به گزارش روابط عمومی ادارهکل کتابخانههای عمومی استان خراسان رضوی، محفل ادبی «شکوه خراسان» به همت کتابخانه عمومی شهید نواب صفوی شهرستان مشهد، به مناسبت سالروز شهادت حضرت فاطمه زهرا(س)، با حضور جمعی از شاعران، ادیبان و علاقهمندان به شعر و ادب برگزار شد.
حاضران با گرامیداشت یاد و نام بانوی بزرگ اسلام، بر جایگاه والای حضرت فاطمه زهرا(س) در فرهنگ و معارف اسلامی تأکید کردند. این برنامه در فضایی آمیخته با حالوهوای سوگواری و ارادت، فرصتی برای پاسداشت مقام معنوی و سیره اخلاقی آن حضرت و بازتاب جلوههای محبت و دلدادگی به خاندان اهلبیت(ع) در زبان شعر و ادب فراهم آورد.
غلامرضا غلامپور دهسرخی/شاعر
به شبها ناله تا وقت سحر داشت
گلی که جلوه روی قمر داشت
چرا نامردمان با خود نگفتند
مگر گل طاقت دیوار و در داشت
هرگاه دلش ز غم به سر میآمد
از خانه برون به چشم تر میآمد
تا شـِکوه کـند ز دشمنانش زهرا (س)
دل خســـته به تربت پــدر میآمد
زمین هم شِکوه با افـلاک می کرد
ز غم، عالم گریبان چــاک می کرد
علی(ع) بر حال یاسش اشک می ریخت
و زهرا(س) اشک او را پاک می کرد!
به شبها ماه هم خون گریه می کرد
مسیر راه هـم خون گریه می کرد
چه رازی گفــت مولی با دلِ خـاک؟
که ازغم چاه هم خون گریه می کرد!
شب انــدوهِ مـولا بــود آن شب
سخن از هجر زهرا بود آن شب
برای دفنِ بانـوی دو عـالـم
علی(ع) تنهای تنها بود آن شب
علی مـــولای مظلــوم زمانه
کفن پوشاند زهــرا را شبانه
مبادا تا کـه طفلانش به بینند
بـه بازو جـای ضرب تازیانه
****************************
محمد حسن مطهرنیا/شاعر
آفرینش را به غیر از فاطمه کوثر نبود
در مقام بندگی از او کسی بهتر نبود
دامن محراب و سجاده شهادت میدهند
هیچ زن چون حضرت زهرا خدا باور نبود
دفتر تاریخ میباشد گواه این سخن
هیچ کس مانند او محبوبه داور نبود
هل اتی و سوره ی کوثر شهادت میدهند
فاطمه دلبسته ی دنیا و سیم و زر نبود
گر نمی شد سایه گستر ابر جود و رحمتش
بوستان آفرینش سبزوبارآورنبود
سیره ی زهرا اگر میگشت آئین بشر
این همه نامردمی و سیره منکر نبود
آن جماعت گر مطیع امر قرآن میشدند
بی کس و تنها میان فتنه ها حیدر نبود
گر نمی خوردندآنها لقمه های شبهه ناک
چشم کور و گوش آنان بر حقایق کر نبود
هیج دانی از چه شد فصل بهار گل خزان
چونکه غیراز باغبان اوراکسی یاور نبود
کینه ی بدر و احد میرفت اگر از یادشان
بر فراز نی سر گلهای پیغمبر نبود
سید راحل موسوی/شاعر
سایۀ چادر تو بر سر دنیاست که باران و بهاران داریم
از نسیم نفس توست که اینقدر گل و لاله و ریحان داریم
ما کجا و غم قدسی تو و راه سپیدی که به حق میانجامد
دستچین تو شدیم این که کمی معرفت و بهره از ایمان داریم
رازناک است جهان چون شب قدری که فرو مانده به دامان سکوت
رازش این است که ما در دل این خاک، تو را گوهر پنهان داریم
«آسمان بار امانت نتوانست کشید» آه امانت تو بُدی
تا زمین باربهدوش تو شد و در پی آن گریه فراوان داریم
فاطمیه است؛ سرآغاز غمآشامی لبتشنهترین سوگ جهان
پاک کن روح خودت را ز خودت شاعر آلوده! که مهمان داریم


برگزاری این محفل در راستای فعالیتهای فرهنگی کتابخانه عمومی شهید نواب صفوی و با هدف بهرهگیری از ظرفیت شعر و ادبیات در تبیین مفاهیم دینی و ارزشهای معنوی صورت گرفت؛ برنامهای که بر نقش اثرگذار محافل ادبی در زنده نگهداشتن مناسبتهای مذهبی و پیوند میان میراث ادبی و باورهای دینی تأکید دارد.