدن و درک داستانی است که پشت هر سنگ مزار نهفته است؛ داستانی از عشق، ایثار، و فقدانی که زندگیها را دگرگون کرده گفت:سوالاتی که میتوانید بپرسید البته با ملاحظه و هدف از پرسیدن سوال، درک عمیقتر از شخصیت فرد شهید، خاطرات او و تأثیر فقدانش بر خانواده است. سوالات باید باز و ترغیبکننده باشند، نه بله/خیر. این سوالات می تواند پیرامون مباحثی همچون درباره شهید، تاثیر فقدان ایشان، روزهای آخر یا شهادت نظیر "اگر خاطرهای از آخرین دیدارتان یا روزهای پیش از شهادتشان دارید که دوست داشته باشید بگویید و یا "چطور خبر شهادتشان را شنیدید؟ آن لحظه چه حسی داشتید؟ " است. البته این سوال بسیار سنگین است؛ فقط در صورتی پرسیده شود که احساس کنید خانواده آمادهی بازگویی آن هستند.
مدرس کارگاه به بیان نکات مهم هنگام پرسیدن سوال پرداخت و گفت: سؤالات را متناسب با روحیات طرف مقابل انتخاب کنید. اگر دیدید در حال گریه است، سراغ سوالات دردناک نروید، از کلیشهها فاصله بگیرید. سعی کنید سوالات بدیع و شخصیتری بپرسید؛ نشان دهید که به پاسخها علاقهمندید. با نگاه و واکنشهایتان، حس کنجکاوی و احترام را منتقل کنید؛ اگر کسی تمایلی به صحبت نداشت، اصرار نکنید. یک لبخند و خداحافظی محترمانه کافی است و در نهایت شخصیسازی کنید؛ نام شهید را در طول صحبت تکرار کنید. این نشان میدهد شما به فرد خاصی اشاره دارید، نه به یک مفهوم کلی.

بیان سوژه های ناب در تشیع شهدا
عرفانی در ادامه سخنانش به سوژههای ناب در تشییع شهدا پرداخت و گفت: مراسم تشییع شهدا، صحنهای پر از احساسات متناقض، جلوههای انسانی و نمادهای عمیق است. برای یافتن سوژههایی ناب و تأثیرگذار، باید با دقت و نگاهی چندوجهی به اطراف نگریست؛ باید مواردی همچون جلوههای انسانی و عاطفی نظیر اشکها و بغضها، چهرهها و نگاهها، همبستگی و وحدت را لحاظ کرد.
وی سپس به نمادها و نشانهها اشاره کرد و گفت:تابوت شهید: نماد اصلی این مراسم؛ بستری برای حماسهای بزرگ است؛ پرچم سهرنگ ایران: پوشاننده تابوت، نماد وطن و هویت ملی که برای دفاع از آن جان داده شده و سربازان حملکننده تابوت: نظم، انضباط و ادای احترام نظامی.
مدرس کارگاه روایت نویسی در ادامه مطالبش به محیط و فضا و شعارهای مردم و بیان اقدامات و رفتارها، ادای احترام و فرزندان شهدا پرداخت و از علاقمندان نویسندگی خواست تا در نوشتن آثارشان به این نکات توجه داشته باشند و سخنانش را با بیان چند سوال ادامه داد و گفت: پرسشهایی که میتوان از خانواده شهید (در صورت امکان و تمایل) "چه پیامی از شهید برای ما دارید؟ "، "چه چیزی شما را در این لحظات سخت، استوار نگه میدارد؟ " و یا (اگر شهید را از نزدیک میشناختند) "بهترین خاطرهای که از ایشان در این مراسم به یادتان میآید چیست؟ "
عرفانی سپس نکته کلیدی بیان کرد و گفت: در مراسم تشییع، احساسات اولیه و غریزی مردم بسیار قوی و واقعی است. به دنبال لحظاتی باشید که این احساسات در خالصانهترین شکل خود بروز مییابد. از رفتارهای تصنعی و نمایشی دوری کنید و به دنبال انعکاس حقیقت باشید.
یافتن سوژههای بکر و غیرتکراری در بحبوحه جنگ
وی افزود: شرایط جنگ، با وجود تمام سختیها و تلخیها، صحنههایی سرشار از مضامین عمیق و ناب انسانی را پیش روی تصویرگران و راویان قرار میدهد. برای یافتن سوژههای بکر و غیرتکراری، نیاز به نگاهی عمیق، حساسیت و درک واقعیتهای پنهان است باید فراتر از نمایش رویدادهای آشکار پیش رفت و مواردی همچون زندگی روزمره در سایه جنگ، ایستادگی در برابر سختیها، لحظات شادی در میان غم، خلاقیت در مواجهه با بحران، روحیه مقاومت و امید، فرهنگ ایثار و کمکرسانی و...لحاظ شود.
مدرس کارگاه به روایتهای انسانی و عاطفی اشاره کرد و پیوندهای ناگسستنی شامل روابط خانوادگی در شرایط بحرانی: مهر مادری که در پناه دادن به کودک، صبر در فراق همسر، یا مراقبت از سالمندان نمود پیدا میکند؛ دوستی و همبستگی میان همرزمان یا همسایگان: لحظاتی که افراد برای حمایت از یکدیگر، خطر را به جان میخرند ودلبستگی به سرزمین: نشان دادن علاقه عمیق مردم به خانهها، مزارع، یا میراث فرهنگی که در معرض نابودی است را مهم دانست.
وی تأثیر جنگ بر افراد خاص شامل کودکان جنگ: نگاه کودکان به دنیای اطرافشان، بازیهایشان که تحت تأثیر جنگ شکل گرفته، یا نگرانیهایشان؛ سالمندان شاهد: خاطرات و تجربیات تلخ و شیرین افراد مسن که شاهد جنگهای متعدد بودهاند؛ افراد با نیازهای ویژه: چالشها و روحیهی این افراد در شرایط سخت جنگ را بیان کرد.
مدرس کارگاه آموزشی نمادهای پنهان و استعاری همچون بقای طبیعت در جنگ: سرسبزی در میان ویرانی: رشد گیاهان در میان بقایای ساختمانها، یا حیواناتی که در مناطق جنگزده دیده میشوند، نمادی از امید و تداوم حیات. تغییرات محیطی ناشی از جنگ: تأثیرات مخرب (یا گاهی ناخواسته) جنگ بر محیط زیست و آثار هنری و نمادین شامل نقاشیهای دیواری یا آثار هنری موقت: که مردم برای ابراز احساسات، پیامرسانی یا ثبت خاطرات خلق میکنند واستفاده نمادین از اشیاء عادی: مانند استفاده از یک وسیله خانگی که از ویرانی جان سالم به در برده، برای نشان دادن بقا است را مهم دانست.
عرفانی در ادامه سخنانش نکته حیاتی بیان کرد و گفت: در شرایط جنگ، اولویت با امنیت است. قبل از هر اقدامی، از امنیت جانی خود و اطرافیان اطمینان حاصل کنید. همچنین، همیشه با احترام کامل به افراد و وضعیتشان نزدیک شوید و از سوءاستفاده از درد و رنج آنان پرهیز کنید. هدف، انتقال واقعیتی است که شاید کمتر دیده شده، نه صرفاً شکار لحظههای دراماتیک.
کارگاه آموزشی ۴ ساعته «روایتنویسی مقاومت» با عنوان «تو رستم تَهَمتَنی ...» با تدریس سارا عرفانی؛ نویسنده و مدرس داستاننویسی عصر روز دوشنبه ۱۴ اردیبهشتماه ۱۴۰۵ در سالن جلسات کتابخانه مرکزی پارک شهر تهران با بیان پرسش و پاسخ علاقمندان به داستان نویسی به کار خود پایان داد.










