به گزارش روابطعمومی اداره کل کتابخانههای عمومی خراسان رضوی، ویژهبرنامه «برای وطن»، به میزبانی شاعرانی بود که به مناسبت روز جمهوری اسلامی و گرامیداشت فرماندهان جنگ رمضان و شهدای دانشآموز میناب گرد هم آمده بودند تا پیوند میان هنر شعر و روحیه ایثارگری ملی را به نمایش بگذارند.

سید امیر هاتفی، عضو کتابخانه مرکزی امام خمینی(قدس سره)
علم برپاست
کدامین باد جرأت دارد اینک چپ نگاهی سوی این پرچم بیاندازد؟
کهن جانْ جاوْدان ایران
مگر بر حیله جرثومه و دژخیم می بازد؟
همه هستیم
چو آرش جانمان در زه فرود آریم
که با شَخِّ کمان جان از ستمکاران جدا سازیم
و سر های حضیض و پستشان را با
دفاعیگون حضور خود به میدان و خیابان ها
به سوی خواری و تسلیم
فرود آریم
که ما ایرانیان، بیدار و هشیاریم.
تهمتنْ مردهامان صف به صف با گرزهای موشکین در دست
چنان خوابی برای دشمنان دیدند
که رستم دید بر اکوان و بر ارژنگ.
و زن هامان که از اول
به لالایی خود سرباز پروردند.
و کودک ها که رؤیاشان
از آن تکّه مقوایی
که موشک می شود در دست بازیشان،
شبیه روز، روشن گشته بر دنیا.
و این موشک که سابق کاغذ است و بعد از آن آهن،
در آخر خانه اهریمنان را می کند بر روی سرْشان آنچنان ویران
که دنیا می شود از عزم این فرزند ها حیران
علی با ماست
مشوش دشمنان از ذوالفقار او؛
و نام او به جان پست خاخامان بی بتّه
چنان لرزش بیاندازد
که قوم کافران را در جهان
از سکه و ارزش بیاندازد
که ارزش در گروی ماست
که تنها زادگاهِ پاکْ جانْ فرهنگْ
و تنها خانقاه اکمل دین و مذاهب، کشور آزادگان، ایران بی همتاست.
کدامین کشور دنیا
شبیه ما تمدن دارد ای مردم؟
کدامین کشور دنیا
هم از حیدر هم از کوروش
هم از آرش هم از رستم
چنان ما بهره دارد هان؟
و اینک آن خدایی که
سپاه فیل را با خاک یکسان کرد
کنار ماست
به گوش جان سپار آن هاتفی را کز سراپردهیْ نهان بر ما چنین می خواند:
قسم بر بارش تاریخی و کافرکش سجّیل
که پیروز است ایران مسلمان
بر یهودیان بی تاریخ اسرائیل.
*******************************

کیانا امتحانی، عضو کتابخانه عمومی نواب صفوی مشهد
گرفته غم ریه هایم را
نفس بریده ام انگاری
نمک بریز نمکدان که
شده است زخم دلم کاری
شکوفه ها همه بیرنگ اند
نهال ها همه دلتنگ اند
درختکاری ما امسال
بدون تو شده غم کاری
تو اتفاق زمان بودی
حماسه ساز جهان بودی
پس از تو نیست در این دنیا
نه اتفاق و نه اخباری!
چقدر داغ تو سنگین است
جهان بدون تو غمگین است
بهشت رفته ای آقا جان؟
بلیط یک طرفه داری؟
****************************
سیده ثناحسینی، عضو کتابخانه مرکزی امام خمینی (قدس سره)
با عطر پدر، به سوی میدان آمد
در اوج خطر، به سوی میدان آمد
سید علی حسینی خامنه ای
با نام دگر، به سوی میدان آمد
ماه اسفند بود و روز نهم
کوله ای روی دوش، می خندید
زیر آوار، خنده اش خون شد
آن دمی که «کمک» ز راه رسید
دختری گفت از دل آوار :
خونمان گرچه اشک مادر ماست
ولی از خون ما شهیدان است
سرخی پرچمی که پابرجاست
آه از آن صبح تلخ و غرق غمی
که پدر رفت و اشک، جاری بود
آه از آوار روی عمامه
آه از آن مشکی که داغ سرود
اشک ها روی گونه آوار است
وقتی آید صدای سید علی
گرچه او نیست، خیمه اش که به پاست
هست نور خدای سید علی
داغمان سخت هست نیست بزرگ
چون خدا از همه بزرگتر است
ولی این انتقام و خونخواهی
از دل خشم و عشق و چشم تر است
گر علی رفت، مجتبایش هست
باز هم هست یک امام و ولی
پسرش آمده ولی انگار
نام دیگر گرفته سید علی

سیده معصومه هرمزی مقدم، عضو کتابخانه عمومی شهید مطهری
ملت بیدار
اگرچه داغِ پدرسهمگین وجانفرساست
که داغ در نظر رهرو علی(ع) زیباست!
علَم به دست علمدار دیگری باید
که میهن علوی سربلند و پابرجاست
پدر برای همه حجت اش تمام شده ست!
مسیر روشن و تبیینِ ره وظیفه ی ماست
بلند می شود از جا هرآنکه آزاده ست!
زمان زمانه ی جنگ از مسیر عاشوراست!
بتاز لشکر قاسم ببار بر سر خصم
دعای ملت بیدار پشت رزم شماست
جهان به چشم ببیند که کشور ایران
جهنم همه صهیون و دیو امریکاست
چنان نبود و چنین نیز هم نخواهد ماند
که برتر از همه باطل همیشه دست خداست!