پنجشنبه ۲۶ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۳

یادداشت/

آن سوی حیدربابا؛ روایت خاطره و هویت در شعر شهریار

شهریار.jpg

«حیدربابایه سلام» تنها یک اثر ادبی نیست؛ بلکه سندی ارزشمند از فرهنگ بومی، آداب و شیوه زیست مردمانی است که بخشی از هویت فرهنگی ایران را شکل داده‌اند.

به گزارش روابط عمومی اداره‌کل کتابخانه‌های عمومی استان مرکزی، در آستانه ۲۷ شهریور، روز شعر و ادب فارسی و بزرگداشت استاد محمدحسین شهریار، مرضیه بخشنده؛ مسئول کتابخانه عمومی امام خمینی(ره) کرهرود شهر اراک، در یادداشتی به معرفی و بررسی منظومه ماندگار «حیدربابایه سلام» پرداخته است.

برخی نام‌ها در ادبیات، تنها به آثارشان شناخته نمی‌شوند؛ بلکه به بخشی از حافظه فرهنگی یک ملت تبدیل می‌شوند. استاد محمدحسین شهریار از همین دست شاعران است؛ شاعری که شعر او توانست فراتر از مرزهای زبان و نسل حرکت کند و با تجربه‌ها، احساسات و خاطرات مشترک مردم پیوندی ماندگار برقرار سازد. در میان آثار برجای‌مانده از او، «حیدربابایه سلام» جایگاهی ویژه دارد؛ منظومه‌ای که در کنار ارزش ادبی، روایتی تأمل‌برانگیز از خاطره، هویت و تعلق به زادبوم ارائه می‌دهد.

«حیدربابایه سلام» که به زبان ترکی آذربایجانی سروده شده، از شناخته‌شده‌ترین آثار شهریار به شمار می‌آید. این منظومه پس از انتشار با استقبال گسترده مخاطبان روبه‌رو شد و به زبان‌های مختلف ترجمه گردید. شهریار در این اثر، کوه «حیدربابا» در نزدیکی روستای خشکناب، زادگاه خود در آذربایجان، را مخاطب قرار می‌دهد و از رهگذر گفت‌وگو با آن، خاطرات کودکی، آیین‌های بومی، زندگی روستایی و پیوند عمیق انسان با سرزمین مادری را بازآفرینی می‌کند.

حیدربابا در این منظومه تنها یک کوه نیست؛ نمادی از گذشته، خاطره و تعلق است. شاعر از فراز سال‌های زندگی به روزگار کودکی بازمی‌گردد و با زبانی سرشار از تصویر و عاطفه، جهان ساده و صمیمی دیروز را پیش چشم خواننده زنده می‌کند.

در لابه‌لای ابیات این منظومه، طبیعت حضوری پررنگ دارد؛ باران، دشت، کوه و روستایی که زندگی در آن با سادگی و صفا درآمیخته است. شهریار این تصاویر را چنان هنرمندانه در شعر خود می‌نشاند که مخاطب نه‌تنها آنها را می‌خواند، بلکه خود را در فضای زنده و ملموس آن احساس می‌کند.

وقتی یک کوه به حافظه جمعی تبدیل می‌شود

شاید راز ماندگاری «حیدربابایه سلام» تنها در زیبایی زبان و تصویرهای شاعرانه آن نباشد. حیدربابا در شعر شهریار، از یک کوه فراتر می‌رود و به نمادی از خانه، کودکی و روزگار ازدست‌رفته بدل می‌شود. به همین دلیل است که مخاطب، حتی اگر هرگز خشکناب را ندیده باشد، می‌تواند دلتنگی شاعر را درک کند؛ زیرا هر انسان در حافظه خود «حیدربابایی» دارد که نامش می‌تواند خانه، زادگاه، کوچه‌های کودکی یا روزگاری باشد که با گذر زمان دور شده اما از یاد نرفته است.

شهریار از دل تجربه‌های شخصی خود به مفاهیمی فراگیر و انسانی دست می‌یابد. او از روستا، آیین‌ها و مردمان پیرامونش سخن می‌گوید، اما آنچه می‌آفریند تنها روایت زندگی خویش نیست؛ بلکه بازتاب دلتنگی انسان برای ریشه‌ها و ارزش‌هایی است که گذر زمان از اهمیت آنها نمی‌کاهد.

«حیدربابایه سلام» تنها یک اثر ادبی نیست؛ بلکه سندی ارزشمند از فرهنگ بومی، آداب و شیوه زیست مردمانی است که بخشی از هویت فرهنگی ایران را شکل داده‌اند. بازخوانی این منظومه فرصتی فراهم می‌کند تا مخاطب امروز از خلال ادبیات با لایه‌هایی از فرهنگ و زندگی مردم این سرزمین آشنا شود و نقش کتاب را در حفظ حافظه تاریخی و فرهنگی جامعه بهتر دریابد.

بزرگداشت استاد شهریار، تنها یادآوری نام یک شاعر نیست؛ فرصتی است برای تأمل در ارزش آثاری که می‌توانند خاطره را به فرهنگ و تجربه فردی را به حافظه جمعی تبدیل کنند. «حیدربابایه سلام» پس از گذشت دهه‌ها همچنان خوانده می‌شود، زیرا سخن آن تنها از یک روستا یا یک کوه نیست؛ روایت پیوند انسان با ریشه‌های خویش است؛ پیوندی که هرچه زمان بگذرد، نیاز به یادآوری آن بیشتر احساس می‌شود.

روز شعر و ادب فارسی، فرصتی ارزشمند برای بازگشت به چنین آثاری است؛ آثاری که نشان می‌دهند کتاب‌ها تنها حامل واژه‌ها نیستند، بلکه حافظان خاطره، هویت و فرهنگ یک ملت‌اند.