به گزارش روابط عمومی اداره کل کتابخانههای عمومی استان بوشهر، همزمان با دهه کرامت، شب شعر خادم الرضا، سردار شهید علیرضا تنگسیری، فرمانده مقتدر نیروی دریایی سپاه، در کتابخانه عمومی خلیج فارس بوشهر برگزار شد.
در این مراسم، حیدر راهب مدیرکل کتابخانههای عمومی استان بوشهر، رضا حیدرپور مدیرکل جدید حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس استان، مصطفی مشفقیان رئیس حوزه هنری استان، عبدالرحیم افروغ مدیر کانونهای خدمت رضوی استان بوشهر، جمعی از شاعران آیینیسرا و دوستداران فرهنگ و ادب حضور داشتند.

مدیرکل کتابخانههای عمومی استان بوشهر، در این مراسم ضمن گرامیداشت یاد شهدای شاخص استان بهویژه شهدای سپاه، گفت: شهدای سپاه، بهویژه شهدای اخیر استان، تجلیگاه اخلاص و صفا بودند. مرز حق و باطل هیچگاه به این شفافیت برای آزادگان جهان روشن نبوده است.

مدیرکل حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس استان بوشهر نیز گفت: شهید تنگسیری عرق خاصی به بوشهر داشت و چهار دلیل برای حماسهدار بودن این استان برشمرد: ایستادگی رئیسعلی دلواری، حضور مقتدرانه در دفاع مقدس، حماسه شهید نادر مهدوی، و این که استکبار جهانی سالها درد پوتین این سردار را بر گردن حس خواهد کرد.

در این آئین شاعران عقیل نجّار، غلامرضا ابراهیمی، خلیل آزمون، عباس دلجو، غلامرضا خواجه، فاطمه میرزایی، مصعب یحیایی، دکتر محمود خدری، محمد احمدی، مهران بی شک، محمد حسن زنگنه، دکتر مختار عباسی و سیروس فتحی به بیان اشعار خود پرداختند.
نمونه هایی از اشعار قرائت شده در این آئین:
فراموشی گرفته، یادش آمد
نشسته روبرو رویش به گنبد
ته گاراژ الان یک مینی بوس
درون سینه دارد شوق مشهد
شاعر: عقیل نجّار
.
دلتنگ توست تنگۀهرمز که بسته است
دستت گرفته [رخصت رفتن] نمیدهد
سردار ما! به این عجله میروی کجا؟
دریـا به شعلهی [خبرت] تن نمیدهد!
سردار! حجمِ این خبرت هضمِ ما کهنیست
دریـا چگونه سر نکند شیونِ بلــند
شلیک کن به جانب آن ناو «آبراهام»
از پشتْ دستِ دشمن مغرور خود ببند!
بوشهر نه، تمام وطن بیقرار توست
پرچم بزن برای همه ناوها! دلیر!
از هرچه نفتکشکه [مخاصم] شناور است
یک زَهرهچشم با نفسِ جنگیات بگیر!
گفتی به هیبت همهی «تنگسیریات»
«تابوتاجنبی فقط از تنگه رد شود»
یعنی به چشمِ تیزِ نهنگِ خلیجفارس
هر «کوسه» ناگزیر به دریا رصد شود!
نامت شکوه روشن دریایپارس بود
از دورها شنیده وطن از دلیریات
با چکمهات بزن به دل تنگهی خلیج
صد آفرین به غیرت آن «تنگسیری» ات
دارد که «رودرودِ وطن» میشود بلند
«تنگه» دلش برای شما تنگ میشود
دشمن خیال حمله بهسمت «جزایر» ست
از ترسِ «نام تو»... قدمش لـنگ میشود!
شاعر: غلامرضا ابراهیمی
.
غزل: خونخواهی
امامِ شهید و خداوند، خونخواه
زمین و زمان، آسمانند خونخواه
به خونخواهی ذِبح اعظم، خداوند
قسم خورده، آری خداوند، خونخواه
در و دشت و جنگل، طلبکار خونش
قسم خورده دریا، دماوند، خونخواه
خلیج و خزر، خشم وخیزاب و طوفان
اَرس بغض جاری و اروند، خونخواه
طلوع خراسان، پسینگاه بوشهر
از این پس غروب نهاوند، خونخواه
سراپای این خاک داغ است از خون
سراپای البرز و اَلوند، خونخواه
وطن یکسره خشم، عذابی الهی
ازاین قوم خونخوار هستند خونخواه
از این قوم تاریک، صهیون و یانکی
مسیحا و موسی دوصَدچند خونخواه
از این پس چو قرآن و انجیل و تورات
اَوِستای ما، زَند و پازَند خونخواه
فلسطین و ایران و لبنانِ زخمی
عراق و یمان ظفرمند، خونخواه
بلند است پرچم، حسینی و خونرنگ
امام زمانِ فَرهمند خونخواه
دعا، رَعد موشک، دلیران میدان
بَر و بچههای پدافند، خونخواه
از این پس من و عهد خونخواهی او
از این پس زن و مرد و فرزند خونخواه
زمان تقاص است یاران، ببندید
کمربندها را و سَربندِ خونخواه
شاعر: مختار عباسی











