شنبه ۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۰:۳۱

شعر به مناسبت روز سعدی؛

تضمین غزلی از شیخ اجل سعدی شیرازی از دبیر محافل ادبی کتابخانه های لرستان

شعر

دبیر محافل ادبی کتابخانه های لرستان به مناسبت بزرگداشت سعدی شیرین سخن تضمین غزلی از شیخ اجل را منتشر کرد.

به گزارش روابط عمومی اداره کل کتابخانه های لرستان، محمد تقی عزیزیان دبیر محافل ادبی کتابخانه های لرستان در روز بزرگداشت سعدی شاعر پرآوازه ی ایرانی تضمین غزلی به روابط عمومی این اداره کل ارسال کرد که در ذیل تقدیم شما می شود:


به هوای چشم مستت، زده ام خم شرابی نفسی گرفته دارم، تن خسته ی خرابی نرود غم تو از دل، به غزل؛ مگر کتابی
«سر آن ندارد امشب که برآید آفتابی چه خیال ها گذر کرد و گذر نکرد خوابی»
تو نیامدی به طلعت، پدر جهان درآمد خفقان اولین رفت، خفقان دیگر آمد نه پیام و نامه ی صلح، نه پر کبوترآمد
«به چه دیر ماندی ای صبح که جان من برآمد بزه کردی و نکردند موذنان ثوابی»
اثر فراق خود را به کسی بگو، نداند چه به روز عالم آمد، چه گذشت و شد، بماندمگر آفتاب رویت، شب تیره را براند
«نفس خروس بگرفت که نوبتی بخواند همه بلبلان بمردند و نماند جز غرابی»
منم آن که در فراقت، شب و روز بی قرارم به سلوک منتظرها، به غم و دعا دچارم نفسم بریده از بس، که ستاره می شمارم
«نفحات صبح دانی، ز چه روی دوست دارمکه به روی دوست ماند که برافکند نقابی»
ز چه رو به دست ماتم، اثر خوشی برافتدتو بکش سپاه شادی که نشان غم ورافتد چه خوش است در مقامی که سر از پی سر افتد
«سرم از خدای خواهد که به پایش اندر افتد که درآب مرده بهتر، که در آرزوی آبی»
چه کند دل مردد، دل باید و نباید دل غصه های جانکاه، دل دردهای بی حد به قلمرو نگاهت، اگر آشنا نیاید
«دل من نه مرد آن است که با غمش برآید مگسی کجا تواند که بیفکند عقابی»
نه وزیر خبره بودم که به دولتم گماری نه غلام حلقه در گوش، کنار خود گذاری به کرم عنایتی کن، نه به تیغ و زخم کاری
«نه چنان گناهکارم که به دشمنم سپاری تو به دست خویش فرمای اگرم کنی عذابی»
تو بیا شبیه خورشید به قاب چشم سعدی که فرو بریزد از شب، همه خواب چشم سعدی بنگر طریق خود را، به کتاب چشم سعدی
«دل همچو سنگت ای دوست به آب چشم سعدی عجب است اگر نگردد که بگردد آسیابی»
برو عاشقان خود را به نظاره جان به لب کن به سرای دیگری رو، به کس دگر غضب کن بکش و ببند و برگیر، بزن و به زور ادب کن
«برو ای گدای مسکین و دری دگر طلب کن که هزار بار گفتی و نیامدت جوابی»