به گزارش ادارهکل روابطعمومی و امور بینالملل نهاد کتابخانههای عمومی کشور، جنگ، واژه تلخ و سیاهی است که با شیرینی و روشنی کتاب و کتابخوانی در تضاد است و این یعنی آبی که آتش این روزهای ما را خاموش میکند، حفظ فرهنگ کتاب خواهد بود که با بازماندن کتابخانه و تداوم کتابخوانی میسر میشود و هر دو به همت کتابدار جامه عمل میپوشد. ایرانِ عزیزِ ما، در سال ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵ درگیر دو مقطع جنگ تحمیلی از سوی دشمن آمریکایی_صهیونیستی شد که در پی آن، به بسیاری از شهرها حمله شد و روح و روان هموطنان تحت تاثیر فشار ناشی از شدت این بحران قرار گرفت که در نتیجه، کتاب و کتابخانه بدل به پناهگاه امن آنها شد. اکنون به سراغ کتابداران فعال و موثر در استانهای مختلف کشور رفتیم که هر یک ترکیب تجربه، تخصص و خلاقیت را همراه کار خود کردهاند تا از تجربه مدیریت جامعه اعضای کتابخانه خود در دو جنگ ۱۲ روزه و رمضان برای ما بگویند تا آنها را بهعنوان افتخاری دیگر برای نهاد کتابخانههای عمومی کشور ثبت و ضبط کنیم؛ با این امید که دیگر هیچگاه شاهد چنین تجربهای در این شکل و ابعاد نباشیم.
فاطمه احمدی آرپناه، از سال ۱۳۹۵ در نهاد مشغول به کار شده و ۵ سال در اوج دوران کرونا را در کتابخانه حکیم طوسی شهرستان لالی و سپس کتابخانه مرکزی اهواز تجربه کرده است و اکنون دو سالی است که در کتابخانه عمومی شهید رجایی اهواز مسئولیت کتابخانه را برعهده دارد. فعالیت پیگیر او در فضای مجازی و ابتکار تولید مستمر پادکستهای صوتی، روی دیگری از فعالیت کتابخانهای را نشان داده است و گفتوگو با او را خواندنیتر کرده است.
وی مهمترین شرط برای گذر از این شرایط را اول توکل به خدا و بعد هم صبوری و ایستادگی و حفظ اتحاد و همبستگی دانست و گفت: باید در این ایام دو دستگی و چند دستگیها را کنار بگذاریم و فقط به میهن عزیزمان رسیدگی کنیم و هرکسی در حد توانش، در هر جایی هر کاری از دستش برمیآید انجام بدهد. در این شرایط همه باید آمادگی روحی و روانیمان را برای این شرایط و اتفاقات بالا نگه داریم و با اضطراب و وحشت مقابله کنیم. باید با انتشار اخبار نادرست و منفی مقابله کنیم و باورشان نکنیم. در همه حال امید و انرژی مثبت را در خودمان و اطرافیانمان زنده نگه داریم.

احمدی آرپناه، درباره فعالیتهای کتابخانه در ایام جنگ رمضان اذعان داشت: برای خانوادههایی که فرزند کوچک داشته باشند، چون در برابر استرس بیشتر آسیبپذیر هستند، باید شرایط را با زبان ساده و برای بچهها با زبان کودکانه توضیح بدهیم؛ همینطور از قدرت و اقتدار کشور عزیزمان برایشان صحبت کنیم تا دلشان قرص شود و احساس امنیت بیشتری پیدا کنند. برای کودکان هم، برنامهها و بازیها و سرگرمیهای متنوعی تدارک دیدیم مثل برنامههای نقاشی و قصهگویی که ما هر شب در راهپیماییها اجرا میکنیم؛ همچنین، به بچهها اجازه میدهیم که خودشان صحبت کنند و نظرات و پیشنهاداتی که دارند، بیان کنند چراکه ما باید به هر ترتیب، روحیه دستهجمعی خودمان را حفظ کنیم چون بچهها درک کاملی از این شرایط ندارند و احساس امنیتشان وابسته به رفتار ما بزرگترها است.
این کتابدار توزیع کتابهای مناسبی و مجلات مناسب برای بچهها را در این شبها در تجمعات میبریم و همچنین، شاهنامهخوانی را بسیار موثر ارزیابی کرد و ادامهداد:. برای دور کردن اضطراب و نگرانیهایشان، به آنها میگوییم هرکسی از محله خودش شروع کند، چون راهمان دور است و همه نمیتوانیم یکجا جمع شویم، از قبل در پیامرسانها اطلاع میدهیم که هر شب هرکداممان چه پیشنهادی داریم و چه کاری را با بچهمحلهایمان اجرا کنیم؛ یا آنها پیشنهاد میدهند یا من به آنها پیشنهاد میدهم که یا بازیهای بومی انجام بدهند یا بازیهای فکری و قصهگویی و همه این برنامهها را برای هر شب به بچهها میگویم که انجام دهند که هر دفعه تعدادی اضافه و تعدادی هم کم میشوند.
مسئول کتابخانه شهید رجایی اهواز افزود: در جنگ ۱۲ روزه، چون بچههای نسل جدید و خانوادههایی که بچههای کوچک داشتند، اولینبار بود با چنین اتفاقی روبرو میشدند، نزد خانه و خانواده میماندند و کمتر به کتابخانه میآمدند ولی بعد از مدتی، ما با خانوادهها صحبت میکردیم و میگفتیم محیط کتابخانهها امن هستند و میتوانند به کتابخانه بیایند. بچهها همیشه با بزرگترها میآمدند و با هم همدلی و صحبت میکردیم و در همه اتفاقاتی که میافتاد، سعی میکردم به آنها امیدواری بدهم و همیشه میگفتم که به خدا توکل کنید چون هر چه خدا بخواهد همان میشود و کشور مقتدر است. بعد از جنگ ۱۲ روزه، همه این اتفاقات باعث شد تجربیاتمان بیشتر شود. با وقوع جنگ رمضان، دیگر شرایط فرق کرده و همه بچهها با شجاعت در کتابخانه حضور مییابند.

فاطمه احمدی آرپناه همچنین، آشناکردن بچهها بافضای بومی مقاومت و حماسه خوزستان مثبت ارزیابی کرد و یادآور شد: قراردادن بچههای دهه نودی در فضای ایثار و حماسه، آنها را با علی لندی آشنا کردیم و بیشتر شاهنامهخوانی میکردیم و داستان شهیدانی مثل شهید فهمیده و شهید بهنام محمدی که کوچکترین شهدای جنگ بودند را به صورت قصهگویی و داستان تعریف کردیم یا خودشان میآیند و درباره این اسطورهها مطلب ارائه میدهند. بچههای خوزستان از همان بچگی به این مسائل عادت دارند. ما برای بزرگسالان هم برنامه آموزشی داشتیم و شبها در تجمعات، برای کنترل استرس و اضطراب، کارگاههایی برگزار میکردیم.
وی در پایان، فعالیتهای فضای مجازی کتابخانه را موثر دانست و تاکید کرد: در جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان، با دو تا از نویسندگان به صورت مجازی و آنلاین در ارتباط بودیم و با بچهها صحبت میکردند. در گروه مجازی حدود ۱۰-۱۵ نفری هستیم و این دو نویسنده که یکی از آنها بومی است و یکی دیگر از نویسندگان که از قبل در برنامههای کرونا با ایشان آشنا شدم هم از تهران هستند و به ما کمک میکنند. من در دوران کرونا خیلی فعالیت مجازی داشتم و در یک شهرستان کوچک دیگری کار میکردم؛ در آن مدت با خیلی از نویسندگان آشنا شده بودم و با همراهی آنها، برنامه به صورت آنلاین داشتم و دعوتشان میکردم و خودشان برای بچهها قصهگویی میکردند یا بچهها برنامهای از کتابها تهیه میکردند و ارائه میدادند. این اتفاقات در حضور نویسنده برگزار میشد یا اینکه دعوتشان میکردیم در برنامههای ما میآمدند و برنامه را اجرا میکردند. ولی در جنگ ۱۲ روزه، چون خیلی به صورت غیرمنتظره اتفاق افتاد و ما هم آمادگی کمتری داشتیم، برای بچهها و خانوادههایشان حضورشان خیلی حساس بود. البته میزان برنامههای ما خیلی نبود ولی در جنگ رمضان، استقبال خیلی زیاد بود و مثل دوران کرونا ما همه نوع برنامهای برگزار کردیم.
