به گزارش روابط عمومی ادارهکل کتابخانههای عمومی استان قزوین، مهدیهسادات قافلهباشی؛ مدیرکل کتابخانههای عمومی استان قزوین و دبیر هفته کتاب نهاد در استان، در یادداشتی در روزنامه ولایت قزوین، با اشاره به ضرورت ترمیم پیوندهای اجتماعی و تقویت امید به آینده در دوران پساجنگ، کتابخانههای عمومی را از مهمترین پایگاههای حفظ حافظه جمعی، تقویت تابآوری اجتماعی و بازسازی سرمایه فرهنگی جامعه دانست.
«وی نوشت:
دوران پساجنگ تنها زمان بازسازی ساختمانها، زیرساختها و امکانات اقتصادی نیست؛ بلکه دوره ترمیم زخمهای روانی و اجتماعی، بازسازی اعتماد عمومی و تقویت پیوندهای فرهنگی و هویتی نیز به شمار میرود. در چنین شرایطی، فرهنگ میتواند به جامعه کمک کند تا تجربههای دشوار خود را معنا کند، پیوندهای اجتماعی را دوباره بسازد و امید به آینده را زنده نگه دارد. کتابخانهها در این میان، فراتر از مراکز نگهداری و امانت کتاب، فضاهایی برای گفتوگو، یادگیری، حفظ حافظه جمعی و تقویت روحیه همبستگی، هویت ایرانی ـ اسلامی و احساس تعلق به ایران هستند. آنها میتوانند با پیوند دادن نسلها، معرفی میراث تاریخی و فرهنگی ایران، فراهم کردن دسترسی برابر به دانش و ایجاد فرصتهای مشارکت اجتماعی، به بازسازی سرمایه فرهنگی و تقویت تابآوری جامعه در دوران پساجنگ کمک کنند.

نقش موثر فرهنگ در بازسازی جامعه
جنگ، حتی پس از پایان درگیریهای مستقیم، آثار گوناگونی بر زندگی مردم بر جای میگذارد. آسیبهای روانی، از دست دادن عزیزان، جابهجایی خانوادهها، اختلال در زندگی روزمره، نگرانی درباره آینده و تضعیف برخی پیوندهای اجتماعی، از جمله پیامدهایی هستند که ممکن است برای مدتی طولانی، به شکل روانی، ذهنی یا حتی ملموس و عینی ادامه پیدا کنند. در چنین شرایطی، بازسازی جامعه تنها با اقدامات اقتصادی و عمرانی کامل نمیشود؛ زیرا مردم برای بازگشت به زندگی عادی، به امنیت روانی، امید، اعتماد، احساس تعلق و همدلی نیز نیاز دارند. فرهنگ در این مسیر نقش مهمی ایفا میکند. ادبیات، هنر، تاریخ، آیینهای مشترک و روایتهای جمعی میتوانند زمینهای برای بیان تجربهها، درک رنجهای مشترک و بازسازی ارتباط میان افراد فراهم کنند.
فرهنگ به جامعه کمک میکند تا گذشته خود را بشناسد، تجربههای دشوار را به حافظه جمعی پیوند دهد و برای آینده معنایی مشترک پیدا کند. این به معنای فراموش کردن رنجها یا نادیده گرفتن تفاوت تجربههای افراد نیست؛ بلکه به معنای فراهم کردن فضایی است که در آن تجربههای مختلف شنیده شوند و امکان یادگیری از گذشته فراهم آید. جامعهای که بتواند درباره تجربههای گذشته خود گفتوگو کند، میراث فرهنگی، تاریخ، هویت و ادبیات خود را بشناسد و فرصت مشارکت را برای گروههای مختلف فراهم آورد، زمینه مناسبتری برای ترمیم روابط اجتماعی و تقویت تابآوری خواهد داشت.
در این میان، احساس تعلق به سرزمین و هویت ملی میتواند یکی از منابع مهم پیوند اجتماعی باشد. تعلق به ایران تنها به معنای شناخت نامها و رویدادهای تاریخی نیست، بلکه از طریق آشنایی با زبان فارسی، ادبیات، هنر، تنوع قومی و زبانی، آداب و رسوم، میراث تاریخی و شفاهی و تجربههای مشترک مردم این سرزمین شکل میگیرد. ایران مجموعهای گسترده از فرهنگها، زبانها، سنتها و شیوههای زندگی است که در کنار تفاوتهای خود، بخشی از حافظه و هویت مشترک این سرزمین را تشکیل میدهند. شناخت این تنوع میتواند به درک عمیقتر هویت ایرانی ـ اسلامی و تقویت احترام متقابل میان گروههای اجتماعی کمک کند.
در دوران پساجنگ، بازشناسی این میراث میتواند فرصتی برای تقویت پیوند میان مردم و سرزمینشان فراهم سازد. آشنایی نسل جوان با تاریخ ایران، زندگی مردم در دورههای مختلف، آثار ادبی و هنری و تجربههای فرهنگی مناطق گوناگون، به آنها کمک میکند تا خود را بخشی از روایتی تاریخی و اجتماعی گستردهتر بدانند. این احساس تعلق زمانی پایدارتر میشود که بر شناخت، مشارکت، اعتماد و احترام متقابل استوار باشد و امکان گفتوگوی آزاد درباره تجربهها و نگرانیهای جامعه را فراهم کند.
یادگیری و ارتباط اجتماعی حول محور کتابخانه شکل میگیرد
کتابخانهها از مهمترین نهادهایی هستند که میتوانند این فرایند فرهنگی را پشتیبانی کنند. کتابخانه عمومی صرفا مکانی برای مطالعه نیست؛ بلکه فضایی عمومی است که افراد با سنین، تجربهها و پیشینههای متفاوت میتوانند در آن به دانش دسترسی پیدا کنند، با یکدیگر گفتوگو داشته باشند و در فعالیتهای فرهنگی مشترک شرکت کنند. در شرایط پساجنگ، چنین فضایی میتواند به بازسازی ارتباطات اجتماعی و ایجاد فرصتهایی برای حضور دوباره مردم در زندگی جمعی کمک کند. کتابخانه میتواند محیطی آرام، امن و در دسترس برای کودکان، نوجوانان، خانوادهها، سالمندان و افراد دارای معلولیت باشد؛ محیطی که در آن یادگیری و ارتباط اجتماعی در کنار یکدیگر قرار میگیرند.
کتابخانه؛ حافظه فرهنگی و تاریخی جامعه
یکی از مهمترین کارکردهای کتابخانه در این دوران، حفظ و بازآفرینی حافظه فرهنگی و تاریخی جامعه است. گردآوری و نگهداری کتابها، اسناد، عکسها، روایتهای شفاهی و آثار محلی به ثبت تجربههای نسلها کمک میکند. کتابخانهها میتوانند با همکاری خانوادهها، پژوهشگران، نویسندگان و نهادهای فرهنگی، روایتهای محلی و خاطرات اجتماعی را مستند کنند و در دسترس نسلهای آینده قرار دهند. این فعالیتها کمک میکنند تجربههای مردم از میان نروند و نسلهای بعد بتوانند گذشته را از طریق منابع گوناگون بشناسند.
البته حفظ حافظه جمعی نیازمند دقت، مسئولیتپذیری و توجه به تنوع تجربههاست. روایت دوران جنگ و پساجنگ نباید تنها به یک دیدگاه محدود شود؛ بلکه لازم است امکان ثبت و شناخت تجربههای متفاوت، رنجها، تلاشها، همبستگیها و دشواریهای مردم فراهم باشد. کتابخانهها با فراهم کردن دسترسی به منابع معتبر و ایجاد فرصت پژوهش، میتوانند به شکلگیری شناختی مستندتر و عمیقتر از گذشته کمک کنند. چنین رویکردی، زمینه یادگیری اجتماعی و انتقال تجربه به نسلهای آینده را تقویت میکند.
کتاب، فرصتی برای آرامش
نقش دیگر کتابخانهها، حمایت از کودکان و نوجوانان است؛ گروههایی که ممکن است در دوران جنگ و پس از آن با اضطراب، نگرانی، گسست آموزشی یا تغییرات دشوار زندگی روبهرو شده باشند. کتاب و داستان میتوانند فرصتی برای آرامش، تخیل، یادگیری و بیان احساسات فراهم کنند. برنامههای قصهخوانی، نشستهای ادبی، فعالیتهای هنری و کارگاههای گروهی نیز به کودکان امکان میدهند در محیطی حمایتگر با دیگران ارتباط برقرار کنند. البته کتابخانه جایگزین خدمات تخصصی سلامت روان نیست، اما میتواند در کنار خانواده، مدرسه و متخصصان، بخشی از محیط حمایتی مورد نیاز کودکان را فراهم سازد.
برای نوجوانان نیز کتابخانه میتواند فضایی برای کشف هویت، پرورش تفکر انتقادی و مشارکت اجتماعی باشد. مطالعه آثار ادبی و تاریخی، گفتوگو درباره مسائل اجتماعی و آشنایی با دیدگاههای مختلف، به نوجوانان کمک میکند پرسشهای خود را مطرح و اطلاعات را ارزیابی کنند و با شناخت بیشتری درباره آینده خود تصمیم بگیرند. در دوران پساجنگ، فراهم کردن چنین فرصتهایی اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا نسل جوان باید بتواند هم تجربههای گذشته را بشناسد و هم در ساختن آینده سهم داشته باشد.
اهمیت سواد اطلاعاتی در زمان بحرانها
از سوی دیگر، بحرانها معمولا با افزایش حجم اطلاعات، شایعات و برداشتهای متناقض همراه هستند. در چنین فضایی، سواد اطلاعاتی و دیجیتال اهمیت بیشتری پیدا میکند. کتابخانهها میتوانند با آموزش روشهای جستوجوی اطلاعات، ارزیابی اعتبار منابع، تشخیص اخبار نادرست و استفاده مسئولانه از رسانههای دیجیتال، توانایی افراد را برای مواجهه آگاهانه با اطلاعات افزایش دهند. این مهارتها به کاهش سردرگمی، تقویت گفتوگوی مبتنی بر شواهد و افزایش مسئولیتپذیری در فضای عمومی کمک میکنند. همچنین دسترسی به منابع دیجیتال میتواند فرصتهای یادگیری را برای افرادی که به دلیل شرایط اقتصادی، جغرافیایی یا آسیبهای ناشی از جنگ با محدودیت روبهرو هستند، گسترش دهد.
کتابخانهها در کنار نقش آموزشی و اطلاعاتی خود، میتوانند بستری برای افزایش مشارکت فرهنگی و تقویت سرمایه اجتماعی باشند. برگزاری نشستهای کتابخوانی، نمایشگاههای فرهنگی، برنامههای معرفی میراث محلی، کارگاههای ادبی و فعالیتهای مشترک خانوادهها، زمینه ارتباط میان افراد و گروههای مختلف را فراهم میکند. این برنامهها زمانی بیشترین اثر را دارند که متناسب با نیازهای واقعی جامعه طراحی شوند و امکان حضور و مشارکت گروههای مختلف را فراهم آورند. مشارکت فرهنگی، افراد را از جایگاه مخاطبان منفعل خارج میکند و به آنها فرصت میدهد تا در حفظ و بازآفرینی زندگی فرهنگی جامعه نقش داشته باشند.
برای تحقق این نقشها، کتابخانهها باید از نظر منابع، نیروی انسانی، امکانات و ارتباط با جامعه تقویت شوند. همکاری میان کتابخانههای عمومی، مدارس، دانشگاهها، خانوادهها، انجمنهای فرهنگی و نهادهای محلی میتواند دامنه فعالیتها را گسترش دهد. شناسایی نیازهای فرهنگی مناطق آسیبدیده، دسترسی به منابع مناسب، توسعه خدمات سیار و دیجیتال و توجه به کودکان، سالمندان و گروههای کمبرخوردار و افراد دارای نیازهای ویژه نیز اهمیت خاصی دارد. کتابخانهای که با نیازهای جامعه ارتباط مستمر داشته باشد، بهتر میتواند در مسیر بازسازی فرهنگی و اجتماعی نقشآفرینی کند.
زمان مناسب بازاندیشی، پساجنگ است
در نهایت، دوران پساجنگ فرصتی برای بازاندیشی در معنای همبستگی، هویت و آینده مشترک است. بازسازی فرهنگی به معنای بازگشت ساده به گذشته نیست؛ بلکه فرایندی برای شناخت تجربهها، ترمیم پیوندها، حفظ میراث ارزشمند و فراهم کردن امکان تغییر و رشد است. کتابخانهها میتوانند در این مسیر، میان حافظه تاریخی و نیازهای امروز، میان نسلهای مختلف و میان هویت ملی و تنوع فرهنگی پیوند برقرار کنند.
کتابخانه، خانه دانش و حافظه جمعی و فضایی برای شکلگیری گفتوگو و تعلق اجتماعی است. در دوران پساجنگ، اهمیت این نهاد تنها در کتابهایی نیست که نگهداری میکند، بلکه در فرصتهایی است که برای یادگیری، مشارکت، شناخت متقابل و بازسازی اعتماد فراهم میآورد. تقویت کتابخانهها میتواند بخشی از سرمایهگذاری بلندمدت بر آینده فرهنگی ایران باشد؛ آیندهای که در آن شناخت ریشهها با پذیرش تفاوتها، امید به زندگی با یادگیری از گذشته و تعلق به ایران با مشارکت مسئولانه در جامعه پیوند میخورند. جامعه پساجنگ برای بازسازی پایدار، در کنار زیرساختهای مادی، به تقویت زیرساختهای فرهنگی و اجتماعی نیز نیاز دارد؛ و کتابخانه یکی از مهمترین خانههای این بازسازی است.»