پنجشنبه ۲۳ مهر ۱۴۰۵ - ۱۰:۱۲

تجربه کتابداری در جنگ/ مرکزی؛

مشاوره فردی و آموزش همگانی در کتابخانه، راه برون‌رفت از فشار روانی متأثر از جنگ

کتابداری در جنگ مرکزی

مسئول سابق کتابخانه عمومی شهدای سنجان به واسطه حوادث منطقه خدمتی خود و اضطراب اعضای کودک و نوجوان و خانواده‌هایشان، سلسله جلسات مشاوره فردی و آموزشی را در کتابخانه برگزار کرد و معتقد است تاثیر شگرفی در افزایش امیدواری و آرامش روانی اعضاء داشته است.

به گزارش اداره‌کل روابط‌ عمومی و امور بین‌الملل نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور، جنگ، واژه تلخ و سیاهی است که با شیرینی و روشنی کتاب و کتابخوانی در تضاد است و این یعنی آبی که آتش این روزهای ما را خاموش می‌کند، حفظ فرهنگ کتاب خواهد بود که با بازماندن کتابخانه و تداوم کتابخوانی میسر می‌شود و هر دو به همت کتابدار جامه عمل می‌پوشد. ایرانِ عزیزِ ما، در سال ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵ درگیر دو مقطع جنگ تحمیلی از سوی دشمن آمریکایی_صهیونیستی شد که در پی آن، به بسیاری از شهرها حمله شد و روح و روان هموطنان تحت تاثیر فشار ناشی از شدت این بحران قرار گرفت که در نتیجه، کتاب و کتابخانه بدل به پناهگاه امن آنها شد. اکنون به سراغ کتابداران فعال و موثر در استان‌های مختلف کشور رفتیم که هر یک ترکیب تجربه، تخصص و خلاقیت را همراه کار خود کرده‌اند تا از تجربه مدیریت جامعه اعضای کتابخانه خود در دو جنگ دوازده روزه و رمضان برای ما بگویند تا آن‌ها را به‌عنوان افتخاری دیگر برای نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور ثبت و ضبط کنیم؛ با این امید که دیگر هیچگاه شاهد چنین تجربه‌ای در این شکل و ابعاد نباشیم.

استان مرکزی، سرزمین دانشمندپرور ایران است که در طول تاریخ به‌خاطر موقعیت خاص جغرافیایی و فرهنگی‌اش همواره مورد توجه بوده است و امروز هم بخاطر وجود یکی از نمادهای علم و فناوری کشور در خنداب اراک، نامش بیشتر شنیده می‌شود. مرضیه بخشنده، مسئول کنونی کتابخانه عمومی امام خمینی(ره) کرهرود اراک که در زمان وقوع دو جنگ اخیر، مسئولیت کتابخانه عمومی شهدای سِنِجان اراک را بر عهده داشته است، از سال ۱۳۹۵ در نهاد جذب شده که ۷ سال آن را تا مردادماه امسال، به مردم سنجان، در کتابخانه شهدای این دیار خدمت کرده است. او با نهایت تواضع، سنگ بزرگ را با افتخار برداشت و همواره سعی داشته تا در مناطق کم‌برخوردار حاشیه شهرها، موثرترین اقدامات عملی برای آموزش زندگی و ترویج کتاب را اجرا کند. مصاحبه ما با این کتابدار را از دست ندهید؛

وی در فتح‌باب گفت‌وگو با اشاره به اینکه از ابتدا اشتعال در نهاد، بنا به درخواست خودش خدمت در کتابخانه‌های حومه شهرها را انتخاب کرده است، گفت: کتابخانه شهدای سنجان در ۵ کیلومتری اراک واقع است و بافت اطراف کتابخانه کاملا بومی و محلی است و سکنه اصیل منطقه محدود هستند و مابقی به شهر مهاجرت کردند. در هنگام وقوع جنگ دوازده روزه، مقاطع ابتدایی و متوسطه اول تعطیل شده بود و فقط متوسطه دوم و کنکوری‌ها همچنان مشغول امتحانات بودند. از ابتدا هیچ کس نمی‌دانست جنگ چقدر قرار است طول بکشد و همین تصور، ترس و وحشت خودش را دارد. من چون دوران کودکی‌ام را در طول هشت‌سال دفاع مقدس گذرانده‌ام، با وجود کودک بودنم ولی یادم مانده که چقدر به ما استرس و ترس غالب شده بود. اعتقاد شخصی من این است که کتابدار در هر منطقه‌ای که می‌رود فارغ از زاویه دید و اعتقاد آن افراد، باید نیاز مخاطبش را بسنجد و اگر چنین بشود من می‌توانم بگویم کتابدار موفقی هستم. شهرستان اراک در جنگ دوازده روزه به خاطر موقعیت جغرافیایی‌اش، در روزهای اول حال و هوای جنگ نداشت ولی من وقتی دیدم که استرس به بچه‌های کنکوری زیاد است، طبق عادتمان از قبل با معلمان و مربیان خوبی که ارتباط داشتیم صحبت کردیم تا به بچه‌ها کمک کنند تا هم دغدغه خانواده‌ها و هم از بار استرس بچه‌ها کم کنیم. قبول کردند و ما به صورت فردی کلاس گذاشتیم و معلمان دروسی که بچه‌ها مشکل داشتند را با آنها کار کردند. وقتی دیدم استرس از بچه‌ها برداشته شد، ذیل برنامه هفتگی کتابخانه تحت عنوان «دوشنبه‌های آگاهی»، با دکتر زهرا علی‌آبادی؛ استاد مشاوره و روانشناسی که با ما سالها همکاری داشتند صحبت کردیم تا مشاوره‌های فردی انجام دهند و ایشان به صورت رایگان قبول زحمت کرد. اطلاع‌رسانی کردیم و خیلی استقبال شد و مشخص شد که میزان اضطراب‌ها بالا بوده است. در کنارش، کارشناس مذهبی داشتیم که کار مشاوره نوجوان هم انجام می‌دادند و در کار مشاوره فردی کمک کردند. یک کارگاه آموزشی با موضوع «تاب‌آوری در شرایط بحرانی» برگزار کردیم که حضور مادران را در جلسه، ویژه درنظر گرفتیم چون مشاور کتابخانه معتقد بود، اگر مادر خانواده آرام باشد، تمام خانواده را می‌تواند آرام کند. یک کارگاه آموزشی تاب‌آوری اجتماعی هم داشتیم و صوت جلسه را هم به صورت گسترده منتشر کردیم.

مشاوره فردی و آموزش همگانی در کتابخانه، راه برون‌رفت از فشار روانی متأثر از جنگ

وی افزود: معتقدم که کتابخانه‌ها در سال‌های اخیر از حالت میز امانت صرف خارج شده و به پایگاه‌های فرهنگی، اجتماعی و آموزشی تبدیل شده‌اند. کتابخانه شهدای سنجان، تنها پایگاه فرهنگی مردم منطقه است و در این سالها، مردم آن‌قدر به ما اعتماد داشتند که مطمئن بودند هنگام مراجعه به کتابخانه مشکلشان حل می‌شود. بعد از جنگ سعی کردیم کلاس‌ها به روال عادی برگردد تا اینکه اسفندماه جنگ رمضان شروع شد که تا مدت‌ها اثرات منفی آن برای مردم منطقه ما وجود داشت؛ چون کارخانه‌ای که پدر یا اقوام بسیاری از کودکان و نوجوانان عضو کتابخانه در آنجا کار می‌کردند، در جریان جنگ بمباران شد و قشر بسیار زیادی بیکار شدند و استرس زیادی بر بچه‌ها غالب شد. هر چند یکی دوماه بعد کارخانه احیا شد اما در آن مقطع من استرس را در بچه‌ها می دیدم. ما دو سال به صورت پیوسته، کلاس شاهنامه‌خوانی در کتابخانه داریم که بچه‌ها از صفر شروع کرده بودند تا اینکه به مرحله آموزش نقالی و پرده‌خوانی رسیدند. وقتی شرایط را دیدم، گفتم می‌خواهیم کلیپی را درباره ایران ضبط کنیم و خواستم تا مشارکت کنند. احساس می‌کنم بعد از این اتفاق خیلی حال بچه‌ها خوب شد. شاید نزدیک یک هفته طول کشید تا کلیپ را آماده کنیم و انتشار دهیم. دلیل این کار هم این بود که به کودکان و نوجوانانمان یادآوری کنیم، درست است شرایط جنگ خوب نیست ولی یادمان نرود که کشور ما ایران مهم است و نباید بگذاریم افکار منفی روی ما اثر بگذارد و باید هرطور هست از خاک کشورمان حفاظت کنیم. این کلیپ خیلی بازتاب خوبی داشت؛ حس می‌کردم بچه‌ها با غرور و با تمام وجود سرود را می‌خوانند. احساس می‌کنم در مواقعی که کشورم در شرایط بحرانی قرار دارد، با توجه به اینکه خودم هم فرزندی در این گروه سنی دارم، وظیفه‌ام به‌عنوان مادر و کتابدار بسیار سنگین است؛ حتی نسبت به کسی که هفت سال در فرهنگ منطقه عجین شده، وظیفه دارم که حداقل آرامش را به اعضای کتابخانه خودم برگردانم. در مجموع، تجربه تلخی بود و عزیزانی را از دست دادیم ولی بچه‌ها یاد گرفتند که در هر شرایطی باید پای کشورشان بایستند.

مرضیه بخشنده با بیان اینکه اراک و استان مرکزی نزدیک تهران هستند و همزمانی جنگ‌ رمضان با ایام نوروز موجب شد تا مهاجرینی به این منطقه کوچ کنند، اضافه کرد: بسیاری از اقوام ساکنین سنجان، در تهران بودند و عضو ما که به کتابخانه می‌آمد مهمانش را هم با خود می‌آورد. ما برای مهمانان شرایط عضویت را توصیح می دادیم؛ بعضی‌ها در تهران عضو بودند و می‌آمدند و کتاب امانت می‌گرفتند، بعضی‌ها را هم خودمان عضو می کردیم. حتی بچه‌های بومی به شوخی به مهمانان تأکید می‌کردند که اینجا برای ماست! اگر شما هفت سال در یک منطقه بومی کار کنید، با فرهنگ آنجا عجین می‌شوید و این هم متقابلا برای من همراه با احساس تعلق‌خاطر به کتابخانه و اعضایش بود. مهمانان استرس داشتند که آیا ما می‌توانیم برگردیم یا نه؟ اگر برگردیم آیا خانه‌ای داریم یا نه؟ ما هم توصیح می‌دادیم که کودکی ما در هشت سال دفاع مقدس و نوجوانی ما هم در دوران بازسازی گذشت ولی مهم این است که باید غیرت نسبت به خاک کشورمان داشته باشیم و نباید بگذاریم حرفی یا شرایط خاصی آن را از ما بگیرد و عقب‌نشینی کنیم. با حضور مهمانان، جلسه‌ای را گذاشتیم و یکی از اساتید شهر اراک آموزش داد که در این شرایط چگونه درس بخوانید و تمرکز داشته باشید و راه مطالعه باید چگونه باشد و چگونه با این شیوه استرس خانواده را کاهش دهید. از این جلسه خیلی استقبال شد و احساس می‌کنم برای مهمانان خاطره خوشی از شهر اراک و سنجان باقی ماند.

مشاوره فردی و آموزش همگانی در کتابخانه، راه برون‌رفت از فشار روانی متأثر از جنگ

مسئول سابق کتابخانه شهدای سنجان اراک ادامه داد: دو سال پیش گروه کتابخانه را در ایتا تشکیل دادیم و در بله هم کانال اطلاع‌رسانی تشکیل دادیم تا در مواقعی خاص مثل جنگ، بتوانیم اعضا را آگاه کنیم. خود من و جمعی از کتابداران بسیار به مرورنویسی کتاب علاقه داریم و سعی داریم خلاصه و چکیده کتاب‌ها را در اختیار مخاطبین قرار دهیم تا اگر فرصت خواندن تمام کتاب را ندارند، بخوانند و اگر تمایل داشتند از کتابخانه کتاب را تهیه کنند. در دوران جنگ رمضان، من مرورنویسی‌ها را در کانال می‌گذاشتم و تجربه خیلی خوبی بود. خیلی از اعضای ما خصوصا آقایان که در حالت معمول می‌گفتند فرصت مطالعه کتاب یا مراجعه به کتابخانه را ندارند، استقبال می‌کردند و می‌گفتند کار ما با این مرورنویسی‌ها راحت شده است و کتابی که می‌خواستیم را پیدا می‌کنیم تا امانت می‌گیریم. در تجمعات شبانه هم، هر شب یکی دو تا از همکاران به تجمعات می‌رفتند و خدمت‌رسانی می‌کردند و من هم به همین ترتیب حضور داشتم. معتقد بودم حضور منِ کتابدار به تنهایی فایده ندارد و شرایط کشور به نحوی است که باید حضور من، یک بارِ آموزشی داشته باشد و یک حرکتی انجام دهم که ثمر داشته باشد؛ به همین‌خاطر به همراه مشاور کتابخانه به تجمعات می‌رفتم و خیلی از مردم تازه آنجا متوجه می‌شدند که کتابخانه هم مشاور خانم دارد. آنجا حس کردم شاید یک کمک کوچکی به اعضای کتابخانه‌ها کردم. منطقه سنجان بیش از اراک به خنداب و سایت آب سنگین نزدیک است و بعد از بمباران آنجا در جریان جنگ دوازده روزه، بچه‌ها به شدت ناراحت شدند. من خودم هیچ وقت فکر نمی‌کردم که نوجوانان ما تا این حد از این موضوع شناخت داشته باشند. نکته‌ای که خیلی برای من جالب بود، ابراز تاسف نوجوانان و افراد تحصیل کرده شهر از شهادت دانشمندان ما بود و می‌گفتند این جنگ غیر از آسیب‌هایی که به صنعت هسته‌ای ما وارد کرد، دانشمندانی که هیچ وقت مانند آنها نخواهد آمد را از ما گرفت. نوجوانان می‌گفتند ما چند سال دیگر می‌توانیم یک کسی مثل این دانشمندان را داشته باشیم؟ یک بازتاب جالب دیگر هم این بود که همه جوانان و نوجوانان به این باور رسیده بودند که کشور را دوباره می‌سازیم و به آینده کاملا امیدوار بودند.

وی در پایان یادآور شد: این دو جنگ به منِ کتابدار ثابت کرد که کتابخانه فقط محل امانت کتاب نیست بلکه یک پایگاهی برای روحیه‌دادن، آموزش و فعالیت فرهنگی است و در مجموع ما ارگانی هستیم که به مخاطبمان یاد می‌دهیم که تا جایی که می‌توانیم باید پای وطنمان ایستادگی کنیم.