شنبه ۲۹ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۳:۰۰

روایت‌های شبانه از حضور مردم

راویخوان

طرح «راویخوان» در استان با راه‌اندازی کانالی در فضای مجازی آغاز شد. که با توجه به اهمیت ثبت روایت‌های دقیق و قابل استناد از روزهای دشوار و بحرانی کشور، طرح جمع‌آوری روایت‌ها، خاطرات و دل‌نوشته‌های روزمره را در برگرفته و در قالب این طرح روایت زیر منتشر شده است.

به گزارش روابط عمومی اداره کل کتابخانه های عمومی لرستان، در قالب طرح راویخوان روایت هایی از روزهای جنگ و شب های همدلی در کانالی با همین نام منتشر می شود تا بعد از ویرایش نهایی بهترین دست نوشته ها به نام نگارنده ها در کتابی چاپ شوند.

بخوانید روایتی از سیده نسترن کریمی مسول روابط عمومی کتابخانه های استان

این قسمت :
این شب ها

چهل و چند روز است که شب‌هایمان شبیه هم شده؛
نه از روی عادت،
از روی دل.
چهل و چند شب است که خیابان برایمان فقط یک مسیر نیست؛
شده قرارگاهی بی‌سقف،
جایی که آدم‌ها بی‌آنکه حرف بزنند،
از هم قوت می‌گیرند.
بهار رسیده،
هوا گرم‌تر شده،
اما در دلِ این شب‌ها هنوز یک سرمای نازک مانده؛
سرمایی که ربطی به فصل ندارد،
از جنس دلتنگی و فقدان است.
غم هست—سنگین هم هست—
اما کسی جا نزده.
آدم‌ها یاد گرفته‌اند با همین غم قدم بردارند،
با همین دل گرفته بیایند،
با همین چشم‌های خسته،
خیابان را تنها نگذارند.
در این چهل و چند شب،
هیچ‌کس برای دیده شدن نیامده؛
هیچ‌کس قهرمان نیست.
فقط دل‌هایی هستند که نمی‌خواهند بگویند «تمام شد».
دست‌هایی که هنوز نمی‌توانند رها کنند.
پاهایی که هر شب،
بی‌آنکه ازشان خواسته شود،
خودشان راه می‌افتند سمت همان نقطهٔ آشنا.
بهار شکوفه زده،
اما بهارِ ما
در همین ایستادگی آرام اتفاق افتاده.
در همین کنار هم بودن‌های خاموش.
در همین دووم آوردن‌هایی که کسی تشویقشان نمی‌کند
اما ادامه دارند.
چهل و چند شب گذشته،
و با هر قدم انگار یک جمله تکرار می‌شود:
غم هست…
اما ما هم هستیم.
و تا وقتی هستیم،
چراغ این حضور خاموش نمی‌شود.