به گزارش ادارهکل روابط عمومی و امور بینالملل نهاد کتابخانههای عمومی کشور، در راستای معرفی کتابهایی که رهبر شهید انقلاب اسلامی، حضرت آیتالله سیدعلی حسینی خامنهای آنها را پیشنهاد داده و معرفی کرده بودند، در پرونده ویژه «به پیشنهاد آقا» این آثار معرفی خواهند شد که مروری بر کتاب «پایی که جا ماند» به قلم سیدناصر حسینیپور، بیست و دومین گام در این پرونده است.
شناسنامه کتاب
نام اثر: پایی که جا ماند
نویسنده: سیدناصر حسینیپور
ناشر: انتشارات سوره مهر
موضوع: جنگ ایران و عراق (۱۳۵۹–۱۳۶۷)، اسیران، خاطرات
ژانر: خاطرات مستند، ادبیات پایداری، تاریخ شفاهی
زمان تقریبی مطالعه: ۲۶ ساعت
مقدمه و بافتار تألیف؛ شجاعت و ایستادگی
کتاب «پایی که جا ماند» خاطرات نویسنده است؛ از اندکی پیش از اسارت او تا دوران اسارت و سرانجام آزادی. پرداختن به جزئیترین موضوعات در توصیف زمان و مکان و حوادث، یکی از مهمترین جنبههای کتاب است. نویسنده کوشیده است تصویری از رزمندگان در طول جنگ تحمیلی و نیز در دوران اسارت در ذهن خواننده ترسیم کند. همچنین رفتار و خوی بعثیها را از یک سو و منش عراقیهای شیعه را از سوی دیگر به نمایش گذاشته است.
یادداشت (تقریظ) رهبر شهیدمان، آیتالله سیدعلی حسینی خامنهای، بر این کتاب، که در دوم شهریور ۱۳۹۱ نگاشته شده، گواهی است بر توان نویسنده در بهتصویرکشیدن صحنههای اسارت و قساوت بعثیها با تمام جزئیات:
«بسمه تعالی
تاکنون هیچ کتابی نخوانده و هیچ سخنی نشنیدهام که صحنههای اسارت مردان ما در چنگال نامردمان بعثی عراق را، آن چنان که در این کتاب است به تصویر کشیده باشد. این یک روایت استثنایی از حوادث تکاندهندهای است که از سویی صبر و پایداری و عظمت روحی جوانمردان ما را، و از سویی دیگر پستی و خباثت و قساوت نظامیان و گماشتگان صدام را، جزء به جزء و کلمه به کلمه در برابر چشم و دل خواننده میگذارد و او را مبهوت میکند. احساس خواننده از یک سو شگفتی و تحسین و احساس عزت است، و از سویی دیگر: غم و خشم و نفرت.»
خلاصه محتوایی؛ روایت اسارت در دوزخ بعثی
روایت کتاب بهصورت خاطرهنگاری نوشته شده است. نویسنده در آغاز هر خاطره، زمان و مکان آن رویداد را ذکر میکند که به درک بهتر موقعیت زمانی و مکانی هر بخش کمک میکند.
نوجوانی شانزدهساله راهی جبهه میشود. در عملیاتی سخت، شمار زیادی از همرزمانش را از دست میدهد و در حالی که پایش بهشدت مجروح شده است، همراه گروهی دیگر به اسارت رژیم بعث عراق درمیآید. از همان لحظه نخست اسارت، تفاوت برخورد ایرانیان و عراقیها آشکار میشود: ایرانیان با اخلاق و رفتار درست و بدون اذیت و آزار با اسیران رفتار کردهاند، اما رژیم بعث ظالمانه و با قساوت بسیار، حتی با مجروحان، برخورد میکند. شرایط دشوار انتقال و سپس نگهداری اسیران در عراق، در وضعیتی سخت و بهدور از بهداشت و کمترین امکانات اولیه، از جمله ظلمهایی است که کتاب با جزئیات به آن میپردازد.
البته در جایجای کتاب به این نکته اشاره میشود که عراقیهای شیعه به سبب اعتقادات خود، از این ستمها خودداری میکردند. همین تقابل خوبی و بدی، مهر و ظلم، و جوانمردی و خشونت در روایتها، خواننده را به تأمل وامیدارد.
تحلیل ساختاری و فرمی
- صداقت در روایت رنج
نویسنده از بیان شرایط جنگ، مجروحان و شکنجهها ابایی ندارد و از حذف رنجها میپرهیزد. خواننده میداند که واقعیت میخواند و قرار است هر لحظه صحنهای از خشونت و خون ببیند؛ پس تماشاگر جنگی واقعی است.
- زبان، لحن و ریتم
نثر کتاب روان و خوشخوان است و توصیف فضا در آن بهدرستی به کار رفته است. توصیفها کامل و دقیق و در عین حال خستهکننده نیستند. ذکر جزئیات عملیاتها و رویدادهای اسارت سبب میشود خواننده تصویرسازی روشنی از شرایط داشته باشد. ریتم کتاب ملایم و یکدست پیش میرود، اما نمیتوان آن را کند و خستهکننده دانست؛ بلکه گاه هیجانِ سرانجامِ رویدادهای بیانشده در خاطرات، به ریتم ضربان میبخشد.
مقایسه همرده و جایگاه در ادبیات دفاع مقدس
از منظر بیان خاطرات اسیران ایرانی در زندانهای عراق، میتوان از کتاب «آن بیستوسه نفر» نام برد. این کتاب نیز از اسارت رزمندگان سخن میگوید. احمد یوسفزاده در آن کتاب، هشت ماه نخست اسارت خود و گروهی از همسالانش را روایت میکند و حوادثی را که برای این گروه بیستوسهنفره رخ میدهد.
همچنین میتوان به کتاب «ملاصالح» نوشته رضیه غبیشی اشاره کرد. این کتاب سرگذشت ملاصالح قاری را از دوران پیش از انقلاب تا جنگ ایران و عراق و سپس آزادی او بیان میکند. ملاصالح مبارزی انقلابی است که با آغاز جنگ به جبهه میرود و به اسارت درمیآید. در دوران اسارت، از آنجا که زبان عربی میداند، مترجم اسیران ایرانی میشود و همین نقش به او کمک میکند تا از شدت شکنجههای در انتظار اسیران بکاهد و یاور آنان باشد. این کتاب نیز مشقتهای اسارت را به تصویر کشیده است.
تمایز «پایی که جا ماند» در این است که جزئینگری مستند و تمرکز بر صحنههای اسارت در آن، عمق و جزئیاتی کمنظیر یافته است تا جایی که تقریظ رهبری آن را روایتی «استثنایی» خوانده است.
کاربرد در ترویج خواندن و توسعۀ سواد تاریخی
کتاب «پایی که جا ماند» برای کتابداران، مروجان خواندن و معلمان، ظرفیتی چندلایه دارد که میتوان آن را در قالبهای زیر بهکار گرفت:
- بستری برای آشنایی با ادبیات پایداری و خاطرهنگاری: این اثر نمونهای شاخص از ژانر «خاطرات مستند اسارت» است و میتواند در حلقههای مطالعاتی بهعنوان الگوی خوانش این گونه ادبی معرفی شود؛ بهویژه برای نشاندادن چگونگی ثبت زمان و مکان دقیق رویدادها در خاطرهنگاری.
- ابزاری برای انتقال حافظۀ تاریخی به نسل نو: نوجوانان و جوانان با خواندن این کتاب میتوانند با واقعیت جنگ، منش رزمندگان ایرانی و دشواریهای اسارت آشنا شوند و درکی ملموس از بهای استقلال و تمامیت ارضی کشور بیابند.
- زمینه گفتوگو درباره مفاهیم انسانی و اخلاقی: تقابل رفتار بعثیها با منش عراقیهای شیعه، و رویارویی صبر و قساوت در کتاب، موضوعهای مناسبی برای نشستهای کتابخوان و گفتوگوی گروهی است؛ از جمله پرسش از نقش ایمان و اخلاق در سختترین شرایط انسانی.
- پیوند با سواد رسانهای و تاریخی: مقایسه روایت مستند این کتاب با بازنماییهای رسمی و تبلیغاتی از جنگ، فرصتی برای پرورش نگاه نقادانه به منابع تاریخی و رسانهای فراهم میآورد؛ اینکه چگونه یک روایت دستاول میتواند تصویری متفاوت از روایتهای کلیشهای ارائه دهد.
(پیشنهاد اجرایی برای کتابخانهها: برگزاری نشست کتابخوان با محور «اسارت در آینه خاطره»، با خوانش همزمان «پایی که جا ماند» و «آن بیستوسه نفر»، میتواند زمینه مقایسه و گفتوگوی غنی میان مخاطبان را فراهم کند.)
جمعبندی
«پایی که جا ماند» فقط یادداشتهای روزانه سیدناصر حسینیپور از زندانهای مخفی و مخوف عراق نیست، تصویری کامل از چهره جنگ و روایتی غمانگیز از دوران اسارت در عراق است. این کتاب، سندی است بر از خودگذشتگی رزمندگان دفاع مقدس و پاسداری از هویت و تمامیت ارضی کشور در برابر تجاوز بیگانگان؛ روایتی که مینویسد تا آنچه برای آن خونها ریخته شده، از یاد نرود.
توضیح: متن و تصویر تقریظ مقام معظم رهبری بر کتاب «پایی که جا ماند» در پایگاه اطلاعرسانی دفتر حفظ و نشر آثار ایشان به نشانی زیر در دسترس است: