دوشنبه ۲۵ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۰:۲۰

تجربه کتابداری در جنگ/ سیستان و بلوچستان

کتابخانه در روزهای جنگ، پایگاه امن فرهنگی برای تبیین مسائل جامعه

کتابداری در جنگ سیستان و بلوچستان

مسئول کتابخانه ایرج افشار سیستانی زابل، با اینکه سیستان و بلوچستان دورتر از صحنه جنگ بود، می‌گوید با وجود شرایط خاصی که بر استان حاکم شده بود، احساس می‌کند که بچه‌ها در کتابخانه احساس امنیت می‌کردند، چون کتابخانه مثل مسجد، یک پایگاه فرهنگی است که می‌توانیم در آن برای کودکان و نوجوانان، تبیین و روشنگری انجام دهیم.

به گزارش اداره‌کل روابط‌عمومی و امور بین‌الملل نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور، جنگ، واژه تلخ و سیاهی است که با شیرینی و روشنی کتاب و کتابخوانی در تضاد است و این یعنی آبی که آتش این روزهای ما را خاموش می‌کند، حفظ فرهنگ کتاب خواهد بود که با بازماندن کتابخانه و تداوم کتابخوانی میسر می‌شود و هر دو به همت کتابدار جامه عمل می‌پوشد. ایرانِ عزیزِ ما، در سال ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵ درگیر دو مقطع جنگ تحمیلی از سوی دشمن آمریکایی_صهیونیستی شد که در پی آن، به بسیاری از شهرها حمله شد و روح و روان هموطنان تحت تاثیر فشار ناشی از شدت این بحران قرار گرفت که در نتیجه، کتاب و کتابخانه بدل به پناهگاه امن آن‌ها شد. اکنون به سراغ کتابداران فعال و موثر در استان‌های مختلف کشور رفتیم که هر یک ترکیب تجربه، تخصص و خلاقیت را همراه کار خود کرده‌اند تا از تجربه مدیریت جامعه اعضای کتابخانه خود در دو جنگ دوازده روزه و رمضان برای ما بگویند تا آن‌ها را به‌عنوان افتخاری دیگر برای نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور ثبت و ضبط کنیم؛ با این امید که دیگر هیچگاه شاهد چنین تجربه‌ای در این شکل و ابعاد نباشیم.

حسینعلی نخعی از سال ۱۳۹۱ به مدت دو سال از طریق خدمت سربازی در نهاد مشغول به‌کار شد و سپس مسئولیت‌ کتابخانه‌های عمومی مختلفی را در سطح شهر و روستا بر عهده گرفته است و به سبب خلاقیت و فعالیت‌های دغدغه‌مندانه‌اش، چندین مرتبه عنوان کتابدار و کتابخانه برتر را به خود اختصاص داده است. او که اکنون به‌عنوان مسئول کتابخانه عمومی ایرج افشار سیستانی در شهر زابل شناخته می‌شود، از حمایت های دیده نشده و پایمردی جانانه مردم استان سیستان و بلوچستان میگوید که دوری و محرومیت آن از مناطق جنگی و حساس کشور، تاثیر منفی بر آن نگذاشته است.

وی ابتدا به رویکرد شخصی‌اش در اداره کتابخانه اشاره کرد و گفت: اعتقاد دارم اگر کسی به کاری علاقه داشته باشد، خیلی جلو می‌رود و با خلاقیت پیشرفت می‌کند. شخصا تلاش کردم که در کتابخانه فقط امانت کتاب وجود نداشته باشد. اگر قرار است اتفاق مثبتی بیفتد، باید در مناسبت‌های مختلف کارهای بزرگی اتفاق بیفتد خصوصا اگر در شرایط ویژه‌ای مثل جنگ باشیم؛ بنابراین سعی داشتم از مشاوران و کارشناسان مختلف در حوزه‌های گوناگون، در فضای مجازی و حضوری استفاده کنم و برای بچه‌ها تبیین و روشنگری را داشته باشم که بدانند چه مسائلی در جامعه دارد اتفاق می‌افتد. برای همین هم همزمان به سمت این رفتیم که کاری کنیم بچه‌ها نترسند و شرایط را برایشان آسان‌تر جلوه دهیم به‌همین خاطر، از طنزپردازان دعوت کردیم و برنامه‌ای با عنوان (هنر لبخندزدن در بحران‌ها) داشتیم تا شرایط جنگی را به‌صورت شعر و دکلمه طنز جلوه دهد. همچنین سعی کردیم، تبیین و روشنگری را در قالب آموزش مراقبت‌ها و چگونگی غلبه بر ترس ارائه دهیم.

کتابخانه در روزهای جنگ، پایگاه امن فرهنگی برای تبیین مسائل جامعه

نخعی از برنامه‌های کتابخاته در ایام جنگ دوازده روزه و رمضان هم گفت و افزود: سعی کردم از کارشناسان و روانشناسان از استان‌های مختلف استفاده کنم و آن‌ها را دعوت کنم تا بچه‌ها از شرایط کل کشور به صورت کامل باخبر شوند و روحیه‌شان را نبازند. با توجه به اینکه مشکلات اینترنت بود ولی به‌صورت مجازی برنامه‌هایی مثل معرفی کتاب داشتیم و سعی می‌کردیم که از نویسندگان مطرح دعوت کنیم که در جلسات شرکت کنند. حتی از دفتر رهبر شهید، حجت‌الاسلام صلح میرزایی که عضو مجلس خبرگان هم هستند را برای معرفی کتاب دعوت کردیم. همچنین در دوران جنگ‌های دوم و سوم تحمیلی، از مشاورین استفاده کردیم و کلاس‌های هلال احمر در کتابخانه برگزار کردیم.

مسئول کتابخانه ایرج افشار سیستانی زابل ادامه داد: شرایط جنگ برای نسل جدید، برای اولین‌بار بود که درک می‌شد و خیلی از نوجوانان در کتابخانه پچ‌پچ می‌کردند و اضطراب داشتند. با اینکه استان ما دورتر از صحنه جنگ بود ولی شرایط خیلی خاصی حاکم شده بود و ترس بر بزرگترها هم بعضا غلبه کرده بود؛ ولی احساس می‌کنم بچه‌ها در کتابخانه احساس امنیت می‌کنند چون کتابخانه مثل مسجد، یک پایگاه فرهنگی است که می‌توانیم در آن برای کودکان و نوجوانان، تبیین و روشنگری انجام دهیم. خیلی از بچه‌ها از من سوال می‌کردند که شرایط چگونه است و چه اتفاقی افتاده و با توجه به اینکه ما با معلمین هم در ارتباط هستیم، سعی کردیم از حضور آن‌ها هم استفاده کنیم تا استرس را از آنها دور کنیم؛ چون به‌نظرم حرف‌شنوی بچه‌ها از معلمان، خیلی بیشتر از بقیه است.

کتابخانه در روزهای جنگ، پایگاه امن فرهنگی برای تبیین مسائل جامعه

حسینعلی نخعی در پایان یادآور شد: اگر بخواهم این تجربه را در چند جمله خلاصه کنم، باید بگویم اولش اضطرابِ سختی بود ولی پایانش را می‌توانیم به روشنی و امیدی اشاره کنیم که مردم با حضورشان در خیابان‌ها آن را رقم‌ زدند و این امید و روشنی هنوز هم در میان مردم وجود دارد. استان ما به استثنای چابهار و کنارک با اینکه از صحنه‌های نبرد دور بوده، اما در اینجا هم مثل تهران و سایر شهرهای ایران همگی هر شب تا بامداد در میدان‌ها هستند. این تجمعات در روستاها هم به شکل خیره‌کننده‌ای وجود دارد و ما در این رویدادها مسابقات نقاشی همگانی داریم و برنامه (ایستاده برای ایران) و مسابقه بهترین دلنوشته برگزار می‌کنیم که استقبال خیلی خوبی از آن‌ها می‌شود.