دوشنبه ۳۱ فروردین ۱۴۰۵ - ۰۸:۰۵

پرونده ویژه «به پیشنهاد آقا» / «روض‌الجنان و روح‌الجنان فی تفسیر القرآن»؛

شکوه پارسی در کالبد کلام الهی

روض الجنان و روح الجنان فی تفسیر القرآن

«روض‌الجنان و روح‌الجنان» فقط یک پنجره به‌سوی فهمِ آیاتِ الهی نیست؛ بلکه آینه‌ای تمام‌نما از دورانی است که زبانِ فارسی، با صلابت و استغنای تمام، مفاهیمِ آسمانی را در کالبدِ واژگانِ زمینیِ خود جای داد.

به گزارش اداره‌کل روابط عمومی و امور بین‌الملل نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور، در راستای معرفی کتاب‌هایی که رهبر شهید انقلاب اسلامی،  حضرت آیت‌الله سیدعلی حسینی خامنه‌ای آن‌ها را پیشنهاد داده و معرفی کرده بودند، در پرونده ویژه «به پیشنهاد آقا» این آثار معرفی خواهند شد که مروری بر کتاب «روض‌الجنان و روح‌الجنان فی تفسیر القرآن» اثر ابوالفتوح رازی، هفتمین گام در این پرونده است.

پیش‌درآمد: پرتوی از سیمای یک ادیب؛ درنگی بر هفتمین گام از کلان‌طرح «به پیشنهاد آقا»

نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور، در قامتِ یگانه گرانیگاه تخصصیِ ترویج کتابخوانی در ایران، در دوره مدیریت نوینِ خود، رسالتی خطیر و اهتمامی ویژه را در پی‌ریزی و بسطِ شیوه‌های ساختمندِ ترویجِ مطالعه - از جمله مرورنویسی، سیرنویسی و معرفیِ روشمندِ کتاب - وجهه همتِ خویش قرار داده است. در این مسیرِ نوپا اما استوار، کلان‌طرح «به پیشنهاد آقا» طریقی متمایز و بدیع را می‌پیماید؛ طریقی که نه‌تنها در ماهیتِ علمی و ساختارِ مرورنویسی دقت‌نظری ویژه دارد، بلکه در رویکردِ انتخابِ آثار نیز پنجره‌ای تازه به‌روی مخاطب می‌گشاید.

این کلان‌طرح، برخلافِ جریان‌های مألوف و نگاه‌های تقلیل‌گرایانه، سیمایی شگرف از رهبر شهیدمان، حضرت آیت‌الله سیدعلی حسینی خامنه‌ای، را نمایان می‌سازد که غالبا در پسِ چهره مرجعیتِ دینی و زعامتِ سیاسیِ ایشان مستتر مانده است: سیمای «یک ادیبِ زبده و مسلط بر ظرایفِ ادبیات جهان و کتاب‌های ممتاز».

برای درکِ عمقِ این اشرافِ ادبی، بی‌مناسبت نیست به روایتِ علی رهنما (بنگرید: مسلمانی در جستجوی ناکجاآباد: زندگی‌نامه سیاسی علی شریعتی، نوشته علی رهنما، ترجمه کیومرث قرقلو، انتشارات گام نو، ۱۳۸۱. بخش مربوط به محافل ادبی مشهد) رجوع کنیم که تصویری روشن از حضورِ مستمر، ممارست و مطالعاتِ عمیقِ ایشان در عرصه‌های ادبیِ آن روزگار ارائه می‌دهد. گواهِ دیگر بر این مدعا، اعترافِ صریحِ آشنایانِ دیرین است؛ از جمله نعمت میرزازاده (م. آزرم) - شاعری که در سالیانِ پیش از انقلاب، مجموعه‌شعر «لیلةالقدر» خویش را به پیشگاهِ ایشان تقدیم کرد و هرچند پس از انقلابِ شکوهمندِ ۱۳۵۷ در صفِ معاندان ایستاد، اما سال‌ها بعد در شبکه بی‌بی‌سی، با صراحتی غیرقابل‌انکار بر مقامِ شامخِ ادیبانه و شناختِ بی‌بدیلِ رهبر شهیدمان از ساحتِ ادبیات صحه گذاشت.

بر پایه همین پیشینه، نهاد کتابخانه‌ها در نخستین گام‌های این کلان‌طرح، بر آن است تا با معرفیِ آثاری خاص، این چهره ادیبانه را بیش از پیش در کانون توجه قرار دهد. اکنون، در هفتمین ایستگاهِ این مسیر و در آستانه «روز نثر فارسی»، چه‌بسا هیچ انتخابی شایسته‌تر از اثری «ذووجهین» نباشد؛ کتابی که در یک‌سوی آن، بحرِ عمیقِ تفسیرِ کلام‌الله مجید موج می‌زند و در سوی دیگر، آینه‌ای است تمام‌نما از شکوه و صلابتِ نثرِ پارسی.

به تعبیرِ ژرفِ شاهرخ مسکوب، نباید از یاد برد که یکی از استوارترین ستون‌های بقا و بالندگیِ زبان فارسی در گذرِ قرون، وجودِ همین تفاسیرِ شکوهمندِ قرآنی به زبانِ پارسی بوده است. با تکیه بر این حقایق، بی‌هیچ شک و شبهه‌ای بر این باوریم که رهبرِ فقیدمان، با درایتی همه‌جانبه و التفات به تمامیِ این ابعادِ پیدا و پنهانِ زبانی و الهیاتی، به معرفی و پیشنهادِ این شاهکارِ سترگ پرداخته‌اند.

آنچه در ادامه می‌خوانید، مرور و واکاویِ تفصیلیِ این اثرِ شگرف است.

شناسنامه اثر:

نام کتاب: روض‌الجنان و روح‌الجنان فی تفسیرالقرآن (مشهور به تفسیر ابوالفتوح رازی)

نویسنده: جمال‌الدین حسین بن علی خزاعی نیشابوری (ابوالفتوح رازی)

به کوشش و تصحیح: محمدجعفر یاحقی و محمدمهدی ناصح

ناشر: بنیاد پژوهش‌های اسلامی آستان قدس رضوی

تعداد مجلدات: ۲۰ جلد

قرن نگارش: نیمه نخست قرن ششم هجری (دوران سلجوقیان)

ژانر / موضوع: تفسیر روایی-کلامی قرآن / متون کهن ادبیات فارسی (نثر مرسل) / زبان‌شناسی تاریخی

زمان تقریبی مطالعه: حدود ۳۰۰ ساعت (برای مطالعه دقیق و تحلیلیِ دوره کامل)

مقدمه: تلاقی الهیات و اصالتِ زبانی

در تاریخ تطور زبان و ادبیات فارسی، قرن ششم هجری یک نقطه عطف و دوران گذارِ حیاتی است؛ دورانی که نثرِ استوار، ساده و بی‌پیرایه خراسانی آرام‌آرام جای خود را به نثر مصنوع و متکلفِ عراقی می‌داد. در همین بزنگاه تاریخی، ابوالفتوح رازی، دانشمند و مفسر بزرگ شیعی، دست به خلق اثری زد که اگرچه رسالتِ اصلی‌اش تبیین کلام وحی و آموزه‌های دینی بود، اما عملاً به یکی از سترگ‌ترین پاسدارانِ زبان فارسی تبدیل شد. «روض‌الجنان و روح‌الجنان» صرفا یک دوره تفسیر قرآن نیست؛ بلکه دایرةالمعارفی از واژگان اصیل پارسی، گنجینه‌ای از دستور زبان تاریخی و شاهکاری در نثر مرسل (ساده و روان) است که خوانشِ آن، مخاطب امروز را با ریشه‌های عمیقِ هویت زبانی‌اش پیوند می‌دهد.

اهمیت چندوجهیِ این اثر و جایگاهِ تمدن‌سازِ خالقِ آن در اقلیمِ فرهنگیِ «ری» تا بدان‌جاست که رهبر شهیدمان با نگاهی ژرف‌اندیشانه در این‌باره می‌فرمایند:

«در مورد ابوالفتوح، هم تفسیر اهمیت دارد؛ هم زبان و نثر اهمیت دارد؛ هم موقعیت تاریخی ری اهمیت دارد. […] ما باید قدر این تفسیر را بدانیم. البته این تفسیر به‌خاطر زبانش امروز متأسفانه خیلی مورد استفاده قرار نمی‌گیرد؛ چون نثر قرن پنجم و ششم است. اگرچه نثر خیلی استوار و قوی و پاکیزه‌ای است و هیچ اعوجاج و تعقیدی ندارد، لیکن بالاخره نثر قدیمی است و از نظر کسانی که به جهات ادبی نگاه می‌کنند، اهمیت دارد؛ از لحاظ تفسیری هم که خصوصیاتِ خودش را دارد. […] ابوالفتوح فقط مفسر و ادیب نبوده؛ فقیه هم بوده. […] ابعاد مختلف تفسیر را مورد توجه قرار داده بودند؛ از لحاظ حدیث‌شناسی، از لحاظ زبان، از لحاظ نکات تفسیری

(بیانات در دیدار برگزارکنندگان کنگره بزرگداشت ابوالفتوح رازی، ۲۱ شهریور ۱۳۸۴)

این نگرش جامعِ تاریخی و زبانی، ضرورت واکاوی این اثر را فراتر از یک متن دینی، به‌مثابه احیاگرِ تاریخِ فکری و ادبیِ ایرانِ قرونِ پنجم و ششم تثبیت می‌کند.

تحلیل ساختاری و زیبایی‌شناسیِ نثر (کالبدشکافی زبانِ متن) :

ارزش‌های زبانی این تفسیر را می‌توان در چهار لایۀ مجزا اما درهم‌تنیده واکاوی کرد:

۱- گنجینه برابرگذاری‌های نابِ پارسی (واژگان) :

شاید شگفت‌انگیزترین وجه کار ابوالفتوح، دایره واژگانیِ غنیِ او باشد. در روزگاری که نفوذ لغات عربی در متون علمی و دینی به یک هنجار تبدیل شده بود، او آگاهانه تلاش می‌کند تا ظرفیت‌های زبان مقصد (فارسی) را به رخ بکشد. او برای مفاهیم پیچیده، معادل‌هایی می‌سازد یا برمی‌گزیند که ریشه در پهلوی و فارسیِ میانه ساسانی دارند.

مثال‌های بارز: او به‌جای «مؤمنین» از «گرویدگان»، به‌جای «رسول» از «پیغامبر» یا «فرستاده»، به‌جای «یوم‌القیامه» از «روزِ رستاخیز»، و برای افعالِ غامضِ عربی از پیشوندها و ترکیب‌های اصیلِ فارسی استفاده می‌کند. این متن نشان می‌دهد که زبان فارسیِ کلاسیک تا چه حد در مفهوم‌سازی و انتزاع، غنی و خودبسا بوده است.

۲- معماریِ جملات و دستور زبان تاریخی (نحو) :

ساختار نحویِ این تفسیر، کلاسِ درسِ «دستور زبان تاریخی» است. جملات، برخلاف متونِ دوره‌های بعد (مثل تاریخ وصاف یا دره نادره)، به زنجیرِ سجع‌های خسته‌کننده و مترادفاتِ پی‌درپی کشیده نشده‌اند.

کوتاهی و ایجاز: جملات بسیار قاطع، کوتاه و دارای ریتمِ تند هستند.

افعال کهن: کاربردِ فراوانِ «بای زینت/تأکید» در ابتدای افعال (بگفت، بشنید، برفت) و نشانه‌های استمراریِ کهن (همی‌رفت، همی‌گفت).

حروف اضافه تاریخی: استفاده دقیق از ساختارِ «مر … را» برای مفعولِ صریح، که از ویژگی‌های بارز نثرِ کهنِ خراسانی است و صلابتی حماسی به متن می‌بخشد.

۳- پویاییِ لحن و سنتِ شفاهی (مخاطب‌محوری) :

ابوالفتوح در وهله اول یک واعظِ چیره‌دست بوده که پای منبرِ او هزاران نفر می‌نشستند. این ویژگی باعث شده تا نثرِ کتاب، «خشک و آکادمیک» نباشد. متن، گرمای یک دیالوگِ رو در رو را دارد. نویسنده در جای‌جای متن، با عباراتی نظیر «بدان که…» یا «چنین گویند که…» خواننده را مستقیما واردِ جریانِ بحث می‌کند.

۴- هنرِ قصه‌پردازی در قصصِ قرآنی:

نقطه اوجِ هنرنماییِ ابوالفتوح در بخش‌های رواییِ تفسیر (به‌ویژه داستان پیامبرانی چون یوسف، موسی و ابراهیم) نمایان می‌شود. او در اینجا از قامتِ یک مفسرِ صرف خارج می‌شود و ردای یک «راویِ حماسه‌سرا» را بر تن می‌کند. فضاسازی‌ها، دیالوگ‌نویسی بین شخصیت‌ها و تعلیق‌هایی که در روایت ایجاد می‌کند، با بهترین نمونه‌های داستان‌نویسیِ کلاسیک در تاریخ بیهقی قابل قیاس است.

مقایسه هم‌رده (در ترازوی قیاس) :

برای درکِ بهترِ جایگاهِ این اثر، مقایسه آن با دو تفسیرِ مهمِ هم‌عصرش راهگشاست:

در قیاس با «تفسیر سورآبادی» (قرن پنجم) : تفسیر سورآبادی نیز نثری بسیار کهن و پارسیِ نابی دارد، اما رویکردِ ابوالفتوح در روض‌الجنان، کلامی‌تر، استدلالی‌تر و از منظر کلام شیعه نگاشته شده است. نثر ابوالفتوح کمی به پختگیِ ادبیِ بیشتری رسیده است.

در قیاس با «کشف‌الاسرار» (اثر میبدی) : میبدی در تفسیر خود، به‌شدت به نثرِ آهنگین، سجع‌آوری و استفاده از اشعار و شطحیاتِ صوفیانه تکیه دارد (رویکرد عرفانی). در مقابل، ابوالفتوح از تکلف و آرایه‌های لفظیِ افراطی دوری جسته و به «نثر مرسل، خردگرا و روشن» پایبند مانده است. کشف‌الاسرار برای دلدادگانِ عرفان جذاب است و روض‌الجنان برای شیفتگانِ استواریِ زبان و استدلال.

گزین‌گویه تحلیلی (نمونه نثر) :

«بدانکه این سوره را ده نام است. فاتحة الکتاب. و ام القرآن والسبع المثانی و الوافیة و الکافیة و الشافیة. و الاساس. و الصلوة. و الحمد. و هر یکی از خبری و اثری گرفته‌اند. فاتحةالکتاب برای آنش خوانند که اول کتاب است و افتتاح کتاب باوست، پس‌ چون بگشاینده است، کتاب‌ را که خواننده گشایش قرآءت باو کند و هر کس که تیمن و تبرک خواهد، ابتداء هر کار باو کند، فاتحه خوانند او را و گفته‌اند برای آنش فاتحة الکتاب خوانند که اول سوره که فرود آمد این سوره بود. و ام‌الکتاب و ام‌القرآنش خوانند، برای‌ آنکه اصل کتاب است چنانکه مکه را ام‌القری خوانند، چون اصل زمین بوده‌ است، و مادر را ام خوانند که اصل‌ فرزندان‌ باشد.» (مجلد نخست، ص ۴۹)

در همین چند سطر، معماریِ زبان و نثرِ استدلالیِ قرن ششم به‌خوبی پیداست. استفاده از خطابِ تعلیمیِ «بدانکه» برای همراه کردنِ مخاطب، به‌کارگیریِ ظریفِ ضمایر در ترکیباتی چون «برای آنش خوانند» (به‌جای برای آن می‌خوانندش)، و حفظِ ریخت‌شناسیِ کهن در حروف اضافه مانند «باوست» (به اوست)، نشان‌دهندۀ اصالت و شناسنامه زبانیِ متن است. استدلال‌های تمثیلیِ ساده و روشن (مانند پیوند معناییِ «ام‌الکتاب»، «ام‌القری» و جایگاه «مادر» در نسبت با فرزندان) و استفاده از برابرهای اصیلِ فارسی مانند «فرودآمد» به جای نزول، تسلطِ نویسنده بر تبیینِ مفاهیم را عیان می‌کند. نثر به قدری استوار، روان و بی‌تکلف است که پس از گذشتِ ۹ قرن، مخاطبِ امروز بی‌هیچ لکنتی منطقِ کلام را می‌فهمد و هم‌زمان از رسایی و پاکیزگیِ این کهن‌الگوی زبانی لذت می‌برد.

مخاطب هدف و شیوه مطالعه:

این کتاب برای مخاطبِ عامِ شتاب‌زده نوشته نشده است. مخاطبِ هدفِ آن، پژوهشگران ادبیات کلاسیک، دانشجویان الهیات، داستان‌نویسانی که به دنبالِ کشفِ لحن‌های تاریخی هستند، و تمامِ شیفتگانی است که از کندوکاو در ریشه‌های زبان فارسی لذت می‌برند.

پیشنهادِ مطالعه: با توجه به حجم اثر، خواندنِ بخش‌های داستانی (مانند سوره یوسف یا قصص انبیا) می‌تواند نقطه شروعِ جذابی برای آشنایی با نثر و شیوه نگارشِ ابوالفتوح باشد. تصحیحِ دکتر یاحقی و دکتر ناصح به‌دلیل دقتِ نظر در حفظِ رسم‌الخط و اعراب‌گذاریِ متونِ خطی کهن، معتبرترین مرجعِ موجود برای این کار است.

جمع‌بندی نهایی:

«روض‌الجنان و روح‌الجنان» فقط یک پنجره به‌سوی فهمِ آیاتِ الهی نیست؛ بلکه آینه‌ای تمام‌نما از دورانی است که زبانِ فارسی، با صلابت و استغنای تمام، مفاهیمِ آسمانی را در کالبدِ واژگانِ زمینیِ خود جای داد. خواندنِ این تفسیر در روزگارِ حاضر، تمرینی است برای بازیابیِ واژگانِ گم‌شده و ادای دینی به پیشگامانی که خشتِ استوارِ زبانِ فارسی را در بنای عظیمِ متونِ دینی استوار کردند.

نقل‌قول رهبر شهیدمان را در این نشانی بجویید:

https://farsi.khamenei.ir/book-content?id=۲۱۸۱۵