شنبه ۱۴ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۰:۰۸

روایتی خواندنی از پیوند دل‌ها در سایه‌سار کتابخانه سیار؛

وقتی دانایی، امید را از روستای علی‌آباد بجنورد تا پایتخت تکثیر می‌کند

خراسان شمالی - کراپ‌شده

کتابخانه‌های عمومی امروز فراتر از محلی برای امانت کتاب، به پایگاه‌هایی پویا برای گسترش امید، پرورش اندیشه و اثرگذاری بر زندگی مخاطبان تبدیل شده‌اند؛ روایتی از کتابدار کتابخانه سیار «آوای فرهنگ» بجنورد که جلوه‌ای از نقش کتاب و کتابخانه در گره‌گشایی ذهن نوجوانان و پیوند میان انسان‌ها با وجود فاصله‌های جغرافیایی را به تصویر کشیده است.

به گزارش روابط عمومی اداره‌کل کتابخانه‌های عمومی استان خراسان شمالی، امین برفه ئی؛ کتابدار کتابخانه عمومی سیار آوای فرهنگ شهرستان بجنورد، در قالب خاطره‌نگاری از روزهای خدمت‌رسانی به روستاهای محروم، پرده از اتفاقی شگفت‌انگیز و الهام‌بخش برداشته است؛ اتفاقی که نشان می‌دهد چگونه یک گفت‌وگوی ساده و دلسوزانه در جمع کودکان و نوجوانان روستایی، توانسته نه‌تنها مسیر زندگی یک نوجوان را متحول کند، بلکه پژواک آن تا قلب تهران برسد و انسانی دیگر را از اوج ناامیدی به زندگی بازگرداند.

کتابخانه سیار؛ پاتوقی برای گفت‌وگو و بالندگی نسل نو

کتابدار کتابخانه سیار آوای فرهنگ در یادداشت خود می‌نویسد: حدود یک سال از حضور مداوم خودروی دانایسو در میان کوچه‌پس‌کوچه‌های روستاهای بجنورد می‌گذرد. آرام‌آرام دانایسو به پاتوقی امن برای بچه‌ها تبدیل شده؛ جایی که نه فقط برای تحویل کتاب، بلکه برای شنیدن، گفتن و تجربه‌کردن دور هم جمع می‌شوند. در یکی از همین روزها و در قالب برنامه‌های باشگاه تابستانه و پاتوق گفت‌وگو در روستای علی‌آباد، دورهمی پرشوری با موضوع «تجربه‌های نو» شکل گرفت. هر یک از بچه‌ها از اولین‌های زندگی‌اش می‌گفت؛ از تجربه موتورسواری یکی از دختران نوجوان تا تجربه کار رضا در قنادی روستا که با نیت پاک نوجوانانه‌اش نذر کرده بود نخستین دستمزدش را به نیازمندان هدیه کند.

گره‌گشایی از ذهن نوجوان روستایی با یک پیام انگیزشی

در میانه این هم‌نشینی، محمد یکی از نوجوانان قدیمی و ورزشکار روستا، با چهره‌ای گرفته و دلی ناامید وارد جمع می‌شود. او از تنگناهای مالی خانواده می‌گوید که او را ناچار ساخته تا ورزش مورد علاقه‌اش را کنار بگذارد و امید به آینده را کم‌رنگ ببیند.  

کتابدار دانایسو در این لحظه، به یاد پیامی انگیزشی از دوست و همکلاسی دوران دبیرستانش «مسعود علیزاده» می‌افتد که در صفحه مجازی‌اش منتشر کرده بود: رمز موفقیت این است که تمام تلاشت را بکنی، اما خودت را اسیر و نگران نتیجه نبینی؛ حرکت کن و امیدوار باش.

طرح این دیدگاه ساده اما عمیق در جمع، همچون جرقه‌ای در ذهن محمد عمل می‌کند. بلافاصله رضا با شنیدن این حرف و گره‌گشایی ذهنی دوستش، به او پیشنهاد می‌دهد که به جای او در بخش فروش قنادی روستا مشغول به کار شود تا خودش بتواند به کارگاه شیرینی‌پزی برود. به همین سادگی، هم درآمدی برای ادامه ورزش محمد فراهم  و هم مسیر رشد دو نوجوان هم‌روستایی هموار شود.

تأثیر دوجانبه؛ وقتی امید از روستا به پایتخت بازمی‌گردد

اما نقطه عطف و شگفت‌انگیز این ماجرا فراتر از مرزهای روستا رقم خورد؛ امین برفه ئی ماجرای گره‌گشایی از ذهن محمد و امید دوباره او به زندگی را برای مسعود علیزاده، همکلاسی قدیمی‌اش که اکنون از مدیران ارشد یکی از شرکت‌های مطرح فناوری در تهران است، ارسال می‌کند.  

پاسخ مسعود بهت‌آور است؛ او که در اوج بحران‌های شغلی و فرسودگی ذهنی هویت کاری خود را گم کرده و حتی متن استعفای خود را برای کناره‌گیری قطعی آماده کرده بود، با خواندن این روایت، شگفت‌زده و منقلب می‌شود. او متوجه می‌شود پیام کوتاهی که منتشر کرده بود، چگونه به واسطه کتابخانه سیار در دوردست‌ترین نقطه، دست یک نوجوان را گرفته است. دیدن این اثرگذاری شگرف، انگیزه و جانی دوباره به مسعود می‌بخشد تا از تصمیم استعفا منصرف شده و پرقدرت‌تر از قبل به مسیر کاری خود ادامه دهد.

کتابخانه؛ حلقه وصل دل‌ها و تغییردهنده سرنوشت‌ها

این اتفاق واقعی و ملموس، نمادی عینی از کارکرد اجتماعی کتابخانه‌های عمومی به ویژه کتابخانه‌های سیار در سراسر کشور است؛ جایی که محمد در روستای علی‌آباد خراسان شمالی و مسعود در برج‌های پایتخت، بی‌آنکه یکدیگر را دیده باشند، با واسطه یک کتابخانه و کتابداری متعهد، نور امید را در دل یکدیگر روشن کردند.

کتابخانه‌های عمومی امروز نه فقط مخزن کتاب، بلکه آشیانه امنی برای گفت‌وگو، هویت‌یابی نسل کودک و نوجوان و بستری بی‌بدیل برای خلق آینده‌ای روشن‌تر برای ایران اسلامی هستند.