به گزارش ادارهکل روابطعمومی و امور بینالملل نهاد کتابخانههای عمومی کشور، جنگ، واژه تلخ و سیاهی است که با شیرینی و روشنی کتاب و کتابخوانی در تضاد است و این یعنی آبی که آتش این روزهای ما را خاموش میکند، حفظ فرهنگ کتاب خواهد بود که با بازماندن کتابخانه و تداوم کتابخوانی میسر میشود و هر دو به همت کتابدار جامه عمل میپوشد. ایرانِ عزیزِ ما، در سال ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵ درگیر دو مقطع جنگ تحمیلی از سوی دشمن آمریکایی_صهیونیستی شد که در پی آن، به بسیاری از شهرها حمله شد و روح و روان هموطنان تحت تاثیر فشار ناشی از شدت این بحران قرار گرفت که در نتیجه، کتاب و کتابخانه بدل به پناهگاه امن آنها شد. اکنون به سراغ کتابداران فعال و موثر در استانهای مختلف کشور رفتیم که هر یک ترکیب تجربه، تخصص و خلاقیت را همراه کار خود کردهاند تا از تجربه مدیریت جامعه اعضای کتابخانه خود در دو جنگ دوازده روزه و رمضان برای ما بگویند تا آنها را بهعنوان افتخاری دیگر برای نهاد کتابخانههای عمومی کشور ثبت و ضبط کنیم؛ با این امید که دیگر هیچگاه شاهد چنین تجربهای در این شکل و ابعاد نباشیم.
الهام امیری که ۱۷ سالی میشود در نهاد مشغول بهکار است، اکنون مسئولیت کتابخانه شهید باهنر روستای کندوله از توابع شهرستان صحنه استان کرمانشاه را بر عهده دارد. روستایی با پتانسیلهای فراوان، که کتابخانهاش ظرفیتهای آن را تکمیل کرده و به مرکز فرهنگی منطقه تبدیل شده است و با کوشش و دغدغهمندی کتابدارانش، مقطع جنگ را به خوبی مدیریت میکند.

وی در ابتدای گفتوگو، به موقعیت روستای کندوله و کتابخانه شهید باهنر اشاره کرد و گفت: کتابخانه ما یک کتابخانه روستایی است که در یکی از روستاهای صاحبنام در حوزه گردشگری قرار دارد و تبدیل به یک پایگاه برای رفع همه امورات فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی اهالی شده است به عنوان مثال، ما تنها کتابخانه روستایی کارآفرین در کشور هستیم که برای بانوان بدسرپرست و بیسرپرست اشتغالزایی میکنیم و این موجب شد که ما با تمام ارگانها و ادارات تماس بگیرم و کتابخانه را به پایگاه در این زمینه تبدیل کنیم.
امیری ادامه داد: ما بهخاطر سنمان، جنگ هشت سال را تجربه نکرده بودیم، ولی از شجاعتها و حضور خانمها در پشت جبهه مطالبی شنیده بودیم و کتابهایی در اینباره خوانده بودیم و برای همین، موقعی که جنگ دوازده روزه اتفاق افتاد، به این نتیجه رسیدیم که باید این مسئله را مدیریت کنیم. رسالت ما بیشتر در حوزه کودک و نوجوان است و با کودکانی مواجه شدیم که خانوادههایشان برای اینکه بچهها در اثر استرسهای ناشی از جنگ آسیب نبینند، به روستا آمده بودند. ما برنامههای متنوعی را برنامهریزی کردیم؛ از جمله اینکه کارگاههایی را برای خانوادهها خصوصا مادران که نقش حیاتی در کاهش استرسهای خانواده و بچهها دارند، برگزار و آموزشهایی را با حضور روانشناس و مشاور همراه ارائه دادیم. ما در یک ساعتهای خاصی در کتابخانه برنامه داشتیم و اگر هم میسر نبود، در مسجد یا منازل اهالی روستا از سمت کتابخانه، فراخوان برگزاری برنامهها را میدادیم و از طریق بلندگو که وسیله اطلاعرسانی سراسری روستای ما است، اعلام عمومی میکردیم. در کنار مادران هم کمکم با بچهها کار کردیم و از طریق قصه، بازی و کتابخوانی آنها را آرام کردیم و آمدیم و به این سوالات پاسخ دادیم که فلسفه جنگ چیست، چرا جنگ اتفاق میافتد و در آن چه اتفاقاتی میافتد تا اینکه دوازده روز را پشت سر گذاشتیم و بچههایی که مهاجر بودند، به خانه هایشان برگشتند.
مسئول کتابخانه شهید باهنر روستای کندوله، درباره برنامههای مربوط به جنگ رمضان هم توضیح داد: وقوع جنگ رمضان کشور را درگیر یک سری مشکلات دیگر و ناراحتکننده از جمله شهادت رهبر عزیزمان کرد، ولی من دیدم الان موقع عزاداری نیست و زمان جهاد تبیین است؛ بنابراین بحث را از روستا بیرون بردیم. روستای ما چون دهستان است، ۲۱ روستا را پوشش میدهد و من با خانواده ها، مسئولین پایگاههای بسیج، بهورزها و کسانی که در روستا ساکن بودند و حرفشان را در روستا میپذیرفتند، صحبت کردم تا هر روز یک خانه را پایگاه قرار دهیم و برای بچهها و بزرگترها را به نوبت برنامه اجرا کنیم. برای کودکان و نوجوانان بحث مسابقه نقاشی را درنظر گرفتیم و یک پویش با عنوان «رهبر شهیدم، ایران مقتدر» ترتیب دادیم. در ذیل این پویش، یک روز نقاشی داشتیم و یک روز با بچهها صحبت میکردیم و توضیح میدادیم که اسرائیل چیست و چگونه بهوجود آمده است، با بچههای میناب و غزه چه کار دارد و با این جنگ میخواهد در کشور ما به چه هدفی برسد.
وی ادامه داد: یک سری هم از نقش تاثیرگذار سردار شهید طهرانی مقدم گفتیم که ۱۰ جلسه طول کشید و تاکید کردیم که سرفرازی و قدرت امروز کشورمان را مدیون او هستیم. همچنین، اینکه فناوری موشکی ایران چگونه بهوجود آمد و ما از کجا به کجا رسیدهایم را هم بیان کردیم تا کودکان و نوجوانان ما مطلع باشند. مطالبی را از زندگی رهبر شهید انقلاب و ارتباطی که با کتاب داشتند و توصیههایی که درباره کتابخوانی میکردند، بیان کردیم و تمام این نکات را در ریزبرنامهها وارد کردیم. با پدر خانواده هم صحبتهایی کردیم و خصوصا قشری که ما بهخاطر آرامشبخشی به خانواده و نگهداشتن این نهاد مقدس از بحران استرس در این شرایط روی آن حساب کردیم، مادران بودند که تحت پوشش قرار دادیم. نحوه ارتباطگیری با سالمندان در شرایط بحران و همچنین، ارتباط با نوجوانان و مدیریت اضطراب آنها چون در سنین مهمی هستند، خصوصا اگر کنکور در پیش دارند را هم مدنظر قرا دادیم. همه اینها را در کارگاههای روزانه یک تا دو ساعته و هر روز را هم در خانه یک نفر از اهالی و یا در مسجد روستا برگزار کردیم. خدا را شکر استقبال خوبی هم شد و تأثیرگذار بود.

این کتابدار همچنین گفت: اکنون که دورکار هستیم و یک سری محدودیتها برای جمعشدن در کتابخانه داریم، خودم که برای سرکشی به کتابخانه میروم، با حدود ۱۰۰ تا ۱۵۰ کتاب و یک دفتر ثبت بر میگردم و به همه بچهها که در گروه کتابخانه هستند، زنگ میزنم که در یک ساعت مشخصی برای تحویل کتابها به درب منزل مراجعه کنند و یا همیارهای کتابی که در طول سال با ما همکاری میکنند را خبر میکنیم که تعداد ۴۰ تا ۵۰ کتاب را که برای هر روستا درنظر گرفتهایم را ببرند و توزیع کنند. در کنار آنها، نشریات تاریخ گذشته یا کتابهای مورد علاقه خانمها مثل آشپزی یا هر چیزی که در این بحبوحه استرس و جنگ، ارتباطشان را با کتاب و کتابخوانی قطع نکند، در اختیارشان قرار میدهیم.
الهام امیری در پایان با اشاره به برنامههای نوروزی کتابخانه، بیان کرد: ما با مسافران نوروزی و هموطنان جنگزده هم مواجه هستیم که در اقامتگاههای بومگردی و گردشگری ما ساکن هستند و من سعی میکنم به آنها سر بزنم، کتاب اهدا کنم و با آنها صحبت کنم، چون اکثرا دوستانی هستند که متأسفانه منازلشان را در تهران از دست دادند و به لحاظ روحی حال و روز خوبی ندارد و حتی اگر بتوانیم کمک میکنیم تا از طرف کتابخانه، منازل رایگانی در اختیار آنها قرار بگیرد. تمام این فعالیتها را با عنوان کار فرهنگی و ذیل پویش «رهبر شهیدم، ایران مقتدر» اجرا میکنم. ثواب هر روز کارمان را هم به روح یکی از شهدایی که پای انقلاب ایستادند، تقدیم کردیم.
