به گزارش ادارهکل روابط عمومی و امور بینالملل نهاد کتابخانههای عمومی کشور، در راستای معرفی کتابهایی که رهبر شهید انقلاب اسلامی، حضرت آیتالله سیدعلی حسینی خامنهای آنها را پیشنهاد داده و معرفی کرده بودند، در پرونده ویژه «به پیشنهاد آقا» این آثار معرفی خواهند شد که مروری بر کتاب «نگاهی به تاریخ جهان» نوشته جواهر لعل نهرو، سومین گام در این پرونده است.
شناسنامه اثر
عنوان کتاب: نگاهی به تاریخ جهان
نویسنده: جواهر لعل نهرو
مترجم: محمود تفضلی
ناشر: انتشارات امیرکبیر
موضوع: تاریخ جهان، استعمارپژوهی، تاریخ تحولات سیاسی و اقتصادی، نقد نظام سلطه
ژانر: تاریخنگاری تحلیلی-روایی، نامهنگاری تاریخی
زمان تقریبی مطالعه: ۶۳ ساعت
تبیین جایگاه اثر و اهمیت نگاه رهبری
تاریخ را اغلب فاتحان نوشتهاند؛ اما «نگاهی به تاریخ جهان» اثری است شگرف که از درون سلولهای زندان و از نگاه یکی از رهبرانِ بزرگِ مبارزه با استعمار به رشته تحریر درآمده است. جواهر لعل نهرو این کتاب را در قالب نامههایی به دختر نوجوانش (ایندیرای گاندی) نوشت تا تصویری جامع، غیراروپامرکز و انتقادی از سرگذشت بشر ارائه دهد.
اهمیت این اثر فراتر از یک روایتِ ساده از وقایع گذشته است؛ این کتاب سندی بینظیر برای کالبدشکافیِ دقیقِ عملکرد نظام سلطه به شمار میرود. رهبر شهید جمهوری اسلامی ایران، حضرت آیتالله سیدعلی حسینی خامنهای در فواصل مختلف، با تأکید بر امانتداری و آگاهیِ عمیق نهرو و توصیف صریحِ ایشان بهعنوان «نویسندهای امین و مطلع» ، خواندن این اثر را برای درکِ ماهیت فقرآفرین و ویرانگرِ استعمار ضروری دانستهاند. ایشان در اینباره میفرمایند:
«این کتاب جواهر لعل نهرو - نگاهی به تاریخ جهان - را بخوانید؛ در بخشی که دخالت و نفوذ انگلیسها در هند را بیان میکند، تصویر میکند، تشریح میکند، میگوید صنعتی که در هند بود، علمی که در هند بود، از اروپا و انگلیس و غرب کمتر نبود و بیشتر بود. انگلیسها وقتی وارد هند شدند، یکی از برنامههایشان این بود که جلو گسترش صنعت بومی را بگیرند. خب، بعد کار هند به آنجا میرسد که دهها میلیون آن وقتها، صدها میلیون در دورههای بعد، فقیر و گدا و خیابانخواب و گرسنه به معنای واقعی داشته باشد؛ آفریقا همینجور است؛ بسیاری از کشورهای آمریکای لاتین همینجورند. پس نظام سلطه علاوه بر اینکه جنگافروز است، فقرآفرین است.»
(بیانات در دیدار فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، ۲۶/۰۶/۱۳۹۲)
مرور پیشِ رو نشان میدهد که چگونه نهرو با پردهبرداری از توحشِ پنهان در پسِ نقابِ «تمدنسازیِ غربی»، تاریخ را به ابزاری برای بیداریِ ملتها بدل کرده است.
بررسی زمینه تاریخی و اجتماعی
درونمایه اصلی کتاب، بررسی روند تطور تمدنهای بشری با تمرکز بر آسیا (بهویژه هند و چین) و خاورمیانه است؛ مناطقی که در تاریخنگاریهای غربی معمولا به حاشیه رانده میشوند. نهرو با لحنی مستند و تحلیلی نشان میدهد که پیش از ورود استعمارگران، مشرقزمین مهدِ علم، صنعت و تولید بوده است.
یکی از مهمترین بخشهای محتوایی کتاب، تشریحِ چگونگی «تخریبِ سیستماتیکِ» اقتصادِ شرق است. نهرو با ارائه فکتهای تاریخی اثبات میکند که فقرِ هند، یک پدیده طبیعی یا ذاتی نبود، بلکه حاصلِ یک پروژه مهندسیشده از طرف کمپانی هند شرقی و امپراتوری بریتانیا بود تا با نابودیِ طبقاتِ متوسط و صنعتگران بومی، این شبهقاره را به بازار مصرفِ کالاهای انگلیسی بدل کنند.
ساختار و چیدمان روایی
این کتاب متشکل از ۱۹۶ نامه است که نهرو در فاصله سالهای ۱۹۳۰ تا ۱۹۳۳ از زندانهای مختلفِ بریتانیا در هند نوشته است. ساختارِ نامهنگارانه (اپیزودیک و شخصی) به نویسنده اجازه داده تا از قیدوبندهای خشکِ آکادمیک رها شود و تاریخ را بهعنوان یک جریانِ پیوسته و زنده روایت کند.
چیدمان مطالب عموما سیر خطی دارد، اما نهرو در مقاطع حساس، روایتِ خطی را متوقف کرده و به تحلیلهای عرضی و جامعهشناختیِ یک دوره خاص (مانند انقلاب صنعتی یا دوران امپریالیسم قرن نوزدهم) میپردازد. این ساختار ترکیبی، به خواننده امکان میدهد تا سیرِ تاریخیِ مظالمِ استعماری را همگام با تحلیلِ عمیقِ علل آن درک کند.
شیوه روایت، لحن و پرداخت زبانی
روایتِ نهرو، ترکیبی درخشان از شفقتِ پدرانه و صلابتِ یک اندیشمندِ ضدسلطه است. زبان او ساده، صمیمی، قصهگو و در عینحال بهشدت تحلیلی است. او بهجای بمبارانِ مخاطب با اطلاعاتِ خام، به او «بینشِ تاریخی» میبخشد.
رهبر شهیدمان، حضرت آیتالله خامنهای، در سخنانی دیگر، بر قدرت روایتگری نهرو در افشای حقایق پنهانِ تاریخی تأکید کرده است و میفرمایند:
«نگاه کنید به نوشته نهرو در «نگاهی به تاریخ جهان»؛ او تشریح میکند پیشرفتهای علمی و فنی موجود در هند را پیش از ورود انگلیسها. بنده تا قبل از اینکه این مطلب را از نگاه آدم مطلعی مثل نهرو - که آن روز این را نوشته بود - بخوانم، از چنین مسئلهای مطلع نبودم. یک کشوری در مسیر علمیِ معقول و صحیحی حرکت میکند، بعد میآیند به کمک علم و به کمک سلاح این کشور را تصرف میکنند، بیدریغ انسانها را میکشند، منابع ثروت او را از بین میبرند و خودشان را بر او تحمیل میکنند. ثروت را از هند بیرون میکشند، میروند در کشور خودشان سرمایهگذاری میکنند، ذخیره درست میکنند. انگلیسها آمریکا را با پولی که از هند به دست آوردند، گرفتند.»
(بیانات در دیدار استادان دانشگاهها، ۱۵/۰۵/۱۳۹۲)
ترجمه فاخرِ زندهیاد محمود تفضلی نیز یکی از نقاط قوتِ نسخۀ فارسی است که لحنِ متین، دلسوزانه و مستندِ نهرو را بهخوبی و با نثری شیوا به مخاطب ایرانی منتقل کرده است.
کالبدشکافی استعمار نو
از منظر تحلیلی، این اثر یک «تاریخنگاریِ ضداستعماری» با نگاهِ آسیایی و بومی است. سبک نگارشی نهرو موجز و دقیق است و از جزئیاتِ شگفتانگیزی پرده برمیدارد که معمولا در تاریخهای رسمیِ غربی سانسور میشوند.
رهبر شهیدمان، حضرت آیتالله خامنهای، در بیاناتی جامعتر، به کالبدشکافیِ دقیقِ نهرو از فرایندِ «صنعتزدایی» اشاره کرده و میفرمایند:
«شما ملاحظه کنید اینها در هند چه کردند، در چین چه کردند. در قرن نوزدهم، انگلیسیها در هند فجایعی آفریدند که من یقین دارم - شما جوانها کمتر هم به تاریخ و به این چیزها اهمیت میدهید - یکهزارمِ آنچه را که اتفاق افتاده، شما در تبلیغات و در حرفها نشنیدهاید. «نهرو» در کتابِ خودش مینویسد اینها آمدند هند. به گفته او، در دورانی که هنوز انقلاب صنعتی نشده بود و ماشینهای بزرگ به وجود نیامده بود، شبهقاره هند از لحاظ صنعت، یکی از کشورهای پیشرفته دنیا بوده. اینها برای اینکه کار خودشان را پیش ببرند، صنعت هند را نابود کردند؛ طبقه متوسط هند را نابود کردند؛ پیدایش حرکت بهسمت دانش و صنعت را با انواع و اقسام تضییقها متوقف کردند؛ یک بیماری مزمن در کالبد یک ملت به وجود آوردند و تزریق کردند؛ که هنوز که هنوز است، بعد از گذشت تقریبا صدوپنجاه سال از شروع این کارها در هند، این بیماری در آنجا علاج نشده.»
(بیانات در دیدار نخبگان جوان، ۱۴/۰۷/۱۳۸۹)
این تحلیل نشان میدهد که نهرو چگونه با استناد به اسناد، ادعای «مأموریت تمدنسازی» غرب را به چالش کشیده و ماهیتِ واقعیِ استعمار را - که توقفِ حرکتِ ملتها بهسمتِ دانش و صنعت است - آشکار میکند.
مخاطبان هدف و جایگاه تطبیقی
مخاطبِ این کتاب فقط پژوهشگرانِ تاریخ نیستند، بلکه تمامیِ جوانان، نخبگان و علاقهمندان به درکِ ریشههای صفبندیهای سیاسی و اقتصادیِ جهانِ معاصر، مخاطبِ مستقیمِ این اثرند.
در مقایسه با آثارِ همرده نظیر «تاریخ تمدن» اثر ویل دورانت، کتاب نهرو امتیازِ ویژهای دارد: این کتاب از زاویهدیدِ «استعمارشده» نوشته شده است. در حالی که مورخان غربی غالبا توسعهطلبیِ اروپا را دستاوردِ عصر روشنگری میدانند، نهرو آن را بهعنوان یک «غارتِ سیستماتیک» و «فقرآفرینیِ عمدی» رسوا میکند.
جمعبندی نهایی
«نگاهی به تاریخ جهان» فقط یک کتاب قطورِ ۱۸۹۴ صفحهای نیست؛ بلکه مانیفستِ بیداریِ شرق در برابرِ هژمونیِ غرب و سندی روشنگر از ماهیتِ نظام سلطه است. جواهر لعل نهرو، که با امانتداری و آگاهیِ عمیقِ خود (بهعنوان نویسندهای امین و مطلع)، تاریخ را از زاویهای نو بازگو میکند، نشان میدهد که چگونه پیشرفتِ یک تمدنِ کهن با زورِ سلاح و خدعۀ استعمار به نابودی کشیده شد.
همانطور که در بیاناتِ راهگشایِ رهبری نیز برجسته شده است، مطالعۀ این اثر برای شناختِ ماهیتِ «جنگافروز و فقرآفرینِ» امپریالیسمِ غربی و درکِ عمیقِ عللِ عقبماندگیِ تاریخیِ بسیاری از ملتها، یک ضرورتِ گریزناپذیر است. این کتاب اثبات میکند که عقبماندگیِ شرق، نه یک تقدیرِ تاریخی، بلکه یک پروژۀ تحمیلی بوده است و خواندنِ آن، گامی است استوار برای بازیابیِ حافظۀ تاریخی در برابر مناسباتِ ناعادلانه قدرت در جهان.
توضیح: تمام بیانات رهبر شهیدمان از این نشانی نقل شده است: