به گزارش روابط عمومی ادارهکل کتابخانههای عمومی استان خراسان رضوی، نشست هفتگی محفل ادبی شکوه خراسان کتابخانه عمومی شهید نواب صفوی مشهد با حضور جمعی از شاعران، کارشناسان ادبی و علاقهمندان به ادبیات فارسی برگزار شد.
در ابتدای این نشست، غلامرضا غلامپور دهسرخی؛ دبیر محفل، با تأکید بر ضرورت رعایت اصول و قواعد شعری در فرایند نقد آثار، بیان کرد: نقد ادبی باید ضمن کمک به اصلاح و ارتقای کیفیت آثار، زمینه تقویت انگیزه و امید را در میان شاعران، بهویژه علاقهمندان جوان، فراهم کند.
وی همچنین بر اهمیت توجه به زبان و ویژگیهای شعری هر شاعر در فرایند نقد تأکید کرد.

در ادامه، شاعران حاضر به قرائت آثار خود پرداختند و اشعار ارائهشده از جنبههای مختلف ادبی و هنری نقد و مورد بررسی قرار گرفت.
در پایان همچنین بهمناسبت گرامیداشت مقام حضرت زینب (س) و روز پرستار، غلامرضا غلامپور دهسرخی غزلی در پاسداشت تلاشهای پرستاران سختکوش قرائت کرد.

محفل ادبی شکوه خراسان در چارچوب برنامههای فرهنگی اداره کتابخانههای عمومی شهرستان مشهد مقدس و با برگزاری نشستهای هفتگی در عصر روزهای یکشنبه، زمینه تعامل میان شاعران، تبادل دیدگاههای تخصصی و شناسایی استعدادهای نوظهور در حوزه شعر و ادبیات فارسی را فراهم میکند. این محفل با تأکید بر نقد سازنده، ارتقای دانش ادبی و حمایت از شاعران جوان، در راستای ایفای نقش فرهنگی کتابخانههای عمومی و توسعه فعالیتهای ادبی در جامعه گام برمیدارد.

غلامرضا غلامپور دهسرخی/شاعر
ایثار پرستار
ای پرستاری که عمرت وقف بیمار است و بس
سعی تو مشکل گشایی از گرفتار است و بس
چشم پوشیدن ز خویش و نیک دل بستن به غیر
این فداکاری مرامِ هر پرستار است و بست
گرچه دست خالقِ یکتاست درمان همه
همّت والای تو، امیّد بیمار است و بس
گر فرشته خوانمت، ای یاور هر خسته دل!
بر تو و نامت همین معنا سزاوار است و بس
در دلِ شبهای تار و در سکوتِ نیمه شب
دیگران در خوابِ خوش، چشم تو بیدار است و بس
میخوری خونِ دل و خدمتگزار مردمی
آگه از رنج فراوان تو بیمار است و بس
در طریقِ جانفشانی پیرو (زینب) شدی
باور روز و شب تو، عشق و ایثار است و بس
قدر ایثار تو را کس گر نمیداند چه غم؟
نزد خالق پیشه ات را اجرِ بسیار است و بس
مَحرم اسرار بیماری و مُشفق چون طبیب
سینه ات گنجینۀ پنهان اسرار است و بس
عاشقی با نام زیبای تو معنا میشود
عشق در بند وفای تو، گرفتار است و بس
روزِ میلاد پرستار قیام کربلا
افتخار و عزّت روز پرستار است و بس
شاعر: سعید علامه اصفهان
به نامِ تو ای عشق، ای روح و ایجان
که نامَت شده مایهی فخرِ دوران
به کوریِ چشمِ همه دشمنانت
تو را دوست دارم، به غیرت، به ایمان
بلندایِ تاریخ را در تو دیدم
که هستی همیشه به گیتی درخشان
اگر کوه باشی، منم خاکِ پایت
اگر رود باشی، منم موج و طغیان
بمان جاودان، ای شکوهِ دلآرا
که تنها تو هستی سرافراز دوران
و رویِ تو ای سرزمینِ شرافت
به جا مانده هر جا نشانِ شهیدان
تو را با تمامِ وجودم ستودم
که جز مهرِ تو در دلم نیست ایران
***********************
ناهید اصلانی /شاعر
دنیای تو
آنقدر بزرگ است
که جای وسیعی
برای جولان دادن شریانهای
قلبم میباشد
واز اینکه کنج قلبت را
گنجینه اسرار
من نموده ای
مواظب کلبه ی صفای
درونت باش
چون کوچه پس کوچه هایش
تنگ وتاریک است
فقط با نور چشمانت
میتوانم در انجا
راه بروم و
قدمهایم را به آرامی
داخل قلب نازت
بگذارم. که دیواره لطیفش
نشکند
وبرای همیشه ماندگار شوم
وچای عشق هنوز سرد نشده
در فنجان قلبت
بنوشم
واز گوارائیش لذت ببرم