یکشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۳:۱۳

در راستای اجرای طرح ملی عصر شعر «زمزمه قدسیان» در کتابخانه‌های عمومی کشور؛

برگزاری بیست و هشتمین نشست محفل ادبی «نقش قلم» با عنوان «زمزمه قدسیان»

برگزاری بیست و هشتمین نشست محفل ادبی «نقش قلم» با عنوان «زمزمه قدسیان»

بیست و هشتمین نشست محفل ادبی «نقش قلم» با عنوان «زمزمه قدسیان» درکتابخانه مرکزی امام خمینی (قدس سره) همزمان با سراسر کتابخانه‌های عمومی کشور برگزار شد.

به گزارش روابط عمومی اداره کل کتابخانه های عمومی خراسان رضوی، کتابخانه مرکزی امام خمینی(قدس‌سره) مشهد، در ایام دهه کرامت و با هدف گرامی‌داشت ولادت امام رضا(ع)، بیست و هشتمین نشست محفل ادبی «نقش قلم» را با عنوان «زمزمه قدسیان» برگزار کرد. در این نشست که با تمرکز بر رثای امام هشتم (ع) برگزار شد، اعضای محفل ادبی به قرائت اشعار و متون معنوی پرداختند.

برگزاری بیست و هشتمین نشست محفل ادبی «نقش قلم» با عنوان «زمزمه قدسیان»

در این نشست، ابتدا احمد اخلاقی؛ دبیر محفل ادبی نقش قلم، با قرائت شعری تحت عنوان «پناهنده» که با لهجه اصیل مشهدی سروده شده است، روایت پناهنده شدن شتر به حرم مطهررضوی را بازگو نمود. وی در حاشیه این قرائت، به خاطراتی از مرحوم حاج نصرالله حسین‌زاده، صاحب این شتر، اشاره کرد که بخش قابل توجهی از توجه حاضران را به خود جلب نمود. متن شعر به شرح زیر است:

شترای افغانی رِه خِریده بود آورده بود                       

بِرِه سلاخی به کشتارگاه مالا برده بوده

شترا ر آورده بود روشار علامت بِزِنه                       

مهر مالکیته به رسم عادت بِزِنه

اولی و دومی، سوّمی و چهارمی                             

یکی یکی رِ علامت زده بود به آرومی

همی جور بگیر برو تا یازدهم                                

هی چموشی مُکُنه اما یکی دوازدهم

هر چی سعی کرد که علامت بزِنه فایده نداشت             

انگاری که شتره سر به سر حاجی مِذاشت

به خودش مُگفت ولش کن فردا اول اذون

ای چموشه مُبُرُم از توی آغلش بیرون

مُدُم ای ر قبل بقیه بُکُشن چکار مِره؟

نِمدِنیست ای شتره مال او نیست صاحاب دِره

فردا صبحش شتر یاغی رِ با سه تا دیگه

گفت جدا کِردن و آوردنشا جای دیگه

تا که خون دوتایِ اولی رو زمینا ریخت

شتر یاغی به یکیه دیگه جَلدی گریخت

هموجور قاره کشون سمت حرم مدّویدن

سَلّاخایم دویدن فایده نداشت نِمِرسیدن

سر پَن راه که رسیدن دیگه بی صدا شدن

یکی سمت نخریسی یکی حرم جدا شدن

آفتاب افتاده به روی گنبد زرد طلا

انگاری به شتر بی نشونه مِگَه بیا!

مردم پایین خیابونه ببین سرگردون

ای زبون بسته رِ باش کجا مِره ای جور دوون

شتره آمد خودش رِ توی صحن کهنه دید

توی صحن که پا گذاشت آروم گرفت نمُدّوید

یکی از دربونا – آقای حسینی – دیده بود

که شتر وقت ورود گردنشه خمیده بود

مِگه آقای حسینی که شتر ای بی زبون

دور سقا خانه چرخید سه دفه قدم زنون

بعدِشم راشِه کشید تا بِرَه پشت پنجره

انگاری آدمه و مِخَه به پابوسی بِرَه

بگذِرِم شتر کنار پنجره نشسته بود

اشک میامد از چشاش قلب شتر شکسته بود

کس چِمدِنه شتر توی دلش چی مُگذِرَه

با خودُم مُگُم مُگُفته آقا ضامنش بِرَه

شایدم شتر مُگُفته پشت پنجره: «آقا!

سَر نا قابل مو پای ارادت شما

آمدم اینجه اگه حتی قراره بمیرُم

لااقل سهممِه از لطف و کَرَمتا بگیرُم

اگه قسمته بمیرُم بِذا قربونت بُرُم

ضامن آهو! بدادم مِرِسی؟ دوسِت دِرُم»

بعدشم آقای حسینی شال سبزی رِ آوُرد

دور گردن شتر، شتر رِ مثل برّه برد

*******

برِسِم به صاحب شتر آقای حسین زاده

نِمدِنی چی غوغایی توی دلش راه افتاده

آمده حرم زیارت نِمدِنی حالی دِرَه

همه ی هوش و روونش بِرِه ی اقای مِرَه

حالا نصرالله دلش مثل گوشاش شکسته یَ

بند قلبش به چهار گوشه ی روضه بسته یَ

مِگَه: «ای امام رضا! آقای مو ممنونِتُم

تمام عمر و جوونیم همه رِ مدیونتوم

آقا قربونت بُرُم او حیوونه مو آدمُم!؟

آدمم اگر باشُم حتمنی آدمِ بَدُم

ای که ای شتر پناهنده شده توی حرم

یعنی دستُم رِ گِرِفتن شما از روی کَرَم»

خبر زیارت شتر تو شهر پیچیده بود

خبرش به نایب التولیه هم رسیده بود

دو سه روز بعد مِخَنِش به دفتر تشریفات

حال و احوال و بفرما و از ای تعارفات

بعد بِهِش مِگَن «به جای شترت چی بِت بِدِم

به زبون بیار بگو هر چی بِخِی بِهِت مِدِم»

حاج نصرالله مگه «از شما هیچّی و لیکن

کاش آقا افتخار نوکری شار به مو بِدَن»

«حکم خُدّامی یِ خودتار مُخام ای امام رضا

رفته آوازه یِ رافت شما تا کبریا

اگه قابلُم به نوکری قبولم بُکُنِن

قابلم نیستم اگه خودتا لیاقتُم بِدِن

عشقتان اتیش به قلبُم زِده طاقت نِدِرُم

می میرُم اگه گمون کُنِن صداقت نِدِرُم

شب تا صُب پاسبونی یِ صحن و شبستون شما

شده فکرُم و خیالُم شده کارُم به خدا»

*****

نایب التولیه هم همو روزا عوض مِرفت

ولیان آمده بود زاهدی الغرض مِرفت

قبل رفتن زاهدی نامه حاجی ر امضا مِکِرد

همه کار رِ خود شخص امام رضا مِکِرد

کوچه حسین باشی، نامه رسون، پاکتِ وا

حاج آقای حسین زاده خوش آمدِن! حاجت روا

در ادامه این نشست، سایر اعضاء این محفل به قرائت اشعاری در مدح امام رضا(ع) پرداختند. همچنین به دلیل تقارن این نشست با روز معلم از فرهنگیان پیشکسوت محفل ادبی «نقش قلم» توسط اعضا تقدیر شد.
 

برگزاری بیست و هشتمین نشست محفل ادبی «نقش قلم» با عنوان «زمزمه قدسیان»

برگزاری بیست و هشتمین نشست محفل ادبی «نقش قلم» با عنوان «زمزمه قدسیان»