چهارشنبه ۸ مهر ۱۴۰۵ - ۱۰:۵۸

وقتی قلم‌نی و کتاب به هم گره می‌خورند؛

روایتی از کتابدار هنرمند اسفراینی که با کوله کتاب به قلب روستاها سفر می‌کند

خراسان شمالی - کراپ‌شده

در میان قفسه‌های کتابخانه‌عمومی شیخ شکرانی در روستای زرق‌آباد شهرستان اسفراین، محیطی فراتر از یک فضای اداری معمول شکل گرفته است؛ فضایی که در آن هنر خوشنویسی و عشق به مطالعه، دست در دست هم داده‌اند تا دریچه‌ای نو به سوی دانایی بگشایند. کتابدار خلاق این کتابخانه با بهره‌گیری از هنر خود و اجرای طرح کوله کتاب، توانسته است پیوندی ناگسستنی میان اهالی روستا و یار مهربان برقرار کند.

به گزارش روابط‌ عمومی اداره‌کل کتابخانه‌های عمومی استان خراسان‌ شمالی، کتابداری تنها شغل میان قفسه‌ها نیست، بلکه فرصتی برای خلق معناست؛ این جمله، توصیف‌گر حال و هوای کتابخانه عمومی شیخ شکرانی در روستای زرق‌آباد شهرستان اسفراین است. کتابدار این مجموعه که خود هنرمندی چیره‌دست در رشته خوشنویسی است، با تلفیق هنر و کتاب، فضایی پویا و پرشور برای اعضا فراهم آورده است.

خوشنویسی؛ میراثی که با کتاب گره خورد

این کتابدار که سال‌ها به عنوان مربی خوشنویسی فعالیت داشته، درباره پیوند این دو عشق می‌گوید: خوشنویسی خیلی قبل‌تر از کتابداری وارد زندگی من شد. آن‌قدر با قلم و مرکب زندگی کرده‌ام که این هنر بخشی از وجود من شده است. بعدها که وارد کتابداری شدم، احساس کردم این دو علاقه قدیمی به هم رسیده‌اند. کتابداری وظیفه من است و خوشنویسی عشق من؛ و امروز کتابخانه برای من جایی است که کلمه هم خوانده می‌شود و هم با خط زیبا به آن معنای مضاعفی بخشیده می‌شود.

او با اشاره به تأثیر خوشنویسی بر افزایش صبر و تمرکز، افزود: خوشنویسی به من آموخت برای رسیدن به زیبایی باید صبور بود. همین صبوری و آرامش، ابزاری است که با آن کودکان را جذب می‌کنم. برای آن‌ها بسیار شیرین است که می‌بینند کتابدارشان نه تنها با کتاب، بلکه با هنر «زیبا نوشتن» نیز سر و کار دارد.

کوله کتاب؛ طرحی که سنگ را به لبخند تبدیل کرد

از مهم‌ترین اقدامات این کتابدار خلاق، راه‌اندازی طرح کوله کتاب است. او درباره شکل‌گیری این ایده می‌گوید: هر وقت کتابخانه خلوت می‌شد، از خودم می‌پرسیدم چرا منتظر بمانم تا آن‌ها به کتابخانه بیایند؟ چرا خودم یک قدم به سمتشان برندارم؟ کوله کتاب همین قدم اول بود.

در این طرح، کتابدار با انتخاب کتاب‌های متنوع، به میان مردم و حتی مناطق محروم می‌رود و با یادداشتی در هر کتاب، از مخاطب می‌خواهد زیباترین نکته دریافتی خود را بنویسد.

او از خاطره‌ای تأثیرگذار از پسربچه‌ای به نام پارسا می‌گوید: اوایل، پارسا با کتاب و کتابخانه غریبه بود و حتی وقتی با کوله‌های کتاب از کوچه رد می‌شدیم، برایمان سنگ می‌انداخت. یک روز با یک ماشین اسباب‌بازی و یک کتاب کودک به سراغش رفتیم و گفتیم ما را سوار کن تا کتاب‌ها را ببریم. برقی در چشمانش افتاد و لبخند زد. فردای آن روز پارسا بدون سنگ و با لبخندی مهربان جلوی کتابخانه منتظر ما بود. او امروز یکی از اعضای ثابت کتابخانه است.

هنر؛ پلی برای جذب مخاطب

این کتابدار در کنار فعالیت‌های ترویجی، هفته‌ای دو جلسه کارگاه خوشنویسی (خط تحریری و نستعلیق) برگزار می‌کند. استمرار این کارگاه‌ها سبب شده اعضای کتابخانه در مسابقات متعددی در سطوح کتابخانه‌ای، شهرستانی، استانی و کشوری صاحب مقام شوند. او معتقد است هنر زیبا نوشتن، عجول بودن را از نسل امروز می‌گیرد و در مقابل، آرامش و صبوری را به آن‌ها هدیه می‌دهد.

رویایی برای فردای کتابخانه

او در تشریح بزرگ‌ترین رویای خود می‌گوید: دوست دارم کتابخانه‌ای استاندارد و زیبا با حیاطی پر از گل و درخت داشته باشم؛ فضایی شاد که برای هر سنی، از کودکان تا کشاورزان و ورزش‌دوستان، حرفی برای گفتن داشته باشد. می‌خواهم این کتابخانه به یک مرکز فرهنگی و هنری پویا تبدیل شود، جایی که صدای خنده و یادگیری بچه‌ها در آن بپیچد؛ چرا که فکر می‌کنم تا وقتی کتابخانه‌ای زنده است، من هم هیچ‌وقت پیر نمی‌شوم.

پیامی به همکاران

این کتابدار هنرمند در پایان خطاب به همکاران خود در سراسر کشور که شاید درگیر محدودیت‌های امکانات هستند، می‌گوید: خلاقیت، معجزه می‌کند. برای نوآوری لزوماً نیاز به بودجه‌های کلان نیست؛ گاهی یک کوله کتاب، یک قلم‌نی و یک نگاه محبت‌آمیز به یک کودک، می‌تواند مسیر زندگی یک انسان را به سمت دانایی تغییر دهد. عشق، موتور محرکه ماست.

این گزارش با تأکید بر استمرار فعالیت‌های ترویجی و هنری در کتابخانه شیخ شکرانی به پایان می‌رسد؛ کتابخانه‌ای که با دستان هنرمند کتابدارش، به کانونی گرم برای رشد و شکوفایی نسل آینده تبدیل شده است.