به گزارش روابط عمومی ادارهکل کتابخانههای عمومی خراسان رضوی، محفل ادبی شکوه خراسان با حضور پرشور شاعران، نویسندگان و فرهیختگان حوزه فرهنگ برگزار شد. این محفل که با استقبال بینظیر مخاطبان کتابخانه همراه بود، که با تکریم یاد و خاطره رهبر شهید ایران جلوهای ویژه یافت. در این مراسم، شاعران حاضر در جلسه با سرودن اشعاری در وصف اخلاق نیکو، ساده زیستی و تلاش بیوقفه این شهید والامقام، ارادت قلبی خود را به ایشان ابراز داشتند.

مهمان ویژه این محفل، استاد علی حبیبی، شاعر نام آشنای آیینی استان آذربایجان غربی، شهر ارومیه بود که با بهرهگیری از قالبهای کلاسیک و نو، گوشههایی از مجاهدتهای خستگیناپذیر رهبر شهید ایران را در عرصههای مختلف سیاسی و اجتماعی را به نظم درآورد و حاضران را با فضای معنوی و انقلابی دوران ایشان همراه کرد.

در حاشیه این برنامه، غلامرضا غلامپور دهسخرخی؛ دبیر محفل شکوه خراسان با اشاره به رسالت کتابخانهها در ترویج فرهنگ ایثار و شهادت، بیان کرد :کتابخانهها تنها پایگاه اطلاعرسانی نیستند؛ بلکه محفلی برای زنده نگهداشتن آرمانهای والای انقلاب و بزرگداشت مفاخر و شهدای عزیز این مرز و بوم هستند و این محفل ادبی گامی ارزشمند در این مسیر بودهاست.
غلامرضا غلامپور دهسرخی/شاعر
تشییع رهبر
نشسته در عزای او اهل دل
گریه کند برای او اهل دل
بلبل و قمری به نوا آمده
«این گل پرپر از کجا آمده
از سفر کرب و بلا آمده»
امید عقل و دین خوانده او را
امام هشتمین، خوانده او را
روح مناجات و دعا آمده
«این گل پرپر زکجا آمده
از نجف و کرب و بلا آمده»
رهبر ما به شهر مشهد رسید
به دیدن یار مجدد رسید
اهل خدا دراین عزا آمده
«این گل پرپر از کجا آمده
از نجف و کرب و بلا آمده»
این وطن مادری رهبر است
دیده به دیدنش کنون بر در است
دست خدا بر سر ما آمده
«این گل پرپر از کجا آمده
از نجف و کرب و بلا آمده»
رهبر ما فدایی کربلاست
شهادتش تداعی کربلاست
تداوم خون خدا آمده
این گل پرپر از کجا آمده
از نجف و کرب و بلا آمده»
به آسمان عشق پر کشیده
به آرزوی قلبیش رسیده
به احترام شهدا آمده
«این گل پرپر از کجا آمده
از نجف و کرب و بلا آمده»
رهبر محبوب، ز عمق وجود
دلبر مهجوب، ز عمق وجو
به دیدن اهل بکا آمده
«این گل پرپر از کجا آمده
از نجف وکرب و بلا آمده»
«رهبر ما به شهر ما آمده
به وعده گاه شهدا آمده
به خاکبوسی رضا آمده»
«این گل پرپر از کجا آمده
از نجف و کرب و بلا آمده
**********************
علی اصغر شکفته /شاعر
چه گفتی که شهادتنامه ات بی وقفه امضا شد
به استقبال چشمانت در هفت آسمان وا شد
چنان با گریه می خواندی خدا را درمناجاتت
که در امواج غمهایت غرور عشق معنا شد
قنوت آخرت انگار آهنگ اجابت داشت
که دنیا این چنین بر منظرچشم تو بینا شد
نکردی شکوه ای هرگز تو از اطرافیان اما
یقین دارم دلت خون از قضاوت های بیجاشد
طنین عطرگفتارت چنان پیچیده درعالم
که هر دم از نفسهای تو انفاس مسیحا شد
همانطوری که گفتی دشمنت مغلوب شد آری
به پیش چشم دنیا تا قیامت قامتش تا شد
جهان باچشم خود دید آنچه را پیوسته میگفتی
همان گفتار دیروزت جهان را درس فردا شد
گره هایی که در افکار بعضی غیر ممکن بود
به لطف دستهای مهربانت یک به یک وا شد
یزید و شمر و خولی و سنان مغلوب شد آخر
زمانِ خفّت یاجوج و ماجوج و یهودا شد
******************
علی حبیبی شاعر آیینی/استان آذربایجان غربی
ماه مجلس، فدائ خورشید است
این زمستان علامت عید است
گرچه ما زخمی و پر از دردیم
از لب قله بر نمی گردیم
فتح قله به استقامت ماست
در پی اتحاد ملت ماست
چشمهای امام و این شهدا
دائما در پی من است و شما
جنگ امروز جنگ منطقه ایست
باز پرچم به دست خامنه ایست
شرط امداد حق ولایت ماست
این ولایت ره هدایت ماست
سخن موسی زمان این است
حرف لا تحزن و سیهدین است
گفت موسای ما خدا با ماست
دست نورانی و عصا با ماست
می شکافند باز دریا را
می رهانند قوم موسی را
زده موسی عصای خویش به نیل
راه ما باز شد به اسرائیل
وعده مرتضی علی این است
نام ما فاتح فلسطین است
ما بدون هراس و واهمه ایم
در پناه خدای فاطمه ایم
ما همه سرفراز میدانیم
زیر گنبد طلای سلطانیم
اگر از راه قدس برگردیم
به خدایش قسم که نامردیم
داغدار عزیز زهرائیم
پس به خونش قسم که می آئیم
ای خداوند قادر و سرمَد
زندهءِ لَم یَلِد و لَم یُولَد
قاتلش ظلم کرده تا این حد
باز هم راست راست می گردد
بر تن قاتلش هنوز سر است
این ز داغ پدر بزرگتر است
قاتل رهبرم نفس بکشد
این مصیبت یقین مرا بکشد
خون شخص ترامپ مهدور است
وارثش بر قصاص مامور است
مجتبی ذوالفقار، با دو دم است
هم ولی امر و هم ولی دم است
به خدایش قسم نمی میریم
آخرش انتقام میگیریم
بـوی خـون هر چه آشکـار شود
گرگ وحشی شرور و هار شود
زنده باشد خوراک او خون است
مـرگ تنها علاج صهیـون است
از حریفش اگر امان خواهد
بهر در مان خود زمان خواهد
حرف قران در این میان این است
صلح بهر یهود تسکین است
نوشدارو به زخم می ریزد
بهر حمله دوباره برخیزد
این یهود پر از هوی و هوس
می رود تا نفس بگیرد و بس
ورنه او اهل صلح و پیمان نیست
از جنایات خود پشیمان نیست
دشمنت بی حیا و بی دین است
بر سر عهد او چه تضمین است
جان خود می دهد امام شهید
دست خود را نمی دهد به یزید
آآی کودک کشان بد کردار
کودک آزارهای کودک خوار
سِرّ کشتار و ظلمتان این است
ریشه ظلمتان اپستین است
گند کار شما در آمده است
گم شوید عمرتان سرآمده است
ای سلاطین پر هوا و هوس.
یادتان رفته گردباد طبس
ای سیه صورتان کاخ سفید
بی شرفهای خوار و پست و پلید
لشکرت گر چه لشکر فیل است
فیل تو کی حریف سجیل است
مرگ بر بی حیای بی پروا
مرگ بر صهیونیسم و آمریکا
جنگ ما جنگ ظلمت و نور است
پاسخ زور ظالمان زور است
نه رها می کنیم میدان را
و نه این تنگه و خیابان را
ما همه در کف خیابانیم
تا سر فتنه را بخشکانیم
ما همه در کف خیابانیم
تا به گردنکشان بفهمانیم
امر امر امام خامنه ایست
واجب الاحترام خامنه ایست
پرچم شیعه یا لثارات است
بر لبانش نوای هیهات است
بعد از آقایمان هزاران بار
مرگ بر هر ذلیل سازشکار
گردنه گر چه تنگ و تاریک است
شکر لله که قله نزدیک است
گردنه گر چه تنگ و تاریک است
شکر لله که قله نزدیک است
از سر قله نور می آید
عطر و بوی ظهور می آید
یوم ها جمله یوم عاشوراست
ارض ها جمله ارض کرببلاست
خم بشکسته بین سبوها را
درد دلها و گفت گو ها را
ای عزیز خدا، خداحافظ
جان ایران ما، خداحافظ
زائر دشت کربلا شده ای
ساکن مشهد الرضا شده ای
ای کسی که نشسته ای به دلم
تو فدا گشته ای و من خجلم
انتظار حلالیت دارم
من به تو نقد جان بدهکارم
مختصر خوانده ام مقاتل را
آشنایم کمی مسائل را
این چه کرببلا و عاشوراست
لشکر آماده و حسین تنهاست
با دل لشکرت چه ها کردی
یک تنه کربلا به پا کردی
برد این قافله شما را هم
جان زهرا بگو که ما را هم
ک
من فدای جمال دلخواهت
گو چه آمد به چهره ماهت
کمترین سپاهت آمده است
شاعر رو سیاهت آمده است
کربلای تو را عجب حال است
لشکرت در کنار گودال است
چه کسی روضه این چنین دیده
طفل و مادر شهید خوابیده
هر دو دستت فدای سالار است
این سرانجام هر علمدار است
روضه ام تا به نهر علقم رفت
تا کنار دو دست و پرچم رفت
با وفا با خودت چه ها کردی
که برادر مرا صدا کردی
ساقی تشنه جوانمردم
با چه روئی به خیمه بر گردم
کاش می شد به جای جانبازی
مشک خود را زمین بیندازی
ای حسین غریب قربانت
عطر مادر گرفته چشمانت
این سیاهی لوای بیداریست
کربلا در دل زمان جاریست
پس به پاخیز جانفدا دیر است
سحر است و زمان تکبیر است
نقشه ما کلام روح خداست
راه قدس از مسیر کربلاست
ای خدا با امید میگویم
از جوار شهید میگویم
دشمن از ما گرفت نائب را
برسان تو امام غائب را
ای خدا ما فدای این راهیم
امت واحدیم و خونخواهیم
امت قهرمان و حزب الله
هر که خونخواه اوست بسم الله
