به گزارش روابط عمومی ادارهکل کتابخانههای عمومی خراسان رضوی، محفل ادبی «با ستارهها» همزمان با گرامیداشت هفته دفاع مقدس و با حضور حسین نوربخش؛ مدیرکل کتابخانههای عمومی خراسان رضوی، حبیبالله تقیپور؛ معاونت فرهنگی و تربیتی دانشگاه فرهنگیان، اعظم حسینی؛ مدیر گروه زبان و ادبیات دانشگاه فرهنگیان، جمعی از اهالی ادب و شعر و دانشجومعلمان دانشگاه فرهنگیان شهید بهشتی مشهد برگزار شد.
حسین نوربخش؛ مدیرکل کتابخانههای عمومی خراسان رضوی، در این آیین با تأکید بر ضرورت تقویت تعامل و همافزایی میان آموزش و پرورش و کتابخانههای عمومی، بیان کرد: کتابخانههای عمومی با برخورداری از ظرفیتهای فرهنگی، آموزشی و ترویجی، میتوانند در کنار نظام تعلیم و تربیت، نقش مؤثری در توسعه فرهنگ مطالعه و ارتقای سطح فرهنگی دانشآموزان ایفا کنند.
وی با اشاره به فعالیت ۵۰ محفل ادبی در استان، افزود: این محافل ظرفیت ارزشمندی برای ترویج زبان و ادبیات فارسی، شناسایی و پرورش استعدادهای ادبی و فراهمکردن زمینه حضور و مشارکت نسل جوان در فعالیتهای فرهنگی هستند.
نوربخش معلمان را از گروههای اثرگذار در ترویج فرهنگ مطالعه دانست و گفت: ارتباط و همکاری مستمر میان معلمان و کتابداران میتواند زمینه استفاده هدفمند دانشآموزان از ظرفیت کتابخانههای عمومی را فراهم کند.
از اینرو، برنامهریزی مشترک میان آموزش و پرورش و کتابخانههای عمومی برای اجرای فعالیتهای فرهنگی و ترویجی، ضرورتی مهم در مسیر تقویت ارتباط دانشآموزان با کتاب، کتابخانه و فعالیتهای فرهنگی است
حبیبالله تقیپور؛ معاونت فرهنگی و تربیتی دانشگاه فرهنگیان، نیز ضمن گرامیداشت هفته دفاع مقدس و پاسداشت یاد و خاطره شهدای والامقام، از تلاش و اهتمام همکاران ادارهکل کتابخانههای عمومی خراسان رضوی در برگزاری این محفل قدردانی کرد.
وی برگزاری چنین برنامههایی را فرصتی ارزشمند برای ترویج فرهنگ ایثار و مقاومت، تقویت ارتباط نسل جوان با مفاهیم فرهنگی و فراهمکردن زمینه گفتوگو و بیان دغدغههای آنان دانست.
تقیپور با تأکید بر نقش زبان هنر و ادبیات در انتقال مفاهیم و بیان احساسات و دغدغههای فردی و اجتماعی، از دانشجویان خواست مسائل و تجربههای شخصی خود را با بهرهگیری از ظرفیت شعر و زبان ادبی بیان کنند و گفت: شعر میتواند بستری مؤثر برای بازتاب اندیشهها، احساسات و دغدغههای نسل جوان باشد و به گفتوگوهای فرهنگی و اجتماعی عمق و غنای بیشتری ببخشد.
اعظم حسینی؛ مدیر گروه زبان و ادبیات دانشگاه فرهنگیان، نیز در این آیین با تأکید بر اهمیت و جایگاه زبان و ادبیات فارسی در حفظ و انتقال میراث فرهنگی کشور، بیان کرد: زبان فارسی بهعنوان یکی از مؤلفههای اساسی هویت فرهنگی و تاریخی ایران، نقش مؤثری در انتقال دانش، اندیشه، ارزشها و دستاوردهای فرهنگی و ادبی به نسلهای مختلف داشته است.
وی با گرامیداشت مقام ادبی استاد سیدمحمدحسین شهریار، بر ضرورت معرفی و تبیین جایگاه مفاخر ادبی کشور برای نسل جوان تأکید کرد و شعر و ادب فارسی را از مهمترین ظرفیتهای فرهنگی در تقویت هویت ملی و توسعه فرهنگی جامعه دانست.
در ادامه این محفل ادبی، شاعران حاضر به شعرخوانی پرداختند و هریک از شاعران، تازهترین سرودههای خود را با موضوعاتی همچون دفاع مقدس، ایثار و شهادت، فرهنگ مقاومت، هویت ایرانی و ارزشهای انسانی برای حاضران قرائت کردند.
معین یوسفی راد/شاعر
به گلهای پرپر سرزمینم...
غبار و خاک نشسته به گیسوانِ ترت
تکان نخور گلِ من، آجر است روی سرت
کجای معرکه بودی کبوترِ زخمی؟
که رفتهای و فقط مانده است بال و پرت
ستون زندگیام بیهوا شکست، ببین
ببین مچالهشده دفترت، سرت، اثرت...
تمام باغچهی مدرسه به سوگ نشست
میان گریهی باران شروع شد سفرت
هوا گرفت و تو در زیر خاک ترسیدی
ببخش اگر که نبودم... ببخش از پدرت...
********************************

محمد رضا عبدالهی/شاعر
پرنده بیرمق است و تفنگها قبراق
و در شقیقهی گل رد بوسهی قنداق
به روی گونهی زیتون به جز کبودی نیست
بخوان قناری زخمی ترانهای قاچاق
چه عطر سوختهای از غروب میآید
نگاه کن جسد غنچههاست روی اجاق
میان چرخهی تاریخ و رنج یا باید
به گور تن بدهی یا گلوله یا شلاق
به یاد خون تو خاکستر از غزل میریخت
عزیز سوخته خاورمیانه یعنی داغ
********************************
معصومه هرمزی مقدم/شاعر
و به روح بلند برادر شهیدم محمدرضا و همه شهدای جوانمرد ۸ سال دفاع مقدس
غبار جاده خورشید همچنان برپاست
شکوه فصل شهادت هنوز پا برجاست
دوباره جاده مرا سمت نور می خواند
به سمت خاطره های حضور می خواند
《شلمچه 》گفتم و پرواز روح را دیدم
و در تلاطم 《اروند 》نوح را دیدم
و خاک پاک 《هویزه 》هنوز نم دارد
هنوز عطر خوش تربت حرم دارد
ببین به خطه 《دهلاویه》 شهیدان را
شکوه و هیبت ناب 《شهید چمران》 را《دوکوهه، گونه خیس و هجوم اشک چوسیل
به گریه های توسل به ناله های کمیل
طلای جان به 《طلاییه》 نذر حق کردن
و از حوالی《 چزابه》 لاله آوردن
شکست پیکر دشمن به 《حصر آبادان》
و عشق بازی معشوق در شب《 مهران》
هوای《فاو》، 《دوعیجی》، 《هوای خرمشهر》
صدای گریه و خنده برای خرمشهر
شب کمین، تک و پاتک، نبرد 《سوسنگرد》
و مرهم شهدا روی درد سوسنگرد
صدای زوزه ی خمپاره فصلِ گُل کردن!
منوّرانه به شب، نور منتشر کردن!
چه خاطرات خوشی بود و لحظه های قشنگ
میان آتش و ترکش در اوج حمله و جنگ
شب دعا و شب بغض، گریه و لبخند
و لحظه های هم آغوشی سر و سربند
شب نوشتن نامه، وصیتِ یاران
شب وداع، شب حمله و حنابندان!
و گوشه گوشه سنگر که از دعا پُر بود
و سینه های سترگی که از خدا پر بود!
هبوطِ مرد ترین مردها به بستر خاک
و بال و پر زدن بی نشانه تا افلاک!
گذشت و سرخ ترین خاطرات باقی ماند
نه خاطرات! که رمز حیات باقی ماند!
مباد دفتر این خاطرات بسته شود!
مباد حرمت پروانه ها شکسته شود!
هنوز زمزمه ندبه و کمیل و سمات
به گوش می رسد از دور با گل و صلوات
هنوز جمجمه هایی ز خاک می روید!
و از حوالی سنگر پلاک می روید!
هنوز نغمه امن یجیب شعله ور است!
و مادری که نگاهش هنوز هم به در است!
********************************

سید احمد حسینی/شاعر
قفل دروازه احساس دلم باز شده است
باز مرغ قلمم عاشق پرواز شده است
چند وقتی ست که مهمان شقایق شده ام
کربلا گفتم و دیوانه و عاشق شده ام
بگذارید بفهمیم جنون یعنی چه
و تکلم به زبان و خط خون یعنی چه
بگذارید که یادی ز خطر ها بکنیم
لاله ها را که شکفتند تماشا بکنیم
فصل بیتابی خون بود و هجوم شمشیر
لحظه ای سرخ پر از همهمه و بارش تیر
رویش آینه در دشت شقایق ها بود
رمز پرواز در آن همهمه یا زهرا بود
آسمان بود و زمین بود و پل سجاده
هر کجا سجده خونین و گل سجاده
دست ها شاخه سرسبز نیایش بودند
چشم ها منتظر فرصت بارش بودند
چشم هر سوی که می رفت رشادت می دید
صف طولانی تقسیم شهادت می دید ...
رفت و از آن همه احساس تلی خاطره ماند
رفت و فریاد فقط پشت در حنجره ماند
یادمان رفت که این خطه مسیل خون بود
یادمان رفت که لیلای همه مجنون بود
یادمان رفت دوکوهه که فقط گل می داد
یادمان رفت زمین بوی توکل می داد
آه ای قوم فراموشی مان کافی نیست
فصل غوغا شده خاموشی مان کافی نیست
نکند تیغ به دست من و تو کند شود
آن همه خون که زمین ریخت به بیراهه رود
نکند وای زمینی شده، مغرور شویم
فارغ از سرخی و از زمزمه هور شویم
واژه هم باز هم از قافله جا ماند و نشست
عاجز از وصف شکوه شهدا ماند و نشست
شعر من مرهم زخمی ست که در دل دارم
قصد دارم که دلم را به جنون بسپارم
این بخش از برنامه با استقبال دانشجومعلمان و اهالی ادب همراه شد و فضای محفل را با عطر شعر و یاد شهیدان همراه ساخت. همچنین دانشجویان و علاقهمندان به شعر و ادبیات، با حضور در این نشست، در فضایی صمیمی به شعرخوانی، شنیدن سرودهها و گفتوگو پیرامون نقش ادبیات در بازتاب رویدادها و ارزشهای فرهنگی و اجتماعی پرداختند. محفل ادبی «با ستارهها» در پایان با گرامیداشت یاد و خاطره شهدای دفاع مقدس و تأکید بر ضرورت استمرار برنامههای فرهنگی و ادبی برای پیوند بیشتر نسل جوان با کتاب، شعر و ادبیات فارسی به کار خود پایان داد.

