به گزارش روابط عمومی ادارهکل کتابخانههای عمومی فارس، رضیه رستگار، شاعر آیینی لامرد، در رثای امام شهید و دیگر شهدای ایران زمین، سروده خویش را منتشر کرد:
شقایق درهجوم باد سر بر شانه شد اما
نریزد غیر برگ غیرت از این دشت واژِگون
زد آخر حرمله تیر قساوت بر رگ غیرت
دل آیینه شد از غربت این قصه نیلیگون
عروسکهای خندانرو به زیر شعله جا ماندند
پدید آمد زخون پاکشان یک رود چون جیحون
به پیش پای حق افتاد ناگه قامت سروی
که تا جاوید مانَد عاقبت میراث لالهگون
فدایی شد درون بیت خود خورشید خاور تا
به کام ملت مظلوم گردد چرخ این گردون
دلی لبریز درد و غم، نگاهی پر ز خون داریم
ز داغ قائد ملت کمرخم، سینه شد داغون
اگرخونی به ناحق ریخت در اینسرزمین امروز
و یا آوار شد سقف امیدی بر سر مجنون
ولی بیدار شد از خواب غفلت ساده وجدانها
که وقت جنگ و پیکار است در دشت بلا اکنون
اگر چه نالهی مادر به اوج آسمانها رفت
نزن ظالم به قلب روسیاه و پست خود صابون
بهای خون سرخ و جان شیرین برکفان روزی
بگردد خنجری بر حنجر بیغیرتانِ دون
کجایید ای سبکبالان، پرستوهای سرگردان؟
بریزید آتشی از سنگ، بر فرق سر قارون
بپاخیز ایقلم اینک پیخونخواهی از دشمن
ادا کن حق آب و گل که دارد درد هم قانون
چنان بنویس از انسانیت از این جنایت تا
بیفتد لرزه بر جان و تن هر خائن و ملعون
نیفتد پرچم ایمان زدست هر وطنخواهی
اگر حتی شود با خون آنها خاک ما گلگون
رشادت در رگ ما و شهادت فخر مردان است
به خاک سرزمین مادری هستیم ما مدیون
زخون پاک این ملت زمین در التهاب آمد
شود بخت سیاه دشمنان از لطف حق وارون
نخور ای هموطن غم، میوزد آخر نسیم عشق
شود نور هدایت در دل این سرزمین مسکون
اگر برشانهی ملت غبار غم نشست اما
نوید فتح و پیروزی بشوید غصهها را چون...
که یوسف باز میآید به کنعان، عهد حق این است
کند برپا عدالت مقدمش برعالمی میمون
سپیده میزند بیرون در آغوش سحرگاهان
شکوه ما شکوفا میشود در باغی از زیتون