به گزارش روابط عمومی ادارهکل کتابخانههایعمومی استان خراسانشمالی، مریم گریوانی؛ کتابدار کتابخانه عمومی آیتالله موسویبجنوردی، خاطرهای از نشست کتابخوانی این کتابخانه را به شرح زیر روایت کرده است:
فاطمه زارع با سیب آمد؛ با سیبِ شیروان که از باغ خودشان برای نشست چیده بود.
اول جلسه، نشستمان شبیه کلاس درس شد. زارع که استاد کتابداری دانشگاه آزاد هم هست، برای اعضای نشست از کتابداری گفت؛ برای آدمهایی که کتابدار نیستند، اما کتابخواناند، کتابدوستاند و کتابخانه را دوست دارند.
از فهرستنویسی پیش از انتشار، شابک و ردهبندی دیویی کتابها گفت.
مرا برد به سالهای دور؛ به روزهایی که در دانشگاه اصفهان سر کلاس فهرستنویسی مینشستم.
بقیه هم خاطراتشان را از برگهدان کتابخانهها گفتند.
کاش برگهدانهایی را که با دستخط خودمان نوشته بودیم، نگه میداشتیم!
خانم زارع از دانشجویان علاقهمند به کتابداری یاد کرد؛ از کسانی که بعضیهایشان حالا همکار ما هستند: برادران برفهای، سارا گریانلو و زهرا اسدی
بعد، از کتابداری فاصله گرفتیم و رفتیم سراغ شانس
آیا شانس واقعیت دارد؟ آیا به آن اعتقاد دارید؟ شانس درِ خانهٔ چه کسانی را میزند؟ اصلاً چیزی به نام خوششانسی و بدشانسی وجود دارد؟
از فیلم «اثر پروانهای» گفتیم و از داستانش؛ از اینکه چطور یک اتفاق کوچک میتواند مسیر زندگی آدمها را تغییر دهد. اگر اتفاقی در گذشته جور دیگری رقم میخورد، زندگی امروزمان چه شکلی داشت؟
بعد، هرکدام خاطرهای از خوششانسی آدمها تعریف کردیم؛ از اتفاقهایی که گاهی مسیر زندگی را عوض میکنند.
و شاید بزرگترین شانس زندگی من، کتابدار شدنم باشد؛ شغلی که مرا با کتابها و آدمها پیوند داده است.

