شنبه ۲ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۵

با حضور شاعران و ادیبان بومی؛

محفل ادبی «شکوه خراسان» در کتابخانه شهید نواب صفوی شهرستان مشهد

محفل ادبی «شکوه خراسان»

محفل ادبی «شکوه خراسان» به همت کتابخانه عمومی شهید نواب صفوی شهرستان مشهد، با محوریت خوانش اشعار عاشورایی، عرفانی و اجتماعی توسط شاعران معاصر برگزار شد.

به گزارش روابط عمومی اداره کل کتابخانه‌های عمومی خراسان رضوی، این نشست تخصصی ادبی با هدف ترویج فرهنگ شعرخوانی و تبیین مضامین عمیق انسانی، مذهبی و اجتماعی در آثار شاعران معاصر، در فضای معنوی کتابخانه شهید نواب صفوی مشهد برگزار شد.

در آغاز این برنامه، مقدمه‌ای بر اشعار خوانده شده ارائه شد که نشان می‌داد شعر امروز خراسان، بازتاب‌دهنده دغدغه‌های روزمره، عشق الهی و سوگواری برای شهدا است. اشعاری که در آن‌ها مرز میان غم فردی و غم جمعی، و همچنین پیوند میان سنت و مدرنیته، به زیبایی ترسیم شده است.

محفل ادبی «شکوه خراسان» در کتابخانه شهید نواب صفوی شهرستان مشهد

حجت یدالهی

کشیدم رگ‌به‌رگ از پیکرم غم‌ریشه‌هایت را

که پیوندت جنون می‌زاید از فرط پریشانی

به خاکِ گور باید داد عشقِ جاهلیّت را

که اوّل بی‌وفایی بود و در آخر پشیمانی

جهنم در جهنم! زندگی با تو اساطیریست!

چه حظّی می‌برم با تو در این ((مرداب انسانی))!

خدا دیوانگی‌ها را به قدر وسع بخشیده

تو را شیرین‌ادا کرده که روحم را برنجانی

تمام دوستان با خاطرات من غزل گفتند

چه زجری می‌کشند از من غزلهای خراسانی

کشیده ضجّه را از زجرهای هر شبش بیرون

جنون آورده بالا شاعرِ در وَهمْ‌زندانی

******************************

غلامرضا غلامپور دهسرخی

عشق رضا (ع)

غریب­الغربا، جانِ منی

دردمندم من و، درمان منی

سرنهادم ز وفا، بر قدمت

تا شود شامل حالم، کرَمت

تو انیس دل  تنهای  منی

دین من، هستی و دنیای منی

در دلم مهر و ولای تو، رضا(ع

 سر و جانم به فدای تو، رضا(ع

منم آن  عاشقِ  تنها  مانده

دل من در حرمت، جا مانده

چه شود گر تو پناهم باشی؟

پرتو شام سیاهم  باشی؟

ای که عطر خوش گل­ها داری

در دل اهل وفا جا داری

فرشیان، ریزه خور خوان تواَند

عرشیان، خادم و دربان تواَند

      منِ  دل­خسته  گرفتار  تواَم

خاک  پای  تو و، زوّار  تواَم

بار دوشم شده عصیان و گناه                    

جز به درگاه تو، کو چاره و راه؟

به سرِکوی تو راهی خواهم

در جوار تو پناهی خواهم

خسته و زار وملولم چه کنم؟

نکنی گر تو قبولم چه کنم؟

افتخار است مرا ای مولا!

که غلام توشوم در دو سرا

******************************

سید مسلم موسوی

نمی دانستم قطار هم عاشق می‌شود؟

و در قرن ۲۱ قنوت می خواند و مسافرانش را در دهان تلخ باروت می گذارد مزرعه ی پنبه را منقلب می کند

چه زود مرگ را چون چای تازه دم نو شیدی و در صد جانباز ی پیراهنت به صد رسید؟

محفل ادبی «شکوه خراسان» در کتابخانه شهید نواب صفوی شهرستان مشهد

برچسب‌ها