به گزارش روابط عمومی ادارهکل کتابخانههای عمومی خراسان رضوی، همزمان با هفتمین روز شهادت رهبر شهید ایران، محفل ادبی «شکوه خراسان» به همت کتابخانه عمومی شهید نواب صفوی شهرستان مشهد و با حضور جمعی از شاعران، فرهیختگان و دوستداران شعر و ادب فارسی برگزار شد.
این محفل با هدف پاسداشت مقام شامخ شهیدان، تبیین ابعاد فرهنگی و اجتماعی فرهنگ ایثار و مقاومت و بازخوانی نقش ادبیات در انتقال ارزشهای انقلاب اسلامی همراه بود.
حسین سیدبر؛ شاعر آیینی کشور، با قرائت سرودههایی در وصف شهیدان و مفاهیم والای مقاومت، ایثار و عزت، بر جایگاه شعر متعهد در حفظ هویت ملی و دینی و انتقال پیام شهدا به نسلهای آینده تأکید کرد.

در ادامه برنامه، حاضران نیز با شعرخوانی و بیان دیدگاههای ادبی، ضمن گرامیداشت یاد و خاطره رهبر شهید ایران، بر رسالت شاعران و اهالی فرهنگ در ترویج فرهنگ ایثار، مقاومت و بصیرت تأکید کردند.
حسین سید بر/شاعر
تو پیش از اینها مرگ را آماده بودی
با کولهای پر عازم این جاده بودی
سر در نیاورند از کار تو یک بار
آنقدر که افتاده بودی، ساده بودی
مشتی گره کرده شهادت میدهد که
مثل پرستویی رها آزاده بودی
ماندم چطور این حجم از مردانگی را
در سینهی سرخ خودت جا داده بودی
تو سوختی نگذاشتی ایران بسوزد
در آتش این فتنهها قرآن بسوزد
تا نام یاران شهیدت زنده باشد
اللهِ سرخِ پرچمت پاینده باشد
رفتی و قصدت بی گمان زیبا شدن بود
ای رودِ جاری در سرت دریا شدن بود
با داغ تو کل خراسان گریه کردند
یاران تو باران به باران گریه کردند
آیینهای از جنس باور داشتی تو
پیشینهای از نسل حیدر داشتی تو
ایمان، شرافت، پایداری و شجاعت
یک بودی اما چند لشگر داشتی تو
از آیههای بر لبت میشد بفهمیم
هفتاد سوره عشق از بر داشتی تو
بار خودت را از زمین بر داشتی تو
تا آسمان! روح کبوتر داشتی تو
حالا به آمال و امید خود رسیدی
یعنی به یاران شهید خود رسیدی
راحت شدی از دست دشمندوستانت
دل دادی و آسوده شد از جسم، جانت
از مردم نا اهل و از زخمزبانها
بیگانهها بیشرمها و بینشانها
در سینهات حبالوطن جوشید، رفتی
تا آسمان ای خادم خورشید رفتی
یاریگر دردانهی زهرا، سفر خوش
جایت همیشه سبز و پا بر جا، سفر خوش
**********************
سید حسین موید/شاعر
دشمن از ما برد جانی و جهان دیگری
افتاب دیگری و آسمان دیگری
برد از دکان ما گوهر شناس عشق را
باز کرد از کینه و نفرت دکان دیگری
دشمن آمد تیر باران کرد شهر و قریه را
تیرش اما بود این بار از کمان دیگری
تیر، این تیر از جزیرهی «اپستین» پرتاب شد
بود شیطان را در آنجا پادگان دیگری
رهبر ما رفت و ما اندوهگین از رفتنش
گرچه او را شد شهادت نردبان دیگری
یک جوانی پیر شد در راه حفظ انقلاب
رفت او از بین ما آمد جوان دیگری
صد هزاران حیف از آن و صد هزاران شکر از این
حکمرانی رفت و آمد حکمران دیگری
پیر ما رفت از میان امت و بر جا نهاد
خویشتن را در لباس یک جوان دیگری
حرف حق را این پسر همچون پدر می پرورد
در همان منطق ولیکن با بیان دیگری
رهبر ما رفت اما منطق و عزمش به جاست
شاهنامهٔ او سراید نامه خوان دیگری
داستان آیت الله شهید از سر گرفت
آیت الله جوان در داستان دیگری
تا بگیرد انتقام خون نا حق ریخته
آمده در شهر خوبان قهرمان دیگری
**********************
محمد حسین مطهر نیا /شاعر
از محنت این جهان پریشان حالم
از سنگ حوادثش شکسته بالم
از ماتم جانگدازت ای رهبر من
مانند نی شکسته ای مینالم
از آن دمی که داغ عزا بر دلم نشست
آئینه سکوت مرا سنگ غم شکست
روزی که پای مرثیه وا شد به دفترم
شیرازه ی تمام غزل های من گسست
چشمم به خون نشست و دلم زار گریه کرد
وقتی کتاب عمر تو را دست فتنه بست
دیدم در آن غروب غم انگیز، در حرم
همراه موج گریه، دلم میرود ز دست
رفتی ولی به سینه پر درد تو هنوز
زخم زبان و خنده ابن الکلید هست
شرح حدیث فتنه ی برجام و جام زهر
درقاب چشم و خاطر تاریخ مانده است
روح خدا و روح تو آزرده میشود
پیوسته از خیانت یک عده رذل و پست
اما اسیر فتنه ی شیطان نمی شود
این ملت مقاوم و آگاه و حق پرست
از امت مجاهد ونستوهت ای امام
نوشیده خصم بی سرو پای تو ضرب شست
روز وداع تو، همه گفتیم یکصدا
تا روز انتقام نباید ز پا نشست
ما ملت امام حسینیم وتا ابد
هستیم بر مرام وقیام توپای بست
