به گزارش روابط عمومی ادارهکل کتابخانههای عمومی استان خراسان شمالی، غلامرضا قزلقانی؛ معلم بازنشسته آموزشوپرورش و از قدیمیترین اعضای کتابخانهعمومی شهیدبهشتی شهر آشخانه از توابع شهرستان سملقان، از آن دسته آدمهایی است که گذر سالها نتوانسته علاقهشان به کتاب و یادگیری را کمرنگ کند. او ۶۸ سال دارد و هنوز هم مانند سالهای نوجوانی، کتابخانه را بخشی از زندگی خود میداند؛ جایی که میتواند در میان قفسههای کتاب قدم بزند، کتابی تازه انتخاب کند و با دنیایی از فکر و تجربه همراه شود.
آشنایی قزلقانی با کتابخانه به حدود پنج دهه پیش بازمیگردد؛ زمانی که کتابخانه آشخانه با نام «کتابخانه فرهنگ روستایی» در یکی از خانههای قدیمی شهر فعالیت میکرد. او آن روزها دانشآموز بود و در سالهای تحصیل، بهویژه دوران کلاس نهم و دهم، برای امانت گرفتن کتاب به کتابخانه مراجعه میکرد. کتابخانه آن زمان، برخلاف فضای گسترده و امکانات امروزی، محیطی ساده با تعداد محدودی کتاب بود؛ اما همین فضای کوچک، دریچهای به دنیای مطالعه برای نوجوانان شهر باز میکرد.
او از روزهایی یاد میکند که کتابخانه در بخشی از یک خانه قدیمی قرار داشت و مسئول آن، با خوشرویی و مهربانی با مراجعهکنندگان برخورد میکرد. به یاد دارد که بخشی از فضای خانه به کتابخانه و بخشی دیگر به فعالیتهای کودکستان اختصاص داشت. شاید آن روزها امکانات چندانی در اختیار کتابخانه نبود، اما برخورد صمیمانه مسئول وقت کتابخانه و فرصت دسترسی به کتاب، خاطرهای ماندگار در ذهن او به جا گذاشت.
قزلقانی در کنار خاطرات کتابخانه آشخانه، از دوران تحصیل در بجنورد و عضویت در کتابخانه عمومی آن شهر نیز یاد میکند؛ تجربهای که در سالهای نوجوانی و تا زمان گرفتن دیپلم ادامه داشت. برای او، کتابخانه تنها محلی برای امانت گرفتن کتاب نبود؛ فرصتی بود برای آشنایی با موضوعات تازه و پاسخ دادن به کنجکاویهایی که در ذهن یک دانشآموز شکل میگرفت.
او در آن سالها به کتابهای مرتبط با کشاورزی و مجلات این حوزه نیز علاقه داشت. به گفته خودش، منابع کتابخانه در گذشته محدود بود و بخشی از کتابها به موضوعات دینی و مذهبی اختصاص داشت؛ با این حال، همین مجموعه کوچک هم میتوانست زمینهساز علاقهمندی و یادگیری باشد. قزلقانی امروز با مقایسه آن روزها و وضعیت کنونی کتابخانه، از افزایش تعداد کتابها، تنوع موضوعات و فراهم شدن منابع آموزشی و کمکدرسی سخن میگوید؛ تغییری که دسترسی علاقهمندان به کتاب و اطلاعات را آسانتر کرده است.
این معلم بازنشسته هنوز هم به رسم سالهای دور، ماهی یکبار به کتابخانه شهید بهشتی آشخانه مراجعه میکند و هر بار پنج کتاب به امانت میگیرد. علاقه او در سالهای اخیر بیشتر به دو حوزه عرفان و دفاع مقدس معطوف شده است؛ دو موضوع که هر کدام از زاویهای متفاوت، انسان را با معنای زندگی، انتخابهای اخلاقی، شناخت خویشتن، ایثار و فداکاری آشنا میکنند.
در میان آثار عرفانی، کتاب «اسرارالتوحید» درباره زندگی، اندیشهها و سخنان ابوسعید ابوالخیر از کتابهایی است که توجه او را به خود جلب کرده است. علاقه به چنین آثاری نشان میدهد که برای قزلقانی، مطالعه صرفاً گذراندن اوقات فراغت نیست؛ او کتاب را فرصتی برای عمیقتر اندیشیدن، شناخت بهتر انسان و افزایش آگاهی میداند. در کنار آن، مطالعه کتابهای دفاع مقدس نیز امکان آشنایی بیشتر با تجربهها، ارزشها و روایتهای انسانی آن دوران را برایش فراهم میکند.
اما جذابترین بخش این روایت، پیوندی است که میان سالهای معلمی او و زندگی امروز کتابخانه شکل گرفته است. قزلقانی سالها در آموزشوپرورش به تدریس پرداخته و با دانشآموزان بسیاری سروکار داشته است. حالا دو نفر از کتابداران فعلی کتابخانه شهید بهشتی آشخانه از شاگردان سابق او هستند؛ شاگردانی که امروز خود در محیط کتابخانه فعالیت میکنند و در مسیر دسترسی مردم به کتاب و ترویج فرهنگ مطالعه نقش دارند.
این اتفاق، معنای دیگری به حضور مستمر او در کتابخانه میدهد. معلمی که روزگاری در کلاس درس به دانشآموزان آموزش میداد، امروز در همان شهر و در فضای کتابخانه با شاگردان سابقش روبهرو میشود؛ این بار نه در جایگاه معلم و دانشآموز، بلکه در فضایی که کتاب، دانایی و یادگیری محور ارتباط آنهاست. چنین پیوندی، بخشی از تأثیر ماندگار آموزش و فرهنگ کتابخوانی در زندگی افراد را به تصویر میکشد.
داستان غلامرضا قزلقانی، روایت یک عضو قدیمی با سابقهای طولانی نیست؛ روایت مردی است که با وجود پایان سالهای خدمت، همچنان برای آموختن وقت میگذارد و رابطهاش با کتاب را حفظ کرده است. او در گذر سالها، تغییر شکل و امکانات کتابخانه را دیده، از نوجوانی کتاب به امانت گرفته و امروز نیز همان مسیر را ادامه میدهد تا ثابت کند علاقه به کتاب با پایان دوران تحصیل پایان نمیپذیرد.

