شنبه ۳۰ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۸:۳۰

همزمان با دهه اول ماه محرم؛

سوگواره ادبی «آیین سرخ کلمات» در تبریز برگزار شد

آیین سرخ کلمات آذربایجان شرقی

به همت محفل ادبی «شهریار» اداره کل کتابخانه‌های عمومی آذربایجان شرقی همزمان ایام سوگواری شهادت اباعبدالله الحسین(ع)، ویژه‌برنامه «آیین سرخ کلمات» کتابخانه مرکزی تبریز برگزارشد.

به گزارش روابط عمومی اداره کل کتابخانه های عمومی استان آذربایجان شرقی، به همت محفل ادبی شهریار و با مشارکت اداره کل کتابخانه های عمومی آذربایجان شرقی، سوگواره ادبی «آیین سرخ کلمات» همزمان با روز شعر و ادبیات آیینی و بزرگداشت مقام محتشم کاشانی با حضور جمعی از شاعران برجسته استان و علاقه‌مندان به شعر و ادب فارسی در سالن جلسات تالار نخجوانی کتابخانه مرکزی تبربز برگزار شد.

در این مراسم که با هدف پاسداشت نهضت حسینی و بهره‌گیری از ظرفیت شعر و ادبیات در انتقال مفاهیم ایثار، آزادگی، ظلم‌ستیزی و حق‌طلبی برگزار شد جمعی از شاعران آیینی آذربایجان شرقی با قرائت سروده‌های خود در سوگ و رثای حضرت اباعبدالله الحسین(ع)، حضرت ابوالفضل العباس(ع) و شهدای والامقام کربلا، ارادت و دلدادگی خویش را به ساحت نورانی اهل بیت عصمت و طهارت(ع) ابراز کردند. اشعار ارائه‌شده با مضامین حماسی، عرفانی و عاطفی، ضمن بازخوانی پیام‌های جاودان عاشورا، بر نقش نهضت حسینی در ترویج ارزش‌های انسانی، عدالت‌خواهی، مقاومت در برابر ظلم و پاسداری از حقیقت تأکید داشت.

سوگواره ادبی «آیین سرخ کلمات» در تبریز برگزار شد

سروده «مرتضی طوسی»، دبیر محفل ادبی شهریار، در سوگواره ادبی «آیین سرخ کلمات» :

قطعا به رستگاری اعظم سلام کرد
هرکس که بر پناه دوعالم سلام کرد

گفتم چگونه عیش به اندوه می‌رسد
ذی‌الحّجه رد شد و به محرم سلام کرد

دمام‌ها به رعشه در آورد عرش را 
تا روضه‌خوان به فیض دمادم سلام کرد

نوکر شنید طعنه و تهمت از این و آن
از این و آن گذشت و به پرچم سلام کرد

هرکس تورا شناخت، به جان ماتم‌ات خرید
از عیش خود گذشت چو بر غم سلام کرد

آقا کنار پیکر جُون ایستاد، و بعد
چون آفتابِ صبح به شبنم سلام کرد

صلّی علیک گفتم و خیل ملک گریست
صحرا گداخت، ماهی در یم سلام کرد

خوشبخت آنکه صبح و مساء از غم تو گفت
بدبخت آنکه سمت حرم، کم سلام کرد

بر آن لبان تشنه و خونین و آتشین
بعد از خدا، شریعه‌ی علقم سلام کرد

علقم گریست در غم تو یابن فاطمه
بر پیکر تو کوثر و زمزم سلام کرد

قبل از کلیم و نوح و خلیل و مسیح، نیز
ختم رسل به وارث آدم سلام کرد

بر تشنه‌لب بنات تو، بالای نعش تو
سارا گریست، هاجر و مریم سلام کرد

مارا به کیش‌مهر حسین آفریده‌اند
اینگونه شد که شیعه به ماتم سلام کرد

تنها نه من که نوکر این آستانه‌ام
رو بر تو کرد، عالم و آدم سلام‌کرد

نام تورا شنید و دلش از غمت شکست
شاعر به چشم‌های پر از نم سلام کرد...

سوگواره ادبی «آیین سرخ کلمات» در تبریز برگزار شد

سروده «امیرحسین دوست زاده» در سوگواره ادبی «آیین سرخ کلمات» :

سینه ام بود نگه دار عقیق یمنی...
محرم رازم و جز عشق نگفتم سخنی 

از ازل قسمت من بود که عاشق باشم 
عاشق روی مهی...موی شکن در شکنی

بوی تو آمد و نادیده به تو دل بستم 
آمدم سوی تو حیران، چو اویس قرنی... ی. ‌ 

آدم و یوسف و یعقوب بسی دیده ام و 
تا به امروز ندیدم چو تو مشکین بدنی...

چشم یعقوب به عطر تن تو بینا شد
 ورنه یوسف به کجا داشت چنین پیرهنی؟

پیش عطر تو که آمیخته با عطر بهشت  
لاف هرگز نزند عنبر و مشک ختنی؟

عطر تو آمد و بی تاب تر از پیشم کرد
عطر تو آمد و بر سینه دریدم کفنی 

آه گفتم چه کنم بوی تنت را گیرم؟
بافتم از دل خود بر تن تو پیرهنی   

من همان پیرهن زخمی ثارالله ام 
که درون دل من بود عقیق یمنی...

دل نخواهم کند از جان حسین بن علی 
ای عدو! هر چه تو از جان و تن من بکنی ...

مانده در سینه ی هر پیرهن سینه زنی 
غصه ی پیرهن کشته ی دور از وطنی... ی.

چیست راز تو که گریان و پریشان تواند 
چشم هر گریه کنی سینه ی هر سینه زنی 

عاقبت بر تن مهدی به میان می آیم 
وه چه آزاده امیری چه برازنده تنی... ی.  

آه یک روز به آغوش تو بر خواهم گشت...
یا حسین بن علی... عشق منی‌...عشق منی

سوگواره ادبی «آیین سرخ کلمات» در تبریز برگزار شد

سروده «محمد ارثی زاد» در سوگواره ادبی «آیین سرخ کلمات» :

و ماهی خسته از ترسش کبود است
سحر آهسته در امکان بود است

سپاه ابرها در دست باران 
بگوش امر باران را بباران 

زمین در سینه اش بغضی گران داشت
جهانی اشک، در دشتی نهان داشت

خدا هنگامه را پر شور و شر کرد
ملائک را به اعجازش خبر کرد

زمین برخاست تا روضه بخواند
زمان می‌خواست برگردد؛ بماند

ملائک باز سر بر سجده بردند
خدا را آفرین گفتند و مردند

تمام رودها مردود بودند
پر از خاکند اگر چه رود بودند

فرات خسته از تقدیر می‌رفت
جهانی اشک در زنجیر می‌رفت

مسیرش آب رویش را به هم زد
که از هر قطره‌اش باران غم زد

پر از آب است و طفلی سخت بی تاب
به تب آهسته می گوید: کمی آب ...

دو بال آتشین گرم تکان شد 
چه پروازی! سوارش آسمان شد

امیری بود تنها، بی سپاهی
پیمبرزاده‌ای تنها ... الهی!

پر از داغ است و داغ است و پر از داغ
نمانده واژه‌ای روشن‌تر از داغ

گلی افتاد و گلدان را شکستند 
بسی غنچه که پیمانه به دستند
 
شکوه آدمیت لکه برداشت 
تنی بی سر در آنسو نیزه، سر داشت
 
که اف بر غیرت مردان کوفه 
ابوذر می‌کشد ایمان کوفه

اگر چه گفتنی‌ها درد دارند 
ولیکن دردها خود مرد دارند

پس از آن روز دنیا دیده‌ای یافت
شهادت معنی پیچیده‌ای یافت

عمو رفت و نیامد پس کجا رفت؟
نمی آمد اگر او پس چرا رفت؟

رقابت روی زین بالا گرفته است
عمو در مشت دریا را گرفته است

سپر دستش؛ سپر فرقش؛ نیفتاد
سپس مشکش؛ سپس اشکش؛ نه! افتاد ...

سوگواره ادبی «آیین سرخ کلمات» در تبریز برگزار شد

سروده «یاور چوپانی» در سوگواره ادبی «آیین سرخ کلمات» :

ایسته دیم یازام کی گؤزۆم یوْلدادؽ
گؤردۆم سندن سوْنرا گؤزله ین یوْخدو
دوْغروسو بئله دی، سندن یازماسام،
منیم شعرلریمی ایزله ین یوْخدو

یازدؽم قانادلاندیم اوچدوم حَرمه،
جنت هاواسیندا نَفَسله نیردیم
سنین گؤرۆشۆنه گلمه ییم اۆچۆن،
آرتیق شهادته هَوَسله نیردیم

دَیسه قانادیمدان اۆچ‌ پَرلی اوْخدا،
سۆرۆنۆب یئتیررم اؤزۆمۆ سنه
داها ایسته ییم یوْخ، فقط بیر باخؽش،
شَفالی گؤزۆندن باغیشلا منه

اوتانار دانیشا گۆناهکار آدام،
سنه آغلادؽقجا دیلیم آچیلدی
منیم هئچ کیم ایلن آرام یوْخودو،
سنلن گؤرۆشمه یه ألیم آچیلدی

ایستیردیم آدینی گیزلی ساخلایام
سئومیردیم آدینی یاد دیله سالام.
گؤردۆم کی حئییفدی کَرَم شاهیندان،
هاممؽ حاجت آلا، من یازیق قالام

امیری حسین و نعم الامیر
سؤزلری نالاییق، شاعیرین حقیر
اگر کی بو جانیم دردینه دَه ییر
آل مندن اوْلماسین جیسمیمده اسیر

سوگواره ادبی «آیین سرخ کلمات» در تبریز برگزار شد

سروده «مرتضی قاسم نژاد» در سوگواره ادبی «آیین سرخ کلمات» :

منده قَهَرلی بیر هاوادا غم قانات چالیر
باغری قان اِیلیَن قره پرچم قانات چالیر

ذیحجه نین سونا یئتیشیب گونلری اورک
چیرپیر قفسدن آیریلا محکم قانات چالیر

بیر قوش کی حک اولوب قاناتیندا حسین آدی
رویالاریمدا هر گئجه هر دم  قانات چالیر

آلمیش منی قاناتلارینا شهری گزدیره
بولمم خیالیدور یا دا عالم قانات چالیر!؟

یئرده حسینون عاشقی شاخسی گئدیر یئنه
بزم عزاده سان کی منظم  قانات چالیر

گویده ملک ده هروله ایلور عزالیدور
قورموش سماده حلقه ی ماتم قانات چالیر

شهرین تِلین نسیم اَلی هر آن تومارلییر
قاره علم ده شهریده نم نم  قانات چالیر

سوگواره ادبی «آیین سرخ کلمات» در تبریز برگزار شد

سوگواره ادبی «آیین سرخ کلمات» در تبریز برگزار شد

سوگواره ادبی «آیین سرخ کلمات» در تبریز برگزار شد

سوگواره ادبی «آیین سرخ کلمات» در تبریز برگزار شد