دوشنبه ۱۶ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۱:۲۴

روایت نوجوانی از جنس کار و کتاب؛

از تنور داغ نانوایی در شهر حصار گرمخان تا رؤیای نویسنده شدن

خراسان شمالی - کراپ‌شده

داستان حمیدرضا داراب، نوجوان ۱۵ ساله و شاطر پرتلاش نانوایی در شهر حصار گرمخان شهرستان بجنورد، پیوندی دلنشین میان کار، تلاش و اشتیاق بی‌پایان به دنیای کتاب است؛ نوجوانی که از تنور داغ نانوایی تا قفسه‌های پر از کتاب کتابخانه عمومی فرهنگ گام برمی‌دارد تا رؤیای بزرگ خود یعنی نویسنده شدن را رقم بزند.

به گزارش روابط عمومی اداره‌کل کتابخانه‌های عمومی استان خراسان شمالی، کتابخانه‌های عمومی فضاهایی پویا برای شناسایی، پرورش و شکوفایی استعدادهای نهفته در اقشار گوناگون جامعه هستند. روایت حمیدرضا داراب، نوجوان ۱۵ ساله و دانش‌آموز پایه هشتم در شهر حصار گرمخان، نمونه‌ای درخشان از اراده، مسئولیت‌پذیری و پیوند عمیق نسل نوجوان با کتابخانه عمومی فرهنگ است.

حمیدرضا روزهای پرمشغله خود را در نانوایی سپری می‌کند؛ جایی که با ناخن زدن به نان‌ها، کمک به شاطری و یادگیری چانه‌گیری خمیر، طعم استقلال و تلاش را می‌چشد. اما برنامه روزانه او با خروج از نانوایی متوقف نمی‌شود؛ او هر روز پس از فراغت از نوبت صبحگاهی کار، مسیر خود را به سوی کتابخانه عمومی فرهنگ حصار گرمخان کج می‌کند تا ساعت‌های طلایی پیش از ظهر را میان قفسه‌های کتاب بگذراند و اوقات فراغت ظهر تا آغاز شیفت عصرگاهی نانوایی را نیز به مطالعه منابع به امانت‌گرفته‌شده اختصاص دهد.

این نوجوان باانگیزه درباره پیوند کار و کتابخوانی می‌گوید: حضور در نانوایی و ارتباط مستقیم با اقشار مختلف مردم به من فرصت داده است تا تجربیات تازه‌ای بیاموزم و نگاه دقیق‌تری به جامعه پیدا کنم. من در کنار نان دادن به دست مردم، از هر فرصتی برای گفت‌وگو با مشتریان و هم‌سن‌وسال‌هایم پیرامون کتاب و درس استفاده می‌کنم و حتی پوستر برنامه‌ها و کلاس‌های تابستانی کتابخانه فرهنگ را بر دیوار نانوایی نصب کرده‌ام تا همه بدانند چه فرصت‌های بی‌نظیری در این فضای فرهنگی وجود دارد.

علاقه حمیدرضا به کتاب از تابستان سالجاری با ورق زدن مجموعه پرطرفدار «شکرستان» در کتابخانه فرهنگ اوج گرفت و او توانست تمام مجلدات این مجموعه را مطالعه کند. او کتابخانه را پایگاهی واجب و جدایی‌ناپذیر از برنامه روزمره خود می‌داند؛ فضایی غنی با کتاب‌های متنوع، محیطی پویا برای شرکت در کلاس‌های تابستانی و فرصتی برای تعامل با همسالان.

شاطر نوجوان کتابخانه فرهنگ که بزرگ‌ترین آرزوی خود را خلق داستان و ورود حرفه‌ای به عرصه نویسندگی می‌داند، وی درباره هدف خود تأکید می‌کند: برای نویسنده شدن باید دایره واژگانم را گسترش دهم و ذهنم را با خواندن کتاب‌های گوناگون آگاه سازم تا بتوانم بهترین داستان‌ها را برای مردم شهرم و کشورم بنویسم. آرزو دارم روزی برسد که کتاب‌های من در دست علاقه‌مندان باشد و مردم بدانند که یک نوجوان توانست از دل تلاش روزمره و همنشینی با کتاب، قهرمان مسیر زندگی خود باشد.

حمیدرضا با تشویق هم‌سن‌وسال‌های خود به بهره‌مندی از امکانات کتابخانه‌های عمومی، حضور در این فضاها و آشنایی با کتاب را بهترین سرمایه‌گذاری برای ساختن آینده‌ای روشن ارزیابی می‌کند.