سه‌شنبه ۱۶ تیر ۱۴۰۵ - ۱۱:۳۷

در کتابخانه عمومی ملاصدرا فاروج برگزار شد؛

طنین غزل صائب در فاروج؛ بزرگداشت شاعر نازک‌خیال سبک هندی

خراسان شمالی - کراپ‌شده

به‌مناسبت گرامیداشت یاد و نام صائب تبریزی، شاعر بلندآوازه سبک هندی، محفل ادبی صائب نازک‌سخن در کتابخانه عمومی ملاصدرا شهرستان فاروج برگزار شد.

به گزارش روابط عمومی اداره‌کل کتابخانه‌های عمومی استان خراسان شمالی، به‌مناسبت گرامیداشت یاد و نام صائب تبریزی، شاعر بلندآوازه سبک هندی، محفل ادبی صائب نازک‌سخن با مشارکت محافل ادبی شوق قلم و ایماژ و با حضور جمعی از اهالی فرهنگ و ادب، روز شنبه سیزدهم تیرماه، در کتابخانه عمومی ملاصدرا شهرستان فاروج برگزار شد.

این نشست ادبی که با هدف ترویج فرهنگ مطالعه و پاسداشت مفاخر ادبی ایران‌زمین تدارک دیده شده بود، فضایی معنوی و پرشور را برای دوستداران شعر و ادب فراهم آورد. در این محفل که با استقبال علاقه‌مندان به ادبیات فارسی همراه بود، شاعران برجسته شهرستان فاروج به قرائت سروده‌های خود پرداختند و جلوه‌هایی از ذوق و قریحه ادبی خود را به نمایش گذاشتند. زهرا طیبی قطعه شعر طبیعت، سمیه جاذمی اثر پیر جماران و صغری میم‌پرور اشعاری با عناوین غروب و باران را برای حاضران قرائت کردند.

در ادامه، عبدالله افکار و مهدی صائبی با انتخاب و خوانش تک‌بیت‌های نغز و حکمت‌آمیز از دیوان صائب تبریزی، یاد این شاعر بزرگ را گرامی داشته و ابعاد مختلف اندیشه‌های هنری او را برای حضار تشریح کردند.

گفتنی است، برگزاری چنین محافل ادبی در کتابخانه‌های عمومی علاوه بر تقویت پیوند میان جامعه و کتاب، نقش مؤثری در شناسایی و معرفی ظرفیت‌های ادبی شهرستان و تشویق نسل جوان به سمت سرودن و مطالعه آثار کلاسیک و معاصر ایفا می‌کند.

متن اشعار قرائت شده در این محفل:

شعر طبیعت اثر زهرا طیبی:

چه زیباست طبیعت خشک و بی جان

سر وقتش که می گیرد همی جان

چو آید بلبل مست و غزل خوان

که گیرد او سراغی از گلستان

چو سبزه بر زمین دامن بپوشید

درختان کهن جامه بپوشید

که آید فصل گل بلبل بیایی

گلستانت در اینجا کی تو آیی

بیا گل ها شکفتند در بهاران

که گل دل ناز که در زیر باران

بیا جانا تو آوایی چو سرده

گلستان از زمستان قهر کرده

چو برف‌های سفید را آباد کرده

زمستان را بهاران خواب کرده

گل یاس سفید ارغوانی

بهاران تا ابد پیشم بمانی

بمانی که قناری چه چه ای زد

که با لحن خود انکار به به ای کرد

که آهو در بیابان بره ای زاده

چو مشکی پاره شد بوی گلی داد

شعر غروب شعر باران اثر صغری میم‌پرور (شمیم) :

تو خود دانی

که دریایی

و من سرگشته چون ماهی

به دام عشق تو هر دم

اسیرم

منجی باقی

و من دانم که بیزارم

ز درد داغ تنهایی

تو ... ای رؤیای مهتابی!

غروب شعر بارانی

و یا در آسمان دل

طلوع رنگ رویایی

نمی دانم

و یا دانم که نادانم

زدست زندگی نالم

ز فرط خستگی زارم

غروب شعر باران را

به غربت من همی خواهم

طلوع

غم

به قلبم را

نمی خواهم

نمی خواهم

شعر پیر جماران اثر سمیه جاذمی:

در کوچه های خیس خرداد

عطر پیر جماران

مثل چراغی کم سو

اما روشن

از لابه لای دلها می گذرد

می ایستم و نظاره می‌کنم

تو با دست‌های ساده‌ات

تاریخ را از زانو بلند کردی

و به مردم

راه ایستادن

در برابر ظلم را آموختی

آن روز که باد

بغض نبودنت را

در گلویش قرقره می‌کرد

پنجره‌ها

در سکوتی بلند

می‌گریستند

تو رفتی

اما

رد پایت

روی خاک این سرزمین

هنوز

به شکل امید

راه می‌رود

اکنون داغ آن غروب

در دل ما باقیست

ای روح خدا

نام تو

در دهان باد

مثل دعا زمزمه می‌شود

ای امام

ای صدای بلند حقیقت

رحلتت پایان تو نبود

آغاز یک تاریخ بود

تاریخی که

در سینه این سرزمین

تا ابد جاودان است

طنین غزل صائب در فاروج؛ بزرگداشت شاعر نازک‌خیال سبک هندی

طنین غزل صائب در فاروج؛ بزرگداشت شاعر نازک‌خیال سبک هندی