یکشنبه ۸ اسفند ۱۴۰۰ - ۱۷:۵۰

در نشست تخصصی «دهخدای پارسی» مطرح شد؛/ گزارش کامل

عشق به ایران در قله شخصیت «دهخدا» می‌درخشد/ باید به سمت جمع سپاری زبان برویم

نشست بزرگداشت دهخدا

فعالان و پژوهشگران زبان و ادب فارسی در همزمان با سالروز درگذشت علامه علی اکبر دهخدا در نشستی تخصص با عنوان «دهخدای پارسی» به بررسی ابعاد مختلف زندگی و شخصیت این ادیب، نویسنده، شاعر، پژوهشگر، روزنامه‌نگار و مبارز سیاسی پرداختند.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نهاد کتابخانه های عمومی کشور، نشست تخصصی «دهخدای پارسی» یکشنبه ۸ اسفند ماه، با حضور اکرم سلطانی، فرهنگ نگار و عضو هیئت علمی موسسه لغت نامه دهخدا؛ غلامعلی حداد عادل، رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی؛ محمود شالویی، مشاور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و مدیرکل حوزه وزارتی؛ اکبر ایرانی، رئیس موسسه میراث مکتوب؛ حسن ذوالفقاری، عضو هیئت علمی دانشگاه خوارزمی؛ مصطفی محدثی خراسانی، شاعر و عضو شورای ادبی نهاد؛ ناصر فیض، شاعر و طنزپرداز، مهدی نجفی دبیر کارگروه دائمی شورای هماهنگی پاسداشت زبان فارسی، مهدی صالحی، فرهنگ نویس و مدیر بخش ویرایش موسسه «ویراستاران» و دبیر انجمن ویرایش و درست نویسی و همچنین مهدی رمضانی، سرپرست نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور به همراه معاونان و جمعی از مدیران کل نهاد، در کتابخانه مرکزی پارک شهر تهران برگزار شد.

غلامعلی حداد عادل، رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی در پیامی ویدئویی که برای این نشست تخصصی ارسال کرده بود، با ابراز خرسندی از برگزاری این نشست تخصصی در سخنانی گفت: هفتم اسفند ماه، سالروز درگذشت استاد بزرگوار، شادروان، علامه علی اکبر دهخدا است؛ دهخدا در ۱۳۳۴ یعنی ۶۶ سال پیش دار فانی را بدرود گفت. خوشحالم از اینکه امسال به یاد او مراسم بیشتر و بهتری برگزار می شود. خدا را شکر می‌کنم که بنده هم می‌توانم با تقدیم عرایضی کوتاه ادای احترامی به ساحت آن بزرگوار داشته باشم.

غلامعلی حداد عادل

وی افزود: شناخت شخصیت دهخدا بدون شناخت اوضاع و احوال سیاسی و اجتماعی روزگار او ممکن نیست. او شاهد انقلاب مشروطه بوده و از افرادی است که با شناخت مشروطه می‌توان او را بهتر شناخت و همچنین با شناخت او مشروطه را. زندگی دهخدا یک زندگی پرحادثه و پرفراز و نشیبی است که ابعاد و اضلاع مختلفی دارد؛ به خصوص در دوران جوانی. فعالیت‌های ادبی، زبانی، فرهنگی، کار نویسندگی، شعر، طنز، روزنامه نگاری، مبارزه سیاسی، تبعید به خارج و همچنین هجرت و تبعید در داخل(در روستاهای ایلات بختیاری بعد از جنگ اول) و در عین حال نمایندگی مجلس در دوره اول و دوره دوم و همینطور کارهای علمی در مدرسه علوم سیاسی و دانشکده حقوق دانشگاه تهران از جمله زمینه‌های فعالیت او بود.

حداد عادل با اشاره به ۲ اثر جاودان دهخدا ادامه داد: ۲ کار عظیم او که سرمایه بزرگی برای زبان فارسی محسوب می شود یکی امثال الحکم و یکی لغت نامه است. در باب این ۲ کتاب باید بگویم که دهخدا از طریق آشنایی با کارهای اروپاییان به خصوص فرانسویان در تدوین لغت نامه ای مانند «فرهنگ لغت لاروس» و توجهی که آنها به ادبیات عامه داشتند، احساس کرد که باید در زبان فارسی نیز چنین کاری صورت بگیرد؛ منتها زمانه او برای او، نه همکاران مناسبی تربیت کرده بود و نه امکانات مناسبی در اختیار او قرار داده بود. به همین دلیل تک و تنها و یک تنه، هم پایه ها و شالوده لغتنامه را ریخت و هم امثال الحکم را فراهم آورد.

رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی  ضمن اشاره به پیشگامی دهخدا در عرصه زبان فارسی گفت: امروز پس از گذشت ۸۰ و ۹۰ سال از روزگاری که دهخدا امثال و حکم و لغتنامه را آغاز کرده، با تحولی که در روش‌های فرهنگ نویسی پیدا شده و با پیشرفتی که در تدوین فرهنگ عامه پدید آمده، شاید کتاب های دهخدا روز آمدن نباشد؛ اما هرکس به این کتاب‌ها نظر کند احساس می کند که دهخدا قصد داشته است که گنجینه‌ای به یادگار بگذارد تا آیندگان آنها را روشمند تر کنند.

وی تاکید کرد: دهخدا در تالیف لغت نامه و امثال و حکم بیش از آن که خواسته باشد حرف آخر را بزند، مایل بوده است که کار را شروع کند و حرف اول را بزند؛ یعنی نشان دهد که زبان فارسی به این نوع کارها احتیاج دارد و در این کار هم بسیار موفق بوده است. آنچه در قله شخصیت دهخدا می‌درخشد عشق او به ایران است؛ همین عشق به ایران و تلاش برای سربلندی و استقلال ایران سبب شده است که با محمدعلی شاه در بیفتد. چراکه او با استبداد می‌جنگید و تصور می کرد که با مشروطه زمینه برای رشد و پیشرفت ایران بیشتر فراهم خواهد شد. بعدها در دوران رضاخان دهخدا دانست که نمی‌تواند کار سیاسی بکند، اما در دوران ملی شدن صنعت نفت را بار دیگر در عرصه سیاسی فعال شد و تاوان آن را هم بعد از کودتای ۲۸ مرداد پرداخت و ۲ ساله بعد از آن از دنیا رفت.

وی شعر دهخدا را شعری فخیم و فاخر و استوار و محکم دانست و در ادامه به خواندن شعری از این بزرگمرد زبان فارسی که از وطن دوستی او حکایت می‌کند، پرداخت.

هنوزم ز خردی به خاطر درست

که در لانه‌ی ماکیان، برده دست

به منقارم آن‌سان به سختی گزید

که اشکم چو خون از رگ آن‌دم، جهید

پدر، خنده بر گریه‌ام زد که هان!  

وطن‌داری آموز از ماکیان

وی در پایان سخنانش گفت: امیدوارم که همه ما وطن داری و وطن دوستی را از دهخدا و بزرگانی امثال او بیاموزیم و نگاهدار و پشتیبان ایران باشیم که یک جلوه از ایران دوستی، دوستی زبان فارسی است که در قلب و جان دهخدا موج میزد. از همه کسانی که یاد این بزرگمرد را در سالروز وفات او گرامی داشتند سپاسگزاری می کنم.

محمود شالویی

لغتنامه دهخدا، دایره المعارفی از علوم متعدد و متفاوت است

محمود شالویی، دستیار وزیر و مدیرکل حوزه وزارتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز در این نشست ضمن تقدیر از اهتمام نهاد کتابخانه های عمومی کشور به گرامیداشت علامه علی اکبر دهخدا، اظهار داشت: پرداختن به چنین شخصیت های گرانسنگی غنا بخشیدن و زنده کردن زبان و ادب فارسی است. صحبت  درباره دهخدا به مثابه صحبت درباره زبان و ادب فارسی است؛ فرهنگ و لغت او را گرامی می داریم که مربوط به حوزه زبان و ادب فارسی است.

وی ادامه داد: وقتی به عنوان رایزن فرهنگی در صربستان خدمت می کردم، به اهتمام کتابخانه مرکزی شهر بلگراد شب های ادبی برگزار می کردیم که یکی از آن ها به علی اکبر دهخدا اختصاص یافت. وقتی با مسئول کتابخانه درباره دهخدا صحبت کردیم، آن ها از نقش وی در فرهنگ و ادب فارسی پرسیدند و زمانی که شأن او را تشریح و آثار او را ارائه کردیم، شیفته و شیدا شدند و پیشنهاد دادند در آن شب ادبی دهخدا را با یکی از ادیبان بزرگ صرب به نام ووک کاراجیج مقایسه کنیم. کاراجیج، پدر ادب نوین یا قواعد دستوری نوین در زبان و ادب صرب و شخصیتی محبوب و اثرگذار در بین مردم و ادیبان صرب بود. آن شب ما از دهخدا گفتیم و آن ها از کاراجیج و در نتیجه آن صحبت ها، آن ها هم شیفته دهخدا شدند. یعنی شخصیتی که همه عمر خود را وقف زبان و ادبیات فارسی کرد. آن زمان همچون امروز، امکان دسترسی به منابع متعدد و معتبر وجود نداشت و دهخدا بایستی بخش بسیاری از اوقات خویش را سپری می کرد تا به منبعی دسترسی یابد، با این حال عمیق و دقیق به واژه ها و اصطلاحات پرداخت، که کار ساده ای نبود و این امر شگفتی مخاطبان ما را در آن شب فراهم آورد.

شالویی ادامه داد: در عین حال که دهخدا به ادب و زبان فارسی علاقه و اهتمام داشت، از اوضاع و احوال روزگار خویش هم غافل نبود و به حوزه مسائل سیاسی هم وارد شد. در حقیقت یک ادیب سیاسی یا سیاستمداری شیفته ادبیات زمان خویش بود که در جهت توسعه و ترویج زبان تلاش کرد. او نسبت به مسائل اجتماعی واکنش نشان می داد، با مردم و در میان مردم حضور داشت و در عین حال تا این اندازه وسیع در حوزه های علمی و ادبی فعالیت می کرد. همه می دانیم که تبیین درست معنی لغت و واژه، نیازمند احاطه به علوم و معارف مختلف است. باید به علومی از حوزه های مختلف دسترسی داشت و درباره آن ها مطالعه کرد تا بتوان از عهده درج مطالب برآمد و دهخدا به خوبی از عهده این کار برآمد و برای همیشه شخصیت ماندگار تاریخ فرهنگ و لغت ادب ما شده است. هیچکسی نمی تواند مشتاق تحقیق در این زمینه باشد، مگر اینکه به اثر گرانسنگ دهخدا نیازمند باشد. افراد معتبر دیگری در این حوزه دست به قلم بردند و درباره لغت و لغتنامه اثری ارائه کردند که هیچ یک بی نیاز از فرهنگ گرانسنگ دهخدا نبوده است.

وی تصریح کرد: فرهنگ لغت دهخدا با وسعتی که دارد، تنها به عنوان یک فرهنگ لغت ادبی شناخته نمی شود بلکه دایره المعارفی از علوم متعدد و متفاوت است که بخش های مهمی از نیازهای رجوع ما به منابع مختلف را نیز مرتفع می کند. هر چه بیشتر به چنین آثاری رجوع کنیم و چنین شخصیت هایی را مورد بررسی قرار دهیم و یاد و نام آن ها را گرامی بداریم، در حقیقت زبان و ادب فارسی را گرامی داشته ایم؛ به اصالت و هویت خود توجه بیشتر داشته ایم و این شایسته تقدیر فراوان است. امیدوارم این اقدامات پسندیده دوام و استمرار پیدا کند تا نه تنها به دهخدا که ستاره ای درخشان در آسمان ادب ما است، بلکه به گرامیداشت سایر بزرگان هم اهتمام شود.

اکرم سلطانی

لغتنامه دهخدا اثر ملی ما ایرانیان است

در ادامه این نشست اکرم سلطانی، فرهنگ نگار و عضو هیئت مؤلفان لغتنامه دهخدا به تشریح جایگاه لغتنامه دهخدا و همچنین جایگاه موسسه لغتنامه دهخدا پرداخت و گفت: سخنم را با این سخن دکتر شفیعی کدکنی آغاز می‌کنم که فرمودند «در روی کره زمین، در هیچ جای دنیا، در دقیقه‌ای نیست که کسی به لغت نامه دهخدا مراجعه نکند»؛ من در ادامه صحبت‌های ایشان می‌گویم که هیچ اثر تحقیقی در زبان فارسی نوشته نمی‌شود، مگر اینکه گذرش به لغت نامه دهخدا نیفتد؛ هیچ شارحی شرحی بر اثری منظوم و منثور نمی‌نویسد، مگر اینکه برای رفع مشکلاتش به لغتنامه مراجعه نکند؛ هیچ مصحح نسخه خطی کارش به سرانجام نمی‌رسد، مگر اینکه لغتنامه دهخدا کنار دستش باشد و هیچ فرهنگ‌نویسی فرهنگی را نمی‌نویسد، مگر اینکه لغتنامه دهخدا جزو منبع اصلی کارش باشد؛ حتی امروز.

وی تأکید کرد: در واقع لغتنامه دهخدا ارزشمندترین کتابی است که در حوزه فرهنگی تعریف شده؛ هم به لحاظ کمیت و هم به لحاظ کیفیت. برخی از عزیزان در بعضی مجالس لغت‌نامه‌ دهخدا را مورد نقد و بررسی قرار می‌دهند. داوری در مورد لغت نامه دهخدا با روش‌های امروزی، با تجربه‌هایی که فرهنگ نویسان به دست آورده‌اند و بدون اینکه شرایط تعریف لغت‌نامه ‌دهخدا را بدانند و زمان آن را درک کنند، یک داوری به دور از انصاف است.

این پژوهشگر یادآور شد: البته هستند افرادی که به برخی اشکالات اشاره می‌کند که ممکن است بسیاری از این انتقادات بی‌جا هم نباشد، اما این انتقادات بدون درک شرایط آن زمان منصفانه نیست. در واقع هیچ فرهنگ کامل نیست و لغت نامه دهخدا هم از آن مستثنا نیست. اما به‌واقع باید درک کنیم که هنوز هم لغت‌نامه ‌دهخدا تنها فرهنگ و یا شناخته‌شده‌ترین فرهنگی است که امروز وجود دارد.

تألیف لغتنامه دهخدا با همکاری بیش از ۷۰ نفر از بزرگان زبان

سرپرست بخش تألیف موسسه لغتنامه دهخدا با اشاره به افراد مشارکت کننده در تألیف لغتنامه دهخدا گفت: بسیاری تصور می‌کنند که لغت‌نامه ‌دهخدا را خود دهخدا نوشته است. در حالی که این‌گونه نیست. دهخدا چهل سال از عمر شبانه روزی خود را با ۱۲ ساعت کار صرف خواندن کتاب، یادداشت برداری، نوشتن لغت‌ها بر روی فیش‌ها بوده است. بحث استخراج لغت‌ها و یادداشت برداری یک بحث بود که آن زمان علامه دهخدا آن‌ها روی کاغذ سیگارهای بیضی می‌نوشت و به این روش بیش از ۲ میلیون فیش نوشته است و از سوی دیگر بحث تألیف چیز دیگری است. در بحث تألیف تا زمان حیات علامه چیزی حدود چند جزوه از این فیش‌ها بیشتر تألیف نشده بود. باقی مرهون کوشش‌های دکتر محمد معین، دکتر سید محمد دبیر سیاقی و دکتر سید جعفر شهیدی و سایر بزرگان است.

وی ادامه داد:  پس از اینکه علامه دهخدا فوت کردند طبق وصیت خود کار را بر عهده دکتر محمد معین گذاشته شد. دکتر محمد معین با توجه به اینکه در دانشگاه تهران تدریس می‌کرد، دانشجویان فرهیخته‌ای داشت از میان دانشجویان خود افرادی را دعوت کرد برای تألیف لغتنامه دهخدا. در مجموع می‌توان گفت ۷۰ نفر از فرهیختگان و بزرگان کشور زیر نظر استاد محمد معین، دکتر دبیر سیاقی و دکتر جعفر شهیدی در تألیف این لغتنامه مشارکت داشته‌اند که  اسامی آن‌ها در سایت موسسه دهخدا با مقدار کاری که انجام داده‌اند ثبت شده است. علاوه بر این ۷۰ نفری که در تألیف لغتنامه همکاری کردند گروه دیگری هم بودند که در ترجمه منابع همکاری داشتند.

تاریخچه مختصری از موسسه لغتنامه دهخدا

اکرم سلطانی موسسه لغتنامه دهخدا را میراث دار لغتنامه دهخدا دانست و گفت: تاریخچه و تأسیس آن همان‌گونه که در مقدمه لغتنامه دهخدا اشاره شده، در سال ۱۳۲۴ با مصوبه مجلس شورای ملی وقت برای کمک به دهخدا تأسیس شد که ابتدا در منزل خود دهخدا بوده ولی در سال ۱۳۳۴ محل موسسه لغتنامه دو ماه پیش از درگذشت علامه در دی ماه، به محل مجلس شورای ملی منتقل می‌شود و دو ماه پس از آن علامه دهخدا در ۷ اسفند به رحمت خدا می‌روند و همکاران و مؤلفان لغتنامه در مجلس مشغول به ادامه کار می‌شوند. در ادامه دکتر محمود افشار یکی از بزرگان این مملکت، زمین و ساختمانی را برای موسسه لغتنامه دهخدا به دانشگاه تهران اهدا می‌کند و به این صورت موسسه لغتنامه دهخدا از دانشگاه تهران به این مکان منتقل می‌شود که البته ابتدا ساختمان آن یک بنای قدیمی بود که در ادامه توسط دانشگاه ساخته می‌شود و در حال حاضر نیز موسسه در همین محل در حال فعالیت است.

این فرهنگ نگار ادامه داد: روسای موسسه لغتنامه دهخدا ابتدا خود علامه دهخدا بوده و پس از آن طبق وصیت علامه و حکم هیئت رئیسه دانشگاه تهران، دکتر محمد معین به ریاست این موسسه انتخاب می‌شوند و دکتر شهیدی به‌عنوان معاون آقای دکتر معین فعالیت می‌کنند. سپس در سال ۱۳۵۰ که دکتر محمد معین به رحمت خدا می‌روند، دکتر سید جعفر شهیدی باز هم به‌حکم رئیس دانشگاه تهران به ریاست موسسه منصوب می‌شوند و آقای دکتر غلامرضا ستوده به‌عنوان معاون ایشان فعالیت می‌کنند که این دو تن خیلی در موجودیت لغت نامه دهخدا نقش داشته‌اند. پس از درگذشت دکتر شهیدی بزرگان دیگری هم به ریاست موسسه انتخاب شدند و در حال حاضر دکتر محمود بیژن خان رئیس موسسه لغتنامه دهخدا هستند.

فعالیت‌های موسسه لغتنامه دهخدا پس از پایان تألیف

این عضو هیئت مؤلفان لغتنامه دهخدا گفت: وقتی لغتنامه دهخدا به پایان رسید بسیاری تصور می‌کردند که دیگر فعالیت موسسه لغتنامه دهخدا به پایان رسیده است. اما به همت اساتید وقت برنامه‌هایی برای موسسه لغتنامه دهخدا تعریف شد که برخی از آن‌ها بر مبنای وصیت خود علامه دهخدا بود. موسسه لغتنامه دهخدا در حال حاضر دو فعالیت دارد؛ یکی آموزش زبان فارسی به غیرفارسی زبانان است که حدود ۲۳ هزار دانشجو از طریق این موسسه زبان فارسی را آموخته‌اند و در واقع رسولانی بودند که زبان فارسی را در سراسر دنیا ترویج می‌کنند.

وی افزود: می‌دانیم که لغتنامه دهخدا در قطع رحلی و در ۵۰ جلد به‌صورت چاپ سربی چاپ شده است؛ اما با توجه به آمدن کامپیوتر و چاپ‌های جدید لغتنامه دیگر نمی‌توانست خیلی مورد استفاده قرار گیرد و بر این اساس اولین قدمی که موسسه برای احیای لغتنامه برداشت این بود که ۲۶ هزار صفحه لغتنامه قطع رحلی را با کامپیوتر حروف چینی شد، یعنی حروف‌چینی سربی تبدیل شده حروف‌چینی کامپیوتری و به این ترتیب مقدمات چاپ کامپیوتری این لغتنامه فراهم آمد. چاپ اول آن با مقدمه در ۱۵ جلد و بلافاصله هم‌زمان با اتمام آن، لوح فشرده این لغتنامه در زمانی که اولین سری‌ها به بازار عرضه می‌شدند در دسترس عموم قرار گرفت. سال گذشته نیز در سال ۱۳۹۹ نسخه برخط لغت نامه دهخدا نیز در سایت دانشگاه تهران قرار گرفت.

سلطانی درباره دیگر فعالیت موسسه لغتنامه دهخدا گفت: اما کار اصلی دیگری که موسسه لغتنامه دهخدا انجام می‌دهد، تألیف «لغتنامه بزرگ فارسی» است. لغتنامه دهخدا یک دایره المعارف است و زمانی که این لغتنامه تألیف می‌شد بسیاری از کتاب‌هایی که امروز در دسترس وجود دارد، چاپ نشده بود. به همین دلیل مؤلفان می‌دانستند که لغتنامه دهخدا با چه مشکلات و کاستی‌هایی روبه رو بوده است و باز هم با توصیه خود علامه دهخدا طرح تألیف یک لغتنامه دیگر به نام «لغتنامه بزرگ فارسی» بنا نهاده شد.

سرپرست بخش تألیف موسسه لغتنامه دهخدا ادامه داد: این لغتنامه پیشنهاد دکتر محمد دبیر سیاقی و مصوبه دانشگاه تهران در دستور کار موسسه قرار گرفت. کار بسیار سخت و بزرگی است که تفاوتش با لغتنامه دهخدا این است که تنها متمرکز بر روی لغت است و دایره المعارف نیست و مقداری آن کاستی‌های لغتنامه را نخواهد داشت. البته باید اشاره کنم که هیچ نقصی از عظمت لغتنامه دهخدا نمی‌کاهد. لغتنامه دهخدا با آن عظمت به اثر ملی ما تبدیل شده است. اما لغتنامه بزرگ فارسی به لحاظ تألیف نگاری، شاهد و غیره تفاوت‌های بسیاری دارد. در حال حاضر در اواسط حرف «ب» هستیم و امیدواریم زیر سایه استاد رسول شایسته که سرپرست علمی، دکتر حسن انوری و سایر اساتید، کار لغتنامه بزرگ فارسی را به سرانجام برسانیم.

اکبر ایرانی

دهخدا با تدوین لغتنامه گامی بلند برای احیای زبان فارسی برداشت

اکبر ایرانی، رئیس موسسه میراث مکتوب ضمن تقدیر از نهاد برای ارج گذاری به مقام علامه دهخدا، سخنان خود را با اشاره به سخن بزرگان درباره دهخدا، آغاز کرد. وی گفت: علامه استاد شفیعی کدکنی سخنان بسیاری درباره علامه دهخدا فرمودند از اینجمله که «در قرن بیستم کسانی که مفهوم ایران را از لحاظ فرهنگی حفظ کرده اند، گسترش داده اند و دلیل جاودانگی آن شده اند، افرادی هستند که در کنار بزرگانی چون فردوسی و نظامی باید به آنان احترام گذاشت و سپاسگزار آنان بود. فکر می کنم اگر معدل همه کوشش های این قرن را بگیریم، علی اکبر دهخدا بالاترین جایگاه را در این میان دارد». مولف کتاب «ایرانیان نامدار» در اثری که به انگلیسی نوشته و در لندن چاپ شده می گوید «دهخدا در پژوهش بن جانسون ایران بود؛ در طنز به جاناتان سوئیفت پهلو می زد و روزنامه نگاری و پایبندی اش به قانون، یادآور بن فرانکلین است و ظرافت و تیزبینی او در داستان های کوتاهش به چخوف پهلو می زند».

وی افزود:  استاد احمد سمیعی در کتابی که فرهنگستان زبان و ادب فارسی درباره ادبیات ژورنالیستی چاپ کرده، درباره علامه دهخدا می گوید «در جمع نویسندگانی که به یمن قلم آن ها و به هوای خواندن نوشته های آن ها، خوانندگان روزنامه ها را می خریدند، نوشته های علی اکبر دهخدا با عنوان چرند و پرند در روزنامه صور اسرافیل بود که وی اشهر نویسندگان ژورنالیستی آن دوره به شمار می آید». علامه محمد قزوینی که دوست قدیمی و هم درس علامه دهخدا بودند، در ستایش هنر شعری علامه زبان به مدح می گشاید و منظومه «انشاالله گربه است» را شاهکاری کم نظیر می خواند. وی به لغتنامه دهخدا نیز به دیده تحسین نگریسته و آن را بزرگ ترین، نفیس ترین و جامع ترین فرهنگی می داند که بعد از اسلام به زبان فارسی تدوین و تألیف شد.

ایرانی ادامه داد: مرحوم دهخدا درباره هویت ملی و زبان معتقد است «گذشته یک ملت قسمت اصلی و ذاتی او است. اگر ما از گذشته خود ببریم، حافظه و ذاکره خود را از دست داده ایم. نسبت به همه چیز و همه کس خود بیگانه شده ایم و تغییر زبان باعث سلب این حافظه ملی و تاریخی می شود. بزرگ ترین ممیزی ملت ما شعر و تاریخ ما است و وحدت ملی ما باید با زبان محفوظ باشد.» زمانی که مرحوم دهخدا این مطلب را مطرح می کند، در کشور همسایه مصطفی کمال پاشا دستور تغییر خط و قطع ارتباط با گذشته و حافظه تاریخی ملت خود را داد. مرحوم فروغی در خاطراتش از قول سفیر آلمان نقل می کند که «عجب ملتی هستند که ارتباط خود را با پیشینه خود قطع می کنند». رضا خان تحت تأثیر مصطفی کمال پاشا می خواست خط را عوض و فارسیزه کند، عربی زدایی کند، در صورتی که مرحوم دهخدا خواست با تألیف لغت نامه شکوه، عظمت و گستره زبان فارسی با رنگین کمان گویش ها و گونه های زبانی که اخیرا به گونه های هروی، سیستانی و ماورالنهری تقسیم شده، را نشان دهد.

رئیس موسسه میراث مکتوب اضافه کرد: خودباوری، تقویت و تحکیم هویت ملی، معرفی مفاخر فرهنگی، تبیین عظمت و گستره واژگان زبان فارسی، مفاهیمی بود که علامه دهخدا برای تحقق این مفاهیم به تدوین لغت نامه روی آورد تا دین خود را به تقویت هویت زبانی، فرهنگی و ملی ایران ادا کند و منبعی پدید آورد که محققان و دانشوران برای حل مشکلات ادبی خود بدان مراجعه کنند. علامه دهخدا با تدوین لغتنامه گامی بلند برای احیای زبان فارسی برداشت؛ زیرا می دانست که فارسی درست نوشتن و رسا و مفهوم سخن گفتن از دیرباز دغدغه پاسداران هویت ملی ما ایرانیان بوده است.

ایرانی ادامه داد: هزار سال پیش قابوس، پسر وشمگیر در قابوس نامه به فرزندش چنین پند گفت «اگر نامه پارسی بود، پارسی که مردمان در نیابند، منویس که ناخوش بود؛ خاصه پارسی که معروف نباشد؛ آن نوشتن، به هیچ حال و آن ناگفته، به». این آسیبی است که در دوره مرحوم دهخدا هم وجود داشت و عده ای در پی این کار بودند و مرحوم فروغی فرهنگستان را به همین منظور تأسیس کرد. در حال حاضر هم عده ای هستند که چنان فارسی سخن می گویند که مخاطب چیزی در نمی یابد.

وی تصریح کرد: زبان فارسی بر دو رکن، فارسی باستان و میانه پیش از اسلام و عربی پس از اسلام استوار شده؛ به تدریج توسعه یافت و در نظم و نثر با گویش ها و زبان های محلی و اقوام ایرانی، با ترکیبات متعدد جلوه کرد و اکنون زبان شناسان از طریق این گویش ها می توانند به محل ساخت و بافت واژه ها پی ببرند و فرهنگ هایی هم در این زمینه نوشته شده است.

ایرانی اضافه کرد: اتکای مرحوم دهخدا بر استخراج لغات تا پیش از قرن هشتم بود و در این دوران، این اثر نمی تواند پاسخگوی محققان باشد، به همین دلیل شاگردان ایشان قصد دارند این اثر گرانقدر را روزآمد کنند. انتشار و چاپ منقح نسخ خطی بعد از انقلاب رشد دوچندانی پیدا کرد و خوشبختانه موسسه پژوهشی میراث مکتوب در ادامه کار بنیاد فرهنگ ایران، بنگاه ترجمه کتاب و ... به کار احیای متون همت گماشت و تاکنون بالغ بر ۴۵۰ متن کهن منتشر شده و به احصای یکی از محققین بالغ بر هزار واژه ای که در هیچ لغتنامه ای نیامده، با انتشار این متون عرضه شده که در فرهنگ نویسی می توان از آن ها بهره جست.

وی گفت: علامه دهخدا در مورد ضرورت تصحیح انتقادی متون نوشته اند «وقتی می گویم به نقل از فلان کتاب، مراد کتابی است که من دارم نه کتاب اصلی به خط مولف؛ چه نسخ یک کتاب غالبا با یکدیگر فرق می کنند و نساخ در آن ها تصرف کرده اند و اغلاط و تصحیحاتی در آن راه یافته و باید منتظر تصحیح کتب با اصول انتقادی امروزی بود». نگاه ایشان به نقد امروزی، کاری است که مرحوم علامه قزوینی در پاریس انجام می دادند و کتب متعددی را تحقیق و تصحیح کردند. استفاده مرحوم دهخدا از نسخ خطی هم مشخص است. برای نمونه نسخه انیس الطالبین صلاح بن مبارک در زمان علامه هنوز چاپ نشده بود. در سال ۱۳۱۸ که علامه قزوینی به تهران مراجعت می کنند، این کتاب را داشتند و آن را در اختیار علامه دهخدا قرار دادند و یادداشت ها و لغت هایی را از این کتاب می نویسند که در لغتنامه محسوس است. از این سرنخ هایی که در لغتنامه وجود دارد می توان به نسخ خطی و متونی که علامه استفاده کرده، پی برد.

رئیس موسسه میراث مکتوب ادامه داد: شرح بر دیوان ناصرخسرو تصحیح سید نصرالله تقوی، شرح بر دیوان سید حسن غزنوی تصحیح مرحوم مدرس رضوی و تصحیح صحاح الفرس نخجوانی، از دیگر آثار علامه دهخدا است. در تألیف امثال و حکم، شاهنامه فردوسی از مهم ترین منابع علامه دهخدا بود که بالغ بر ۷۰۰ مثل را از آن پیدا کردند.

وی تصریح کرد: همانگونه که مرحوم دهخدا فرمودند در تألیف لغتنامه به اعتبار اینکه نسخ خطی، کاتبان متعددی داشته و هر یک به سلیقه خود گاهی تصرفاتی در متن داشته اند، باید در استخراج واژگان از نسخه منقح استفاده کرد. یعنی امثال و حکم که مستند بر شاهنامه است باید بر اساس تصحیح استاد طالبی مطلق بازنگری شود؛ چراکه بعضی از این اشعار دخیل و الحاقی است. انشاالله شاهد روزی باشیم که لغتنامه فارسی، لغتنامه ای اصیل و روزآمد باشد که در اختیار محققان قرار می گیرد.

محدثی خراسانی

دهخدا به تنهایی یک مجموعه عظیم تاریخی و فرهنگی مبتنی بر خردورزی است

مصطفی محدثی خراسانی نیز در نشست تخصصی  «دهخدای پارسی»   با گرامیداشت جایگاه علی اکبر دهخدا در حوزه زبان فارسی، طی سخنانی گفت: عنوان «علامه» پیشوندی است که برای برخی از بزرگان استفاده شده است، اما یکی از مصداق های به حق آن که حتی  معتقدم باید چیزی فراتر از آن برای دهخدا استفاده شود که بتواند وسعت و عمق و گستره معرفتی او را بیان کند. دهخدا به تنهایی یک مجموعه عظیم تاریخی، فرهنگی مبتنی بر خرد ورزی و اندیشه محوری است.

این شاعر و ادیب پیشکسوت افزود: وجوه کار پژوهشی ایشان در حوزه لغتنامه و امثال و حکم به قدری بزرگ و درخشان است که مقداری برخی از وجوه دیگر کاری ایشان را تحت شعاع قرار داده و کمتر به آنها پرداخته شده است. برخی از منتقدین معتبر، کسانی در حد و اندازه علامه قزوینی و دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی اشاراتی داشته اند. اشاره مستقیم دکتر شفیعی بیشتر به نثر های ایشان است، خصوصا «چرند و پرند» که آن را الهام‌بخش جمالزاده می‌داند.

محدثی خراسانی ادامه داد: از طرفی دیگر شعر علامه دهخدا را می‌توان به سه دسته تقسیم بندی کرد؛ یک دست شعرهای محکم و استوار که یادآور طنین شعر شعر فارسی مانند آن قصیده ای که برای مصدق گفته بودند. دسته دیگر شعر هایی است که با رویکرد ادبیات عامه که اصطلاحاً به آنها «احمدا» می‌گویند و دسته قابل بحث، تحقیق و پرداختن که کمتر به آن توجه شده تاثیر دهخدا در شعر نیمایی است. بسیاری پیش از نیما تحرکاتی در حوزه شعر داشتند که مجموع این تحرکات در حوزه شعر باعث شد که نیما با مدون کردن آنها یک انقلاب در شعر فارسی ایجاد کند. اما یکی از افرادی که در این مجموعه تاثیر بسزایی داشته «علامه دهخدا» بوده است که نمونه آن هم همین مجموعه شعر «مرثیه صور اسرافیل» است.

وی در ادامه با نقل قولی از علامه قزوینی درباره علی اکبر دهخدا گفت: علامه قزوینی عنوان کرده که شعر دهخدا خود جلوه پرفروغ دیگری است از چهره تابان او. کلامی است آهنگین با بافتی ویژه، همانند همه مقالات طنز آمیزش که در آن جوهر سیال خیال و اندیشه‌های باریک انسانی به لطافت و نرمی می تراود.

وی در پایان سخنان خود با تقدیر از برگزار کنندگان این نشست تخصصی گفت: از نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور سپاسگزاری می کنند که با هوشمندی تمام، این برنامه را پیگیری و اجرا کردند و ان شاءالله پیش درآمدی باشد برای اجرای کارهای بزرگتر که نظام فرهنگی ما به کارهایی از این دست که مقداری مغفول مانده، توجه بیشتری کند.

مهدی صالحی

باید به سمت جمع سپاری زبان برویم

مهدی صالحی، دبیر انجمن ویرایش و درستنویسی در آغاز این نشست گفت: معمولا نشست های بزرگداشت چند موضوع مشخص دارد. یا گزارش حال آن بزرگ است یا به ستایش او است یا بررسی فرایندهای کاری و تالیفاتش است. معمولا در این نشست ها نقدی مطرح نمی شود.

 وی افزود: در دنیای امروز اشخاصی چون دهخدا را تبدیل به یک برند می کنند. برندسازی کار پژوهشگر و استاد دانشگاه نیست؛ کار مدیر است. در دنیای امروز که هوش مصنوعی، فضای مجازی و دیجیتال وارد میدان شده اند و همه شئون زندگی ما را در بر گرفته است ما چیزی برای عرضه در این فضا نداریم؛ چرا که توقف دیجیتال پیدا کردیم.

صالحی با انتقاد از فقدان همراهی با فناوری های روز در حوزه به روزرسانی لغات نامه دهخدا گفت: سی دی دهخدا یک زمانی با ممارست و تلاش موسسه دهخدا منتشر شد. بعد چه شد؟ چقدر با فناوری های روز همراه شد؟ هیچ.

وی تصریح کرد: امروز باید به این موضوع توجه کنیم که در حوزه پاسداشت زبان فارسی چه سیاست ناگذاری هایی صورت گرفته است؟ مسئله ما در زبان فارسی سیاست ناگذاری است. شاهد بودم که در موسسه دهخدا زحمت عجیب و غریبی برای چاپ لغتنامه صورت گرفت. این فرهنگ در ۲۲ هزار صفحه سال ۷۷ چاپ شده است، اما دیگر تجدید چاپ نشده است، برای این موضوع هزار و یک دلیل وجود دارد. چرا سی دی دهخدا توسعه پیدا نکرد؟ در کافه بازار ۳ اپلیکیشن به عنوان دهخدا تولید شده که دارای نواقص فراوان است. وبگاه واژه یاب نسخه قفل شکسته سی دی را برخط کرد و در دسترس عموم گذاشت، تا جایی که می دانم موسسه دهخدا از آن شکایت کرده است. موضوع نقد موسسه دهخدا نیست، موضوع عدم همراهی با نیازهای روز و دنیای جدید است. چرا که ما دچار تحول دیجیتال نشدیم. سالها است دچار توقف دیجیتالیم.

دبیر انجمن ویرایش و درستنویسی در ادامه با انتقاد از به روزرسانی لغتنامه دهخدا گفت: دوستان بعضا برآورد کرده اند به روز رسانی لغتنامه دهخدا ۲۰۰ سال طول می کشد، یا به قولی ۵۰ سال. به روز رسانی لغت کار مهمی است. ما امروز در مورد یک فضا صحبت می کنیم که در آن دچار توقفیم. امروز همه دستگاه های فرهنگی در سیاست ناگذاری و انحطاط شریک هستند.

صالحی تاکید کرد: امروز تالیف و نگارش لغت نامه به یک امر نخبگانی تبدیل شده است؛ اما به راحتی با دادن آموزش های اولیه این حوزه می توان تالیف و به روزرسانی لغت نامه را عمومی کرد که همه استادان، دانشجویان و عموم مردم بتوانند زبان مادری و گویش محلی شان را ثبت کنند.

وی در ادامه ضمن هشدار نسبت به ورود فضای متاورس و توسعه فضاهای مجازی گفت: نقل است فرهنگستان زبان و ادب فارسی ۶۰ هزار فارسی را جایگزین کرده است، اما باید نوید را بدهیم که متاورس با ۱۰۰ هزار واژه در راه است که اگر وارد شود و مورد استفاده عمومی قرار گیرد به قولی نه از تاک نشان خواهد ماند و نه تاک نشان.

مدیر بخش ویرایش و موسسه «ویراستاران» در ادامه با طرح این موضوع که در حوزه زبان و ادبیات فارسی نیازمند آینده پژوهی هستیم گفت: در دنیا می گویند زبان های زیادی در حال مرگ اند، در حالی که ما در خوابی فرو رفته ایم و با خودمان می اندیشیم زبان فارسی در برابر مغول ها ایستادگی کرده است و همیشه زنده و مانا خواهد ماند. در حالی که چنین نیست. شما آخرین ضرب المثلی که از زبان یک گویشگر فارسی و یا استاد دانشگاه شنیدید چه بوده است؟ چه میزان شعر در زبان مردم و نخبگان جاری است؟ فقدان اینها نشان از پوک و تهی شدن است؟ ما امروز به خودمان افتخار می کنیم دهخدا و حافظ و سعدی و... داریم اما جامعه چه میزان از آنها استفاده می کنند؟

وی افزود: امروز در دنیا کسی به دلیل کهنه شدن زبان تقریبا ارتباط زبانی با ادبیات و زبان شکسپیر قطع شده است اما در مقاطع مختلف تحصیلی و سنی آثار شکسپیر ساده سازی شده و مورد استفاده قرار گرفته است و آثار وی زنده است. در این حوزه ما برای میراث کهن مان چه کردیم؟ زبان امروزاز زبان کهن فاصله گرفته است. در این حوزه چه کردیم و چه باید بکنیم؟

صالحی با طرح این موضوع که باید فضا را از فضای نخبگانی صرف خارج کنیم تصریح کرد: امروز نیازمند عمومی سازی و جمع سپاری و مردمی سازی زبان و ادبیات هستیم. اینکه چرا واژه ها و واژه سازی دشوار شده دلیل دارد و ساده سازی اش راه دارد. مدیران مان را صرفا ادیب و شاعر نکنیم. این موضوع نیازمند یک کار بین رشته ای است.

وی در پایان تاکید کرد: اگر بخواهیم با این روند پیش برویم، در دنیای متاورس آنچه داریم را از دست خواهیم داد که نوشدارو بعد از مرگ سهراب بی اثر خواهد بود.

ناصر فیض

دهخدا تنها راه نجات ملت را «زبان ملت» می‌دانست

در ادامه این نشست ناصر فیض مشاور رئیس حوزه هنری و مدیر «دفتر حفظ و اشاعه زبان فارسی»   با اشاره به فعالیت‌های علی اکبر دهخدا در حوزه مطبوعات گفت: فارغ از جنبه‌های مختلف شخصیتی علامه دهخدا، او یکی از تاثیرگذارترین و به نوعی بنیانگذار طنز مطبوعاتی کشور است؛ او با سابقه درخشانی که در ادب فارسی داشته، شیوه خاصی برای نوشته‌های خود ابداع کرد، به طوری که بسیاری از فعالان مطبوعاتی دنباله روی بخشی از این شیوه بوده‌اند.

وی با تقدیر از دست‌اندرکاران برگزاری این نشست تخصصی گفت: بسیار خوشحال کننده است که در این نشست اهداف، دغدغه‌ها و دستاوردهای بزرگی چون دهخدا مورد صبحت و بررسی قرار می‌گیرد؛ چرا که هر سال برنامه های بسیاری برای گرامیداشت بزرگان ادب مانند فردوسی برگزار می‌شود و تعداد بسیاری از کشورهای مختلف به این مراسم‌ها می آیند و با لهجه های مختلف جهان ابیات فردوسی را می خوانند، اما هیچ کس توجه نمی‌کند که دغدغه فردوسی چه بود و چطور شد که شاهنامه به وجود آمد و الان ما چه وظیفه ای در قبال آن داریم.

این شاعر و طنزپرداز افزود: دهخدا یک جایگاه کلان سیاسی اجتماعی داشته و به قدری دارای اعتبار بوده که گویی جهانگیرخان شیرازی مجله صوراسرافیل را به پشتوانه قلم چنین فرد معتبری راه‌اندازی می‌کند. همچنین علامه به سراغ متون کهن می‌رود و دیوان شعرای خاصی را تصحیح می‌کند و در برخی روزنامه ها ستون دارد و درباره مسائل سیاسی اظهارنظر می‌کند. امروز می‌بینیم علامه دهخدا کارهای بزرگی را رقم زده. علامه معروف بوده که بسیار تند می‌نوشته، به طوری که دشمنانش از این می ترسیدند که اگر او دست به قلم ببرد و چیزی از ویژگی‌های آنها بنویسد، می‌دانستند که دیگر نمی توان آن را از دامان تاریخ پاک کرد. دشمنان او نیز افراد بزرگی بودند.

وی تصریح کرد: دهخدا در آخر به این نتیجه می‌رسد که گویی تنها راه نجات ملت «زبان ملت» است. او دریافت از آنجا که طنز تاریخ مصرف دارد، دیگر آن کاربرد گذشته را نخواهد داشت. او درمی‌یابد که باید کاری کرد که تاریخ مصرف نداشته باشد. حتی وقتی به او می‌گویند که «چرا دیگر نثر نمی‌نویسید؟» می‌گوید که در فکر کاری هستم که دشوارتر و واجب است، چر که افراد دیگری هستند که نثر بنویسند!

ناصر فیض ادامه داد: در آن زمان که امکاناتی برای تهیه و تالیف چنین آثار عظیمی وجود نداشته، دهخدا امثال و حکم و لغتنامه را آغاز می‌کند، اما امروز در دنیایی که دسترسی‌ها سریع و آسان شده ما چه کرده‌ایم. کاری که دهخدا با این عظمت انجام داده مقدمه خوبی برای ما است که در این دوران کاری مهم برای زبان و ادبیات فارسی انجام دهیم. ما ناگزیر هستیم که این افراد بزرگ تاریخ، زبان و ادبیات را ببینم، حتی اگر با اعتقادات ما همسو نباشند.

این شاعر گفت: اینقدر که در مراسم های فرهنگی و ادبی مسئولان رفت و آمد دارند، متخصصان و پژوهشگران رفت و آمد ندارند. ما باید شاهد ازدحام متخصصان باشیم. امیدوارم در این گونه نشست‌های تخصصی مفید، یک تصمیم عملی گرفته شود برای کاری که عمر افرادی چون دهخدا کفاف انجام آنها را نداد. مانند کاری که بزرگان برای به سرانجام رساندن لغتنامه کردند.

حسن ذوالفقاری

امثال و حکم خدمت بزرگی به فرهنگ عامه کرد

حسن ذوالفقاری استاد دانشگاه تربیت مدرس در نشست تخصصی «دهخدای پارسی» گزیده ای از مقاله خود با موضوع امثال و حکم دهخدا را ارائه کرد که در آن ضمن بررسی ارزش های فنی این اثر مهم و تأثیرگذار آن را خدمت بزرگی به فرهنگ عامه دانست. متن کامل این مقاله را می خوانید.

امثال و حکم نام کتاب معروف علی‌اکبر دهخدا (۱۲۸۵-۱۳۳۴)فرهنگ‌نگار، پژوهشگر فرهنگ عامه، شاعر ونویسنده‌ی معاصراست. این کتاب شامل امثال، حکم، زبانزدها، کنایات، امثال عربی، اصطلاحات، اشعار معروف و جملات مشهور از نویسندگان و شاعران فارسی زبان است. دهخدا از جمله نخستین کسانی است که در دوره‌ی اخیر به زبان و ادبیات عامه توجه کرده و برروی هم سه کار در این زمینه انجام داد: گردآوری امثال و حکم؛ درج صدها واژه‌ی عامیانه در لغت نامه و انتخاب و رواج زبان عامه در نوشته‌های موثر و پرخواننده‌اش. این اثر سترگ از همان آغاز انتشار توجه ادیبان، نویسندکان و صاحب نظران را به خود جلب کرد و آنان را به تحسین واداشت: «دهخدا با این تألیف بزرگ و با سلسله مقالات «چرند و پرند» خود خدمت بزرگی به فولکلور و فرهنگ عامه‌ی این سرزمین کرده است. خدمتی که پیش از این جایش خالی بود و اگر او، به جز امثال و حکم، اثر دیگری هم نداشت، کافی بود که در شمار پژوهشگران نام‌آور ما درآید. (فرشیدورد، ج۱، ص ۲۷۶) با انتشار این اثر، قسمتی از گنجینه‌ی معلومات علی اکبر دهخدا از زبان و فرهنگ ایران به نظر همگان رسید. (یوسفی، ج۲، ص۱۶۲). «امثال و حکم دهخدا، به دلیل غنای مطالب و کثرت موادی که در آن گرد آمده است، نخستین اثر ارزنده در موضوع فولکلور، به ویژه در بخش ضرب المثل های فارسی است. مولف دانشمند برای جمع آوری این اطلاعات میراث عظیم ادبی ملت ما را با دقت مطالعه کرده و آن چه را که کمابیش رابطه‌ای با امثال و حکم ایرانی داشته یا به عنوان مثل ورد ربان مردم بوده، در این اثر نفیس گرد آورده است.»(آرین پور، ۴۵۵)

این کتاب برای همگان خاصه نویسندگان بسیار سودمند است و مخزنی از اشعار فصحای ایران به شمار می‌آید. (رشید یاسمی، ص۵۱).چهار جلد امثال و حکم گنجی است سرشار، و تنها ادیبی وقاد و علامه مانند دهخدا می‌توانست این همه سرعت انتقال در پیوند دادن امثال و این همه حسن انتخاب در یافتن سخنان ناب نشان دهد و حتی، گذشته از بررسی صرفاً ادبی و نظری، در این کتاب گاه به حل بسیاری از مسائل عملی زندگی طی یک بیت یا مصرع یا جمله‌ی پرمغز برمی‌خوریم. (طبری، ج۱، صص۵۴۳-۵۴۸)

دهخدا علاقه به ضبط مَثَل‌ها را از زمان کودکی در خود احساس کرد و از همان ابتدا در جمع آوری امثال کوشید. (دبیر سیاقی، ۲). او هنگام جنگ جهانی اوّل و زمانی که در ده کلاته‌ی چهار محال بختیاری به انزوا زندگی می‌کرد، تصمیم گرفت به طور جدی امثال فارسی را جمع‌آوری کند (همان، ۴۲-۴۳). پس از پایان جنگ و بازگشت به تهران از سیاست کناره گرفت و برای برآوردن آرزوی دیرینه‌ی خود، به جمع‌آوری امثال و لغات فارسی پرداخت. پس از فراهم شدن امثال و لغات فارسی، اعتمادالدوله قراگوزلو، وزیر معارف وقت، درصدد چاپ آن‌ها برآمد، اما از آن‌جا که چاپ این مجموعه‌ی عظیم با وسایل آن روز میسر نبود، دهخدا به جداسازی امثال، حکم، اصطلاحات، کلمات قصار، اخبار و احادیث از واژگان و لغات فارسی پرداخت و به پایمردی اعتمادالدوله و مساعدت رعدی آدرخشی، در سال‌های ۱۳۰۸-۱۳۱۱ش، آن را با عنوان امثال و حکم در تهران به چاپ رساند (همان، ۲-۳؛ معین، ۳۸۰؛ رعدی، ۱۱ (انتشار امثال و حکم حادثه‌ای ادبی به شمارمی‌رفت و انجمن ادبی ایران به افتخار دهخدا مجلسی ترتیب داد. در این مراسم بدیع الزمان فروزانفر به تجلیل از مقام استاد و معرفی امثال و حکم پرداخت. (ایزدپناه، ۱۵۷)

دبیرسیاقی دراین که امثال و حکم از دل یادداشت های لغت نامه بیرون آمده باشد، تردید کرده و معتقد است که دهخدا، هنگام برگه نویسی از متون و نظم و نثر فارسی، یادداشت های امثال و حکم را در برگ‌های جداگانه‌ای نوشته است. مویّد این نظر خاطره ای است که دهخدا از دوران کودکی خود تعریف کرده و گفته است که از سنین کودکی ذهنش به مَثَل ها معطوف بوده و بدون آن که از ماهیت آن ها باخبر باشد، آن‌ها را برای خود یادداشت می کرده، همچنین، از بعضی نوشته های طنز آمیز دهخدا، که در سال های (۱۲۹۰ تا ۱۲۹۱ ش)، در روزنامه ی ایران کنونی، با عنوان "مجمع الامثال دخو" به چاپ رسیده است. توجه او را به امثال فارسی نشان می دهد.

کتاب در چهار جلد سامان‌یافته و احتمالاً دهخدا قصد داشته جلد پنجمی شامل تعریف، فواید امثال و چگونگی آن‌ها به جبران نداشتن مقدمه بر این مجموعه بیفزاید(دبیرسیاقی، ۲۰۱) که موفق نشده است. دهخدا، در نامه ای که در ۱۴ آبان ۱۳۱۱ ش به وزارت معارف نوشت، حق التالیف کتاب امثال و حکم را برای صرف در کارهای بهداشتی و فرهنگی واگذار کرد. «وی در این نامه خبر داد که، علاوه بر چهار جلد چاپ شده، "جلد پنجم هم در تحت طبع است". همچنین در یادداشت هایش تصریح دارد که جلد پنجم امثال و حکم از سواد به بیاض رفته است. ولی چنین جلدی که در بردارنده ی امثال از قلم افتاده بوده است، هرگز به چاپ نرسید. ناشر امثال حکم مدّعی است که اصلاحات مؤلّف، از روی نسخه ای که در اختیار ورّاث دهخدا بوده، در چاپ جدید کتاب اعمال شده است. (دانشنامه ی زبان و ادب فارسی، ذیل امثال و حکم)

این مجموعه نزدیک به ۵٠هزار عنوان مثلی، حِکَمی، زبانزدی، اصطلاحی و کنایه‌ای و کلمات قصار و ابیات متفرقه است. با توجه با تأکید دهخدا بر گردآوری امثال ادبی به ویژه مثل‌های منظوم، در کتاب امثال حکم در حدود ۴۵ هزار بیت اشعار فارسی نقل شده است. دبیرسیاقی مدخل‌های امثال و حکم را حدود ۳۰ هزار می‌داند که افزون بر این‌ها، ذیل بسیاری از عنوان‌ها نزدیک به ۱۰ هزار مثل، حکمت، کنایه و اصطلاح مشابه دیگر و نیز حدود ۱۲ هزار مورد مستند به شعر شاعران و یا نوشته‌ی نویسندگان مختلف آمده است. (دبیرسیاقی، ۲۰۱)

ابریشمی شش هزار مدخل را مثل می‌داند که سه هزار آن گردآوری خود اوست. (ابریشمی، ۳۰). در خلال این امثال، به داستان ۱۸۱ مَثَل هم اشاره شده است که بعدها این داستان‌ها به عنوان «قند و پند» ویراسته جعفر مؤید شیرازی در سال ۱۳۶۳ چاپ شد. داستان های امثال و حکم شأن نزول و دلالت معنایی مثل‌هاست که بخش عمده‌ی آن از متون تاریخی و ادبی فارسی و بخشی نیز داستان‌های عامیانه است که از زبان مردم کوچه و بازار گرفته شده است. «برخی ازاین داستان‌ها در منابع قبل هم ذکر شده است اما دهخدا با قلم و سبک ویژه خودآن‌ها را پرداخته و رنگ ادبی داده است. نثر داستان‌ها هم یکدست نیست. «یک دلیل این تنوع سیاق نوشتاری، فاصله افتادن میان نگارش آن‌هاست. داستانی به سبک مصنوع و مزین نوشته شده و داستان‌هایی به زبان ساده. دهخدا داستان‌ها را با طنز مخصوص خود شیرین و خواندنی کرده است(ذوالفقاری، ۱۳۸۴)

در کتاب امثال حکم، در حدود ۱۷۰۰ مدخل عربی آمده است و در ذیل مدخل‌های اصلی، نیز به تعداد دیگری از امثال عربی اشاره شده است. «این مدخل ها شامل امثال فصیح و ادبی، امثال عامیانه، آیات قرآنی و سخنان و احادیث پیامبر اسلام (ص) و امامان شیعه، به ویژه حضرت علی (ع) است. بیشتر امثال عربی در جلد نخست کتاب جای گرفته و از امثالی با تعریف "ال" آغاز می‌شود. این بخش مشتمل بر حدود ۴۵۰ مدخل عربی است که از مجمع الامثال میدانی نیشابوری، قرآن کریم و کتب اخذ شده است. برخلاف مدخل های فارسی، بیشتر به مثل‌ها منظوم اختصاص دارد، در مدخل ها عربی کمتر به اشعار شاعران عرب برمی‌خوریم. البته در ذیل مدخل های اصلی گاه به اشعار عربی استناد شده و مؤلف در آن‌ها به ذکر نام گوینده اشعار چندان پایبند نبوده است».(دانشنامه‌ی زبان و ادب فارسی، ذیل امثال و حکم)

٩۷ درصدکناب عبارت از ضرب المثل‌های مکتوب ادیبانه، کلمات قصار و اشعاری از قدمای شاعران ایران یا شاعران فارسی زبان و تنها سه درصد آن ضرب المثل های عامیانه است. (آرین پور، ۴۵۳)

شش هزار مَثَل هم در ذیل لغت‌نامه دهخدا ضبط شده که اغلب در امثال و حکم آمده است. دهخدا خود در این باره می‌نویسد: «در لغت‌نامه، امثال را به حد لازم نیاوردم. برای آن‌که در کتاب امثال و حکم نقل کرده‌ام و اگر در این‌جا تکرار می‌شد، دقّت بسیار می‌خواست و حجم کتاب بیشتر می‌شد و کار طبع صعب‌تر می‌گردید. » (دهخدا، مقدمه لغت‌نامه ص۴۰۸)

منابعی که در تنظیم کتاب مورد استفاده‌ی مولف بوده عبارت اند از:

١. کتاب مهم مجمع الامثال(به عربی)، تألیف ابوالفضل میدانی نیشابوری (فوت ۵۱۸. ق) که دهخدا از این کتاب نزدیک به هزار ضرب المثل عربی وارد کرده است؛

٢. "مجموعه‌ی مختصر امثال" چاپ هندوستان که در "گجرات" نشر یافته، و از آن با رمز "گج" یاد شده و یک صد ضرب المثل از آن اقتباس کرده است؛

۳. کتاب "قرّه العیون" که یکی از قدیم‌ترین‌های فارسی در مثل ها، نوادر و حکایات است و در قرن (ششم یا هفتم ق) تألیف شده است؛

۴. "جامع التمثیل" اثر "محمد علی هبله‌رودی" (تألیف ۱۰۴۹ ق) که در هند نوشته شده و دهخدا نزدیک به سیصد مثل از آن در کتاب خود آورده است. امّا از کتاب دیگر این نویسنده، "مجمع الامثال"،   استفاده نکرده است؛

۵."شاهد صادق" (نوشته ۱۰۵۴ ) محمّدصادق پسر محمّد صالح صادقی اصفهانی (۱۰۱۸-۱۰۶۱) که ایرانی تباروزاده هندوستان است. فصل هشتادم از باب سوم کتاب شاهد صادق شامل۵۶۰ مثل است که دهخدا توجه ویژه‌ای به آن نداشته و به نقل از چند مثال از آن بسنده کرده است؛

۶. "نفائس الفنون" (تألیف: قرن هشتم ق)، که فنّ دوازدهم آن در امثال است و تعدادی مثل از آن نقل شده است؛

۷.از بعضی فرهنگ های فارسی، مثل برهان قاطع، مجموعه مترادفات و فرهنگ انجمن آرای ناصری هم سود جُسته است.

۸. دهخدا در چند مورد به روزنامه‌ی فکر آزاد استناد جسته است. فکر آزاد روزنامه‌ای بود که "احمد بهمنیار" در سال‌های (۱۳۰۱ تا ۱۳۰۴ ش)، در مشهد و تهران، منتشر می‌کرد و در آن مثل‌هایی را که از نقات مختلف ایران برای او می فرستادند به چاپ می رساند. او در شماره های ۲۷ تا ۸۰ فکر آزاد در حدود ۲۵۰۰ مثل گرد آورد و بعدها پس از تکمیل در کتاب «داستان‌نامه بهمنیاری» سامان بخشید و قصد چاپ آن ها را داشت، ولی با انتشار امثال و حکم، از این کار منصرف شد و سرانجام در سال۱۳۶۱ چاپ شد.

جز موارد یاد شده، دهخدا ازده‌ها دیوان و متن ادبی استفاده کرده است؛ از جمله پنج هزار بیت از فردوسی، چهار هزار بیت از سعدی، دو هزار و پانصد بیت از نظامی، دو هزار و پانصد بیت از اسدی توسی، دو هزار و پانصد بیت از مولوی.

چنان‌که معلوم است، اصلی ترین مأخذ دهخدا در تدوین این کتاب متون نظم و نثر کهن فارسی است. بیشترین شواهد شعری از شاهنامه فردوسی است که دهخدا، به گفته خود، در آن استقصای کامل کرده است. بعد از شاعران یاد شده، شاعرانی که شعرشان بیش از همه در امثال و حکم نقل شده، عبارت اند از:  ابن یمین، ابوالفرج رونی، ابوشکور بلخی، ادیب صابر، امیر خسرو دهلوی، اثیر اخسیکتی، اثیر اومانی، انوری، اوحدی، ازرقی، جمال الدّین اصفهانی، حافظ، خاقانی، خواجوی کرمانی، دقیقی، رودکی، رشید و طواط، رضی نیشابوری، سلیمان ساوجی، سنایی، سوزنی، صائب، ظهیر فاریابی، عطّار، عبدالواسع جبلی، عمادی شهریاری، عنصری، فخرالدّین اسعد گرگانی، فرّخی، قاآنی، قطران، کمال اسماعیل، لامعی، مختاری، مسعود سعد، مجیر بیلقانی، امیر معزّی، مکتبی، منوچهری، ناصرخسرو، وحشی بافقی، واعظ قزوینی و هاتف اصفهانی.

از متون نثر فارسی، کتاب اسرارالتّوحید، تاریخ جهانگشای، تاریخ سیستان، مقامات حمیدی، سیاست نامه، تاریخ گزیده، تاریخ سلاجقه کرمان، نفثه المصدور، قابوس نامه، مرزبان نامه، کلیله و دمنه، کیمیای سعادت، تاریخ بیهقی، فیه ما فیه، سفرنامه ناصر خسرو و گلستان سعدی بیش از همه مورد استفاده دهخدا بوده است. در امثال و حکم همچنین عبارت‌هایی از کتب نثر عربی، مثل التنبیه و الاشراف مسعودی، ادب الدّنیا و الدّین، فتوح البلدان، غرر اخبار ملوک فرس، عیون الاخبار، کامل ابن اثیر و کتاب التّاج دیده می‌شود.

«دهخدا، در استخراج شواهد شعری، به متون نظم بعد از دوره‌ی مغول بی توجّه بوده و شعرهای معدودی هم که از شاعران دوره‌ی تیموری و بعد از آن نقل کرده است اغلب مأخوذ از فرهنگ های فارسی است؛ این در حالی است که دیوان شعرای دوره‌ی صفوی و افشاری مشحون از مثال‌ها و اصطلاحات مثلی است. او از شاعران معاصر، به اشعار ایرج میرزا، بهار، ادیب پیشاوری، پروین اعتصامی و نصرا... تقوی نظر داشته و مقداری از شعرهای خود را نیز در امثال و حکم نقل کرده است.

یکی از منابع دهخدا در تدوین امثال دوستان وی بودند که چون در جریان کار وی قرار گرفتند به وی کمک می‌کردند، از جمله صادق هدایت که به گفته‌ی مجتبی مینویی مجموعه‌ای دویست صفحه‌ای در حدود دو هزار مَثَل را بی‌مضایقه در اختیار علامه دهخدا می‌گذارد.

تعداد زیادی از امثال فارسی نیز در امثال و حکم هست که برای اوّلین بار ضبط می‌شود و همین مَثَل‌هاست که ارزش کار دهخدا را مضاعف می‌کند.

ترتیب کتاب الفبایی است پس از ذکر هر مَثَل، مأخذ آن نقل شده است و اگر مدخل جزو مَثَل ها یا حکمت های منظوم بوده، که در اغلب موارد چنین است، مصراع اوّل و دوم آن نیز آمده است؛ در بعضی جاها، ابیات پس و پیش آن و نام گوینده آن و مترادفات و نظایر آن مَثَل یا حکمت در کلام سایر شاعران یا نویسندگان فارسی یا آیات، احادیث و امثال عربی درج شده است. مقابل هر مثل، مآخذ و نظایری از متون نظم و نثر آمده است وی هر جا که از منابع مختلف استفاده کرده نشانی آن را بدون قید صفحه وچاپ، ذکر نموده است. امثال گاه با توضیحی ساده یا مثل مشابه فارسی یا عربی معنی و تفسیر شده‌اند. ‌ گاهی نیز ریشه‌ی تاریخی مثل آمده است.

«ضبط مدخل‌ها در این کتاب به شکل‌های مختلفی آمده است؛ از جمله: صفات مرکب: «بی‌ناخن»، «بزدل» (ص۴۳۲، ۴۹۱)، مصادر مرکب: «پزگرفتن» (ص۴۳)، تعابیر کنایی: «دسته گل، آب دادن» (ص۸۱۲)، اسم مرکب: «سنگ و سبوی» (ص۹۹۳)، جمله: «دود از کنده برخیزد» (ص۸۳۳)، یک مصراع: «زبان سرخ سر سبز می‌دهد بر باد» (ص۸۸۱) و یک بیت: یارمباد آن‌که‌گدامعتبرشود گر معتبر شود، زخدا بی‌خبر شود (ص۲۰۲۸)»(مجیدی، ۲۰۰)

دهخدا در یادداشت هایش به این نکته اشاره کرده که در گردآوری امثال، طریقه‌ی میدانی نیشابوری در مجمع الامثال را در نظر داشته است.

مدخل‌های امثال و حکم را در چند دسته می‌توان جای داد: مثل‌های منظوم و ارسال مثل‌ها، مثل‌های عامیانه، تعبیرات و اصطلاحات، و تشبیهات و کنایات ادبی، پندها و نصایح، نکات اخلاقی و اجتماعی، مثل های عربی، اشعار تعلیمی، اعتقادات عامیانه، قواعد فقهی و علمی.

برخی نیز به دلیل آمیخته بودن امثال و حکم با اصطلاحات و کنایات بر او خرده گرفته‌اند. محمّد معین در این باره می‌نویسد: «دهخدا به نگارنده اظهار داشت که من خود متوجّه این نکته بودم ولی از انتخاب عنوانی مطول نظیر «امثال و حکم و مصطلحات و کنایات و اخبار و احادیث... » خودداری و به عنوان ساده‌ی «امثال و حکم» اکتفا کردم. راه دیگر هم حذف اصطلاحات و کنایات و غیره بود که اگر استاد به این کار دست می‌پازید، خوانندگان کتاب خود را از فواید بسیار محروم می‌کرد. »(معین، ۳۸۰-۳۸۱)معلوم است که را درست آوردن تمامی موارد اما به صورت طبقه بندی شده است. به نظر می‌رسد تنگنای وقت و ضرورت چاپ سریع این اثر بزرگ، مانع از طبقه بندی و تفکیک آن‌ها شده است.

دهخدا در مورد مفهوم و مصداق مثل‌ها، به ویژه مثل‌های منظوم، سخنی به میان نیاورده و به ذکر نظایر و امثال مشابه بسنده کرده است. آن‌چه موجب غنای امثال و حکم شده است ذکر مترادفات متعدّد، مثل‌ها و حکمت‌های مشابه برای هر مدخل است. «دهخدا دارای شمی بسیار قوی برای یافتن ارتباط بین مثل‌ها با مفهوم برابر بوده است.   او با تیزبینی خاص خود، گاه رابطه‌ی بین یک مثل عامیانه و یک بیت منظوم عربی رامی‌یابد.»(ابریشمی، ۰ٰ۳)یافتن این نظایر از متون ادب، که اغلب هم چاپ نشده بودند، کاری دشوار بوده است. دهخدا در چند مورد انگشت شمار، در زیرنویس صفحات کتاب، معادل‌های فرانسوی یا لاتینی بعضی مثل‌های فارسی را هم آورده است. در زیرنویس صفحات، همچنین توضیح معانی بعضی لغات دشوار متن، اشارات قرآنی، اعلام تاریخی، جغرافیایی و نقد انتسابات اشعار و اختلافات نسخه‌ها دیده می‌شود.

«دهخدا به پیروی از رسم و شیوه‌ی شاعران و نویسندگان قدیم ایران ضرب المثل‌ها را نه به صورتی که در زبان مردم بوده، بلکه به صورتی که در کتاب‌ها و دیوان ها آمده نقل کرده است، چنان‌که گویی اصلا در صدد گردآوری فولکلور نبوده، بلکه قصد داشته که شعرها و کلمات اخلاقی و پندآموز را در یک جا گرد آورد. از این رو است که ضرب المثل ها در کتاب او مقام دوم را گرفته و اغلب تنها به عنوان مرادف امثال و حکم ادبی ذکر گردیده است.»(آرین پور، ۴۵۳)

دهخدا هیچ‌گاه امثال مستهجن را ذکر نمی‌کند و یا کلمات آن‌ها را اندکی تغییر می‌دهد؛ نظیر «بوسه به دم خرزنند» یا «چیزی که شد پاره وصله برنمی‌داره» این مسئله جدای ازآن‌که با نفس مطالعات مربوط به فرهنگ عامه در ضبط اصیل مواد فرهنگ عوام از جمله امثال اندکی منافات دارد، خود نشان‌دهنده خلق و خوی دهخدا و عفت کلام اوست؛ چنان‌که ذیل مَثَل «خر از یک سو بز از یک سو» می‌نویسد: «سوزنی را در این مَثَل تمثیلی زشت و ناستوده هست که رعایت عفت جوانان و زنان خواننده‌ی این کتاب را از نگاشتن نوع آن همیشه احتراز شده است. » البته «خودداری دهخدا از ضبط این‌گونه مَثَل‌ها که به علّت کمال ملاحظه‌کاری بوده است، دلیل بر این نیست که سایر مؤلفان از متانت و عفت برخوردار نبوده‌اند. » (ابریشمی، مثل نگاری، ۲۸) ابریشمی با ذکر مَثَل «آدم با یک بار عمل زشت اهل آن عمل نمی‌شود» و توضیح دهخدا مبنی بر این‌که «مَثَلی زشت است که با عبارتی زشت‌تر نیز گاهی ادا کنند»، اظهار می‌دارد همین عبارت نشان می‌دهد که دهخدا به ضبط این‌گونه مَثَل‌ها علاقه داشته ولی نیرویی پنهانی او را از این عمل بازداشته است. » (همان: ۳۰) همچنین کتیرایی با ذکر تعدادی از این نمونه‌ها به نقد و بررسی این خصیصه‌ی امثال و حکم می‌پردازد. در مجموع تغییر کلمات ناهنجار و رکیک آن ها به واژه های ادیبانه ایراد مهمی است که برای آن توجیهی نمی توان یافت. (کتیرایی، ۱۱)

دهخدا در کنار نقل امثال گاه به نقد و ارزش‌گذاری مثل‌ها نیز می‌پردازد، چنان‌که ذیل مَثَل: «خواب زن چپ است» می‌نویسد: «گزاره‌ی رؤیاهای بد زن، نیک و میمون باشد» (ص ۷۴۸) و یا ذیل مَثَل: «حرف راست را از بچّه بپرس» می‌نویسد: «این مَثَل حاکی است که کودک همیشه دیده گوید، ولی حقیقت چنین نیست. تجارب بشر و قواعد علم النفس غالباً خلاف این معنی را نشان داده است» (ص۶۹۳).

در شرح مثل «آدم با یک بار ک...دادن هیز نمی‌شود» می‌نویسد: «مراد تشجیع به عادت سوئ است. البته حقیقت بر خلاف این استٰچه رعب و آزرم در ارتکاب نخستینٰغالبا زایل تواند شد.»(امثال و حکم، ۲۲)

یا در نقد مثل «تنبان مرد که دوتا شد به فکر زن نو می‌افتد» می‌نویسد: «و البته مسلمانان امروز چون می‌دانندکه مراد از آیه تعلیق به محال بوده است، ارتکاب این عمل را همه وقت روا نشمارند. (امثال و حکم، ۵۵۱)

دهخدا کوشیده است برای امثال عامیانه برابرهایی ادبی بیاورد. کثرت نظایر و متشابهات برای امثال به زعم علامه قزوینی یک فایده غیرمترقبه و مقید هم دارد و آن این که کلید بعضی قوافی شعر را پیدا کرده و به دست ما داده است. (قزوینی، ۱/۱۱۱)

فایده‌ی دیگر امثال و حکم آن است که خواننده به پیشینه بسیاری از امثال و بازتاب آن در ادب فارسی پی می‌برد و صورت‌های گوناگون بیان یک اندیشه را می‌یابد (کتیرایی، ۹)از این حیث امثال و حکم دهخدا از جنبه‌ی مثل شناسی تطبیقی کتابی مهمّ به شمار می رود؛ زیرا می‌توان سیر تحول و گردش یک مثل را در شعر فارسی دنبال کرد.

دهخدا به واسطه‌ی احتّیاط و وسواس برای امثال و حکم هیچ مقدمه‌ای ننوشت؛ زیرا در فرانسه برای مَثَل هفده معنی یافته بود که هیچ یک را برای تشخیص درست مَثَل کافی ندانسته بود، حتّی در نامه‌نگاری به فرهنگستان فرانسه نیز پاسخی قانع‌کننده نیافته بود، (دهخدا، مقدمه لغت‌نامه، ص ۳۸ نقل از معین)

معین (همان) همچنین درباره بی‌مقدمه بودن امثال و حکم ضمن اشاره به وسواس ذاتی علامه از نگاشتن مقدمه بر آثارش، به مکاتبه‌ی او به فرهنگستان فرانسه اشاره و اظهار می‌دارد که علامه در زبان فرانسه برای مَثَل هفده معنی یافته و ضمن استعلام از فرهنگستان فرانسه اختلاف دقیق معانی آن را خواسته که پاسخی قانع‌کننده دریافت نکرده و از این‌رو از نوشتن مقدمه خودداری کرده است. اما در میان دست نوشته های دهخدا، یادداشت های پراکنده ای در مورد امثال و حکم به چشم می خورد. این یاداشت ها شامل تعریف های مختلف مَثَل و فواید آن و کیفیت کار و تهیه مواد مورد نیاز در تدوین امثال و حکم است.

کوراوغلی در کتاب «درباره مَثَل‌ها و تمثیل‌های فارسی» برخی از معایب امثال و حکم را چون آوردن برخی مَثَل‌های مربوط به اقوام به قصد برتری دادن به قوم ایرانی، کثرت اشعاری که ارتباطی به مَثَل ندارد، آوردن مَثَل‌های غیرمشهور، عدم ترجمه حکمت‌ها و مَثَل‌های عربی، نداشتن پیشگفتار و مقدمه برمی‌شمارد ضمن آن‌که به مزایای فراوان آن نیز اشاره دارد. (کوراوغلی، ۱۵-۱۸)

آرین پور نیز پس برشمردن محاسن کار دهخدا درباره معایب امثال و حکم می نویسد: «تعمیم مفهوم ضرب المثل تا بدین میزان هرگز جایز نیست و تنها عباراتی را که مال خاص و بی تردید مردم بوده (خواه فولکلوری و خواه ادبی) می توان در زمره ی ضرب المثل ها به شمار آورد. با دقت و بررسی در این مجموعه به خوبی آشکار می گردد که دهخدا امثال و حکم، آیات و اخبار و کلمات قصار بزرگان را بدون توجه به این که آیا در میان مردم رایج و متداوّل اند یا نه گردآوردی و در کنار هم قرار داده است.

دهخدا در مجموعه‌ی خود به توضیح کلماتی پرداخته که برای مردم فارسی زبان از هر طبقه و صنفی قابل فهم‌اند. و تازه این توضیحات به زبان نویسندگان قدیم نوشته شده، نه به زبان رایج مردم، و مهم تر از همه آن که مولف تعداد زیادی عبارات منشیانه از نثر نویسندگان سده‌های نخستین اسلامی یا از کتاب های تاریخ در این کتاب نقل کرده که هیچ گونه ارتباطی با ضرب المثل ها ندارند، مانند این عبارت از تاریخ ابوالفضل بیهقی که «دولت و ملت دو برادرند که با هم بروند و از همدیگر جدا نباشند». (امثال و حکم، ج ٢، ص ٨٤).

مولف در این کتاب عبارت هایی را به عنوان ضرب المثل آورده که نه تنها ضرب المثل نیستند، بلکه عامه ی مردم از آن ها بی خبراند و ممکن است بازگفتن آن ها در میان مردمی که همه ایرانی اند و در زیر پرچم دولت ایران زندگی می کنند، تحم تفرقه و نفاق بپاشد. به عنوان مثال در عبارت " اُترُکِ التروکَ وَ لَوکانَ اَبوکُ " برخی از تیره های ایرانی بر برخی دیگر برتری داده شده است و عجب آن که مولف درباره ی این عبارت که یادگار شوم دوران نادانی و بی خبری است، دو برگ شرح و بسط داده و برای اثبات برتری فارس بر ترک، مثال ها و شواهدی از گذشتگان آن دو و از زبان های دیگر می آورد و در پایان مطلب نیز به نام عذرخواهی (در حقیقت عذر بد تر از گناه) می افزاید که من از ترک ها سخن می گویم و منظورم آذربایجانی‌ها، ترک‌های قفقازی نیستند. آن ها از نژاد عالی آریایی هستند، ولی سلجوقیان آنان را ترک زبان کرده اند (امثال و حکم، ج ١، ص ٨١)

ایراد دیگر اثر دهحدا ابهام مطالب، کثرت مدارک و مآخذ و فراوانی شعرهایی است که گاهی هیچ گونه ارتباطی با خود مثل ها ندارند. وی مانند همه ی کسانی که در ایران یا در خارج از ایران تا آن زمان درباره ی فولکلور ایران مطالبی نوشته اند، ضرب المثل ها را گروه بندی نکرده و مثل های عامیانه و کتابی را از هم جدا ننموده است. وی همچنین مثل ها را به اندازه ی کافی و یا اصلا شرح و تفسیر نکرده و ضرب المثل های عربی را به فارسی ترجمه نکرده است.»(آرین پور، ۴۵۵)

«غفلت از اعراب گذاری و ترجمه امثال عربی یکی از خرده هایی است که بر امثال و حکم گرفته اند.»(دانشنامه ادب فارسی، ذیل امثال و حکم) عدم انسجام و فقدان روش علمی در طرح و تنظیم مدخل ه از عیوب دیگر امثال و حکم است. «نیمی از مدخل ها فاقد هر گونه توضیح یا تفسیر و بعضی از آن ها به مثل های مترادف و بعضاً مهجور ارجاع داده شده است که بر ابهام مثل می افزاید. این نقیصه، به خصوص، در جلد چهارم آن بیش از همه به چشم می آید؛ به طوری که بیش تر مدخل های آن فاقد توضیح است و شواهد شعری آن آشکارا از سایر مجلدات کتاب کمتر است.»(همان) اختصاص ۱۷۰ صفحه از کتاب امثال و حکم به مدخل "مزن زشت بیغاره ز ایران زمین" شامل متون مختلف نظم و نثر فارسی و عربی در ستایش و برتری ایرانیان تعادل کتاب را برهم می‌زند. البته همین نکته مبین تعصب و ایران دوستی دهخدا نیز هست.

احسان طبری نیز باذکر مزایای فراوان امثال و حکم، می‌نویسد: «علی اکبر دهخدا در این اثر کبیر خود سه کار کرده است که چندان جالب به نظر نمی‌رسد؛ یکی، آوردن امثال از یک مجموعه‌ی امثال هندی، که نه در ادب کلاسیک ما و نه در تداول ایرانیان، در هیچ کدام پایه و ریشه‌ای ندارد. دیگر، نقل مقدار غیرمناسبی از اشعار ادیب پیشاوری و دیگر، نقل اشعاری از جناب حاج سید نصرالله تقوی که به اطلاعات حکمی و ادبی معروف بود. (طبری، ج۱، صص۵۴۳-۵۴۸)

از امثال و حکم چندین گزیده فراهم آمده است؛ ازجمله "محمد دبیرسیاقی" (۱۳۶۲ ش)، بدون شواهد شعری و گزیده‌ی"فرج الله شریفی" که در سال (۱۳۷۶ ش)، در دو مجلد، چاپ شده است.

 در سال ۱۳۷۸ احمد گلچین معانی کتابی با عنوان «تکمله امثال و حکم» نگاشت که حاوی حدود سه هزار مدخل است. نویسنده با مطالعه امثال و حکم دهخدا هرکجا تحریف، تصحیف، سهو و خطا در ضبط نام سراینده مشاهده کرده و یا مَثَل‌هایی که در مطالعات بعدی آن‌ها را مناسب دانسته بر این مجموعه افزوده است. همچنین به سال ۱۳۶۶ جامی شکیبی گیلانی به همراه علی محمّد حق‌شناس و بهرام معزی قاجار کتاب «پندودستان‌یاب» را براساس امثال و حکم دهخدا به شیوه الفبایی - موضوعی تنظیم کردند. این کتاب شامل۹۰۶۰ مثل از امثال دهخدا می‌شود.

منابع و مآخذ

آرین پور، یحیی، از نیما تا روزگار ما، تهران، زوار، ۱۳۷۴

ابریشمی، احمد، مَثَل شناسی ومَثَل نگاری، انتشارات زیور، ۱۳۷۶

 اتحاد، هوشنگ، پژوهشگران معاصر ایران، تهران، فرهنگ معاصر، ۱۳۸۲

اجلالی، امین پاشا، مقدمه بر قرة العین، تهران، ۱۳۵۴

بهمنیار، احمد، داستان نامة بهمنیاری، به کوشش فریدون بهمنیار، تهران، ۱۳۶۱

دانشنامه‌ی زبان و ادب فارسی، زیر نظر اسماعیل سعادت، تهران، فرهنگستان زبان و ادب فارسی، ۱۳۸۵

دبیرسیاقی، محمد، امثال و حکم دهخدا، آینده، سال پنجم، پاییز ۱۳۵۸ - شماره ۷ و ۸ و ۹

دبیرسیاقی، سید محمد، گزیده امثال و حکم، تهران، تیراژه، ۱۳۶۶

 دبیرسیاقی، محمد، مقدمه بر گزیده‌ی امثال و حکم، تهران، ۱۳۵۸

دهخدا، علی‌اکبر، گزیده امثال و حکم، به کوشش سید محمّد دبیرسیاقی، تیراژه، ۱۳۶۶

دهخدا، علی‌اکبر، لغت‌نامه فارسی، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۴۵

دهخدا، علی‌اکبر، امثال و حکم، تهران، امیرکبیر، ۱۳۶۱

ذوالفقاری، حسن، داستان‌های امثال، تهران مازیار، ۱۳۸۴

رشید یاسمی غلامرضا، ادبیات معاصر، تهران۱۳۱۶

رعدی‌آدرخشی، غلامعلی، «شعر معاصرایران»، یغما، تهران، ۱۳۴۸ش، س ۲۲، ش ۱

طبری، احسان، نوشته‌های فلسفی –اجتماعی، (۲جلد) تهران، پیک ایران، ۱۳۶۲

فرشیدورد، خسرو، درباره ادبیات و نقد ادبی؛ تهران امیر کبیر، ۱۳۶۳

قزوینی، محمد، لغات و ضرب‌المَثَل‌ها، یادداشت‌های قزوینی، ص۲۹۳۵، به کوشش ایرج افشار، تهران، علمی، ۱۳۵۸

کتیرایی، محمود، زبان و فرهنگ مردم، تهران، توکا، ۱۳۵۷

کوراغلی، ح، درباره مَثَل‌ها و تمثیل‌های فارسی، ترجمه ابوالفضل آزموده، پیام نوین، ج۶ ش۵، ص۱۷-۳۱، مؤسسه گوتنبرگ، تهران، ۱۳۵۷

 کیا، صادق، مقدمه بر مجمع الامثال محمدعلی هبله‌رودی، تهران، ۱۳۴۴

گلچین معانی، احمد، تکمله امثال و حکم، مشهد، عاشورا، ۱۳۷۸

محیدی، مریم و علی میرانصاری، مدخل ضرب‌المَثَل در دایره المعارف بزرگ اسلامی، تهران، ۱۳۷۰

 معین، محمد، «دهخدا»، مقدمه‌ی لغت‌نامه، تهران، ۱۳۳۷

معین، محمّد، مقدمه لغت‌نامه دهخدا، مؤسسه لغت‌نامه دهخدا، شماره‌ی مسلسل ۴۰

یوسفی، غلامحسین، دیداری با اهل قلم، تهران، سخن، ۱۳۶۷

ارسال نظر

    • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
    • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.
8 + 10 =