به گزارش ادارهکل روابطعمومی و اموربینالملل نهاد کتابخانههای عمومی کشور، گلستان جعفریان؛ نویسنده ادبیات پایداری است که آثار شاخصی را در حوزه روایت و خاطرهنگاری جنگ ایران و عراق تالیف کرده که یکی از آنها کتاب «پائیز آمد» است که به تقریض رهبر شهید انقلاب هم رسید. با او درباره مشاهدات این روزهایش از وحدت و همدلی مردم سخن گفتیم تا از نگاه یک روایتنگار جنگ، به صحنه تاریخی امروز بنگریم.
وی با بیان سه دهه تجربه نویسندگی خود در حوزه ادبیات پایداری، زندگانی شهدا و کسانی که بعد از جنگ درگیر تبعات جنگ ایران و عراق بودند، گفت: همیشه گفتهام که من شاید نویسنده خوبی برای اینکه بتوانم در آثارم، مقاومت را ترویج دهم نیستم، ولی نویسندهای هستم که در جنگ دنبال زندگی میکردم و اینکه در شرایط جنگ چقدر آدمها میتوانند تابآوری طبیعیشان را بالا ببرند، برایم مهم است؛ مثل کسی که بیمار است و به سختی مجبور به جابهجایی است یا رفتار با کسی که بیماری عصبی دارد، زنی که بچه کوچک دارد یا باردار است و خیلی از دیگر آدمهای جامعه که من سعی میکنم به تکتک آنها که شرایط خاصی دارند، فکر کنم که در این شرایط با اعتقادات مختلف عکس العمل آنها چیست.
جعفریان افزود: چیزی که من در آثارم در حوزه جنگ هشت ساله بروز دادم، آدمهایی هستند که رویکرد ایدئولوژیک و مقاومتطلبانه دارند یا حتی رویکرد وطنپرستانه دارند، مثل شهید حسین لشکری که ۱۸ سال اسارت کشید و حاضر نشد یک مصاحبه کند و بگوید که من قبل از تاریخ رسمی جنگ در خاک عراق اسیر شدم و ایران متجاوز بوده است که اگر انجام میداد، به او تابعیت کشورهای اروپایی را میدادند و دیگر اسارت نمیکشید. این آدمها، یک هدف و معیار در زندگیشان دارند و در جنگ خیلی قشنگ رفتار میکنند و خیلی دل آدم را میلرزانند.
نویسنده کتاب «روزهای بیآینه» ادامه داد: معروف است که میگویند در جنگ تمام صفات منفی و مثبت انسانها بروز پیدا میکند و انگار جنگ علیرغم دردناک بودنش، فرصتی میدهد تا این آدمها خیلی خوب نقشآفرینی کنند و دیده شوند و این شگفتانگیز است. من این مسئله را در جنگ هشت ساله و در همسران و پدران و مادران شهدا و اسرا دیدم و باز هم امروز همینطور است، یعنی آدمهایی میبینم که صاحب ایدئولوژی یا هدف هستند، خیلی ساکت و صبور هستند، خوب رفتار میکنند و حتی خودشان درد کمتری میکشند، تا آدمهایی که چنین رویکردهایی را به ماجراها ندارند. من در زمان جنگ هشت ساله ۱۰ساله بودم و خیلی شرایط را نفهمیدم، ولی اکنون تهران هستم و همه چیز را لمس میکنم و شاید بهعنوان یک نویسنده که در حوزه ادبیات پایداری کار کرده، لحظات برایم عجیب است و یکی از حسرتهایی که دارم این است که چرا نمیتوانم لحظه به لحظه آن را بنویسم و این تجربه خیلی پیچیدهای برای من است.
وی درباره نگاه تجربی خود در چگونگی تجربهنگاری و مستندنگاری دو جنگ اخیرا نیز گفت: یک اشتباهی که بهنظرم در جنگ ایران و عراق در حوزه ادبیات پایداری یا تاریخ شفاهی جنگ میتوان دید، این است که ما نگفتیم مردم چه کار کردند و خیلی به سراغ رزمندگان خط مقدم رفتیم و متأسفانه این موضوع همینطور ادامه پیدا کرد، در حالیکه مثلا من پیرزن تنهایی را میشناسم که در خیابان فلسطین است و یک هفتهای است گاز خانهاش قطع شده، خانهاش تاریک است و وسایل گرمازا نداشته و اینکه چطور آدمهایی که او را میشناختند، برای او وسایل برقی و گرمایشی بردند و وسایل اولیه او را تامین کردند و حتی به دیگران پیغام دادند تا به او کمک کنند. و اینکه تلویزیون پیغام میدهد یا برای ما پیامک میآید که این آدمها انواع مختلف نیازها را دارند و معرفی میکنند تا به آنها کمک کنیم، اینها وجوه انسانی، میهنپرستانه، ایدئولوژیک و حماسی ماجرا است؛ اگر من این وجه را دربیاورم و این قسمت را هم ببینم که یک عدهای میآیند و فیلم میگیرند و برای شبکههایی میفرستند که جز اینکه روی مردم ما سم بریزند کاری ندارند، در حالی که ۳۰ سال این کار را کردند و اکنون در بدترین شرایط آن را تشدید میکنند، آن هم یک رویکرد است.
جعفریان در پایان با اشاره به اینکه من تاکنون کتابهای روایت معکوس در حوزه کاری خودم ندیدهام، تاکید کرد: اکنون حس میکنم من باید آن آدمها و عملکردشان را خیلی خوب بشناسم و بدانم در حالی که وطن من دارد در آتش میسوزد، انبارهای نفت ما را زدند و باران اسیدی روی سر ما میبارد، آنها چه کار میکنند و چگونه فکر میکنند و چطور با میهن خودشان رفتار میکنند و به چه کسانی اعتماد کردند؛ اگر این رفتارهای معکوس را در کتابها و فیلمها بگذاریم، ارزش مسئله خیلی بهتر جا میافتد. ما در هشت سال هنر مقاومت، صرفا سراغ آرمانگرایی و حماسهسرایی رفتیم، بدون اینکه به فضای معکوس جامعه اشاره کنیم، خصوصا امروز که خیلی نسبت به جنگ با عراق، موضوع پیچیدهتر شده است و باید در جنگ دوازده روزه و جنگ رمضان، این آدمهای معکوس را ببینیم و تفکرشان را باز کنیم تا معلوم شوند این آدمها چه رویکردی داشتند و کسانی که مقابل اینها بودند چه تفکری داشتند و چقدر صبور و نجیب بودند.