به گزارش ادارهکل روابط عمومی و امور بینالملل نهاد کتابخانههای عمومی کشور، محمدرضا مقدسی؛ مدیر و موسس خانه تابآوری، در قالب یادداشتی در تعریف و کارکرد کتابخوانی محلهمحور نوشت: «کتابخوانی محلهمحور، بازتعریف مطالعه برای نسل Z است؛ مدلی اجتماعی که با پیوند فضای محلی و دیجیتال، عادت خواندن را در عصر محتوای کوتاه احیا کرده و مشارکت فرهنگی را تقویت میکند. کتابخوانی محلهمحور در سالهای اخیر به یکی از مهمترین رویکردهای فرهنگی برای مواجهه با نسل Z تبدیل شده است. نسلی که نه با کتاب بیگانه است و نه با خواندن دشمنی دارد، اما دیگر با الگوهای سنتی ترویج مطالعه ارتباط برقرار نمیکند.
نسل Z در جهانی متولد شده که سرعت، تصویر، تعامل و تجربه در آن حرف اول را میزند. در چنین شرایطی، اگر کتابخوانی نتواند خود را با زیست واقعی این نسل تطبیق دهد، بهتدریج از زندگی روزمره آنها حذف میشود. کتابخوانی محلهمحور دقیقا در همین نقطه معنا پیدا میکند؛ جایی که کتاب از یک فعالیت فردی و رسمی، به یک تجربه اجتماعی و زیسته تبدیل میشود.
کتابخوانی محلهمحور برای نسل Z به رویکردی نوین در ترویج مطالعه بهشمار میآید که در آن کتابخوانی از یک فعالیت فردی و منزوی، به تجربهای اجتماعی، محلی و تعاملی تبدیل میشود. در این الگو، محله بهعنوان یک بستر فرهنگی زنده عمل میکند؛ جایی که کتابخانههای کوچک محلی، کافهکتابها، پاتوقهای فرهنگی، مدارس، مراکز اجتماعی و حتی فضاهای عمومی مانند پارکها، نقش فعالی در شکلگیری عادت مطالعه ایفا میکنند.
برای نسل Z که در عصر محتوای کوتاه، شبکههای اجتماعی و سرعت بالای انتقال اطلاعات رشد کردهاند، کتابخوانی محلهمحور، تلاشی برای بازتعریف مفهوم مطالعه است؛ مطالعهای که لزوما در تضاد با فضای دیجیتال نیست، بلکه میتواند با آن همافزا باشد. در این چارچوب، کتابخوانی از طریق رویدادهای محلی، نشستهای گفتوگو، معرفی کتاب در شبکههای اجتماعی محله، باشگاههای کتابخوانی و پیوند میان تجربه زیسته جوانان و محتوای کتابهای مختلف معنا پیدا میکند.
کتابخوانی محلهمحور برای نسل Z، بر حس تعلق، هویت محلی و مشارکت اجتماعی تأکید دارد. این رویکرد کمک میکند کتاب به بخشی از زندگی روزمره تبدیل شود، نه یک وظیفه آموزشی یا فعالیت ویژه ای برای نخبگان. نسل Z در این فضای کتابخوانی محله محور در واقع و بدرستی تولیدکننده معناست؛ آنها کتاب میخوانند، درباره آن گفتوگو میکنند، تجربه خود را به اشتراک میگذارند و مطالعه را با مسائل واقعی محله و جامعه پیوند میزنند.
کتابخوانی محلهمحور، بازتعریفی از مطالعه برای نسل Z است که در آن کتاب، اجتماع محلی و فضای دیجیتال در کنار هم قرار میگیرند تا فرهنگ خواندن، پویا، مشارکتی و متناسب با زیستجهان نسل جدید شکل بگیرد. کتابخوانی در جهان امروز به مسئلهای اجتماعی، هویتی و حتی روانی تبدیل شده است. تغییر الگوهای زندگی، گسترش فضای دیجیتال و دگرگونی شیوههای ارتباطی باعث شده نسل Z رابطهای متفاوت با کتاب و خواندن داشته باشد. نسلی که نه کتابگریز است و نه ضد مطالعه، اما با الگوهای رسمی، دستوری و متمرکز کتابخوانی ارتباط برقرار نمیکند. در چنین شرایطی، بازاندیشی در شیوههای ترویج مطالعه ضروری است. یکی از مهمترین و مؤثرترین این رویکردها، کتابخوانی محلهمحور است.
کتابخوانی محلهمحور تلاش میکند کتاب را از فضای رسمی و گاه دور از دسترس نهادهای فرهنگی، به بطن زندگی روزمره مردم بازگرداند. محله، بهعنوان نزدیکترین و انسانیترین فضای اجتماعی، میتواند بستری امن و معنادار برای تجربه خواندن، گفتوگو و تعامل فرهنگی باشد. برای نسل Z، که به تجربه، مشارکت و اصالت اهمیت میدهد، این رویکرد فرصتی تازه برای بازتعریف رابطه با کتاب فراهم میکند. بررسی پیوند میان کتابخوانی محلهمحور و ویژگیهای نسلی Z نشان میدهد چگونه این رویکرد میتواند کتاب را دوباره به بخشی زنده از زندگی اجتماعی تبدیل کند.
محله برای نسل Z فقط یک محدوده جغرافیایی نیست. محله بخشی از هویت است. جایی برای دیده شدن، ارتباط گرفتن و تجربه کردن. نسل Z به فضاهایی اعتماد میکند که انسانی، در دسترس و غیررسمی باشند. کتابخانههای بزرگ و ساختارمند، اگرچه ارزشمندند، اما اغلب برای این نسل حس فاصله ایجاد میکنند. در مقابل، یک کتابخوانی کوچک در یک کافه محلی، فرهنگسرا، پارک یا حتی حیاط یک خانه، میتواند بسیار اثرگذارتر باشد. چون محله، زبان مشترک دارد. چون محله، خاطره میسازد. و چون محله، فشار رسمی بودن را از دوش کتاب برمیدارد.
یکی از ویژگیهای مهم نسل Z، تجربهمحور بودن است. این نسل کمتر به توصیههای مستقیم گوش میدهد. کمتر با شعار قانع میشود. اما بهشدت به تجربه واکنش نشان میدهد. کتابخوانی محلهمحور، اگر درست طراحی شود، میتواند به یک تجربه واقعی تبدیل شود. تجربهای که در آن خواندن، شنیدن، گفتوگو و حتی سکوت معنا پیدا میکند. در این فضا، کتاب موضوع اصلی است، اما مرکز توجه نیست. مرکز توجه، انسان است. ارتباط است. روایت است. همین جابهجایی کوچک، تفاوت بزرگی ایجاد میکند.
نسل Z با مفهوم تمرکز طولانیمدت چالش دارد. نه از سر تنبلی، بلکه به دلیل بمباران اطلاعاتی. محتوای کوتاه، سریع و چندلایه، ذهن این نسل را شکل داده است. کتابخوانی محلهمحور میتواند پاسخی هوشمندانه به این وضعیت باشد. در این مدل، الزام به خواندن کامل یک کتاب وجود ندارد. خواندن یک فصل. یک پاراگراف. حتی یک جمله کافی است. مهم این است که همان بخش کوتاه، به گفتوگو منجر شود. به فکر کردن. به ارتباط گرفتن با زندگی واقعی. این رویکرد، هم با منطق محتوای کوتاه سازگار است و هم بهتدریج تابآوری شناختی را تقویت میکند.
تابآوری شناختی، یکی از مهمترین نیازهای نسل Z است
توانایی ماندن با یک موضوع، فکر کردن، شنیدن نظر متفاوت، تحمل ابهام؛ کتابخوانی محلهمحور، بدون آنکه مستقیما آموزش بدهد، این مهارتها را تقویت میکند. وقتی نوجوان یا جوانی در یک جمع محلی درباره یک متن کوتاه صحبت میکند، یاد میگیرد گوش دهد. یاد میگیرد نظرش را بیان کند. یاد میگیرد مخالفت را تحمل کند. اینها مهارتهایی هستند که در زندگی دیجیتال بهراحتی فرسوده میشوند، اما در تعامل انسانی دوباره جان میگیرند.
یکی دیگر از دلایل اهمیت کتابخوانی محلهمحور برای نسل Z، نیاز شدید این نسل به مشارکت است. نسل Z نمیخواهد فقط مصرفکننده باشد. میخواهد نقش داشته باشد. دیده شود. اثر بگذارد. در کتابخوانی محلهمحور، این امکان بهسادگی فراهم میشود. هر فرد میتواند پیشنهاد بدهد. بخواند. اجرا کند. تسهیلگر باشد. حتی منتقد باشد. این مشارکت، حس تعلق ایجاد میکند. وقتی کتابخوانی به بخشی از هویت محله تبدیل شود، نسل Z خود را صاحب آن میداند، نه مهمان آن. در این میان، نقش کتابدار و فعال فرهنگی نیز تغییر میکند. در مدل محلهمحور، کتابدار تسهیلگر تجربه است. شنونده است. همراه است. کسی است که فضا میسازد، نه دستورالعمل. نسل Z بهشدت به اصالت حساس است. اگر احساس کند کتابخوانی فقط یک برنامه نمایشی یا تبلیغاتی است، فاصله میگیرد. اما اگر ببیند فضا واقعی است، انسانی است و برای خودش شکل گرفته، مشارکت میکند. حتی اگر تعداد افراد کم باشد.
کتابخوانی محلهمحور همچنین میتواند شکاف نسلی را کاهش دهد. وقتی نسلهای مختلف در یک محله حول یک متن جمع میشوند، گفتوگو شکل میگیرد. نه گفتوگوی بالا به پایین، بلکه گفتوگوی افقی. نسل Z در چنین فضایی احساس میکند شنیده میشود. نسلهای دیگر نیز با جهان ذهنی این نسل آشنا میشوند. کتاب در اینجا نقش واسطه را بازی میکند. واسطهای امن. واسطهای فرهنگی. واسطهای انسانی.
از منظر توسعه فرهنگی، کتابخوانی محلهمحور یک سرمایهگذاری بلندمدت است. این رویکرد بهجای تمرکز بر آمار و عدد، بر کیفیت تجربه تمرکز دارد. بهجای اجبار، انتخاب را تقویت میکند. بهجای تمرکز بر کتاب بهعنوان کالا، کتاب را بهعنوان رابطه تعریف میکند. رابطهای میان فرد و متن. فرد و فرد. فرد و محله. این شبکه روابط، همان چیزی است که سرمایه اجتماعی را میسازد و بدون آن، هیچ برنامه ترویج کتابخوانی موفق نخواهد بود.
نسل Z در جهانی زندگی میکند که اضطراب، ناامنی و عدم قطعیت در آن بالاست. کتابخوانی محلهمحور میتواند یکی از فضاهای امن روانی برای این نسل باشد. فضایی برای مکث. برای فکر کردن. برای گفتن آنچه معمولا گفته نمیشود. کتاب در این فضا، ابزار درمان نیست، اما میتواند تسهیلگر تابآوری باشد. تابآوریای که از دل ارتباط انسانی بیرون میآید، نه از نصیحت و آموزش مستقیم.
کتابخوانی محلهمحور، یک پروژه کوتاهمدت نیست. یک فرایند است. فرایندی تدریجی، انسانی و منعطف. اگر این رویکرد با شناخت دقیق نسل Z همراه شود، میتواند یکی از مؤثرترین راههای بازگرداندن کتاب به زندگی روزمره باشد. نه با اجبار. نه با نوستالژی. بلکه با احترام به واقعیتهای امروز. کتابخوانی محلهمحور، اگر درست فهم شود، یک راهبرد اجتماعی است. راهبردی برای ساختن نسلهایی که میخوانند، چون میخواهند. فکر میکنند، چون فضا دارند و تاب میآورند، چون تنها نیستند.
نسل Z بهعنوان نسلی که در بستر اینترنت، شبکههای اجتماعی و محتوای کوتاه رشد کرده است، شیوهای متفاوت از مطالعه را تجربه میکند. کاهش تمرکز، غلبه ویدئوهای کوتاه و مصرف سریع محتوا باعث شده، تصور شود که کتابخوانی در میان این نسل رو به افول است. اما واقعیت این است که کتابخوانی محلهمحور میتواند پلی نو میان نسل Z و فرهنگ مطالعه ایجاد کند. کتابخوانی محلهمحور با تکیه بر فضاهای محلی مانند کتابخانههای کوچک، کافهکتابها، پاتوقهای فرهنگی و دورهمیهای محلی، تجربهای اجتماعی از مطالعه میسازد. این مدل، مطالعه را از یک فعالیت فردی و منزوی به کنشی جمعی و تعاملی تبدیل میکند؛ چیزی که با روحیه مشارکتطلب و اجتماعی نسل Z همخوانی دارد.
در عصر محتوای کوتاه، نسل Z به دنبال معنا، هویت و تجربه است. کتابخوانی محلهمحور با ایجاد گفتوگو، تبادل نظر و تولید محتوای مشترک، کتاب را وارد زیست روزمره این نسل میکند. وقتی نوجوانان و جوانان بتوانند درباره کتابها پادکست بسازند، ویدئوهای کوتاه تولید کنند یا در نشستهای محلی درباره آنها صحبت کنند، مطالعه دیگر یک اجبار آموزشی نخواهد بود.
بازتعریف مطالعه در عصر محتوای کوتاه، بازآفرینی تجربه خواندن است؛ تجربهای که میتواند از دل محلهها دوباره جان بگیرد.»
ارسال نظر