یکشنبه ۲۲ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۱:۳۶

کتاب، اکسیر آرامش در سال‌های سالمندی؛

کشاورز ۷۵ ساله شیروانی با شعر به جنگ فراموشی می‌رود

خراسان شمالی - کراپ‌شده

برای «عوض‌محمد رحیمی»، کشاورز ۷۵ ساله شیروانی، قفسه‌های کتابخانه پناهگاهی برای فرار از فراموشی است. او که به توصیه پزشک مطالعه را آغاز کرده، حالا با هم‌نشینی با دیوان اشعار، معنای جدیدی به سال‌های سالمندی خود بخشیده و کتابخوانی را به پادزهر آلزایمر تبدیل کرده است.

به گزارش روابط عمومی اداره‌کل کتابخانه‌های عمومی استان خراسان شمالی، در روزگاری که تکنولوژی و هیاهوی زندگی مدرن گاهی جای خلوت‌های فکری را گرفته است، در روستای غزلحصار از توابع شهرستان شیروان، پیرمردی زندگی می‌کند که «کتاب» را به عنوان تنها همدم سال‌های کهنسالی خود برگزیده است. او «عوض‌محمد رحیمی» نام دارد؛ کشاورزی که نه با داروی شیمیایی، بلکه با اعجاز کلمات و جادوی شعر، به جنگ فراموشی و آلزایمر رفته است.

عوض‌محمد رحیمی، متولد سال ۱۳۳۰، مردی است که سال‌های پربار عمرش را در زمین‌های کشاورزی گذرانده و با سختی کار و تلاش روستایی خو گرفته است. اما زندگی او چهار سال پیش و با یک توصیه پزشکی تغییر کرد؛ توصیه‌ای که شاید در نگاه اول ساده به نظر می‌رسید، اما مسیر فکری و روحی او را دگرگون کرد: ذهنت را فعال نگه دار.

او از آن روزها این‌گونه می‌گوید: پزشک به من توصیه کرد برای پیشگیری از فراموشی و تقویت ذهن، مطالعه کنم. من هم به کتابخانه آمدم. ابتدا شاید فقط به دنبال یک سرگرمی بودم، اما وقتی اولین کتاب شعر را باز کردم، انگار گمشده‌ای را پیدا کردم که سال‌ها در جست‌وجویش بودم.

این عضو فعال کتابخانه، حالا در ۷۵ سالگی، آماری خیره‌کننده از مطالعه دارد؛ او طی چهار سال عضویت، تاکنون ۳۴ عنوان کتاب شعر را به امانت گرفته و با دقت مطالعه کرده است. اما علاقه او به کتاب، یک مطالعه سطحی نیست. در میان قفسه‌های کتابخانه، او بیش از هر چیز به سراغ آثار عمیق و عرفانی می‌رود. «دیوان منصور حلاج» و «منطق‌الطیر» عطار نیشابوری، همدم لحظه‌های تنهایی او هستند؛ آثاری که او را از هیاهوی روزمره جدا کرده و به دنیای تأمل و اندیشه می‌برند.

یکی از نکات برجسته حضور رحیمی در کتابخانه، مشارکت فعال او در نشست‌های شاهنامه‌خوانی است. او شعر را در سکوت اتاق نمی‌خواند، بلکه آن را با صدای بلند و لحنی آوازی زمزمه می‌کند. وقتی در نشست‌های کتابخانه شرکت می‌کند و ابیات فردوسی را با صدای گرم و پخته‌اش می‌خواند، سکوت کتابخانه به فضایی حماسی و سرشار از زندگی تبدیل می‌شود. برای او، شعر کلمات روی کاغذ نیست؛ شعر، روحی است که باید در فضای کتابخانه جاری شود و دیگران هم آن را حس کنند.

داستان عوض‌محمد رحیمی، روایتی فراتر از یک عضویت ساده در کتابخانه است؛ این داستان پیوند دوباره انسان با ریشه‌های فرهنگی‌اش در سنین سالمندی است. او ثابت کرد که برای «شروع کردن» هیچ‌گاه دیر نیست و کتابخانه می‌تواند در هر سنی، پناهگاه امن انسان باشد.

او امروز تنها یک کشاورز روستایی نیست؛ او یک کتابخوان حرفه‌ای است که با هر صفحه که ورق می‌زند، ذهنش را تازه می‌کند و با هر بیت که می‌خواند، شوق زندگی را در خود زنده نگه می‌دارد. کتابخانه‌های عمومی خراسان شمالی مفتخرند که میزبان انسان‌هایی چون آقای رحیمی هستند؛ کسانی که کتابخانه را نه فقط محلی برای امانت گرفتن، بلکه «خانه دوم» خود می‌دانند و باور دارند که آینده آگاهانه این استان، در همین قفسه‌های ساده ساخته می‌شود.

کشاورز ۷۵ ساله شیروانی با شعر به جنگ فراموشی می‌رود

کشاورز ۷۵ ساله شیروانی با شعر به جنگ فراموشی می‌رود