به گزارش روابط عمومی اداره کل کتابخانه های عمومی لرستان، محفل ادبی و شعر خوانی با عنوان " نیمکت های آسمانی " در اربعین شهادت دانشآموزان عزیز مینابی، که در حملات وحشیانه دشمن آمریکایی صهیونی به مدرسه شجره میناب به شهادت رسیدند همزمان با سراسر کشور در کتابخانهی عمومی غدیر خرمآباد برگزار شد؛ محفلی که با حضور مدیرکل کتابخانههای عمومی لرستان، دبیر محافل ادبی استان، جمعی از شاعران برجسته ی آیینی لرستان و دوستداران شعر و انقلاب و ایران برگزار شد. گفتنی است این ویژه برنامه همزمان در دیگر کتابخانه های استان برگزار شد.


این نشست ادبی پنجشنبه ۲۰ فروردین ۱۴۰۵ با هدف پاسداشت یاد و خاطرهی کودکانی برگزار شد که نیمکتهایشان جاودانه شد و روایتهای کودکیشان در دل مردم ماندگارماند.


الهام برنا، مدیرکل کتابخانههای عمومی لرستان، در این محفل گفت:
«یاد این دانشآموزان شهید و امام شهید ما فقط یک خاطره نیست؛ چراغی است که مسئولیتِمان و رسالتمان را در آگاهتر زیستن و برپایی این محافل تاثیرگذار بیشتر می کند»

در این مراسم، شاعران با خوانش شعرهایی سرشار از احساس، اندوه و امید، لحظاتی معنوی و صمیمی رقم زدند و فضای کتابخانه با زمزمههای همدلی و یادآوری مهر انسانی آمیخته شد و در بخشی از این ویژه برنامه با مداحی مداح اهل بیت حال و هوایی معنوی به خود گرفت.

در محفل "نیمکت های آسمانی" شاعران آیینی همچون؛ محمدتقی عزیزیان دبیر محفل ادبی کتابخانه های لرستان، علی زیودار، سیده فاطمه زحیم زاده، علیرضا حکیم، سارا سعادتمند، محمدعلی ساکی، علی فرج الهی، احمد نورالهی به شعرخوانی پرداختند.



در ادامه اشعار را میتوانید زمزمه کنید:

محمدتقی عزیزیان:
کمک، نام دیگر کروز است
که با آتش پدوفیل های آپستین
بر آرامش کودکان میناب
منفجر می شود
تا آرزوهای قشنگ حنانه را بر باد بدهد
تا دست های کوچک فاطمه را
از مشق های فارسی اش خط بزند
و مدادهای رنگی آذین را به خون بکشد
کمک، نام دیگر کروز است
وقتی قهقهه ی همکلاسی های شقایق را
در ۱۶۵ چاله ی مستطیلی به خاک می سپارد
کمک نام دیگر کروز است
که در لفافه ی حقوق بشر
گریه ی مادران هرمزگان را
در غباری سهمگین می بلعد
و سازمان ملل
این آسمان خراش بی خود
در حلقه ی قماربازان بنگاه دار
از تلالو طلاهای به غارت برده از بغداد و لیبی و دمشق
آروق نفتی می زند
و ساعت ها فکر می کند تا
برای تاراج اموال خاورمیانه،
مدارک متقن بتراشدـ
کمک، نام دیگر کروز است

محمدعلی ساکی:
نه نرگس و لیلا و نه آوا مانده
نه احمد ومرتصی و نیما مانده
از آن همه خاطرات شیرین کلاس
یک نیمکت سوخته بر جا مانده
این مردک بی عقل روانی شده است
با غاصب قدس در تبانی شده است
جا مانده ز مشق کودکی نام شهید
بر نیمکتی که آسمانی شده است

علی فرج الهی:
کودک میناب
ای دوستان امشب کمی مهتاب میخواهم
قدری دعا؛ یک خلوتی؛ محراب میخواهم
امشب چه دل تنگم؛ هوای ربّنا دارم
از بس تقاص کودک میناب میخواهم
قدری بِأَیِّ ذَنب، را جاری کن از چشمت
معصوم من اشک تو را در قاب میخواهم
رفتم سراغ کیف و دیدم مشق شب داری
خوابم و یا گفتی که بابا آب میخواهم
از بس برایت گریه کردم نای رفتن نیست
طوفان گریههای بی پایاب میخواهم
بعد از تو دشمن تا ابد شادی نخواهد دید
من انتقام از دیو بی آداب میخواهم
گلهای تُرد خطّهی میناب پرپر شد
موشک کجایی دکمهی پرتاب میخواهم
بر من حرام ار این دو پلکم خواب کردهاست
امشب دو چشم عاشق بیخواب میخواهم
من مرگ این عفریتهی بی چشم و رویِ پوچ
در تنگهی هرمز؛ در آن گرداب میخواهم

علیرضا حکیم:
رود اشک
۱- رود اشکم از جنون تازهای
روی دوشم درد بی اندازه ای
۲- کرد شیطان فتنهی دیگر بهپا
شهر میناب از هجومش در عزا
۳- طبع شیطانی او شد برملا
شد مکّرر داستان کربلا
۴- بمب باران شد گُلان مدرسه
وا مصیبت رفت جان مدرسه
۵- غرقهخون شد بوستان از شرّ او
زیر و رو شد آن شکوه و فرِّ او
۶- گر بنامی نام او حیوان بجاست
رتبهی انسان به چون او نارواست
۷- نالههای آتشین مادران
پر نموده گوش و هوش آسمان
۸- جان انسان پیش او چون پَرِّ کاه
بر لب گور است و مشغول گناه
۹- مست کودک کشتنی شد بیحساب
کس ندیده از چو او کار صواب
۱۰- ای که هر دم مست عصیانی و جنگ
نیست در قاموس تو غیر از تفنگ
۱۱-باد نفس از کلّه ات بیرون ببر
از غرور کاذب خود بر حذر
۱۲- روزی آید مرگ در آغوش تو
لمس خواهد کرد بیخ گوش تو

سارا سعادتمند:
این جنگ ظفرمندو سرآغاز ظهوراست
جمهوری اسلامی ما سوره ی نوراست
موسی اگر از نیل گذر کرده خداخواست
هرموشک ما گفته ی تورات و زبوراست
مردم همه خونخواه شهیدان عزیزند
این موج خروشان وطن اوج غروراست
دست خودمان نیست که اینقدرعجولیم
حیران و غمینیم که مادر چه صبوراست
هشدار به اهریمن ِ کودک کش ِ ملعون
که لشگر جان برکف ما دشمن زور است
چون منتقم خون شهیدان و امامیم
هرمشت گره خورده ی ما شعرو شعوراست
توصیف درختی که تبر خورده چه سخت است
در مدح وطن سوز غزل نوحه وشوراست
پرچم، کفن ِ خواهرمان گشته دراین بین
آلاله ی " میناب " فغان! طعمه ی گوراست
ما رهروِ قرآن مجیدیم و که برما_
واجب شده این راه و همین راه عبور است

علی زیودار:
بمب میریزند و کودک میکشند
بمب میریزند و از خون سرخوشاند
مطلق شرّند این کفتارها
عَبد ابلیساند آدمخوارها
بمب میریزند روی مدرسه
آتش و باروت توی مدرسه
بوی زلف سوخته لای کتاب
دست و پای دوخته لای کتاب
آیههای ناب را آتش زدند
قلب ما میناب را آتش زدند
مطلق شرّند این کفتارها
بمب میریزند آدمخوارها
بمب میریزند و کودک میکشند
مستِ خون و مستِ تیر و ترکشاند
مستِ خون کودکانِ بیگناه
مستِ خونِ دخترانِ بیپناه
مستی بدمستها را میبُریم
بازوی کژدستها را میبُریم
پهلوانان و دلیرانیم ما
حافظان خاک ایرانیم ما
پیروان راستین حیدریم
یالثاراتالحسینِ رهبریم
پورِ سلمانیم، رستمزادهایم
کربلایی باور و آزادهایم
جمعِ عاشورا و نوروزیم ما
بیبروبرگرد پیروزیم ما
قوّت عباس در دستان ماست
یاعلی ذکر جوانمردان ماست
یاعلی گویان سماع خون کنیم
تا زمین را عاری از صهیون کنیم
یاعلی در قلب ما تابنده است
یاعلی ذکر امام زنده است
یاعلی گو؛ یا علی آقای ما!
تیغ برکش یا علی مولای ما!
تیغ برکش یا علی تعجیل کن!
سامری را غرق رود نیل کن!


