به گزارش روابط عمومی ادارهکل کتابخانههای عمومی خراسان رضوی، با هدف گرامیداشت هفته مقام معلم و تبیین اندیشههای والای استاد شهید مرتضی مطهری، به همت اداره کتابخانههای عمومی شهرستان فریمان محفل ادبی «شمع جان» در کتابخانه عمومی شهید مطهری این شهرستان برگزار شد.
در این محفل ادبی که در فضایی سرشار از عطر کلمات و معرفت برپا شد، شاعران و ادیبان شهرستان به قرائت تازهترین سرودههای خود در ستایش جایگاه رفیع معلم و تبیین ابعاد شخصیتی شهید مطهری پرداختند.
برگزاری این محفل، علاوه بر تجدید میثاق با آرمانهای علمی و فرهنگی این استاد فرزانه که خود فرزند رشید دیار فریمان است، فرصتی مغتنم برای ترویج فرهنگ کتابخوانی و پیوند میان جامعه ادبی شهرستان فراهم آورد.

در ابتدا عباداله عبادی؛ سرپرست معاونت امور کتابخانهها و همکاریهای اداره کل کتابخانههای عمومی خراسان رضوی، با تبریک ایام خجسته روز معلم گفت: امسال روز معلم برای ما ویژهتر از سالهای قبل است و داغ معلمان و دانش آموزان شهید مظلوم در طی جنگ دوم و سوم تحمیلی بالاخص شهدای مدرسه میناب در سالروز شهادت پاره تن امام، فیلسوف گرانقدر و معلّم اخلاق، استاد شهید مرتضی مطهری، فرصتی برای تأمل مجدد در نقش بیبدیل معلم و مدرسه در فردای ایران اسلامی است.
وی افزود: در حالی که دشمن جنایتکار مدارس ما را مورد حمله قرار داد و مدرسه را به سنگر مقدم جنگ بدل کرده است، این روز را گرامی میداریم و نقش معلمان عزیز در پاسداری از میراث انقلاب اسلامی و مبارزه در خدمت مقدم «جنگ روایتها» و «آگاهیبخشی» به نسل جوان بیش از هر زمان دیگری را احساس مینماییم. دانش آموزان ما باید روایت پیشرفتهای عظیم ایران در عرصههای علمی، دفاعی و فناوری، را بدانند و این وظیفهای است که بر دوش معلمان است تا بذر امید و خودباوری را در دل نسل نوجوان بارور سازند.

غلامرضا ابوالقاسمی (نجوا)
ای آسمانی مهربان با ما معلم
اندرزهایت دلکش و زیبا معلم
ای باغبان غنچه هاای بهترازگل
داری تودرقلبم همیشه جا معلم
آموختم درس محبت در کلاست
ای وامدارت دانش فردا معلم
ای نا خدای کشتی علم ودیانت
در موج خیز بستر دریا معلم
اندیشه های سبز مدیون کلامت
پرواز با تو می شود معنا معلم
باید که بنویسند معنای شرف را
در دفتر گل با خط خوانا، معلم
تاروشنی بخشی به عالم، عاشقانه
چون شمع می سوزی توسرتاپامعلم
در هر غزل جاری شده نام بلندت
ای افتخار دفتر نجوا معلم
************************

ابراهیم حاج محمدی
به خدا وقتِ مییَی سرِ کُلاس حال مُکُنم
غم و غُصّهار هَمَر به جِرزِ دیفال مُکُنم
پایِ تختَه که مِرِی گچ می شینَه رو لباسات
تا که پاک کُنُم گَچار جُونِمِ دِسمال مُکُنم
چون کلینجار مری تا یاد بدی مور چار کلیمه
الفِ قامَتِمِر پیشِ تو مو دال مُکُنم
لُپّ ِ مَطلَبِر اگِر از تو نگیرُم یِقینا
به مُخُم مو گُمونِ هِندِوَنه ی کال مُکُنم
وقتِ که مُخوام بیام از خَنَه ما تا مِدرِسَه
دِستامِر خِدِی پاهام همگی شار بال مُکُنم
اخم و تَخمِتِر مُخوام که مِدَنُم کینَه نِیَه
همه ی کُدُورَتار زیر پاهات چال مُکُنم
بَدِتِر هر کی بگَه پوشتِ سَرِت بِدَن که اور
مَگِه وَر نَیَه زِ دستُم اگِه نِه لال مُکُنم
کَفِ دستِش مِذَرُم حَقّشِه هَمچِی مُخکِمَک
تا نَپِندَرَه که مو حقّشِه پامال مُکُنم
مَگِه او روزِ نَیَه که نَبَشُم پیشِ تو مو
او روزِر زِندَنِیِ شُوِ سِیَه چال مُکُنم
به خدا وقتِ مییَی سرِ کُلاس حال مُکُنم
غم و غُصّهار هَمَر به جِرزِ دیفال مُکُنم
*****************************

امیرفرهنگ شیبانی
بایادبچه های میناب...
حیاط مدرسه ماخوشبخت است
خوشبخت
خوشبخت ترازصحن های مقدس
حتی حیاط خانه کعبه
□
آه
کلاس های درس
کلاس های تورادوست دارم
کلاس های عاشق معصوم
وبچه ها
اموزگاران همیشگی دوستت دارم ها
به روح پاکشان دخیل می بندم
این شاخه های طراوت سرشار
ازتبارآینه ها
زلال آب ها
پریزادهای شعرم فدای شما
وهمه ی قشنگی های زمین
خورشیدرا درخواب خواهم گرفت
برای بازی بسکتبال
دریارادرتورخواهم انداخت
برای هنادهقانی
وهمه کودکان ایرانی
نورخواهم چید
ترانه خواهم شد
برای آریابهادری
باته لهجه ی قشنگ جنوبیش
وهمه فرزندان شیرین زبان وطن
دستان کوچک علی اصغرزارعی رامی بوسم
بس که مشق نوشته نوگلم
بایدمادرراباتمام وسعت مهربانیش
برای کودکان یتیم نقاشی کنم
وشکلک درآورم برای رضا
تابخندد
وخاطره ی اقیانوس وناوپدررا
فراموش کند
معلم شما
ثروتش
شعراست شعر
پس واژه های شعرم
تقدیم بالبخند
به توان همه کودکان شهید
اموزگاران همیشگی دوستت دارم ها
*******************************

صدیقه پناهنده
ای که هم هوش و حواس و هیجانم با دوست
تپش قلب منی و ضربانم با توست
خواب دیدم که شدم خادم صحن حرمت
شادی دم به دم من، هیجانم با توست
چون کبوتر به حریم حرمت میگردم
چون بهاران شدن فصل خزانم با توست
راه گم کرده و رنجیده و دردآلوده
آمدم روشنی روح و روانم با توست
من دخیل توام و حال مرا میفهمی
مرهم زخم دل و درد نهانم با توست
بر زبان وصف تو و عشق تو جاری گشته
بیگمان جاذبه و سحر کلامم با توست
تو رضا هستی و من راضی لطف و کرمت
گوشه چشمی نظری بخت جوانم با توست
ضامن آهوی گم گشته ی این دوران باش
من «پناهنده ام» و خطّ امام با توست


