به گزارش ادارهکل روابط عمومی و امور بینالملل نهاد کتابخانههای عمومی کشور، در راستای معرفی کتابهایی که رهبر شهید انقلاب اسلامی، حضرت آیتالله سیدعلی حسینی خامنهای آنها را پیشنهاد داده و معرفی کرده بودند، در پرونده ویژه «به پیشنهاد آقا» این آثار معرفی خواهند شد که مروری بر کتاب «سیاستنامه (سیرالملوک)» اثر خواجه نظامالملک طوسی، چهارمین گام در این پرونده است.
شناسنامه اثر:
عنوان: سیاستنامه (سیرالملوک)
نویسنده: خواجه نظامالملک طوسی
مصحح: عباس اقبال آشتیانی
ناشر: انتشارات اساطیر
موضوع: اندیشه سیاسی، آیین کشورداری و مدیریت کلانِ دیوانی
ژانر: اندرزنامه، سیاستمُدُن، ادبیات تعلیمی، تاریخنگاری تحلیلی
زمان تقریبی مطالعه: 11 ساعت
طراوت یک متن کهن در گذر قرون و اعصار
کتاب «سیاستنامه» یا «سیرالملوک»، بیتردید یکی از درخشانترین مواریث نثر کلاسیک فارسی و از ارکانِ بنیادینِ اندیشه سیاسی ایرانشهری و اسلامی است. این اثر که به قلم توانای خواجه نظامالملک طوسی نگاشته شده، پس از گذشت قرنها، نهتنها غبار کهنگی به خود نگرفته، بلکه همچنان طراوت، استحکام و کارآمدیِ شگفتانگیزِ خود را حفظ کرده است. اهمیت این کتاب صرفا در نثر فاخر و استوار آن خلاصه نمیشود؛ بلکه نقطه ثقلِ آن، حکمت عملی، واقعبینی سیاسی و توصیههای عمیقِ مدیریتی است.
رهبر شهیدمان، حضرت آیتالله سیدعلی حسینی خامنهای، در دیدار مورخ یازدهم آذرماه 1383 با رئیس و مدیران سازمان صدا و سیما، با تأکید بر تازگی و کارآمدیِ مستمر این متن در گذر زمان، جایگاه و اهمیت آن را چنین تبیین میفرمایند: «من یک وقت زمان ریاستجمهوری، در شورای عالی انقلاب فرهنگی جملهای را از کتاب «سیاستنامه» خواجه نظامالملک نقل کردم. این کتاب، یکی از متون بسیار زیبا و فاخرِ ادبی ماست. با اینکه هفتصد، هشتصد سال از آن زمان میگذرد - دوره سلطان سنجر یا ملکشاه - درعینحال انصافا مطالبش همچنان تازه است و انسان وقتی آن را میخواند، لذت میبرد. بههرحال، یکی از توصیههایی که به شاهِ زمان خودش میکند، این است: زنهار! مردی را دو کار مفرمایی؛ مردی و کاری. راست میگوید؛ یک مرد، یک کار.»
با وجود آنکه تاکنون تصحیحهای متعددی از این کتاب عرضه شده است، مرورِ حاضر با تکیه بر نسخه ارزشمندِ تصحیحشده زندهیاد عباس اقبال آشتیانی، تلاش میکند تا ابعاد پنهان و پیدای این شاهکار بلامنازع را از زوایای گوناگون کالبدشکافی کند.
بررسی زمینه تاریخی و اجتماعی: مهار شمشیر با قدرت قلم
برای درک عظمت سیاستنامه، باید آن را در بسترِ پرالتهابِ قرن پنجم هجری بازخوانی کرد. این اثر در دورانی به رشته تحریر درآمد که پهنه حکومت سلجوقیان در اوج وسعت خود، از مرزهای آسیای مرکزی تا سواحل مدیترانه امتداد یافته بود. چالش بزرگِ آن مقطع تاریخی این بود که تثبیتِ دستاوردهای نظامی در چنین گستره پهناوری، به یک ساختارِ اداری و سیاسیِ کارآمد نیاز داشت. خواجه نظامالملک، بهعنوان مغز متفکر و نماینده سنتِ کهنِ دیوانسالاری ایرانی، این اثر را نگاشت تا یادآور شود که تداوم و پایداریِ یک حکومت، در کنار قدرتِ شمشیر و اقتدارِ نظامی، در گروِ تکیه بر «قلم»، «قانون»، «نهادسازی» و برپاییِ «عدالتِ فراگیر» است.
کتاب در فضایی آکنده از تهدیدات نوشته شده است: از یکسو فسادِ درونسیستمی، ظلمِ اقطاعداران و باجگیریِ کارگزاران، ثباتِ داخلی را تهدید میکرد و از سوی دیگر، ظهور جریانهای برانداز و رادیکال (مانند اسماعیلیان الموت به رهبری حسن صباح)، امنیت امپراتوری را هدف گرفته بود. از این منظر، سیاستنامه یک «مانیفستِ جامعِ حکمرانی و امنیتی» برای حفظ یکپارچگی سرزمینی و ثبات اجتماعی است.
تحلیل ساختاری و روایی: معماریِ حکایات در خدمتِ مدیریت
از منظر ساختاری، کتاب از 50 فصل (بابِ) دقیق و مهندسیشده تشکیل شده است. معماریِ رواییِ خواجه در این اثر، متعلق به ژانر «اندرزنامه» یا «آیینِ کشورداری» (Mirror for Princes) است و بر یک الگوی سهوجهیِ هوشمندانه استوار است: «طرح مسئله مدیریتی/سیاسی، ارائه حکمِ قاطع، و اثباتِ آن از طریق تمثیل و حکایت تاریخی».
خواجه ابتدا یک قاعده کلان را به شکلی موجز و نظری بیان میکند؛ سپس برای اثباتِ حقانیت و کاربردی بودنِ آن، به روایات تاریخی، احادیث نبوی، آیات قرآن و داستانهایی از پادشاهان پیشین (بهویژه انوشیروان ساسانی، محمود غزنوی و خلفای عباسی) متوسل میشود. این ساختارِ روایی باعث میشود که متن از خشکی و ملالِ یک آییننامه اداریِ صرف خارج شده و به یک اثر ادبیِ قصهگو، پرکشش و زنده تبدیل شود. خواجه با شناختِ عمیق از روانشناسیِ قدرت، میدانست که برای اثرگذاری بر پادشاهی قدرتمند، باید مفاهیمِ سنگینِ حکومتی را در زرورقی از داستانهای شیرین، عبرتآموز و ملموس بپیچد.
شخصیتپردازی و لحن مؤلف: صدای رسای یک مصلحِ مقتدر و واقعبین
در متون غیرداستانیِ کلاسیک، «شخصیتپردازی» غالبا در قالبِ «لحن و استایلِ حضورِ مؤلف» در متن تجلی مییابد. راویِ سیاستنامه، شخصیتی است جهاندیده، قاطع، دیندار، بهشدت عملگرا و دلسوزِ بقای حاکمیت و رفاهِ رعیت.
لحن او در سراسر کتاب، ترکیبی بینظیر از «نصیحتگریِ پدرانه» و «اقتدارِ یک سیاستمدارِ کارکشته» است. او با اینکه با شخصِ اولِ امپراتوری سخن میگوید، اما هرگز به ورطه تملق نمیافتد و ابایی ندارد که با صراحتِ تمام، کژیها، کاستیها و خطراتِ ناشی از سوءمدیریت را گوشزد کند.
این لحنِ قاطع و فاخر، در همان قاعده طلایی که در بیانات رهبری نیز برجسته شده، کاملا مشهود است: «زنهار! مردی را دو کار مفرمایی…». واژه «زنهار» (به معنای آگاه باش، بیدار باش و بهشدت بپرهیز)، نشاندهنده جایگاهِ رفیعِ مؤلف در جایگاه پیرِ خردمندی است که خطرِ تمرکزِ وظایف در دستِ افرادِ محدود و تبعاتِ ویرانگرِ آن بر سیستمِ اداری را با تمامِ وجود حس کرده است.
درونمایهها و مفاهیم کلیدی
الف) تخصصگرایی، تقسیم کار و شایستهسالاری:
همانطور که در گزاره «مردی و کاری» مستتر است، یکی از مترقیترین درونمایههای کتاب، تأکید بر تقسیمِ منطقیِ کارها، تفویض اختیارِ اصولی و جلوگیری از تراکم مشاغل است. نظامالملک قرنها پیش از نظریهپردازانِ مدرنِ مدیریتِ منابع انسانی، بهروشنی استدلال میکند که اعطای چند مسئولیتِ سنگین به یک نفر، نهتنها موجبِ خستگی و ناکارآمدیِ فرد میشود، بلکه زمینه را برای فساد، پنهانکاری و فلج شدنِ چرخه سیستمِ دیوانی فراهم میآورد.
ب) عدالت و دایره دادگستری:
ترجیعبند و مفهومِ مرکزیِ سیاستنامه، برپاییِ «عدالت» است. خواجه با یادآوریِ قاعده مشهور «المُلکُ یَبقی مَعَ الکُفرِ وَ لا یَبقی مَعَ الظُّلمِ»، تأکید میکند که مشروعیت و بقای هر حکومتی، مستقیما به نحوه رسیدگی به تظلمات مردم بستگی دارد. او برقراریِ جلساتِ مکررِ «مظالم» (رسیدگی مستقیم شخص حاکم به شکایات مردم از کارگزاران) را یک فریضه سیاسی و دینی میداند.
ج) اشراف اطلاعاتی و نظارت مستمر:
نظامالملک برای جلوگیری از خودسریِ استانداران و مقاماتِ محلی، بر ضرورتِ داشتنِ یک سیستمِ اطلاعاتی و نظارتیِ قوی و مخفی (در قالب نهادهایی چون بَرید، مُنهی و مُشرف) تأکیدِ فراوان دارد. او معتقد است که چشم و گوشِ حکومت باید همواره باز باشد تا بتواند پیش از تبدیل شدنِ یک نارضایتیِ محلی به یک بحرانِ ملی، آن را مدیریت و مهار کند.
جمعبندی نهایی
«سیاستنامه» با تصحیحِ عالمانه و دقیقِ مرحوم عباس اقبال آشتیانی، گنجینهای بیبدیل از خردِ سیاسی، مدیریتی و جامعهشناختیِ ایرانی-اسلامی است. این اثرِ 320 صفحهای ثابت میکند که متون کلاسیکِ ما، صرفا اشیای موزهای نیستند؛ بلکه دایرةالمعارفی از اصولِ بنیادین حکمرانیِ صحیح را در خود جای دادهاند.
همانگونه که در مطلعِ این مرور با استناد به بیانات ارزشمند رهبری ذکر شد، رازِ ماندگاری و تازگیِ این کتاب در شناختِ دقیقِ خواجه نظامالملک از ذاتِ انسان، مناسباتِ قدرت و قواعدِ مدیریتِ کلان نهفته است. مطالعه تحلیلیِ این متنِ فاخر برای هر اندیشمند، مدیر و علاقهمندی که دغدغه اعتلای ساختارِ اداری و اصلاحِ امور را دارد، نهتنها لذتبخش، که گامی کاملا ضروری برای اتصالِ خردِ گذشتگان به نیازهایِ امروز است.
توضیح: نقلقول رهبر شهیدمان را در این نشانی بجویید: