به گزارش روابط عمومی اداره کل کتابخانه های عمومی آذربایجان غربی، وحید طلعت، کارشناس منابع اداره کل کتابخانه های عمومی آذربایجان غربی، شعری برای مادر خانواده هشت شهید، که با پرچم ایران به استقبال شهدایش آمد، سرود.
بغض در گلو، دلخون، اشک در نگاهش بود
گردِ خستگی روی چادرِ سیاهش بود
گفت: «راضیام»، اما ای دریغ «پس ماندم»
گفت: «شُکر!» اما شهر، داغدارِ آهش بود
: «دیر آمدند امّا!، آمدند آخر سر»
گفت و گفت امّا صبر، زخمی نگاهش بود
هشت زائر شهید از او، هشت روسپید از او
چونکه ضامن آهو، نیّت و پناهش بود
زن پر از صلابت بود، زن پر از شهامت بود
زن خود شهادت بود، آسمان گواهش بود
پرچمِ وطن بر دست، از امیدها سرمست
ایستاده در میدان، استوارِ راهش بود
برقرار و پاینده، با امید آینده
سرفرازی ایران چون که خواستگاهش بود
وحید طلعت