به گزارش روابط عمومی اداره کل کتابخانههای عمومی استان خوزستان، در میان روزهایی که خاطرههای تلخ و لحظههای سنگین در ذهن مردم نقش میبندد، گاه یک متن کوتاه میتواند بازتابدهنده احساس مشترک یک ملت باشد. دلنوشتهای با عنوان «برای ۱۶۸ ستاره زیبای میناب» در همین مسیر شکل گرفت؛ متنی که با زبانی سرشار از عاطفه، یاد دانشآموزان مدرسه «شجره طیبه» میناب را زنده نگه میدارد.
این دلنوشته از نخستین روزهای جنگی یاد میکند که با خبری تکاندهنده همراه شد؛ خبری که نه تنها مردم میناب، بلکه دل بسیاری از ایرانیان را اندوهگین کرد. حادثهای که در آن مدرسهای که قرار بود محل خندهها، بازیها و رویاهای کودکانه باشد، به صحنهای تلخ از خاموش شدن آرزوهای کوچک بدل شد. مدرسه «شجره طیبه» که هر روز میزبان صدای زنگ کلاس، دویدنهای کودکانه در حیاط و نگاههای معصوم دانشآموزان به معلمان بود، در آن روز با حادثهای دردناک روبهرو شد.
در متن این دلنوشته، ۱۶۸ دانشآموز به «غنچههای کوچک» و «ستارههای آسمان» تشبیه شدهاند؛ کودکانی که هر یک با دفتر نقاشی، کولهپشتی و رویاهای کودکانه راهی مدرسه شده بودند. تصویرهایی ساده اما عمیق از زندگی روزمره کودکان، همچون دمپاییهای پلاستیکی کوچک، دفترهای نقاشی رنگی و نگاههایی که به امید یادگیری به سوی معلم دوخته شده بود، در این متن به نمادهایی از اندوه و خاطره تبدیل شدهاند.
بخشهایی از این دلنوشته فضایی از کلاسهای درس را ترسیم میکند؛ جایی که دانشآموزان منتظر زنگ تفریح بودند، لحظهای که همیشه با هیجان و شادی همراه است. اما در روایت این متن، زنگی که پایان کلاس را اعلام کند هرگز به صدا درنیامد و رویاهای کودکانه در همان لحظه ناتمام ماند.
این نوشته با توصیف فضای شهر میناب، از صبوری و آرامش مردمانی یاد میکند که همواره با دشواریها روبهرو شدهاند، اما آن روز با اندوهی بزرگ مواجه شدند؛ اندوهی که مرزهای جغرافیایی را پشت سر گذاشت و در دل بسیاری از مردم ایران طنین انداخت. حادثهای که در حافظه جمعی مردم به نشانهای از مظلومیت کودکان و عمق درد انسانی تبدیل شد.
دلنوشته «برای ۱۶۸ ستاره زیبای میناب» با لحنی شاعرانه از ماندگاری یاد این کودکان در تاریخ سخن میگوید؛ ستارههایی که به تعبیر نویسنده، اکنون در آسمان میدرخشند و خاطرهشان در سپهر ذهن و قلب مردم باقی مانده است. در این روایت، کودکان میناب تنها یادآور یک حادثه تلخ نیستند، بلکه نمادی از معصومیت، امیدهای ناتمام و پیوند عاطفی یک ملت با آیندهسازان خود به شمار میآیند.
انتشار چنین دلنوشتههایی جلوهای از همدلی اجتماعی و فرهنگی در مواجهه با رخدادهای تلخ است؛ متونی که با زبان احساس و تصویر، خاطره انسانهایی را زنده نگه میدارند که هرچند حضور فیزیکیشان کوتاه بود، اما نام و یادشان در حافظه تاریخی یک جامعه ماندگار خواهد ماند.