به گزارش روابط عمومی ادارهکل کتابخانههای عمومی استان آذربایجان شرقی، عاطفه اسدی؛ مسئول کتابخانه شهید مهدی باکری ملکان، بهمناسبت هفته دفاع مقدس کتاب «جشن حنابندان» را مرورنویسی کرده است.
کتاب «جشن حنابندان» نوشته محمدحسین قدمی، از آثار شناختهشده ادبیات دفاع مقدس است که در قالب دو گزارش، بخشی از تجربه رزمندگان لشکر ۲۷ محمد رسولالله (ص) را در دو مقطع از جنگ ایران و عراق روایت میکند. گزارش نخست به عملیات کربلای ۵ و گزارش دوم به عملیات بیتالمقدس ۴ اختصاص دارد. گزارش دوم به سفارش شهید سید مرتضی آوینی و برای مجموعه «روایت فتح» نوشته شده است.
مشخصات اثر
عنوان: جشن حنابندان
نویسنده: محمدحسین قدمی
ناشر: انتشارات سوره مهر
موضوع: دفاع مقدس، گزارشنویسی جنگ، خاطرات رزمندگان
تعداد صفحات: ۴۱۵ صفحه
مدت زمان مطالعه: ۱۰ ساعت
مقدمه
در ادبیات دفاع مقدس، شیوه روایت اهمیت بسیاری دارد؛ زیرا جنگ را میتوان از منظرهای گوناگون ثبت کرد: تاریخنگاری، خاطرهنگاری، مصاحبه، روایت ادبی و گزارش. «جشن حنابندان» در این میان، بیش از هر چیز بر گزارشنویسی تکیه دارد و همین انتخاب، یکی از مهمترین وجوه تمایز آن است.
محمدحسین قدمی در این اثر، تنها به بازگویی نتیجه عملیاتها یا ثبت خاطرات پراکنده رزمندگان بسنده نمیکند؛ بلکه مخاطب را با بخشی از مسیر منتهی به میدان نبرد همراه میسازد: از ثبتنام و اعزام و آموزش گرفته تا زندگی در پادگان و اردوگاه، انتظار برای عملیات و سرانجام حضور در منطقه عملیاتی.
به همین دلیل، «جشن حنابندان» را نمیتوان صرفاً کتابی درباره چند عملیات نظامی دانست. اهمیت آن در این است که زندگی انسانها در متن جنگ را نیز ثبت میکند؛ زندگیای که در کنار لحظههای حماسی، از شوخی، انتظار، اضطراب، نامه، دوستی و گفتوگو نیز تشکیل شده است.
خلاصه و معرفی محتوای کتاب
کتاب از دو گزارش تشکیل شده است که در دو مقطع زمانی و در دو جغرافیای متفاوت جنگ شکل گرفتهاند.
گزارش نخست مربوط به وقایع ۱۰ آذر ۱۳۶۵ تا ۹ بهمن ۱۳۶۵ است و در ارتباط با عملیات کربلای ۵ شکل گرفته است. در این بخش، نویسنده مراحل ثبتنام و اعزام نیروها، آمادهشدن و آموزش در پادگان، آشنایی با رزمندگان، زندگی در اردوگاه و انتظار برای حضور در خط مقدم را ثبت میکند. در کنار این وقایع، نامههای کودکان دبستانی به رزمندگان، گفتوگوها، شوخیها و ویژگیهای اخلاقی و روحی آنان نیز در متن حضور دارند.
گزارش دوم از یکم آذر ۱۳۶۶ تا ۱۳ فروردین ۱۳۶۷ را دربرمیگیرد و به عملیات بیتالمقدس ۴ و مناطق غربی کشور و بخشی از خاک عراق مربوط است. این گزارش به سفارش شهید سیدمرتضی آوینی برای مجموعه «روایت فتح» نوشته شده و حوادثی از جمله وقایع مرتبط با حلبچه نیز در آن بازتاب یافته است.
در مجموع، دو گزارش کتاب، مخاطب را از فضای پیش از عملیات تا متن و پیامدهای حضور در جبهه دنبال میکنند و تصویری از مناسبات انسانی رزمندگان در کنار رخدادهای جنگ ارائه میدهند.
تقریظ رهبر انقلاب
«جشن حنابندان» از جمله آثار دفاع مقدس است که رهبر انقلاب بر آن تقریظ نوشتهاند. تقریظ ایشان از این جهت اهمیت دارد که تنها به ستایش کلی کتاب محدود نمیشود، بلکه به کیفیت روایت و ویژگیهای گزارشنویسی اثر نیز توجه میکند.
رهبر انقلاب در آغاز تقریظ، از تجربه خواندن کتاب با تعابیری چون «فضائی عطرآگین و مصفا» یاد کرده و از عشق، اندیشه و ذوق جاری در قلم نویسنده سخن گفتهاند. در ادامه نیز به ویژگی گزارشنویسی اشاره میکنند و آن را شیوهای دقیق برای انتقال یک حادثه از محل وقوع به مخاطبی در فاصلهای دور میدانند؛ شیوهای که در آن گزارشگر با اتکا به جزئیات، میکوشد تصویری کامل از حادثه در قالب کلمات ارائه کند.
اهمیت این بخش از تقریظ در آن است که به یکی از عناصر اساسی کتاب، یعنی جزئیاتپردازی در خدمت بازسازی تجربه، توجه میکند. در واقع، ویژگیای که در تقریظ برجسته شده، با ساختار خود کتاب نیز ارتباط مستقیم دارد: نویسنده برای انتقال فضای جبهه، فقط به بیان اتفاقات بزرگ اکتفا نمیکند، بلکه جزئیات زندگی و روابط رزمندگان را نیز وارد روایت میکند.
تحلیل ساختاری و بررسی کتاب
اگر بخواهیم مهمترین ویژگی «جشن حنابندان» را مشخص کنیم، باید پیش از هر چیز به قالب آن توجه کنیم. کتاب بر پایه گزارش شکل گرفته است؛ بنابراین نباید انتظار داشت مانند یک خاطرهنگاری کلاسیک، تمام روایت حول زندگی و ذهنیات یک شخصیت واحد سازمان پیدا کند.
در خاطرهنگاری، معمولاً حافظه و تجربه شخصی راوی نقش اصلی را دارد؛ اما در گزارش، مشاهده و ثبت رویداد اهمیت بیشتری پیدا میکند. گزارشگر میکوشد آنچه را در برابر خود میبیند، با جزئیات لازم ثبت کند و به مخاطبی که در محل حادثه حضور نداشته، منتقل سازد. این تفاوت، در خواندن «جشن حنابندان» بسیار مهم است. نویسنده تنها به خاطرات شخصی خود محدود نمیماند، بلکه از خلال مشاهده و ثبت خاطرات و رفتارهای رزمندگان، تصویری جمعی از فضای جبهه میسازد. همین ویژگی، کتاب را از یک خاطرهنگاری صرف جدا میکند.
همچنین جزئیات؛ مهم ترین ابزار ساختن جهان این کتاب است. صف ثبتنام، پادگان، اردوگاه، نامههای کودکان، گفتوگوها، شوخیهای رزمندگان و لحظههای انتظار برای اعزام، در نگاه نخست ممکن است وقایعی فرعی به نظر برسند؛ اما کنار هم قرار گرفتن همین عناصر است که فضای جبهه را برای مخاطب بازسازی میکند.
از همین منظر، تأکید تقریظ رهبر انقلاب بر نقش جزئیات در گزارشنویسی، با یکی از مهمترین ویژگیهای ساختاری کتاب پیوند مییابد.
یکی دیگر از امتیازات «جشن حنابندان» این است که رزمندگان را تنها در مقام نیروهای حاضر در عملیات نشان نمیدهد. آنان پیش از آنکه وارد میدان نبرد شوند، انسانهایی با روابط، علایق، شوخیها، نگرانیها و عواطف هستند. کتاب به همین لایههای انسانی توجه دارد و به همین دلیل، مخاطب با چهرهای انسانیتر از فضای جبهه مواجه میشود. در اینجا، اهمیت نامههای کودکان نیز روشن میشود. چنین جزئیاتی، روایت را از سطح گزارش نظامی فراتر میبرند و نشان میدهند که جبهه چگونه با جامعه بیرون از خود ارتباط داشته است. همچنین ریتم کتاب با انباشت توضیحات کند نمیشود و مخاطب از یک موقعیت به موقعیت دیگر حرکت میکند. این شیوه، بهویژه برای موضوعی که با تعداد زیادی شخصیت و رویداد سروکار دارد، به حفظ پیوستگی و خوانایی اثر کمک میکند.
از سوی دیگر؛ قرار گرفتن دو گزارش در کنار یکدیگر، امکان مقایسه دو مقطع از جنگ را نیز برای خواننده فراهم میکند. گزارش نخست در فضای جنوب و در ارتباط با عملیات کربلای ۵ شکل گرفته و گزارش دوم به غرب کشور و عملیات بیتالمقدس ۴ مربوط است.
این تفاوت جغرافیایی صرفاً تغییر مکان نیست؛ هر منطقه، شرایط طبیعی، فضای عملیاتی و تجربه متفاوتی را پیش روی رزمندگان قرار میدهد. بنابراین ساختار دوگانه کتاب، به آن امکان میدهد تجربه جنگ را در یک فضای واحد و یکنواخت محدود نکند.
کاربرد در ترویج خواندن و توسعه سواد تاریخی
«جشن حنابندان» برای خوانندهای که میخواهد ادبیات دفاع مقدس را از مسیر گزارش و روایت مستند دنبال کند، کتابی قابل توجه است. نقطه قوت آن برای مخاطب عمومی، زبان ساده و روایتهای کوتاه و پیوستهای است که ورود به فضای کتاب را دشوار نمیکند. از سوی دیگر، برای خوانندهای که پیشتر آثار خاطرهمحور دفاع مقدس را مطالعه کرده است، کتاب فرصت مناسبی برای آشنایی با گونه گزارشنویسی جنگ فراهم میکند؛ گونهای که در آن، جزئیات زندگی روزمره و مشاهده مستقیم، نقش مهمی در انتقال تجربه دارند.
خواندن این اثر در کنار کتابهایی با ساختار متفاوت، میتواند نگاه خواننده را به تنوع ادبیات دفاع مقدس گستردهتر کند و نشان دهد که ثبت جنگ تنها از طریق خاطرهگویی یک فرد یا تاریخنگاری عملیاتها صورت نگرفته است.
مقایسه همرده و جایگاه در ادبیات دفاع مقدس
«جشن حنابندان» را میتوان در کنار آثار مهم خاطره و مستندنگاری دفاع مقدس خواند، اما برای شناخت جایگاه آن باید به تفاوت گونهها توجه داشت.
برای نمونه، «بابانظر» بیشتر بر زندگی و خاطرات یک شخصیت نظامی و تجربههای او استوار است؛ بنابراین شخصیتمحوری در آن برجستهتر است. در مقابل، «جشن حنابندان» دامنه مشاهده خود را به مجموعهای از رزمندگان و فضای پیرامون آنان گسترش میدهد.
«همپای صاعقه» نیز رویکردی پژوهشی و مستند به تاریخ لشکر ۲۷ محمد رسولالله(ص) دارد و اطلاعات عملیاتها و تحولات یک یگان را با گسترهای وسیعتر دنبال میکند. «جشن حنابندان» در مقایسه با آن، به جای ارائه تاریخ جامع یک یگان، بر تجربه زیسته و مشاهده مستقیم فضای جبهه تمرکز دارد. بنابراین تفاوت اصلی این آثار را میتوان در زاویه دید و هدف روایت جستوجو کرد: «بابانظر» بیشتر شخصیتمحور است، «همپای صاعقه» رویکردی پژوهشی ـ تاریخی دارد و «جشن حنابندان» بر گزارش و ثبت جزئیات تجربه جمعی رزمندگان تکیه میکند.
این مقایسه نشان میدهد که ادبیات دفاع مقدس را نمیتوان به یک الگوی روایی واحد محدود کرد؛ هر یک از این آثار، بخشی متفاوت از تجربه جنگ را ثبت کردهاند.
جمعبندی
«جشن حنابندان» را میتوان اثری مهم در حوزه گزارشنویسی دفاع مقدس دانست؛ اثری که ارزش آن تنها در موضوع جنگ یا روایت دو عملیات خلاصه نمیشود، بلکه در چگونگی روایتکردن جنگ است.
محمدحسین قدمی به جای آنکه روایت خود را تنها بر لحظههای بزرگ و سرنوشتساز متمرکز کند، بخشی از زندگی رزمندگان را در فاصله میان اعزام، آموزش، اردوگاه و عملیات ثبت میکند. همین توجه به زندگی روزمره است که به روایت امکان میدهد تصویری انسانیتر و ملموستر از جبهه ارائه کند.
زبان ساده، روایتهای کوتاه، توجه به جزئیات و ثبت شوخیها، روابط و حالات رزمندگان، ساختار اثر را شکل دادهاند؛ ویژگیهایی که در تقریظ رهبر انقلاب نیز مورد توجه قرار گرفتهاند.
از سوی دیگر، دوگانهبودن ساختار کتاب و قرار گرفتن دو گزارش از جنوب و غرب کشور در کنار یکدیگر، دامنه تجربه روایتشده را گسترش داده است. ارتباط گزارش دوم با «روایت فتح» نیز جایگاه اثر را در سنت مستندنگاری جنگ و تلاش برای انتقال تجربه جبهه به مخاطب غیرحاضر در میدان برجستهتر میکند.
در نهایت، «جشن حنابندان» کتابی است که جنگ را نه فقط در صدای عملیات، بلکه در لحظههای پیش و پس از آن، در روابط میان آدمها و در جزئیاتی که معمولاً در روایتهای کلان تاریخی نادیده میمانند ثبت میکند. همین ویژگی، اثر را به سندی روایی از بخشی از تجربه انسانی رزمندگان تبدیل کرده و جایگاه آن را در میان آثار خاطرهمحور و مستند ادبیات دفاع مقدس متمایز میسازد.
