به گزارش روابط عمومی ادارهکل کتابخانههای عمومی استان خراسان شمالی، در میان هیاهوی زندگی روستایی و مشغلههای سختکوشانه دامداری، صدای ورق خوردن کتاب در خانه محمود ایزانلو بلندتر از هر آوای دیگری به گوش میرسد. او که فاصله دو کیلومتری تا کتابخانه عمومی فرهنگ شهر حصار گرمخان را نه به عنوان مسافت، بلکه به عنوان مسیری برای تعالی با موتورسیکلت طی میکند، اکنون به الگویی زنده برای ترویج فرهنگ مطالعه در منطقه تبدیل شده است.
کتاب؛ چراغی در تاریکیهای گذشته
محمود ایزانلو داستان زندگیاش را نه با حسرت، که با افتخار تغییر اینگونه روایت میکند: نه سال در بند اعتیاد شدید بودم. اما معجزه از زمانی آغاز شد که با انجمن معتادان گمنام و ۱۲ کتاب آموزشی آن آشنا شدم. آنجا بود که فهمیدم مطالعه یعنی چه. با خواندن کتابهای مختلف متوجه شدم که پاک زیستن، دقیقاً با مفاهیم ناب قرآن برابر است. کتاب به من یاد داد که نباید به کسی خسارت بزنم و اگر خسارتی وارد کردهام، باید برای جبرانش آستین بالا بزنم.
او که با سواد اندک، مطالعه را از قرآن آغاز کرده و اکنون به یکی از اعضای فعال بسیج تبدیل شده، معتقد است کتاب ذهن بستهاش را باز کرده است. تأثیر این مطالعه بهقدری عمیق بوده که حتی نگاه او به مقوله ایثار را نیز متحول کرده است: مطالعه کتابهای شهید حاج قاسم سلیمانی چنان در من اثر گذاشت که هزینهی یک جشن خانوادگی را به مراسم عزاداری حاج قاسم اهدا کردم؛ چرا که فهمیدم قهرمانان واقعی، کسانی هستند که برای روشنایی راه ما جان دادند.
خانواده؛ کانون تربیت با محوریت کتاب
محمود ایزانلو معتقد است تربیت از پدر به فرزند و نقل میکند: وقتی یک پدر در خانه کتاب میخواند، بچه ناخودآگاه این مسیر را میآموزد. او که دختر ۱۵ ساله و دو پسر ۵ و ۶ سالهاش را با اشتیاق به کتابخانه میآورد، برنامهریزی دقیقی برای مطالعه همسرش دارد: همسرم به دلیل نگهداری از فرزند یکسالهمان نمیتواند مداوم به کتابخانه بیاید، اما ما برای او کتاب میبریم. در زندگی زناشویی باید برای هدفها برنامهریزی کرد تا آن هدف گم نشود.
او درباره کیفیت خدمات کتابخانه فرهنگ حصار گرمخان میگوید: از مسئول کتابخانه، بینهایت سپاسگزارم. ایشان راهنمای عالی خانواده ما هستند. من با اطمینان کامل دختر و پسرهایم را به این محیط امن میآورم، چون میدانم اینجا انسان میسازند و با کمترین هزینه، بهترین آگاهی را در اختیار اعضا قرار میدهند.
پیامی برای اهالی روستا: کتاب، «انسانساز» است
این دامدار کتابخوان، رویای بزرگی برای آینده فرزندانش دارد و و بازگو میکند که: من دوست دارم فرزندانم با کتاب رشد کنند. آرزو دارم پسرم در آینده یک نظامی بسیار باسواد شود.
وی در پایان با لحنی پدرانه خطاب به سایر اهالی روستا و دامداران میگوید: اگر میخواهید در زندگی بالا بروید، کتاب بخوانید. کتاب هر آدمی را از شر و پلیدی دور میکند و ذهن را بزرگ میسازد. قدر عمر خود را بدانید و با مطالعه، مسیر رشد را برای خود و خانوادهتان هموار کنید.
این روایت، تنها یک داستان شخصی نیست؛ بلکه سندی است بر اثربخشی کتابخانههای عمومی در دورافتادهترین مناطق که چگونه میتوانند نه تنها یک فرد، بلکه سرنوشت یک خانواده و در نهایت، مسیر توسعه فرهنگی یک جامعه را تغییر دهند.

