شنبه ۸ فروردین ۱۴۰۵ - ۰۹:۵۰

به همت محفل ادبی دکتر معین گیلان؛

محفل ادبی «عصر شعر رهبر شهید» در رشت برگزار شد

محفل ادبی گیلان

به مناسبت شهادت حضرت امام خامنه‌ای(قدس سره) و به همت محفل ادبی دکتر معین استان گیلان، محفل ادبی «عصر شعر رهبر شهید» در رشت برگزار شد.

به گزارش روابط عمومی اداره‌کل کتابخانه‌های عمومی استان گیلان، به مناسبت شهادت حضرت امام خامنه‌ای(قدس سره) و به همت محفل ادبی دکتر معین استان گیلان، محفل ادبی «عصر شعر رهبر شهید» با حضور شاعران مطرح استانی در سالن جلسات کتابخانه مرکزی رشت برگزار شد.
 

شعرهای خوانده شده شعرای مطرح استان گیلان به مناسبت شهادت حضرت امام خامنه‌ای(قدس سره) :

در امتداد خیابانی

که نامش را از دست داده

پنجره‌ها

اشک مادری را قاب می‌گیرند

که آخرین لالایی‌اش

در گوش باد می‌پیچد

وقتی

در انتهای کوچه‌ای سوخته

پرستویی با گلوی خاکستری

زمزمه می‌کند

زبان فراموش‌شده

*مجید رفیع زاد*

ما اهل قیام در دل طوفانیم

با عزت حق همیشه در میدانیم

از مشت گره کرده ای ما فهمیدیم

پای علم سه رنگ مان می مانیم

*مجید رفیع زاد*

با دخترکان ِ سبزه ی مینابی

معصوم ترین شکوفه ها ی آبی

افطار ِ بهشت نوش جان آقا جان

ماییم و فراق و یک جهان بیتابی

*فخری السادات حسینی*

هیهات، از این، جسارتت اسرائیل

لعنت به تو و شرارتت اسرائیل

هان! پیر ِمراد ِ ما نمیرد هرگز

نزدیک بُوَد هلاکتت اسرائیل

*فخری السادات حسینی*

ما فکر ِ نان بودیم و جان از دست دادیم

یک جان نه؛ ما جان ِ جهان از دست دادیم

هربار در داغ ِ شهیدان سوخت آقا

سردار ِ  دلهارفت ومولا گشت  تنها

هر اغتشاشی استخوانی در گلو بود

حالا دگر با چاه گرم ِ گفتگو بود

جان ِ علی ما نقض ِ پیمانی نکردیم

ما اغتشاشی در خیابانی نکردیم

در فتنه پای اشعری ها در میان بود

این درد ها از عمرو عاص  و جاهلان بود

دشمن بداند حضرت اقا نمرده

آن پهلوان و فاتح دلها نمرده

ما وارثان ذو الفقاریم و علی هست

در رجعتی دیگر  به او خواهیم پیوست

بعد از علی فرزند زهرا مقتدا شد

بار ِدگر، رهبر امام ِ مجتبی شد

در نسل سلمان بی وفایی اُفت دارد

کفر است هرکس ادعایی مُفت دارد

در نسل ِ  سلمان،   عشق یعنی آل یاسین

جانها فدای هر که باشد رهبر دین

در ملک ِ ایران  زندگی بی یار ننگ است

تنهایی ی تنهاترین سردار ننگ است

جغرافیای نسل سلمان هارتلنداست

این سرزمین همواره اقبالش بلند است

زیرا که دست ِ حق برای ما عیان شد

گویا  که پیرِ عشق؛ یکباره جوان شد

بعداز علی فرزند زهرا مقتدا شد

بار دگر رهبر امام مجتبی شد

*فخری السادات حسینی*

حلول شعر با من، «طیب‌الله، آفرین!» باتو

کلام از من، نگاه روشن باریک‌بین با تو

تو باشی و نماز و سفره‌ی افطار و چای و شعر

خوشا صد محفل شاعرنواز اینچنین با تو

حلال لحظه‌های دلبر پراشتیاقم باد

صفای مستی لبخندهای دلنشین با تو

به اعجازی بساط ساحران را جمع خواهد کرد

عصایی که به هر گامت رسیده بر زمین با تو

به سبزیِ سلام‌ات می‌سپارم اول هر سال  

بهارم را کنار سفره‌های هفت‌سین با تو

 پر از شعر و شکوه و عزت و شور و شکیبایی است  

تمام سرنوشت روشن این سرزمین با تو

سرآخر می‌رسد آن آخرین صبح و تماشایی است

شکوه طلعت آن آفتاب آخرین با تو

فراوان رفته این نسل نرفته جنگ در عمرش

  طریق القدس و خیبر، کربلا، فتح‌المبین با تو

گرفتی بارها دست مرا ای شعر، ممنونم!

رسیدم بارها تا ساحت امن «امین» با تو

*رقیه آزادنیا*

*تجلی انسان ۲۵۰ ساله در سیره سیاسی و مبارزاتی رهبر شهید انقلاب*

انسان انقلاب شهادت مبارکت!

اجر جهاد و علم و امامت مبارکت

ای خط سِیر دامنه دار مبارزه

تا قله این تداوم حرکت مبارکت

عطر قیام نیمه خرداد ِ فیضیه

عطر امام و  شوق زیارت مبارکت

چون سیره سیاسی پیغمبر خدا

آغاز فتح مکه و هجرت مبارکت

اسلام طرح کلی اندیشه تو بود

تشکیل این نظام و حکومت مبارکت

در جبهه در کنار رجایی و باهنر

تبیین لحظه های رشادت مبارکت

بودی همیشه پاره ی تن چون مطهری

نزد امام اینهمه عزت مبارکت

تنفیذِ حکمِ روز جمارانت آمده

این اعتماد رهبر امت مبارکت

جنگ است و اقتضای زمانه امید و کار

این انتخاب سنگر خدمت مبارکت

در مسجد ابوذر تهران میان  خون

ای بال و پر شکسته، جراحت مبارکت

چشمان تو ذخیره این انقلاب بود

این پرچم شکوه و بصیرت مبارکت

دشمن دوباره روز خطر ناامید شد

بعد از امام  امر ولایت مبارکت

دیدار مردمی که به استان سفر کنی

تجدید خالصانه بیعت مبارکت

ای مقتدای مردم مستضعف جهان

این جلوه های عدل و عدالت مبارکت

شور حسین و صبر حسن در نگاه توست

تلفیق صبر و حلم و شجاعت مبارکت

در جنگ بدر و شعب ابیطالب و احد

هر لحظه لحظه مژده نصرت مبارکت

هر فتنه با دعای تو از خانه دور شد

سجّاده های اشک و عبادت مبارکت

عصر امامِ باقر و صادق شروع شد

عصر جهاد علمی و قدرت مبارکت

با سالها تهاجم فرهنگی و خطر

دوران پیشرفت و رقابت مبارکت

تحریم و فتنه فرصت خودباوری شده

دوران خودکفایی و عزت  مبارکت

این جبهه ی مقاومت از کربلا و قدس

این وعده های صادق و نصرت مبارکت

در انتظار صحبت نوروزی توائیم

تولید و سال عزم و حمایت مبارکت

موسای کاظم از غم غربت در آمده

در طوس و قم  بهشت فقاهت مبارکت

ما در پناه شاه خراسان نشسته ایم

مهمانسرای گنبد حضرت مبارکت

در گام دوم از تو بیانیه ای رسید

عصر نوین  امت  و ملت مبارکت

نزدیک قله  آمده دشمن به کارزار

پیروزی دوباره ی  نهضت مبارکت

مظلوم مقتدر شده ایران  در این نبرد

سمت درست حق و حقیقت مبارکت

مثل جواد و سیره  هادی و عسکری

این امتحان دوره غیبت مبارکت

سرداب سامرا ی تو شد بیت رهبری

تهدید جان و روز سعادت مبارکت

اصلا به درد دوری ات عادت نداشتیم

انسان انقلاب شهادت مبارکت!

ای خون تو مقدمه  انقلاب  عشق

روز ظهور حضرت حجت مبارکت

*نجمه پورملکی*

تا امت ما امام غائب دارد

نومید مشو که شیعه صاحب دارد

این راه اگر چه مملو از رنج و بلاست

ماندن به مسیر حق مصائب دارد

*زهرا ملکی*

دلباخته ی حیدر کرار شدیم

آماده ی جان دادن وپیکار شدیم

آن روز که گفتیم علی بر حق است

به شور حسینی به سر دار شدیم

*زهرا ملکی*

ای قائد و شایسته  ترین مرد، .. ببین

ای راوی قصه های پر درد، ... ببین

 همواره تمام واژه ها می گریند

اندوه تو با وطن چه ها کرد، ... ببین.  

* زهرا ملکی*

سخت است در این  زمان مسلمان بودن

شایسته وآزاده وانسان بودن

این عرصه غم ورنج فراوان دارد

باید که رها ز مکر شیطان بودن

*زهرا ملکی*

با اینکه ستم همیشه جنگ افروز است

چشمان جهان به ما ولی امروز است

 از مشت گره کرده اش عالم فهمید

«ایران حسین تا ابد پیروز است»

……

از جبهه ی اسلام، خبر، می آید!

 اخباری از آن فتح ظفر، می آید!

سید علی حسینی خامنه ای

با منتقم خود از سفر، می آید

…….

چشمان تو از شکست تر خواهد شد

با سیلی حق گوش تو کر خواهد شد

هر کس که به این حرم نگاهی کج کرد

بیچاره و خوار و در به در خواهد شد

*عباس فرجی*

آقای شهید دلبر و دلداده

مهرت به دل جهانیان افتاده

 خواهان قصاص دشمنانت هستیم

آماده ی فتح خیبریم، آماده

*عباس فرجی*

خیره ام، مات و باز آشفته

آنچه می بینم اتفاقی نیست

کاش جای ریاضی و املا

میشد انشای آدمیت بیست

آنچه میبینم اتفاقی نیست

دستِ شوم موافقان بلا

بر سر کودکان مینابی

بارش مرگ و بغض مادرها

عاشقانه ترین مصور ها

غرق در خون خود پیاله شدند

خاک خوردند، خاک میهن را

در لباس شکوفه، لاله شدند

هر شب از تار و پود فردا ها

باید از انتظار بنویسم

در میان  جوانه های غزل

از غم این بهار بنویسم

نسل فردای سرزمین غایب

نسل امروز حاضرند اما

منجی عالم این چنین مانده

در میان حضورِ غایب ها

هر کجا نام میهنم باشد

خاک آن خطه اقتدا کرده

هر که مانده هنوز در میدان

با خودش عشق را صدا کرده

آنچه میبینم اتفاقی نیست

عشق در خاک سرزمین من است

راست میگفت چاوشی مردم!

راست میگفت علاج در وطن است

*جیران قربانی*

وساعت خواب مانده در عزا، گویا نمی‌چرخد

برای شرح داغ دل، زبان ما نمی‌چرخد

عجب دردی ست این هجران، یتیمی یادمان داده

که چرخ این فلک دور از غم بابا نمی‌چرخد

پدر همواره باماهست، حتی بیشتر از پیش

اگرچه داغداریم و زمان زیبا نمی‌چرخد

بتازان همچنان صهیون! ولی از ترس خواهی مرد

بگو این روزها دور سرت دنیا نمیچرخد!؟

شبی خیبرشکن چشم جهان را کور خواهد کرد

ببین شاهد حدود مسجد الاقصی نمی‌چرخد!؟

نوک پیکان این پیکار، تا نابودی صهیون

نه از روی تلاویو و نه از حیفا نمیچرخد

خدا در اوج ماتم هم دل ما را قوی کرده

سر سجیل‌ها جز سوی آمریکا نمی‌چرخد

دمت را روی کولت جا بده این پهنه ایران است

که ناو بی‌خدا هرگز در این دریا نمی‌چرخد

خدا فرمان آتش داده با فتاح و خرمشهر

امورات زمین جز از همان بالا نمی‌چرخد

و ما بیداری شب‌هایمان از روی وحشت نیست

زمان اینجا بدون نور موشک‌ها نمی‌چرخد

اگر گردونه‌ی این جنگ را عالم بچرخاند

از آنجایی که ما گفتیم یا مولا، نمی‌چرخد

علی قرآن ناطق بود و زهرا مادر امت

قلم‌ها جز به امر یوسف زهرا نمی‌چرخد

بدان بعد از خدا و اهل بیت و حضرت حاضر

جهان جز روی انگشتان این آقا نمی‌چرخد

*صفورا بخشی*

غزل

نشسته بار غم بر شانه ام، حالم پریشان است

کجایی رهبر فرزانه ام؟ حالم پریشان است

نگاهم را به هر سمتی که می دوزم، نمی بینم

به جز تو... و. با همه بیگانه ام، حالم پریشان است

به دور ات سال ها گشتم به دور ات باز میگردم

تو شمع محفلی، پروانه ام حالم پریشان است

شراب عشق را نوشیدی و من منتظر هستم

بیا پر کن دمی پیمانه ام حالم پریشان است

نسیمی با خودش عطر تو را می آورد ای عشق

به سمت خانه و کاشانه ام، حالم پریشان است

نبودت هیچ وقتی در خیال من نمی گنجد

کجایی رهبر فرزانه ام؟ حالم پریشان است

رباعی

عمریست که مدیون تو هستیم همه

جان بر کف و مجنون تو هستیم همه

ای مظهر اقتدار هر ایرانی

ما منتقم خون تو هستیم همه

در ذکر شهادتین شهدی ست رفیق

بین من و تو همیشه عهدی ست رفیق

در راه وطن مباد دلسرد شدن

دلگرمی ما حضرت مهدی ست رفیق

ما خون به جوش آمده در رگ هاییم

فرزند علی و فاطمه زهراییم

ما ریشه دواندیم در این خاکِ عزیز

تردید نکن همیشه پا بر جاییم

موجیم، غرور و عزت دریاییم

کوهیم که استوار و پا بر جاییم

از زوزه ی شیطان صفتان بیمی نیست

ما جنس شهادتیم و نامیراییم

ما غرش رعد گونه ی سجیلیم

صد قوم و نژادیم ولی یک ایلیم

در گوش جهان بخوان که تکرار کند

ما وارث نابودی اسرائیلیم

هر لحظه دم است با حسین ابن علی

پایان غم است با حسین ابن علی

"تا کور شود هر آنکه نتواند دید"

ایران حرم است با حسین ابن علی

ما بر سر پیمان حسینیم، حسین

جان بر کف میدان حسینیم، حسین

یک مشت از این خاک به دشمن ندهیم

ما عاشق ایران حسینیم، حسین

ما هم قسمیم پای قرآن عزیز

تقدیم تو می کنیم ما جان عزیز

قربان دل صبور و غرق خونت

ایران عزیز آه ایران عزیز

*بهرام مژدهی*