به گزارش روابط عمومی اداره کل کتابخانههای عمومی استان خراسان رضوی، حسین یوسفی؛ کتابدار کتابخانه عمومی سیار پیکدانایی۶ شهرستان مشهد، در یادداشتی در خصوص حضور کتابخانههای عمومی سیار به عنوان لانچرهای دانایی در روزهای سخت، نوشت: بعد از گذشت بیش از ۴۰ روز از شهادت ۱۶۸ کودک بیگناه دبستان «شجرهی طیبه» در شهر میناب، همچنان قلبهایمان متألم و دردناک است؛ زخمی که نه با گذر روزها التیام مییابد و نه با واژهها تسکین پیدا میکند. نامها و لبخندهای آن کودکان هنوز در خاطرمان زنده است؛ کودکانی که دفتر و مدادشان هنوز بوی مدرسه میداد و رؤیاهایشان تازه در حال شکل گرفتن بود. کودکانی که شاید اگر فرصتی بود، با شوق در انتظار رسیدن یک کتابخانهی عمومی سیار به مدرسهشان مینشستند؛ تا کتابی تازه بگیرند، داستانی بخوانند و دنیایی بزرگتر از کلاس کوچکشان را تجربه کنند.
کتابخانههای عمومی سیار سالهاست که به روستاها و مناطق کمبرخوردار میروند؛ جایی که گاهی کتابخانهای ثابت وجود ندارد اما شوق خواندن در چشمهای کودکان موج میزند. در این روزهای دشوار نیز، کتابداران کتابخانههای عمومی سیار با همان روحیهی خدمت، مسیرهای خاکی و دوردست را طی میکنند تا چراغ کتاب و مطالعه خاموش نشود. گویی هر بار که درِ قفسههای این خودروها گشوده میشود، یاد و آرزوی همان کودکانی نیز زنده میماند که حقشان بود میان کتابها و قصهها بزرگ شوند. حضور آنها در روستاها تنها رساندن کتاب نیست؛ رساندن پیام تداوم زندگی فرهنگی است.
اما رسالت کتابخانههای عمومی سیار تنها به جادههای خاکی و روستاهای دوردست محدود نمانده است. در روزهایی که شرایط کشور حال و هوایی دیگر یافته، آنها کوشیدهاند در شهرها و در کنار مردمی که همواره در صحنه حضور دارند نیز نقش خود را ایفا کنند. شبها رنگ و بوی دیگری گرفته است؛ میدانها و خیابانها به محل گردهمایی مردم تبدیل شدهاند، جایی برای همدلی، برای کنار هم ایستادن و برای حفظ روحیهی جمعی جامعه. در چنین فضاهایی، حضور کتابداران و کتابخانههای سیار نیز معنایی تازه پیدا میکند. آنها در کنار مردم میایستند تا سهمی از قافلهی رزمندگان کف خیابان داشته باشند؛ پرچم میگردانند، کتاب میآورند، قصه میخوانند و یادآوری میکنند که حتی در سختترین روزها نیز فرهنگ و دانایی تعطیل نمیشود.
در چنین روزهایی، حتی نگاه به یک خودروی کتابخانهی عمومی سیار نیز میتواند معنایی تازه پیدا کند. شاید از دور، شکل ظاهری آن ما را به یاد لانچرهایی بیندازد که موشکهایی را به قلب دشمن دنی میفرستد؛ اما تفاوتی بنیادین میان آنهاست. اگر برخی سازهها برای پرتاب آتش ساخته شدهاند، کتابخانهی عمومی سیار لانچری است که دانایی پرتاب میکند. هر کتابی که به دست یک کودک میرسد، جرقهای در ذهن او روشن میکند؛ جرقهای کوچک اما ماندگار که میتواند به موشکهای علمی به نام تهرانی مقدم، شهریاری و... تبدیل شوند که در آینده نوری بزرگتر بیافریند و جهانی روشنتر و ایرانی قویتر بسازد.
در روزهایی که اخبار تلخ از دست رفتن کودکان بیگناه و حمله به مراکز فرهنگی دلها را سنگین میکند، شاید بهترین پاسخ فرهنگی این باشد که کتاب بیشتری به دست کودکان برسد، قصههای بیشتری خوانده شود و چراغ دانایی در هیچ روستا و هیچ شهری خاموش نماند. کتابخانههای عمومی سیار، در سکوت جادههای خاکی و در میان جمعهای شبانهی شهرها، یادآوری میکنند که فرهنگ میتواند حتی در دشوارترین زمانها نیز حرکت کند؛ آرام، پیوسته و امیدبخش.