به گزارش روابط عمومی ادارهکل کتابخانههای عمومی استان یزد، کتابخانه عمومی عاصم در منطقه آسفیج شهرستان بهاباد، با اجرای برنامههای متنوع فرهنگی و آموزشی، تلاش دارد کتابخانه را به فضایی پویا و جذاب برای حضور کودکان و نوجوانان تبدیل کند؛ رویکردی که در برنامههای مختلف این کتابخانه، از جمعخوانی و روانخوانی گرفته تا شاهنامهخوانی و کارگاههای هنری، نمود پیدا کرده است.
اگر یک روز به کتابخانه عاصم سر بزنید، شاید با صحنهای ساده اما دوستداشتنی روبهرو شوید؛ چند کودک که دور هم نشستهاند و بخشی از یک کتاب را با صدای بلند میخوانند. یکی میخواند و دیگری گوش میدهد. گاهی کسی درباره داستان چیزی میگوید و بقیه نظر میدهند. کتاب، اینجا آغاز یک گفتوگوست؛ گفتوگویی که از صفحههای کتاب شروع میشود و به دنیای ذهن و خیال کودکان میرسد.

روزی دیگر، نوبت به شاهنامه میرسد. واژههای شعر کهن فارسی در فضای کتابخانه طنینانداز میشود و نوجوانان با پهلوانان، داستانها و بیتهایی آشنا میشوند که بخشی از حافظه فرهنگی این سرزمین را شکل دادهاند. اما قصه کتابخانه عاصم فقط در کلمات خلاصه نمیشود
گاهی میزهای کتابخانه پر میشوند از کاغذ و رنگ و ابزارهای ساده. کودکان دست به کار میشوند؛ میبرند، میچسبانند، رنگ میکنند و چیزی را که در ذهنشان شکل گرفته، روی کاغذ میآورند. در چنین لحظههایی، کتابخانه بیشتر شبیه کارگاهی از ایدههاست؛ جایی که خلاقیت فرصت پیدا میکند خودش را نشان دهد.
خانم تیموری، مسئول کتابخانه عمومی عاصم، این بخش از فعالیتها را مهم میداند و بر نقش خلاقیت در یادگیری تأکید میکند: «خلاقیت، کلید اصلی یادگیری است و ما در این دوره تلاش میکنیم تا روحیه هنری را در دل نوجوانان تقویت کنیم.»
همین نگاه است که برنامههای کتابخانه را از مجموعهای از فعالیتهای پراکنده فراتر میبرد. جمعخوانی، روانخوانی، شاهنامهخوانی و کارگاههای هنری، هرکدام قطعهای از یک تصویر بزرگترند؛ تصویری از کتابخانهای که میخواهد کودکان و نوجوانان در آن احساس کنند دیده میشوند، میتوانند حرف بزنند، تجربه کنند، سؤال بپرسند و استعدادهایشان را کشف کنند.

در کتابخانه عاصم، کتاب تنها مقصد نیست؛ نقطه شروع است.
شروع یک داستان، یک گفتوگو، یک تجربه هنری یا شاید حتی کشف علاقهای که پیش از آن، خود کودک هم از وجودش خبر نداشته است.
در آسفیج، این کتابخانه آرام و پیوسته تلاش میکند چراغ علاقه به کتاب و یادگیری را روشن نگه دارد؛ چراغی که با هر جمعخوانی، هر بیت شاهنامه، هر صفحهای که ورق میخورد و هر اثر هنری که با دست کودکی ساخته میشود، شعلهورتر میشود.
شاید بزرگی یک کتابخانه را نتوان فقط با تعداد کتابها، قفسهها یا امکاناتش سنجید. گاهی باید دید چند کودک در آنجا شوق خواندن پیدا کردهاند، چند نوجوان فرصت تجربه کردن داشتهاند و چند ذهن کوچک، در میان کتابها و برنامههای فرهنگی، به یک ایده تازه رسیدهاند.
کتابخانه عاصم آسفیج، با همین اتفاقهای ساده و مداوم، قصه خودش را مینویسد؛ قصه جایی که کتابها از قفسهها بیرون میآیند، با کودکان همراه میشوند و راهشان را به زندگی، خیال و خلاقیت آنها باز میکنند.

