به گزارش ادارهکل روابط عمومی و امور بینالملل نهاد کتابخانههای عمومی کشور، در راستای معرفی کتابهایی که رهبر شهید انقلاب اسلامی، حضرت آیتالله سیدعلی حسینی خامنهای آنها را پیشنهاد داده و معرفی کرده بودند، در پرونده ویژه «به پیشنهاد آقا» این آثار معرفی خواهند شد که مروری بر کتاب «آن بیستوسه نفر» به قلم احمد یوسفزاده، بیست و یکمین گام در این پرونده است.
شناسنامه کتاب
نام اثر: آن بیستوسه نفر
نویسنده: احمد یوسفزاده
ناشر: انتشارات سوره مهر
موضوع: خاطرات اسارت، ادبیات پایداری، دفاع مقدس، جنگ روانی و تبلیغات
ژانر: خاطرات مستند ـ روایی، ادبیات شفاهی، تاریخ شفاهی
زمان تقریبی مطالعه: ۱۳ ساعت
مقدمه و بافتار تألیف؛ از خط مقدم جبهه تا خط مقدم روایت
در گستره ادبیات دفاع مقدس، آثاری که از زاویه اسارت روایت میشوند، همواره جایگاهی ویژه دارند؛ چراکه اسارت، مرز باریکی میان مرگ و زندگی، میان شکست و مقاومت، و میان تحقیر و عزت است. کتاب «آن بیستوسه نفر» نوشته احمد یوسفزاده، بیگمان یکی از درخشانترین نمونهها در این ژانر به شمار میرود. این کتاب روایتگر خاطرات بیستوسه نوجوان کرمانی است که در عملیات بیتالمقدس (اردیبهشت ۱۳۶۱) به اسارت نیروهای بعثی عراق درآمدند. آنها که همگی میان ۱۳ تا ۱۷ سال داشتند، نهتنها در برابر شکنجهها و فشارهای روانی دشمن ایستادگی کردند، بلکه در اوج ناتوانی، توانستند جنگ روانی صدام را نقش بر آب کنند و تصویری ماندگار از غیرت و شجاعت ایرانی در حافظه تاریخی ثبت کنند.
اهمیت این اثر چنان است که مقام معظم رهبری در روزهای پایانی سال ۱۳۹۳ و آغازین سال ۱۳۹۴، آن را مطالعه کردند و با تقریظی پرمعنا، آن را «نوشتهای شیوا و جذاب و هنرمندانه» خواندند. ایشان در بخشی از تقریظ خود نوشتند:
«در روزهای پایانی ۹۳ و آغازین ۹۴ با شیرینی این نوشتۀ شیوا و جذاب و هنرمندانه، شیرینکام شدم و لحظهها را با این مردان کمسال و پرهمت گذراندم. به این نویسندۀ خوشذوق و به آن بیستوسه نفر و به دست قدرت و حکمتی که همۀ این زیباییها، پرداختۀ سرپنجۀ معجزهگر اوست درود میفرستم و جبهۀ سپاس بر خاک میسایم.»
این ستایش رهبری، گواهی بر ارزش والای این اثر در ترسیم «نسلی» است که با قامتهای کوتاه، حماسهای بلند آفرید. نویسنده، خود یکی از همان بیستوسه نفر است که با تکیه بر دستنوشتههای سال ۱۳۷۰ و ساعتها مصاحبه با دیگر اعضای گروه (به همت دکتر محمد شهبا)، موفق شده است روایتی مستند، دقیق و در عین حال داستانوار از آن روزها ارائه دهد.
خلاصه محتوایی؛ نوجوانانی در برابر ماشین تبلیغاتی صدام
پیرنگ اصلی کتاب بر روایت هشت ماه از نه سال اسارت نویسنده متمرکز است؛ از لحظۀ اسارت در شلمچه (۱۰ اردیبهشت ۱۳۶۱) تا پایان تبلیغات سوء دشمن و انتقال به اردوگاه رمادی. داستان با ۲۳ نوجوان کرمانی آغاز میشود که پس از پیشروی بیش از حد در عملیات، در محاصره کامل نیروهای عراقی گرفتار میآیند. عراقیها که از کمسنوسال بودن آنها شگفتزده میشوند، تصمیم میگیرند از آنها در جنگی روانی علیه ایران استفاده کنند. ماجراهای کتاب شامل این موارد است:
- انتقال به بغداد و زیارت کاظمین: عراقیها سعی میکنند چهرهای انسانی از خود نشان دهند.
- شهربازی «حدیقة الزوار» : نمایش تحقیرآمیز اسیران نوجوان در رسانههای عراقی.
- دیدار با صدام: مهمترین رویداد کتاب. دیکتاتور عراق با دخترش حلا حاضر میشود و سعی میکند خود را پدری مهربان نشان دهد، اما نوجوانان با سکوت، اخم و گاه پاسخهای تند، نقشۀ او را نقش بر آب میکنند.
- اعتصاب بیستوپنجروزه: برای احقاق حق بازدید صلیب سرخ و بازگشت به اردوگاه.
در پایان، عراقیها عقبنشینی میکنند و آنها را به اردوگاه رمادی منتقل میکنند. کتاب با فرازی از نامۀ احمد یوسفزاده به صدام (سالها بعد) به پایان میرسد:
«آقای صدام حسین! اگر یادت باشد خواستۀ دیگری هم از ما داشتی. امروز که من از دانشگاه فارغالتحصیل شدهام، در پاسخ به همان درخواست توست که این نامه را مینویسم… همۀ آن رزمندگان کوچک… امروز همه دکتر و مهندس شدهاند و در سازندگی کشورشان سهیم هستند.»
تحلیل ساختاری و فرمی
- راوی درونمانده و منِ جمعی
یوسفزاده از زاویهدید اولشخص مفرد روایت میکند، اما با گنجاندن خاطرات دیگر اعضای گروه (از زبان خودشان) به روایت وجهی جمعی میبخشد. این ترکیب، هم حس همذاتپنداری را افزایش میدهد و هم سندیت تاریخی اثر را چندلایه میکند. لحن کتاب در عین حفظ سادگی و صراحت نوجوانانه، از تحلیلهای عمیق بزرگسالانه نیز بیبهره نیست.
- شخصیتپردازی متمایز و زنده
کتاب بهخوبی موفق میشود شخصیتهای مختلف این گروه بیستوسه نفره را از هم متمایز کند:
محمد ساردویی (استاد دانشگاه آینده) با لحن تند و صریح.
حمید مستقیمی با شجاعت مثالزدنی در اعتصاب غذا.
یحیی دادینسب (قشمی) با ظاهر متفاوت و روحیۀ سرکش.
منصور محمودآبادی که با وجود کوچکترین جثه، به زخمها رسیدگی میکند.
محمود رعیتنژاد که در دیدار با صدام، با جسارت دست به شانههای دیکتاتور عراق میبرد.
- زبان، لحن و ریتم
نثر کتاب ساده، روان و پرتحرک است. نویسنده از جملات کوتاه و ضرباهنگ تند (بهویژه در صحنههای اسارت و درگیری) استفاده میکند که حس تعلیق و تنش را به خواننده منتقل میکند. نمونه:
«دیدن دشمن از نزدیک حس غریبی دارد. استشمام بوی ادکلنی که زده است، نحوه لباس پوشیدنش، طرز نگاه و رنگ پوستش، تُن صدا و زبان گفتوگویش، همه و همه به تو میگویند که دشمن در یک قدمی توست؛ دشمنی که تا آن لحظه فقط انفجار توپ و خمپارهاش را دیدهای، حالا تفنگش را از فاصله دو متری به طرف تو گرفته است و از تو میخواهد دستهایت را بالا ببری و تسلیم او بشوی. … سرباز نزدیکتر شد. نگاهش پر بود از ترحم. فقط معنای طفل صغیر را از همۀ حرفهایش فهمیدم. او دلش به حال من سوخته بود. به همین دلیل نزدیک آمد و صورتم را بوسید و گفت: الله کریم!»
توصیف حسی (بوی ادکلن، رنگ پوست)، تقابل دو نگاه (ترحم سرباز در برابر غیرت راوی) و چرخش تقدیر، از ویژگیهای برجسته این قطعه است.
- طنز تلخ در اوج رنج
یکی از ویژگیهای منحصربهفرد کتاب، استفاده از طنز و شوخیهای نوجوانانه در دل سختترین لحظات است (مانند صلوات فرستادن برای صدام، شوخی با نگهبانان عراقی). این طنز، نهتنها از شدت تلخی نمیکاهد، بلکه «روحیۀ سرزنده و تسلیمناپذیر» نوجوانان ایرانی را بهخوبی به تصویر میکشد.
مقایسه همرده و جایگاه در ادبیات اسارت
از حیث «روایت جمعی اسارت» و «تبلیغات سوء دشمن»، این اثر را میتوان با دو کتاب شاخص دیگر مقایسه کرد:
در قیاس با «دا» (خاطرات سیده زهرا حسینی) : «دا» روایت فردی از یک دختر نوجوان در محاصره و اسارت در بیمارستان است. لحن «دا» زنانه، عاطفی و گاه تلختر است، در حالی که «آن بیستوسه نفر» لحنی نوجوانانه، پر از شوخیهای مردانه و سرشار از غیرت دینی دارد. هر دو از «مظلومیت بیسلاح» میگویند، اما «دا» بر رنج فردی و «آن بیستوسه نفر» بر مقاومت جمعی تأکید دارد.
در قیاس با «پایی که جا ماند» (خاطرات سید ناصر حسینیپور) : این کتاب نیز خاطرات اسارت است، اما راوی آن بزرگسال است و روایت، فنیتر و جزئیتر. «آن بیستوسه نفر» با تمرکز بر سن نوجوانی و رویداد منحصربهفرد ملاقات با صدام، زاویهای بینظیر دارد که در کمتر اثری دیده میشود.
تمایز اصلی «آن بیستوسه نفر» : کتاب علاوه بر روایت اسارت، به یک کارزار روانی کامل میپردازد. دشمن تلاش میکند از این نوجوانان بهعنوان «اثباتی بر کودککشی ایران» استفاده کند، اما آنها با هوشیاری و ایستادگی، این نقشه را خنثی میکنند. این ویژگی، کتاب را به یک مطالعۀ موردی در حوزۀ «جنگ نرم» تبدیل کرده است.
کاربرد در ترویج خواندن و توسعه سواد رسانهای
برای مروجان خواندن، معلمان و پژوهشگران، کتاب «آن بیستوسه نفر» یک نمونۀ مطالعاتی عالی برای بررسی ادبیات پایداری در ژانر اسارت و توسعه سواد رسانهای و تحلیل جنگ روانی است. خوانش تحلیلی این کتاب در حلقههای مطالعاتی نوجوانان میتواند بستری مناسب برای گفتوگو درباره مفاهیم مهمی فراهم آورد؛ از جمله:
- تبلیغات و جنگ نرم چگونه کار میکند و چگونه میتوان در برابر آن ایستاد.
- قدرت رسانه در بازنمایی دروغین واقعیت (نمایش نوجوانان در شهربازی و دیدار با صدام).
- نقش ایمان و همبستگی گروهی در حفظ عزت نفس در سختترین شرایط.
- تاریخ شفاهی بهمثابه ابزاری برای انتقال ارزشهای دفاع مقدس به نسل امروز.
جمعبندی
«آن بیستوسه نفر» فقط یک کتاب خاطرات نیست؛ سند افتخار نسلی است که در نوجوانی، قامت کوتاه خود را در برابر یکی از بزرگترین دیکتاتورهای تاریخ علم کردند و شکست نخوردند. این کتاب به ما نشان میدهد که جنگ فقط در میدان تانک و توپ خلاصه نمیشود، جنگ در اراده، باور و هوش رسانهای آدمی معنا پیدا میکند. نوجوانانی که با سربند «یا زهرا» اسیر شدند، در سلولهای استخبارات نماز جماعت خواندند، بیستوپنج روز اعتصاب کردند و در برابر چشمان دوربینهای صدام، اخم کردند و سکوت کردند، ثابت کردند که اسیر بودن به معنای شکست خوردن نیست.
ارزش تاریخی و تربیتی این اثر در گذر زمان نهتنها کم نشده، بلکه امروز که فضای مجازی و رسانههای جهانی بیش از هر زمان دیگری ذهن کودکان و نوجوانان را هدف گرفتهاند، بیش از پیش نمایان میشود. این کتاب، دعوتی است از نوجوان امروز برای شناخت ریشههای هویتی خود و الگوگیری از همسالانی که در سختترین امتحان تاریخ، سربلند بیرون آمدند.
توضیح: متن کامل تقریظ مقام معظم رهبری بر کتاب «آن بیست و سه نفر» در پایگاه اطلاعرسانی دفتر حفظ و نشر آثار ایشان به نشانی زیر در دسترس است:
https://farsi.khamenei.ir/news-content?id=۲۹۵۷۵
«آن بیستوسه نفر»، روایت قامتهایی است که هرگز در برابر طاغوت خم نشدند. بخوانید تا بدانید آزادی امروز، بهای چه صبوریهایی را دارد.